دیکشنری
مترجم
بپرس
فهرست واژگان در فرهنگ معین - صفحه 529
معارض
معارض شدن
معارضه
معارف
معارفه
معاش
معاشر
معاشرت
معاشقه
معاصر
معاصرت
معاصی
معاضد
معاضدت
معاطات
معاطف
معاف
معاف کردن
معافی
معافیت
معاقب
معاقدت
معالات
معالج
معالجه
معالی
معامل
معامله
معان
معاند
معاندت
معانقت
معانی
معاهد
معاهده
معاودت
معاوضه
معاون
معایب
معایش
معاینه
معبا
معبد
معبر
معبس
معبود
معتاد
معتبر
معتد
معتدل
525
526
527
528
529
530
531
532
533
534