برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1534 100 1
شبکه مترجمین ایران

کوه

/kuh/

مترادف کوه: بند، پشته، جبل، کتل، کوهستان، کوهه، گردنه

معنی کوه در لغت نامه دهخدا

کوت. (هندی ، اِ) قلعه. (تحقیق ماللهند ص 157). به زبان هندی قلعه را گویند. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). قلعه. حصار. (فرهنگ فارسی معین ). دژ. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : به جزیره ٔ هرمز راه یافته ، کوت - که عبارت از قلعه است - ترتیب داده مسکن گرفتند. (عالم آرای عباسی ص 64 از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کوتوال شود.

کوت. (اِ) یکی از پنج سهمی که بر حسب سنت مبنای تقسیم محصول به شمار می رود. (فرهنگ فارسی معین ). یکی از سهم ها در معامله ٔ مالک و زارع. بهر. بهره : سه کوت. پنج کوت. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- سه کوت ؛ طرز تقسیم محصول که به موجب آن دو سهم به زارع و یک سهم به مالک می رسد یا بالعکس. (فرهنگ فارسی معین ). با الغاء مالکیتهای عمده و تقسیم زمین های مزروعی اکنون این رسم از میان رفته است.

کوت. (اِ) کود که بدان کشت را نیرو دهند. (ناظم الاطباء). کود. رشوه. نیرو. بار. انبار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کود شود. || (ص ) مجموع. انباشته. (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کوت کردن شود. || پر، با برآمدگی از لب ظرف. مقابل سیله. فوق پری : یک کاسه کوت برنج. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).

کوت. [ ک َ / کُو ] (اِ) کفل و سرین آدمی را گویند. (برهان ) (آنندراج )(ناظم الاطباء). گوت. (برهان ). و رجوع به گوت شود.

کوت. (موصول + ضمیر + ضمیر) که + او + ت ضمیر متصل ؛ مخفف که او ترا. (ناظم الاطباء).

کوت. (اِخ ) دهی از دهستان مینوحی است که در بخش قصبه ٔ معمره ٔ شهرستان آبادان واقع است و 150 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

کوت. (اِخ ) دهی از دهستان قصبه ٔ نصار است که در بخش قصبه ٔ معمره ٔ شهرستان آبادان واقع است و 300 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

کوت. (اِخ ) دهی از دهستان ده ملای بخش هندیجان است که در شهرستان خرمشهر واقع است و 150 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

کوت. (اِخ ) کوت الحواشم. دهی از بخش حومه ٔ سوسنگرد است که در شهرستان دشت میشان واقع است و 500 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6).

کوت. (اِخ ) شهری بوده است از آشور به مسافت 15میلی شمال شرقی بابل و در آنجا خشتی از زمان نبوکدنصر باقی است و اسم این شهر بر آن نوشته شده است. (از قاموس کتاب مقدس ).
...

معنی کوه به فارسی

کوه
بر آمدگی بزرگ در مین که ازخاک وسنگ فراوان تشکیل یافته ونسبت بزمین هی اطرافش بسیاربلندباشد
( اسم ) ۱ - هر یک از بر آمدگیها و مرتفعات سطح زمین که از خاک و سنگ فراوان کانیهای مختلف تشکیل شده و نسبت بزمینهای اطراف بسیار بلند باشد جبل : دریا و کوه در ره و من خسته و ضعیف ای خضر پی خجسته مدد کن بهمتم . ( حافظ ) یا کوه آتشفشان . یا کوه اخضر . کوه قاف . یا کو رونده . اسب و پیل قوی : به کوه رونده در آورد پای چو پولاد گویی روان شد ز جای . ( نظامی ) یا کوه زمرد . چیزی که حصول آن ممکن نباشد امر محال . یا کوه گنج . گنج بزرگ . یا کوه و کاه . بزرگ و کوچک مهم و بی اهمیت : کوه و کاه پیش او یکی است . ۲ - اوج بلندی . یا کوه آسمان . اوج آسمان . یا یکی کوه . بسیار ( یک دنیا یک عالم ) : برون آمد از پرد. تیره میغ زهر تیغ گویی یکی کوه تیغ . ( یعنی اشع. بسیار ) ( نظامی )
به لغت حبشه مشکاه
[ گویش مازنی ] /kooh eslaKh/ از توابع راستوپی منطقه ی قائم شهر
[relict mountain, mountain of circumdenudation, remainder mountain] [زمین شناسی] کوهی متشکل از سنگ های مقاوم که پس از فرسایش سنگ های نامقاوم اطراف باقی مانده است
که جای در کوه دارد. عقاب کوه باش
به ارتفاع کوه به بلندی کوه
سنگتراش در کوه
( اسم ) نوعی عنبر که طبقه طبقه بر روی هم نشسته ( مانند کوه ) عنبر مطبق .
شغل و عمل کوه بر
عظیم الجثه و بزرگ استوار چون کوه . کوه بنیاد
کوه بی ...

