عباس عبداله پور

عباس عبداله پور

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



از بازار جمع شده است١٣:٢١ - ١٣٩٩/٠٢/٣١It is off the market.گزارش
0 | 1
عدم پی گیری در دادگاه١٣:١٧ - ١٣٩٩/٠٢/٣١drop a caseگزارش
0 | 0
فراخواندن کالا١٣:٠٣ - ١٣٩٩/٠٢/٣١recall a productگزارش
5 | 0
مختومه١٣:٠٠ - ١٣٩٩/٠٢/٣١shut down a caseگزارش
0 | 0
حاکم شدن١٢:٤٩ - ١٣٩٩/٠٢/٣١win a case/lawsuitگزارش
0 | 0
حمایت از مصرف کننده١٢:٢٧ - ١٣٩٩/٠٢/٣١consumer advocacyگزارش
0 | 0
توصیه می شود١٤:٢٥ - ١٣٩٩/٠٢/٣٠is recommended/advisable/indicatedگزارش
0 | 0
توافق نظر١٤:٢٠ - ١٣٩٩/٠٢/٣٠consensusگزارش
0 | 0
پر از خطر١٤:١٩ - ١٣٩٩/٠٢/٣٠fraught with dangerگزارش
0 | 0
چرخ وفلک١٤:١٥ - ١٣٩٩/٠٢/٣٠Ferris wheelگزارش
69 | 1
خنثی کردن انتقادات١٤:٠٨ - ١٣٩٩/٠٢/٣٠blunt criticismگزارش
0 | 0
به نفع١٤:٠٤ - ١٣٩٩/٠٢/٣٠to someone's advantageگزارش
7 | 0
کنار گذاشتن اختلافات١٣:٥٧ - ١٣٩٩/٠٢/٣٠set aside differencesگزارش
0 | 0
دست داشتن١٣:٥٥ - ١٣٩٩/٠٢/٣٠to be complicit inگزارش
0 | 0
در این بین١٣:٤٢ - ١٣٩٩/٠٢/٣٠in the interimگزارش
7 | 0
اعزام کردن١٣:٤٨ - ١٣٩٩/٠٢/٣٠dispatchگزارش
2 | 0
در این فاصله١٣:٤٢ - ١٣٩٩/٠٢/٣٠in the interimگزارش
0 | 0
در این میان١٣:٤١ - ١٣٩٩/٠٢/٣٠in the interimگزارش
2 | 1
بخشنامه١٣:٣٨ - ١٣٩٩/٠٢/٣٠directiveگزارش
122 | 1
bearer negotiable instrument١٠:٣٧ - ١٣٩٩/٠٢/٢٩اسناد مالی قابل پرداختگزارش
0 | 0
ابلاغ کردن حکم٠٩:٣٤ - ١٣٩٩/٠٢/٢٩to serve a verdict on someoneگزارش
0 | 0
متهم فراری١٣:٠٤ - ١٣٩٩/٠٢/٢٨fugitive on the runگزارش
0 | 0
کفل سمت راست١٢:١١ - ١٣٩٩/٠٢/٢٨right butt cheekگزارش
0 | 0
سازمان هواشناسی١٢:٠٥ - ١٣٩٩/٠٢/٢٨Met Officeگزارش
0 | 0
به جایی نرسیدن٠٩:٥٨ - ١٣٩٩/٠٢/٢٧fall short Her efforts to garner their support fell short.گزارش
5 | 0
چپه کردن٠٩:٥٥ - ١٣٩٩/٠٢/٢٧upend "she upended a can of soup over the portions"گزارش
0 | 0
اب را چپه کن توی قابلمه٠٩:٥٣ - ١٣٩٩/٠٢/٢٧upend the water into the potگزارش
0 | 0
حوزه اختیارات٠٩:٢٩ - ١٣٩٩/٠٢/٢٧jurisdiction remitگزارش
0 | 0
حوزه استحفاظی٠٩:٢٧ - ١٣٩٩/٠٢/٢٧jurisdictionگزارش
0 | 0
در زمره چیزی قرار گرفتن٠٩:١٨ - ١٣٩٩/٠٢/٢٧fall within somethingگزارش
0 | 0
خودش را به پلیس معرفی کرد٠٨:٥٧ - ١٣٩٩/٠٢/٢٧He turned himself in to the police. He presented himself to the police.گزارش
0 | 0
دادگاه بدوی٠٨:٥٢ - ١٣٩٩/٠٢/٢٧preliminary courtگزارش
0 | 0
اقدامات مرحله ای٠٩:١٨ - ١٣٩٩/٠٢/٢٥phased measuersگزارش
0 | 0
برداشتن مرحله ای محدودیت ها٠٩:١٦ - ١٣٩٩/٠٢/٢٥phase out restrictionsگزارش
0 | 0
سفر تفریحی٠٩:١٣ - ١٣٩٩/٠٢/٢٥leisure tripگزارش
2 | 0
تسهیل کردن رفت و امد٠٩:١٢ - ١٣٩٩/٠٢/٢٥facilitate travel/mobility/ movementگزارش
0 | 0
تلاش ها بر باد رفت٠٩:١١ - ١٣٩٩/٠٢/٢٥efforts were lostگزارش
0 | 0
ادامه نظارت٠٩:٠٩ - ١٣٩٩/٠٢/٢٥maintain vigilanceگزارش
0 | 0
خواب فرش٠٩:٠٨ - ١٣٩٩/٠٢/٢٥carpet grainگزارش
0 | 0
چپه تراش کردن٠٩:٠٧ - ١٣٩٩/٠٢/٢٥shave against the grainگزارش
0 | 0
از سر گرفتن٠٩:٠٦ - ١٣٩٩/٠٢/٢٥get back on trackگزارش
2 | 1
قابل انتقال٠٩:٠٥ - ١٣٩٩/٠٢/٢٥transferableگزارش
0 | 0
همسو با٠٩:٠٤ - ١٣٩٩/٠٢/٢٥in line withگزارش
0 | 0
نظارت شدید٠٩:٠٣ - ١٣٩٩/٠٢/٢٥robust surveillance/vigilance گزارش
0 | 0
رفع محدودیت٠٩:٠١ - ١٣٩٩/٠٢/٢٥lift restrictions deconfineگزارش
0 | 0
زمان بندی شده٠٨:٥٩ - ١٣٩٩/٠٢/٢٥phasedگزارش
0 | 0
در همین راستا١١:١٢ - ١٣٩٩/٠٢/٢٤In the same veinگزارش
5 | 1
statute of limitations clock١٠:٥٨ - ١٣٩٩/٠٢/٢٤مهلت قانونونی رسیدگی به پروندهگزارش
0 | 0
سر بسر کسی گذاشتن٠٨:١٦ - ١٣٩٩/٠٢/٢٢prank someoneگزارش
0 | 0
روی کسی را کم کردن٠٩:٢٠ - ١٣٩٩/٠٢/٢١shame someoneگزارش
0 | 0