برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

علی حیدر

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 منظور از عرصه زمینی است که ساختمان (ویلایی، مجتمع کم واحد، برج، مجتمع تجاری و...) بر روی آن احداث شده و منظور از اعیان همان ساختمان می باشد که بر روی ... ١٣٩٩/٠٧/٠١
|

2 منظور از <<کلاله>> خویشان در خط اطراف و به ویژه برادران و خواهران و فرزندان آنها هستند. <<اخوه >> نیز به همین معنا است . توضیح 2 ماده 897 از شرح جامع ... ١٣٩٩/٠٦/٢٧
|

3 صوری ١٣٩٩/٠٦/١٨
|

4 منقضی شدن ١٣٩٩/٠٥/٢٧
|

5 پیش پرداخت ١٣٩٩/٠٥/٢٧
|

6 آزادی زود رس ١٣٩٩/٠٥/٢٧
|

7 اول راه توسعه ١٣٩٩/٠٥/٢٧
|

8 محکوم علیه غایب حق دارد به حکم غیابی اعتراض نماید . این اعتراض واخواهی نام دارد. ١٣٩٩/٠٥/٢٦
|

9 سلطه ١٣٩٩/٠٥/٢٦
|

10 اصل قانونی بودن جرم ١٣٩٩/٠٥/٢٦
|

11 اصل قانونی بودن مجازات. ١٣٩٩/٠٥/٢٦
|

12 اصل نسبی بودن قرارداد. ١٣٩٩/٠٥/٢٦
|

13 شرط حل و فصل اختلاف ١٣٩٩/٠٥/٢٥
|

14 حل و فصل ١٣٩٩/٠٥/٢٥
|

15 بیرون رفتن ١٣٩٩/٠٥/٢٥
|

16 انتقال اموال ١٣٩٩/٠٥/٢٥
|

17 اتلاف _ انتقال ١٣٩٩/٠٥/٢٥
|

18 ارسال کالا ١٣٩٩/٠٥/٢٥
|

19 حکم مختومه کردن دعوی ١٣٩٩/٠٥/٢٥
|

20 تنفر ١٣٩٩/٠٥/٢٥
|

21 از روی سوء نیت _ از روی نادرستی. ١٣٩٩/٠٥/٢٥
|

22 تصاحب متقلبانه ١٣٩٩/٠٥/٢٥
|

23 تغییر چهره دادن ١٣٩٩/٠٥/٢٥
|

24 اختیارات اختیاری. ١٣٩٩/٠٥/٢٥
|

25 قابل کشف _ دست یافتنی ١٣٩٩/٠٥/٢٥
|

26 تخلف ١٣٩٩/٠٥/٢٥
|

27 پلیسی ١٣٩٩/٠٥/٢٤
|

28 مسئولیت مخففه _ مسئولیت مخدوش _ مسئولیت نقصان یافته. ١٣٩٩/٠٥/٢٤
|

29 دقیق
برای مثال : Diligently prosecution = تعقیب دقیق
١٣٩٩/٠٥/٢٤
|

30 تفاوت _ اختلاف ١٣٩٩/٠٥/٢٤
|

31 مجازاتهای مختلف ١٣٩٩/٠٥/٢٤
|

32 متفاوت از ١٣٩٩/٠٥/٢٤
|

33 تضاد ١٣٩٩/٠٥/٢٤
|

34 اندیشیدن_ بیان کردن ١٣٩٩/٠٥/٢٤
|

35 حیله _ ترفند ١٣٩٩/٠٥/٢٤
|

36 معلوم شده _ تعیین شده. ١٣٩٩/٠٥/٢٣
|

37 پرداختن به عملی بالمباشره...
معنی بالمباشره :شخصاً ، بدون ارجاع به دیگری است.
١٣٩٩/٠٥/٢٣
|

38 نفیاً = رد نمودن ادعا
اثباتاً= قبول نمودن ادعا
یعنی همان رد کردن یا قبول کردن مورد ادعا است.
١٣٩٩/٠٥/٢٣
|

39 استدلال کل به جزء است.= deductive
مثال :
همه انسان ها میمیرند.
سقراط انسان است.
بنابراین سقراط خواهد مرد.
#استدلال قیاسی و استنتاجی
١٣٩٩/٠٥/٢٣
|

40 استدلال کل به جزء یا استدلال قیاسی (deductive reasoning)
استدلال کل به جزء هنگامی است که در استدلال از یک نظریه (تئوری) کلی استفاده کنیم و به فرضی ...
١٣٩٩/٠٥/٢٣
|

41 طرف متخلف ١٣٩٩/٠٥/٢٢
|

42 ناقص ١٣٩٩/٠٥/٢٢
|

43 دفاع _ وکیل مدافع ١٣٩٩/٠٥/٢٢
|

44 بد نام کردن شخص ١٣٩٩/٠٥/٢٢
|

45 هتک حرمت متوفی ١٣٩٩/٠٥/٢٢
|

46 افترا (بطور عام) ١٣٩٩/٠٥/٢٢
|

47 اعمال ١٣٩٩/٠٥/٢٢
|

48 محسوب نکردن ١٣٩٩/٠٥/٢٢
|

49 تصمیم و رأی دادگاه به هنگام رسیدگی قضایی ١٣٩٩/٠٥/٢٢
|

50 حکم دادگاه ١٣٩٩/٠٥/٢٢
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 convincing
• I found his argument pretty convincing.
• من استدلال او را بسیار قانع کننده دیدم.
١٣٩٩/٠٥/١٩
|