معنی کوه در فرهنگ معین

کوه
(کُ وَ) (اِ.) ۱ - غلاف پنبه ، غوزة پنبه . ۲ - کوکنار (که غلاف خشخاش است ). ۳ - پیلة ابریشم .
(اِ.) تودة بزرگ و برآمده ای از زمین که دارای بلندی چشمگیر نسبت به زمین های پیرامون خود دارد و از تپه بلندتر است .
(نَ وَ) (ص فا.) کسی که قسمت - های سخت کوه را می پیماید تا به قله برسد.

معنی کوه در فرهنگ فارسی عمید

کوه
برآمدگی بزرگ در زمین که از خاک و سنگ فراوان تشکیل یافته و نسبت به زمین اطرافش بسیاربلند باشد.
* کوه آتش فشان: (زمین شناسی) = آتش فشان
۱. غوزه و غلاف پنبه.
۲. غلاف خشخاش، کوکنار.
درشت اندام، قوی هیکل.
کوه سنبنده، سوراخ کنندۀ کوه.
۱. کسی که بتواند از قسمت های سخت کوه عبور کند و به قلۀ آن بالا برود.
۲. (اسم، صفت) ورزشکاری که در کوه نوردی مهارت دارد.
کوه کافنده، شکافندۀ کوه: برآن گونه زد نعرۀ کوه کاف / که سیمرغ بگریخت در کوه قاف (اسدی: ۳۹۱).
= کوهکن

کوه در دانشنامه اسلامی

اَبوقُبَیس، کوهی در شهر مکه و روبه روی رکن حجرالاسود مسجدالحرام که در منابع تاریخی و جغرافیایی مکه، بسیار از آن یاد شده است. ابوقبیس نزدیک ترین کوه به کعبه و بنابر منابع اسلامی، محل فرود آمدن حضرت آدم و حوا از بهشت و مدفن حضرت آدم است. این کوه و بناهای برفراز آن از قدیم زیارتگاه حج گزاران و زائران، به ویژه شیعیان ایرانی بوده است.
ابوقبیس بنابر منابع تاریخ محلی مکه، محل فرود آمدن حضرت آدم و حوا از بهشت و مدفن حضرت آدم است. فاکهی از مورخان قرن سوم هجری از وجود مسجدی به نام «ابراهیم» بر ابوقبیس خبر داده است؛ اما در اینکه مراد از نام این مسجد، حضرت ابراهیم خلیل باشد، اختلاف است. در دوره های بعد بناهای دیگری بر آن ساخته شد. این کوه و بناهای برفراز آن از قدیم زیارتگاه حج گزاران و زائران، به ویژه شیعیان ایرانی بوده است.
در منابع تاریخی و روایی، کاربردهای سیاسی، اجتماعی و نظامی برای این کوه ذکر شده است، از جمله برخی بزرگان و امیران و نیز حکومت های دوره اسلامی، نظر به مشرف بودن این کوه بر مسجدالحرام و شهر مکه، بر فراز آن، قلعه یا سنگرهای نظامی می ساخته اند که در منابع تاریخی نیز انعکاس یافته است. همچنین چون کوه بر مسجدالحرام و محله های اطراف آن اشراف داشته، برخی اعلان های عمومی بر دامنه این کوه انجام می شده و کسی بدانجا می رفته و با صدای بلند جار می زده است.
کوهی است که از شرق، کعبه مشرّفه بر آن مشرف می باشد.
امروزه این کوه پوشیده از ساختمان است. می گویند: کسی که روی ابوقبیس بایستد، طائف را می بیند. بدیهی است که مقصود از طائف همان شهر معروف نیست بلکه مراد، طواف کننده بر گرد خانه خداست.
محمد محمدحسن شرّاب ، فرهنگ اعلام جغرافیایی، تاریخی در حدیث و سیره نبوی، ترجمه حمیدرضا شیخی.
احد نام کوهی در شمال مدینه است. عنوان احد ، در باب حج آمده است.
کسی که برای زیارت به احد می رود، مستحب است ابتدا در مسجدی که در مسیر پایی ...


