اسم - صفحه 82

جستجوی تازه
با تغییر گزینه های زیر، اسم دلخواه خود را پیدا کنید

لاله رخسار

لاله چهر، آن که چهره و صورتی سر و زیبا چون گل لاله دارد


دختر

فارسی
لاله رو/l.-ru/

اله چهر، آن که چهره و صورتی سر و زیبا چون گل لاله دارد، ( = لاله رخ )، لاله رخ، لاله چهر


دختر

فارسی

طبیعت، گل
لاله سار/l.-sār/

لاله سر، مرغی است خوش آواز و سر سرخ، لاله زار، ( لاله، سار ( پسوند مکان ) )


دختر

فارسی

پرنده، طبیعت
لاله سان/l.-sān/

مانند لاله، لاله وش، ( مجاز ) زیبارو، ( لاله، سان ( پسوند شباهت ) )


دختر

فارسی

طبیعت، گل
لاله گون/l.-gun/

به رنگ لاله، لاله فام، لاله وش، ( مجاز ) زیبارو، ( لاله، گون ( پسوند شباهت ) )


دختر

فارسی

طبیعت، گل
لاله وش/l.-vaš/

به رنگ لاله، لاله فام، لاله گون، ( مجاز ) زیبارو، ( لاله، وش ( پسوند شباهت ) )، مانند لاله


دختر

فارسی

طبیعت، گل
لامعه/lāme‛e/

درخشان، روشن، تابان، درخشنده، تابنده


دختر

عربی
لامیا/lamya/

نام شهری است از تسالی، نام شهری است از تسالی این شهر نام خود را به جنگ «لامیاک » که میان یونان و مق ...


دختر

یونانی
لانیا/lanya/

آشیانه خوشبختی


دختر

کردی
لاهور/lahor/

یکتا


پسر

کردی
لاوان/lavan/

نام پدر همسر یعقوب ( ع )، لابان، عبری از عربی، لین، سفید


پسر

عربی
لاون/lāvan/

نام محلی و معرکه ای در شاهنامه، ( = لادن، یلان، بلاون ) ( در شاهنامه ) نام جایگاهی است که از آن در ...


دختر

فارسی

تاریخی و کهن
لاویا/loveya/

نوازش شده


دختر

کردی
لایلا/layla/

لالایی


دختر

ترکی
لایه/laye/

نام زنی در رمان باغ بلور، پوشش


دختر

فارسی
لبانه/lobāne/

آرزو، مراد، میل، خواست، درخت صنوبر، ناژ، ناژو


دختر

عربی

طبیعت
لبخند/labkhand/

خنده ای که فقط لب ها از هم باز شود، خندۀ کم، تبسم، خنده ی کوتاه و بی صدا که در آن فقط لب ها از هم ب ...


دختر

فارسی
لبخنده

لبخند


دختر

فارسی
لبنا/lobnā/

درختی که از آن ماده رزینی بدست می آید، میعه، روانی، ( در گیاهی ) درختی که از آن میعه ی سائله به دست ...


دختر

عربی

طبیعت
لبیب/labib/

خردمند، عاقل، دانا، بخرد


پسر

عربی
لبینا/labina/

نام نوایی در موسیقی، نام یکی از لحنهای قدیم موسیقی ایرانی


دختر

فارسی

هنری
لتکا/letka/

باغ، باغچه


دختر

فارسی
لحظه/lahze/

یک چشم به هم زدن


دختر

فارسی
لسان الدین

زبان گویای دین


پسر

عربی
مامو/mamo/

نام زنی در زمان خسروپرویز پادشاه ساسانی


دختر

فارسی

تاریخی و کهن
مأمون

ایمن، در امان، معتمد، امین، نام پسر هارون الرشید از خلفای بنی عباس


پسر

عربی
مامکان/māmakān/

مامک، مادر، خطاب محبت آمیز به فرزند دختر، ان ( نسبت ) ) منسوب به مامک


دختر

فارسی
مامیثا/māmisā/

نام یک گیاه، گیاهی با برگهای پوشیده از کرک، و دارای گلهای نارنجی رنگ و میوه ای دراز


دختر

لاتین، سریانی
مانا دخت/m.-dokht/

دختر ماندنی و پایدار، ( مانا = ماندنی و پایدار، دخت = دختر ) دختر ماندنی و پایدار


دختر

فارسی
ماناد/manad/

شکل دعایی فعل ماند


پسر

گیلکی
ماناسه/manase/

نام برادر بزرگ یوسف ( ع )، صورتی از منسی نام برادر بزرگ یوسف ( ع )


پسر

عبری
مانای/manay/

سرکرده پارسیان در زمان سلطنت دیوکس پادشاه ماد


پسر

فارسی

تاریخی و کهن
مانتره/mantre/

سخن اندیشه برانگیز


دختر

اوستایی
ماندا/māndā/

ماندگار، جاوید، ماندگار و جاوید، علم دانش ادارک شناخت، مندائیان مذهب مردمی صنعتگر و هنرمند ساکن جلگ ...


