Alireza

Alireza

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



well planned١٩:٤٩ - ١٣٩٩/١١/٠٣carefully arranged or designed به دقت سازماندهی یا طراحی شدن صفت ترکیبی میباشد ( compound adjective ) گزارش
55 | 0
afterwards٢٠:٥٦ - ١٣٩٩/١٠/٠٧After that بعد از آن، بعدشگزارش
101 | 0
florist's١١:٥٠ - ١٣٩٩/١٠/٠٣مغازه گل فروشیگزارش
67 | 0
take against sb١٣:٥٨ - ١٣٩٩/٠٩/١٦Begin to dislike sb, often without a good reason مخالفت کردن با کسی/مقابل کسی ایستادن ( معمولاً بدون داشتن یک دلیل خوب )گزارش
87 | 1
take your life in your hands١٣:٤٢ - ١٣٩٩/٠٩/١٦Put yourself in danger خود را در خطر قرار دادن همون 'جونتو بذار کف دستت' خودمونهگزارش
85 | 0
grow on sb١٨:٤٤ - ١٣٩٩/٠٩/١٢If sb or sth grows on you, you begin to like it/them more شروع به علاقمند شدن به چیزیگزارش
85 | 0
don't give a damn١٣:٤٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٢اصلاً برام اهمیتی نداره این اصلاح غیر رسمی ( INF ) است Syn: couldn't care lessگزارش
87 | 0
at sb's expense١٠:٥٨ - ١٣٩٩/٠٩/٠٦Against sb بر علیه کسی مخالف و مقابل کسیگزارش
90 | 0
laugh at sb١٨:٤٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٣مسخره کردن کسی مورد تمسخر قرار دادن کسی Syn: make fun of sbگزارش
80 | 0
at the earliest١٤:٣٠ - ١٣٩٩/٠٩/٠٣تو زودترین حالت زودترین زمان اولین فرصت Opp: at the latestگزارش
87 | 0
i don't see why not١٦:٢٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠١Yes To say 'yes' when sb asks for sthگزارش
97 | 1
age limit١٤:٥٨ - ١٣٩٩/٠٨/٢٨محدودیت سنیگزارش
90 | 0
catch someone's eyes١١:٣١ - ١٣٩٩/٠٨/٢٧Attract sb's attention by making eye contact with themگزارش
87 | 0
come round١٨:٠١ - ١٣٩٩/٠٨/٢٣Become conscious again به هوش آمدن Opp: faint, pass outگزارش
110 | 1
underneath١٧:٢٨ - ١٣٩٩/٠٨/٠٦Under When sth is hidden or covered در زیر چیزی پنهان شدن یا پوشیده شدنگزارش
124 | 0
impressed with١٤:١٥ - ١٣٩٩/٠٨/٠٦Impressed with sth/sb تحت تاثیر چیزی یا کسی قرار گرفتنگزارش
120 | 0
remain unchanged١٥:١٤ - ١٣٩٩/٠٧/٢٨Remain unchanged = Remain stable ثابت و بدون تغییر ماندن Syn: stay the sameگزارش
108 | 0
qualification١٥:٣٥ - ١٣٩٩/٠٧/٢٦The exams you have passed or courses you have finishedگزارش
94 | 0
pledge١٣:٤٦ - ١٣٩٩/٠٧/١٩ضمانت دادن، ضمانت هم فعله و هم اسم خدایی " متضمن شدن" خودش ترجمه میخواد 😅😅گزارش
166 | 1
cease fire١٦:٣٧ - ١٣٩٩/٠٧/١٨آتش بس An agreement between two sides to stop fighting.گزارش
106 | 0
defence١٣:٣١ - ١٣٩٩/٠٧/١٥The lawyers who try to prove that the accused person has not commited the crime وکلای مجرم که تلاش میکنند ثابت کنند متهم مرتکب جرم نشده است. وکلایی ... گزارش
108 | 0
prosecution١٣:١٧ - ١٣٩٩/٠٧/١٥The lawyers who try to prove that the accused person has committed a crime وکلایی که تلاش میکنند ارتکاب به جرم متهم را ثابت کنندگزارش
115 | 1
stare at sb sth١١:٣٠ - ١٣٩٩/٠٧/١٢Look at sb/sth for a long time without moving your eyes. به کسی یا چیزی خیره شدنگزارش
108 | 0
pointed١٠:٥٠ - ١٣٩٩/٠٧/١٢نوک تیزگزارش
136 | 0
hall١٦:٣١ - ١٣٩٩/٠٧/١١A room or small passage just inside the entrance to a house اتاق یا راهروی کوچکی که در ورودی یک خانه قرار داردگزارش
122 | 1
filthy١٣:٣٦ - ١٣٩٩/٠٧/١١Very dirtyگزارش
131 | 0
cotton١١:٤٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٩به معنی" نخ " هم هستگزارش
138 | 0
artichoke١٦:٣٤ - ١٣٩٩/٠٦/٢٩کنگر میگن طرف artichoke خورده لنگر انداخته!گزارش
159 | 1
high tide١٢:١٢ - ١٣٩٩/٠٦/١١High tide = مَد Low tide = جزرگزارش
156 | 0