enjoy oneself


خوش گذراندن، خوش آمدن، تمتع بردن

جمله های نمونه

1. One can't enjoy oneself if one is too tired.
[ترجمه گوگل]آدم اگر خیلی خسته باشد نمی تواند از خودش لذت ببرد
[ترجمه ترگمان]اگر آدم خیلی خسته باشد، آدم نمی تواند از خودش لذت ببرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. One can't enjoy oneself if one / he is too tired.
[ترجمه مصطفی مرتجی] یه نفر اگر خیلی خسته باشه نمیتواند خوش گذرانی کند یعنی یه نفر اگر خیلی خسته باشه بهش خوش نمیگذره
|
[ترجمه گوگل]آدم اگر خیلی خسته باشد نمی تواند از خودش لذت ببرد
[ترجمه ترگمان]اگر کسی بیش از حد خسته است، فرد نمی تواند از خودش لذت ببرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Does the person want how ability enjoy oneself?
[ترجمه گوگل]آیا فرد می خواهد چگونه از توانایی خود لذت ببرد؟
[ترجمه ترگمان]آیا فرد می خواهد که توانایی لذت بردن از خود را داشته باشد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You said one should enjoy oneself at the party!
[ترجمه گوگل]گفتی آدم باید در مهمانی از خودش لذت ببرد!
[ترجمه ترگمان]تو گفتی آدم باید از خودش در این مهمانی لذت ببرد!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Why not enjoy oneself while one could?
[ترجمه مترجم2] چرا از خودمان لذت نبریم وقتی که می توانیم؟
|
[ترجمه گوگل]چرا در حالی که می تواند از خود لذت نمی برد؟
[ترجمه ترگمان]چرا وقتی آدم می تواند از خودش لذت ببرد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

انگلیسی به انگلیسی

• have a blast, have the time of your life, have a really great time

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
• خوش گذراندن / لذت بردن
• خوش بودن
• سرخوش بودن و لذت بردن
• کیف کردن
🔸 مثال ها:
• Did you enjoy yourself at the party?
در آن مهمانی خوش گذراندی؟
• She really enjoyed herself at the concert.
...
[مشاهده متن کامل]

او واقعاً در آن کنسرت خوش گذراند.
• We enjoyed ourselves despite the rain.
با وجود باران، خوش گذراندیم.

خوش گذروندن