دختر، پسر

فارسی، آرامی
ماندان/māndān/

دختر ازدهاک پادشاه ماد و زن کبوجیه پادشاه فارس و مادر کورش بزرگ، ( = ماندانا ) ( اَعلام ) دختر ازده ...


دختر

فارسی

تاریخی و کهن
ماندخت/mandokht/

دختر جاویدان


دختر

فارسی
مانسا/mansa/

پادشاه پادشاهان


پسر

لاتین

تاریخی و کهن
مانگ/manag/

مانک، ماه


دختر

کردی
مانل/manel/

بمان برایم


دختر

مازندرانی
مانلیا/manelia/

پری دریایی


دختر

مازندرانی
مانه

نام روستایی در نزدیکی بجنورد


دختر

فارسی
مانوئل/Manuel/

خدا با ماست


پسر

عبری
مانوش/manush/

نام کوهی، نام چندتن از نیاکان منوچهر پادشاه پیشدادی


پسر

کردی

تاریخی و کهن
مانوشا/manusha/

نام یک کوه، نام یکی از کوههای سلسله جبال البرز که منوچهر پادشاه پیشدادی در آن بدنیا آمد


دختر

کردی
مانوک/manuk/

نوزاد


پسر

فارسی، ارمنی
مانک/manak/

مانگ، ماه


دختر

کردی
مانیار/manyar/

یار ماندگار


پسر

فارسی
مانیان/maniyan/

بی نظیر و بی همتا، دهی از دهستان جلگا در بخش کوهک شهرستان فیروزآباد، همچنین بی نظیر و بی همتا


دختر

فارسی
مانیتا/manita/

مانند زندگی ماندگار


دختر

فارسی
مانیدا/manida/

مانند مادر جاودان


دختر

لری
مانیسا/manisa/

دانشمند و دانا


دختر

فارسی
شیوادخت/š.-dokht/

دختری که با فصاحت و شیوایی سخن می گوید، ( شیوا، دخت = دختر )، ویژگی دختری که با فصاحت و شیوایی سخن ...


دختر

فارسی
صائم/saem/

روزه گیر، روزه دار


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صائن/saen/

محافظ، نگاه دارنده


پسر

عربی
صائن الدین

آن که حافظ و نگهدارنده دین است


پسر

عربی
صاباح/sabah/

ترکی از عربی صبح


دختر

ترکی
صاباح گل

صاباح ( ترکی ) + گل ( فارسی ) مرکب از صاباح ( صبح ) + گل


دختر

ترکی، فارسی
صادقه/sadeghe/

مونث صادق راستگو و درستکار


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
صاعد/sāeed/

بالارونده، صعودکننده، ( در نجوم ) ویژگیِ ستاره ای که نسبت به زمین از سمت شمال بر می آید، ( اَعلام ) ...


پسر

عربی
صایب/sayeb/

راست و درست، صائب، رسا، رساننده


پسر

عربی
صاین/sāyen/

نگه دارنده، محافظ، ( به مجاز ) حفظ کننده ی خویشتن از گناه، پرهیزکار، صائن، نگاه دارنده


پسر

عربی
صباحت/sabahat/

زیبایی، جمال


دختر

عربی
صبار/sabar/

بسیار صبر کننده، صبور، از نامهای خداوند


دختر، پسر

عربی

مذهبی و قرآنی
صبح آسا

صبح ( عربی ) + آسا ( فارسی ) مانند صبح سپید و روشن


دختر

فارسی، عربی
صبح جبین

سپید چهره، سپیدپیشانی


دختر

عربی
صبح چهر

صبح چهره، صبح ( عربی ) + چهره ( فارسی ) آن که چهره ای سپید چون صبح دارد


دختر

عربی، فارسی
صبح چهره

صبح ( عربی ) + چهره ( فارسی ) آن که چهره ای سپید چون صبح دارد


دختر

عربی، فارسی
صبحان/sabhan/

مرد زیبا، مرد صبوحی کننده


پسر

عربی
صبرناز/sabr-naz/

مرکب از صبر بردباری، ناز زیبا، صبر ( عربی ) + ناز ( فارسی ) مرکب از صبر بردباری + ناز زیبا