کوه در دانشنامه ویکی پدیا

کوه
کوه به زمین چهرهای بزرگی گفته می شود که از زمین های اطراف بلندتر بوده، سطح نسبتاً کوچکی داشته باشند و دارای قلّه نیز باشند. معمولاً کوه نسبت به تپه دارای سراشیبی بیشتری است. کوهها بر اثر زمین ساخت صفحه ای یا آتشفشان خیزی تشکیل می شوند. این نیروها می توانند به صورت موضعی سبب بالا آمدن سطح زمین شوند. کوه ها به آهستگی و به دلیل اثر رودخانه ها، شرایط آب وهوایی و یخچال های طبیعی دچار فرسایش می شوند. اندک کوه هایی به شکل قلّه های منفرد دیده می شوند و بیشتر آنها در قالب رشته کوه وجود دارند.
مناطق کوهستانی ایران
فهرست کوه های افغانستان
ویکی کوه
کوه: هر یک از برآمدگی ها و مرتفعات سطح زمین که از خاک و سنگ فراوان کانیهای مختلف تشکیل شده و نسبت به زمین های اطراف بسیار بلند باشد؛ جبل؛
«دریا و کوه در ره و من خسته و ضعیف، ای خضر پی خجسته مدد کن به همتم.»
در سراسر جهان باستان، کوه های مقدس بسیاری وجود داشت که جایگاه خدایان بود و پیوند میان آسمان و زمین به شمار می آمد. بنابر بعضی کیهان شناختی ها، کوه مقدس نیز مرکز و محور سراسر کیهان بود. ستیغ های دوگانه، گاهی جایگاه خورشید و ماه بود. در مصر، یک ماه خدا به نام تحوت، در معبدی می زیست که بر روی سلسله جبالی در غرب شهر تب واقع بود. در جهان فرودین اساطیر مصری، کوهی وجود داشت که بر فراز آن، تختی بود و فرعون پس از مرگ به وسیلهٔ نردبانی از آن بالا می رفت،
عکس کوه
کوه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
کوه (فیلم ۱۹۵۶)
کوه (فیلم ۱۹۹۱)
کوه (فیلم ۲۰۱۲)
کوه (انگلیسی: The Mountain) فیلمی به کارگردانی ادوارد دمیتریک است که در سال ۱۹۵۶ منتشر شد.
۱۹۵۶ (۱۹۵۶)
«کوه» (آلمانی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کوه در دانشنامه آزاد پارسی

کوه (mountain)
برجستگی طبیعی سطح زمین، با ارتفاع و دامنه هایی پرشیب تر از تپه. کوه ها دست کم ۳۳۰ متر از توپوگرافی اطراف خود بلندترند. سنگ های موجود نیز ممکن است تحت حرارت و فشارهای زیادِ ناشی از دگرگونی ایجاد شده باشند. فعالیت های آذرین درونی نیز ممکن است موجب کوه سازی شوند. کوه ها وقتی ایجاد می شوند که دو صفحۀ قاره ای با هم برخورد کنند و فرورانشی صورت نگیرد. در نتیجه، زمین در منطقۀ برخورد فشرده شده و به سمت بالا رانده می شود.

