پیشنهادهای پیمان بهاری (١٣)
١١٦
٤ سال پیش
٦
روم نمیشه خجالت میکشم
٥ سال پیش
٢
Out of park
٥ سال پیش
٩
گمشو برو بیرون بعضی وقتا معنی : نگو . نبابا هم میده
٥ سال پیش
١٣
خوش گذروندن
٥ سال پیش
٨
آرزو داشتن
٥ سال پیش
٣
Leave very quickly Run off
٥ سال پیش
٣
ترساننده طوری ک باعث جویدن ناخن بشه
٥ سال پیش
٥
نقش اول
٥ سال پیش
-١
حضار در کنسرت
٥ سال پیش
٥
تکراری شدن کسل کننده شدن
٥ سال پیش
٥
یه چیزی خوردن ( نه یک وعده کامل ) We grabbed a bite to eat ما یکم چیز خوردیم
٥ سال پیش
٧
حریصانه خوردن با ولع قورت دادن
٥ سال پیش
-١
پرسنل ( مفرد )