دختر

فارسی، عربی
صبرین/sabrin/

صبور و شکیبا، ( صبر، ین ( پسوند نسبت ) )، منسوب به صبر


دختر

فارسی، عربی
صبرینا/sabrinā/

صبور و شکیبا، [صبر، ین ( پسوند نسبت )، الف اسم ساز]، منسوب به صبر


دختر

فارسی، عربی
صبرینه/sabrine/

صبور و شکیبا، ( صبر، اینه ( پسوند نسبت ) )، منسوب به صبر، ( عربی ـ فارسی ) ( صبر + اینه ( پسوند نسب ...


دختر

فارسی، عربی
صبیر/sobeyr/

شکیبا


پسر

عربی
صحاح/sahāh/

تندرستی


دختر

عربی
صحتیار/se(a)hat yār/

دارای تندرستی و سلامتی، ( صحت، یار ( پسوند دارندگی ) )، تندرست و سلامت، درست بودن و درستی


پسر

فارسی، عربی
صحو/sahv/

حالت هوشیاری سالک پس از بی خودی


دختر

عربی
صدا

انعکاس صوت، پژواک


دختر

عربی
لی لی ناز/lili nāz/

لی لیِ زیبا و قشنگ، لی لیِ متناسب و موزون، ( لی لی، ناز = قشنگ، زیبا، متناسب، موزون )، ن، ک لی لی


دختر

فارسی
لیال/layal/

در فارسی جمع لولو


دختر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
لیالی

شبها


دختر

عربی
لیام/liam/

محافظ


پسر

فارسی
لیبرا/libra/

آزاده، رها، ( به کسر ب )، آزاد


پسر، دختر

لاتین
لیبه/libe/

عاقل، خردمند، مؤنث لبیب


دختر

عربی
لیدا/lida/

بانوی محترم و گرامی، برگرفته از نام کشور قدیمی لیدیا


دختر

ارمنی
لیرا/lyra/

آوای خوش موسیقی


دختر

یونانی
لیزا/liza/

بنده خالص خداوند


دختر

عبری
لیزان/lizān/

نام ناحیه ای در سرزمین قدیمی اران، ( اَعلام ) نام ناحیه ای در سرزمین قدیمی اران و هم اکنون بخشی از ...


دختر

کردی، فارسی
لیزدا/lizda/

آرامش مادر


دختر

لری
لیسا/lisa/

ستوده شده، نام روستایی در نزدیکی قزوین


دختر

فارسی
لیلا زکیه/l.-zakiye/

ترکیب دو اسم لیلا و زکیه ( شب طولانی و پاک )، ( اسم مرکب ) ( لیلا، زکیه )، لیلای پاک و پاک دامن، ( ...


دختر

عربی

مذهبی و قرآنی
لیلان/laylan/

نام رودخانه ای در آذربایجان


دختر

فارسی
لیلپار/lilpar/

گل همیشه بهار


دختر

ترکی

گل
لیلماه/lilmah/

ماه شب


دختر

فارسی، عربی

کهکشانی
گندمک/gandomak/

گندم کوچک، سبزی بهاره خوردنی


دختر

فارسی
گهار

از شخصیتهای شاهنامه، نام سرداری تورانی و جزو سپاه افراسیاب تورانی


پسر

فارسی
محمد بهروز/m.-behruz/

ترکیب دو اسم محمد و بهروز ( ستوده و سعادتمند )، از نام های مرکب، ا محمّد و بهروز


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
محمد بهمن/m.-bahman/

ترکیب دو اسم محمد و بهمن ( ستوده و نیک اندیش )، از نام های مرکب، ا محمّد و بهمن


پسر

فارسی، عربی، پهلوی، اوستایی

مذهبی و قرآنی
محمد بهنود/m.-behnud/

ترکیب دو اسم محمد و بهنود ( ستوده و پسر عزیز )، ( عربی ـ دساتیری ) از نام های مرکب، ا محمّد و بهنود


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
محمد پایا/m.-pāyā/

ترکیب دو اسم محمد و پایا ( ستوده و پایدار )، از نام های مرکب، ا محمّد و پایا


پسر

فارسی، عربی

مذهبی و قرآنی
محمد تحسین/m.-tahsin/

ترکیب دو اسم محمد و تحسین ( ستوده و تعریف )، از نام های مرکب، ا محمّد و تحسین


پسر

عربی

مذهبی و قرآنی



انتخاب ریشه اسم

انتخاب گروه اسم

برچسب ها

اسم