کوه در جدول کلمات

کوه
جبل
کوه استان اردبیل
سبلان
کوه بزرگ
قاف
کوه بلند
وزر
کوه چهار محال بختیاری
زرد کوه
کوه خشمگین
آتشفشان
کوه زاگرس
دنا
کوه سیمرغ
قاف
کوه لرستان
اشترانکوه
کوه های بلند و پابرجا
رواسی

معنی کوه به انگلیسی

mount (اسم)
ترفیع ، صعود ، کوه ، تپه ، پایه ، مقوای عکس ، قاب عکس ، مرکوب
barrow (اسم)
توده ، چرخ دستی ، چرخ دوره گردها ، کوه یخ ، زنبه ، قطعه عظیم یخ ، پشته ، کوه ، تپه ، خاک کش ، خنازیر ، ماهور
mountain (اسم)
کوه ، کوهستانی ، کوهستان

معنی کلمه کوه به عربی

کوه
جبل
برکان
جبلي
جبل ثلجي
تنورة , سفح التل
نفق

کوه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آتنا
کوه زمینی نسبتاً بلند است که در یک منطقه گسترده است و عموماً بلندتر و شیب دارتر از تپه است.
کوه ها ۵۲٪ آسیا، ۳۶٪ آمریکای شمالی، ۲۵٪ اروپا، ۲۲٪ آمریکای جنوبی، ۱۷٪ استرالیا و ۳٪ آفریقا را پوشانده اند و روی هم رفته ۲۴٪ خشکی های زمین را شامل می شوند. اما از هر ۱۰ نفر یک نفر در کوه ها زندگی می کند. همه رودخانه های مهم جهان از کوه ها سرچشمه می گیرند و بیش از نیمی از آبی که انسان ها نیاز دارند از کوه ها به دست می آید.
به سرزمینی که کوه فراوان داشته باشد کوهستان یا کوهساران گفته می شود. به زنجیره ای از کوه های به هم پیوسته، رشته کوه گفته می شود.
جستارهای وابسته [ویرایش]
مناطق کوهستانی ایران
فهرست کوه های افغانستان
منابع [ویرایش]
Wikipedia contributors، "Mountain،" Wikipedia، The Free Encyclopedia، http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Mountain&oldid=191337765 (accessed February ۱۴، ۲۰۰۸).
[نهفتن]
ن • ب • و
فهرست کوه ها
زمینی
آفریقا · آسیا · استرالیا · جنوبگان · آمریکای شمالی · آمریکای جنوبی · اروپا · اقیانوسیه
فرازمینی
ماه · مریخ · ناهید · مشتری
فهرست فهرست ها ·رده:کوه ها
در ویکی انبار پرونده هایی دربارهٔ کوه موجود است.
رده های صفحه: پدیده های جغرافیایی جغرافیای فیزیکی کوهنوردی کوه ها
قس عربی
الجبل هو کتلة ضخمة من الأحجار والصخور توجد على قطعة ضخمة کبیرة هی سطح الأرض الذی یتکون من نفس المادة وهی أیضا قمم مرتفعة العلو. الجبل بصورة عامة أکثر ارتفاعا من الهضبة هناک اختلاف حول تحدید الارتفاع الکافی للجبل لاعتباره جبلا فالموسوعة البریطانیة تستعمل ارتفاع 610 متر عن سطح الأرض لإطلاق مصطلح الجبل على المرتفع. یعتبر جبل إفرست أعلى جبل فی العالم ارتفاعه (8848م)، بینما یعد أعلى جبل فی النظام الشمسی هی جبل اولیمبوس مونس على کوکب المریخ ارتفاعه (21171 م).
أکبر جبال العالم
محتویات [اعرض]
[عدل]تعریف الجبل
لا یوجد تعریف مقبول عالمیا للجبل، وقد استخدم الارتفاع والحجم والکثافه والوعورة کمعاییر لتسمیة الجبل، ولکن جاء فی قاموس أوکسفورد الإنکلیزی ان "الجبل هو عباره عن ارتفاع طبیعی عن سطح الأرض یرتفع أکثر أو أقل من سطع البحر لیحقیق مستوى ارتفاع نسبی عن الارتفاعات المجاورة له".
فی الولایات المتحدة الامریکیه استخدم التعریف القادم لتحدید مسمیات الجبل عن غیره من المرتفعات:
