پیشنهادهای مهراد (٦١)
کذایی چندوجهی است؛ به دیگر معنا، وابنته به کانتکست است. مانند جلسه/حکم/قرار/دادگاه کذایی و غیره. به چنین واژگانی که بیش از یک معنا را متبادر می کنند ...
در زبان فارسی، پیشوند "آ" متضاد می سازد. نوش: مرگ مثلا در کلمه نوشدارو/ أنوش: نام ایرانی بمعنی نامیرا کنده: خالی از چیزی/ آکنده: پر از چیزی همچنین ...
با سنجه حقوقی نگریستن analyze from a legal perspective
متعصبانه ( مثلا در عبارت رفتارهای متصلب و نژادپرستانه )
گفتار یا اقدامی که موجب تنزل شأن، جایگاه یا حیثیت فرد شود؛ کسر شأن؛ تحقیرآمیز
منافقانه، انشقاق آمیز
لیست کردن: تهیه صورت اسامی؛ در صف و نوبت قرار دادن
دستاویز
بعیدتر [مثال: اینکه با این سی وی بتونی از دانشگاه اسکالرشیپ بگیری، بعید بلکه ابعد بنظر میرسد. ] معادل انگلیسی far - fetched, far - reaching
[حقوق] قُصور، کوتاهی در انجام تکلیف
بلحاظ واژگانی، عوض و معوض شبیه ثمن و مثمن است.