افشین خسروترازک

افشین خسروترازک کیپاپر و کی درامر
وانس

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



pass down١٤:٥١ - ١٤٠٠/٠٩/٠٥دست به دست کردنگزارش
0 | 0
amp up١٦:٢٧ - ١٤٠٠/٠٨/٢٦تقویتگزارش
0 | 0
throw off١٥:٠٠ - ١٤٠٠/٠٨/٢٣حواس پرت شدنگزارش
0 | 0
muddy water١٥:٤١ - ١٤٠٠/٠٨/٢١آب گل آلودگزارش
0 | 0
unconfirmed٢٢:١١ - ١٤٠٠/٠٨/١٩تایید نشدهگزارش
0 | 0
pick one١٥:٣٤ - ١٤٠٠/٠٨/١٣هر چی تو بگی هر طور فکر میکنیگزارش
0 | 0
grape jam١٧:٢٧ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩مربای انگورگزارش
0 | 0
shut it٢١:١٤ - ١٤٠٠/٠٨/٠٥ساکت شو خفه شو دهنت ر و ببندگزارش
0 | 0
consecutively١٧:٢٨ - ١٤٠٠/٠٨/٠٥پشت سر همگزارش
0 | 0
pass by١١:٥٩ - ١٤٠٠/٠٨/٠٢رهگذرگزارش
0 | 0
bad natured٢٠:٠٨ - ١٤٠٠/٠٨/٠١بد اخلاقگزارش
0 | 0
unpainted١٨:٣٤ - ١٤٠٠/٠٨/٠١بدون رنگگزارش
0 | 0
glare down١٣:٥٨ - ١٤٠٠/٠٨/٠١درخشش یا تابش شدید روی کسی یا چیزیگزارش
0 | 0
how nice of you١٢:٢٦ - ١٤٠٠/٠٨/٠١تو چقدر خوبی. تو چقدر مهربونیگزارش
0 | 0
plum syrup١٢:٢٤ - ١٤٠٠/٠٨/٠١شربت آلوگزارش
0 | 0
heavy vehicle١٥:٠٠ - ١٤٠٠/٠٧/٣٠ماشین سنگینگزارش
0 | 0
oyster sauce١٨:٢١ - ١٤٠٠/٠٧/٢٨سس صدفگزارش
0 | 0
military camp١٤:٣٤ - ١٤٠٠/٠٧/٢٤اردوگاه نظامیگزارش
0 | 0
revealed١٧:٤٦ - ١٤٠٠/٠٧/١٥رونماییگزارش
0 | 0
fruit knife١٤:٤٨ - ١٤٠٠/٠٧/١٥چاقوی میوه خوریگزارش
0 | 0
eulogy١٨:١١ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥سخنرانی مجلس ختمگزارش
0 | 0
cold coffee١٤:٤٢ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥قهوه سردگزارش
0 | 0
driven١٣:٥٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥اشتیاقگزارش
2 | 0
ill health١٣:١٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥بد حالی از روی بیماریگزارش
0 | 0
violent١٥:٣٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤پرخاشگرگزارش
0 | 0
big break١٥:٣٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٣فرار بزرگگزارش
7 | 1
arraign٢٠:٢٠ - ١٤٠٠/٠١/٢١محاکمه کردنگزارش
0 | 0
loving١٢:٤٠ - ١٣٩٩/١١/٢١عاشق پیشهگزارش
7 | 1
big screen١٩:٢٢ - ١٣٩٩/١٠/١٥سینماگزارش
23 | 0
hotter١٩:٣٦ - ١٣٩٩/١٠/١٣جذاب ترگزارش
9 | 1
cafegymatorium١٣:١٧ - ١٣٩٩/١٠/١١سالن مدرسه، سالن اجتماعات مدرسهگزارش
0 | 0
get yourself together١٨:٥٦ - ١٣٩٩/١٠/٠٩خودت رو جمع کن، خودت رو جمع و جور کنگزارش
2 | 0
undescribable١٨:٠٤ - ١٣٩٩/١٠/٠٦غیرقابل توصیفگزارش
7 | 0
precaution١٧:٤٢ - ١٣٩٩/٠٩/٢٤جوانب احتیاطگزارش
14 | 0
clear up١٥:٥٧ - ١٣٩٩/٠٩/٢٤شفاف سازیگزارش
14 | 0
get this١٨:٤٧ - ١٣٩٩/٠٩/٢٢اینو داشته باشگزارش
7 | 0
turns out١٨:١١ - ١٣٩٩/٠٩/٢٢ظاهراگزارش
7 | 0
i won't have it٢١:١٦ - ١٣٩٩/٠٩/٢١اجازه نمیدمگزارش
5 | 0
wrap up١٨:٥٠ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨جمع بندی مثلا جمع بندی یه بحثگزارش
5 | 1
skin treatment١٧:١٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨درمان پوستگزارش
0 | 0
rainy season١٦:٤٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨فصل بار ان، فصل بارندگی، روزهای بارندگی، فصلی با بیشترین میزان بارندگیگزارش
5 | 0
STD١٨:٣٠ - ١٣٩٩/٠٨/٢٤بیماری های مقاربتیگزارش
9 | 0
going out of business sale١٨:١٤ - ١٣٩٩/٠٨/١٣فروش کالاها با قیمت های کاهش یافته توسط مغازه ای که قصد دارد کسب و کار خود را متوقف و تعطیل کندگزارش
7 | 0
hang of something٢٢:١٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٢قلق چیزی رو به دست آوردنگزارش
12 | 1
expert١٨:٢١ - ١٣٩٩/٠٧/٠٢حرفه ایگزارش
23 | 1
brilliant١٧:٢٠ - ١٣٩٩/٠٧/٠٢نابغهگزارش
28 | 1
bandstand٠٢:٠٢ - ١٣٩٩/٠٦/١٩آلاچیقگزارش
0 | 1
chook١٩:١٤ - ١٣٩٩/٠٦/١٨مرغگزارش
0 | 1
verbal agreement٠٠:٣٨ - ١٣٩٩/٠٦/١٨توافق شفاهیگزارش
2 | 1
front door١٦:٥٣ - ١٣٩٩/٠٦/٠٩در ورودیگزارش
55 | 1