دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٣,٤٠٥
رتبه
رتبه در دیکشنری
١,٣٢٣
لایک
لایک
١٨٥
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٥

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
٠
رتبه
رتبه در بپرس
٠
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
٣ روز پیش
دیدگاه
٠

سر کار گذاشتن دست انداختن

تاریخ
٣ روز پیش
دیدگاه
٠

راست و ریس کردن یک موضوع پیچیده حل و فصل نمودن یک مساله مرتب کردن به نظم و ترتیب درآوردن

تاریخ
١ هفته پیش
دیدگاه
٠

رد کردن پیشنهادی به منظور به دست آوردن پیشنهاد یا فرصتی بهتر روی خواسته یا حرف خود ایستادن منتظر پیشنهاد/فرصت بهتری بودن صبر و خویشتنداری کردن برای ف ...

تاریخ
١ هفته پیش
دیدگاه
٠

تصمیمات فوری تصمیمات سریع

تاریخ
٣ هفته پیش
دیدگاه
٠

ظاهر بیرونی تصویر بیرونی وجود خارجی شبهی از چیزی

جدیدترین ترجمه‌ها

تاریخ
٣ روز پیش
متن
I was left to straighten out the mess.
دیدگاه
٠

مرا تنها گذاشتند تا این وضعیت بغرنج را درست کنم.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
I subvert the entire world, only to straighten out your reflection.
دیدگاه
٠

من کل دنیا را ویران می کنم، فقط برای اینکه فکر/نظر تو را اصلاح کنم.

تاریخ
٣ روز پیش
متن
He would make an appointment with him to straighten out a couple of things.
دیدگاه
٠

با او قرار ملاقات می گذاشت تا یک سری کارها را سر و سامان بدهد/راست و ریس کند.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
Another gull swoops down and begins to hector the first one for its food.
دیدگاه
٠

یک مرغ دریایی دیگر به سمت پایین شیرجه می زند و تلاش می کند به زور غذای مرغ اولی را بگیرد.

تاریخ
١ هفته پیش
متن
She doesn't hector us about giving up things.
دیدگاه
٠

او در مورد تسلیم کردن/دادن چیزها، به ما زورگویی نخواهد کرد.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.