Ali Rafighi

Ali Rafighi

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



anyone's guess١٤:١٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨هرکی یه حرفی میزن ( یکی قبول داره یکی قبول نداره )گزارش
0 | 0
if the worst comes to the worst١٢:٤٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨در بدترین حالت ، دیگه تهِ تهشگزارش
0 | 0
your heart isn't in sth١٢:٤١ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨ قلباً به چیزی علاقه نداشتنگزارش
0 | 0
demoralized١٧:١٦ - ١٤٠٠/٠٤/١٢دلسرد شدهگزارش
0 | 0
blonging١٦:٤٦ - ١٤٠٠/٠٤/١٢متعلقات ، دارایی هاگزارش
5 | 0
irk١٤:٣٧ - ١٤٠٠/٠٤/١٢آزرده خاطر کردن ، رنج دادن ، موجب رنجش شدن ، اذیت کردن و . . .گزارش
5 | 0
be worlds apart١٢:٤٤ - ١٤٠٠/٠٤/١٢کاملا متفاوت بودنگزارش
0 | 0
get through to sb١٢:٤٣ - ١٤٠٠/٠٤/١٢شیر فهم کردن کسیگزارش
2 | 0
when it comes to١٠:٤٤ - ١٤٠٠/٠٤/١١وقتی صحبت از. . . میشهگزارش
7 | 0
slob١٦:٤٥ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢کثیف، نامرتب، بهم ریختهگزارش
0 | 0
split١٦:١٧ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢تقسیم کردن، دنگ دنگی کردنگزارش
9 | 0
lie detector١٥:٣٨ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢دستگاه دروغ سنج، آشکار ساز دروغ، سنسور تشخیص دروغگزارش
2 | 0
trip up١٣:٥٣ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢پشت پا زدن، زیر پایی گرفتنگزارش
2 | 1
make a fool of١٣:٢٣ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢احمقانه رفتار کردنگزارش
5 | 0
go wrong١٣:١٩ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢خوب پیش نرفتن اوضاعگزارش
18 | 1
be sorry for somebody١٣:١٢ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢دلسوزی و نگرانی درباره کسیگزارش
0 | 0
by and large٢٣:٥٣ - ١٤٠٠/٠٣/٢١درکل ، بطور کلی، در اغلب موارد، غالباًگزارش
2 | 0
in the long term٢٣:٤٢ - ١٤٠٠/٠٣/٢١در دراز مدت، در طولانی مدتگزارش
2 | 0
without doubt٢٣:٣٨ - ١٤٠٠/٠٣/٢١بدون تردید، بی شک، بدون شک، بی گمان، بلا شک ، یقیناًگزارش
5 | 0
photographer١٧:٣٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥عکاس، تصویر بردارگزارش
2 | 0
jazz١٧:٣٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥نوعی موسیقی Type of musicگزارش
2 | 1
fabric١٧:٢١ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥محصولگزارش
7 | 1
fliers١٦:٥٦ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥تراکت ( آگهی کاغذی )گزارش
2 | 0
bus wraps١٦:٥٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥تبلیغات روی بدنه اتوبوسگزارش
7 | 0
crawl١٦:٥٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥زیر نویس تبلیغاتیگزارش
2 | 1
bumper sticker١٦:٥٠ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥تبلیغاتی رویِ ماشین هاگزارش
0 | 0
future shock١٦:٤٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥دگرگونی و انقلاب در چیزیگزارش
2 | 0
therefore١٦:٢٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥به همین سبب، به همین جهت، از این روگزارش
0 | 0
present continuous١٥:٥١ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥مضارع مستمرگزارش
2 | 2
what have you been up to٠٩:٥٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥داشتی چیکار میکردی؟ ( هنگام احوال پرسی به معنای چه خبرا )گزارش
0 | 1
at the latest٠٩:٥٠ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥نهایتاً تا . . . ( زمان )گزارش
5 | 0
you are joking٠٩:٢٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥داری شوخی میکنی، شوخیت گرفته؟ ( اظهار تعجب از چیزی )گزارش
5 | 0
not bad٠٩:٢٠ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥بد نیست ( میشه گفت خوبه )گزارش
5 | 0
same here٠٩:١٩ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥من هم همینطور ، برای من هم اینگونه استگزارش
5 | 2
if you like٠٩:١٧ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥موافقمگزارش
0 | 0
see yourself٠٩:١٤ - ١٤٠٠/٠٢/٢٥خودت ببین ( نتیجه انجام کاری )گزارش
2 | 0
hoax١٧:١٣ - ١٣٩٩/١١/٢٠A false warning about sth dangerousگزارش
12 | 0
cut back on sth١٠:١٤ - ١٣٩٩/١١/٢٠Reduce the amount of sth that you eat, spend, useگزارش
7 | 0
check in١٦:٣٦ - ١٣٩٩/١١/١٩اعلام حضور کردن ( فرودگاه، هتل )گزارش
7 | 1