علیرضا

علیرضا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



last time i looked٢٢:٤٥ - ١٣٩٩/١٢/٢٣یه اصلاح که برای کنایه استفاده میشه: "اگه درست یادم بیاد" "یادم نمیاد شما رو دیده باشم" "شما رو یادم نمیاد" "به جا نمیارم"گزارش
0 | 0
undermine٢٢:٤٠ - ١٣٩٩/١١/٠٧تاثیر گذاشتنگزارش
0 | 0
vent٢٢:٣٠ - ١٣٩٩/١١/٠٧فاش کردنگزارش
0 | 0
meantime٢١:٥٧ - ١٣٩٩/١١/٠٤تا اون زمان ، تا اون موقعگزارش
7 | 1
implications١٢:٥٧ - ١٣٩٩/١٠/٢٨عواقبگزارش
5 | 1
freaked out١٢:٤٨ - ١٣٩٩/١٠/٢٨به معنی ترسیدن و وحشت داشتن از چیزیگزارش
0 | 0
implication٢٢:١٩ - ١٣٩٩/١٠/٢٦عواقبگزارش
12 | 0
insubordinate٢٢:٤٣ - ١٣٩٩/١٠/١٨نافرمانی کردنگزارش
0 | 0
brilliant٢٢:٣٥ - ١٣٩٩/١٠/١٦فوق العادهگزارش
16 | 1
cocktails٢٢:٢٠ - ١٣٩٩/١٠/١٤نوعی نوشیدنی الکلی است که با آب میوه مخلوط استگزارش
2 | 0
slicks٢٢:٠٣ - ١٣٩٩/١٠/٠٧Racing slick نوی لاستیک صاف جهت مسابقات فرمول یکگزارش
0 | 0
i'm all thumbs٢١:٥٢ - ١٣٩٩/١٠/٠٤این یه اصطلاحه و برای کسی که دست و پا چلفتی هستش یا خودش رو دست کم میگیره استفاده میشه. . .گزارش
0 | 0
aware٢١:٢٥ - ١٣٩٩/٠٩/٢٨حواست باشهگزارش
16 | 0
admit٢٠:٢٦ - ١٣٩٩/٠٩/٢٨Admit it قبول کنگزارش
5 | 1
care٢٢:٤١ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧As if you care انگار برات مهمهگزارش
9 | 1
privacy٢٢:٢٩ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧I'd like a bit of privacy میخوام یه کم تنها باشمگزارش
7 | 1
eminently sensible٢٢:١٣ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧کاملا مشخصهگزارش
0 | 0
eminently٢٢:٠٧ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧کاملا روشنهگزارش
0 | 1
just rack off٢١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٩/٢٣فقط از اینجا برو ، فقط گورت رو گم کنگزارش
0 | 0
business٢١:٤٣ - ١٣٩٩/٠٩/٢٣None of your business به تو ربطی ندارهگزارش
16 | 0
hooked up٢٢:٢٠ - ١٣٩٩/٠٩/٢٢He's still hooked up to the ECG machine اون هنوز به دستگاه نوار قلب وصلهگزارش
2 | 0
current٢٢:١٧ - ١٣٩٩/٠٩/٢١We couldn't afford our current ما نمیتونیم از عهده مخارج فعلی مون بر بیایمگزارش
7 | 0
heaps٢٢:١٨ - ١٣٩٩/٠٩/١٥خیلی هاگزارش
0 | 1
cheap٢٢:٥٢ - ١٣٩٩/٠٩/١٢بی فایدهگزارش
7 | 1
limb٢٣:٠٠ - ١٣٩٩/٠٩/١٠Just don't go out on a limb for me فقط به خاطر من از پا در نیاگزارش
5 | 1
screwed٢٢:٣٤ - ١٣٩٩/٠٩/٠٩اون گند زده She's screwedگزارش
41 | 0
erosion٢٢:٠١ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨Skin erosion خارش پوستگزارش
7 | 0
excoriation٢٢:٠٠ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨Skin erosion خارش پوستگزارش
7 | 0
tenderness٢٢:٥٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٤در بحث پزشکی معنی "التهاب" هم میدهگزارش
9 | 1
explain٢٢:٤٩ - ١٣٩٩/٠٩/٠٤به معنی "دلیل" چیزی بودنگزارش
5 | 1
favour٢٢:٥٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢مورد لطف قرار گرفتنگزارش
5 | 0
gidday٢٢:٢١ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢در زبان استرالیایی یعنی "روز به خیر"گزارش
2 | 0
drop٢٢:٤٥ - ١٣٩٩/٠٨/٣٠معنی فعال شدن هم میده مثل جمله Drop sensor is alarming که یعنی سنسور هشدار دهنده فعال شدهگزارش
5 | 1
proud١٩:٠٣ - ١٣٩٩/٠٨/٢٩پر ادعاگزارش
12 | 1
screaming٢٣:١٦ - ١٣٩٩/٠٨/٢٨جار و جنجال راه انداختنگزارش
7 | 0
dense٢١:٤٧ - ١٣٩٩/٠٨/٢٨گاهی معنی خفیف هم میدهگزارش
2 | 1
jeez٢٢:٥٦ - ١٣٩٩/٠٨/٢٦خدای منگزارش
12 | 0
steam٢٣:٠٥ - ١٣٩٩/٠٨/٢٥Just letting off a bit of steam یعنی فقط یه کم از کوره در رفتمگزارش
5 | 1
respect٢٢:١٩ - ١٣٩٩/٠٨/٢٥رابطه محترمانهگزارش
12 | 1