مسطح ارتفاعه 500 قدم یسمى سهل
نقطة ارتفاعها من 501-999 قدم یسمى تل
نقطة أعلى من 1000 قدم أو أکثر یسمى جبال
تعریف اخر للمرکز العالمی لللرصد والحفظ کامبریدج، المملکة المتحدة: یعتبر الجبل جبلا إذا کان:
ارتفاعه على قاعدة بما لا یقل عن 2500 م.
ارتفاعه على قاعدة بین 1500-2500 م مع میل أکبر من 2 درجة.
ارتفاعه على قاعدة بین 1000-1500 م مع میل أکبر من 5 درجات.
إذا کان ارتفاعه أکثر من 300 م وکان نصف قطره 7 کلم.
وحسب هذا التعریف فان الجبال تغطی 64 ٪ من قارة آسیا و 25 ٪ من قارة أوروبا و 22 ٪ من قارة أمریکا الجنوبیة و 17 ٪ من قارة أسترالیا، و 3 ٪ فی قارة أفریقیا. وعلى ذلک فان 24 ٪ من مساحة الأرض الإجمالیه جبلیة و 10 ٪ من الناس یعیشون فی المناطق الجبلیة، ومعظم الأنهار فی العالم تتغذى من المصادر الجبلیة، وأکثر من نصف البشریة یعتمدون على الجبال فی الحصول على المیاه.
توجد بعض الجبال منعزلة ولکن الأغلب أنها توجد فی مجموعة أو صف إما فی شکل حید واحد مرکب أو سلسلة من الحیود0المترابطة ومجموعة الجبال هی عدد من الصفوف الجبلیة المترابطة من حیث الشکل والأصل أما السلسلة فهی عدد من مجموعات الجبال التی تشغل منطقة عامة بعینها. والمعروف أن الجبل الظاهر على سطح الأرض هو عبارة عن ثلث المساحة الحقیقیة للجبل، أما عن الثلثین الآخرین فهما تحت سطح الأرض یشابه کثیرًا أوتاد الخیمة عندما یغرس معظمها فی الأرض ولا یتبقى منها سوى الجزء الممسک بالحبل، وهذا مصداق لقول الله عزوجل : ((أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ مِهَادًا (6) وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا (7))) بعض الجبال بقایا لهضاب نحتتها عوامل الطبیعة وبعضها الآخر أصله مخروطات برکانیة أو تدخلات من صخور ناریة کونت قبابا صخریة وتتکون جبال الکتل الصدمیة نتیجة رفع کتل ضخمة من سطح الأرض بالنسبة للکتل المجاورة لها. و کل السلاسل الجبلیة إما أن تکون جبال طی أو تراکیب بنائیة معقدة دخلت فی تکوینها عوامل الطی والتصدع والنشاط الناری ومعظمها یتعرض للرفع الرأسی بعد حدوث الطی.
[عدل]تکون الجبال
هنالک اربع مراحل لتکون الجبل :
غمر البحر وترسیب مواد فی قعر البحر.
تکون طبقات متنوعه من مواد الترسیب.
حدوث تجعد نتیجة ضغط باطنی إلى أعلى.
تراجع میاه البحر وظهور الیابسة.
[عدل]أنواع الجبال
تنتظم جبال العالم فی ثلاثة أنواع هی: الجبال المنفردة، والسلاسل الجبلیة، والأحزمة الجبلیة.
تکثر الجبال المنفردة فی المناطق البرکانیة، وفی البقاع التی تعرضت للحت، أما السلاسل الجبلیة فهی أشرطة طویلة تمتد عشرات ومئات الکیلومترات، فی حین تتألف الأحزمة الجبلیة من سلاسل متصلة وتمتد آلاف الکیلومترات، أکبرها الحزام الألبی ـ الهیمالائی، والحزام الأندیزی، وحزام سلاسل آسیا الوسطى، وحزام هوامش المحیط الهادئ.
ویغلب على الجبال السلاسل والأحزمة توزعها على هوامش القارات وسواحلها، ففی الوطن العربی تقع أهم الجبال على سواحل البحر المتوسط، مثل جبال بلاد الشام والأطلس فی المغرب العربی وعلى جانبی البحر الأحمر وخلیج عدن، ثم جبال عُمان، وفی أسترالیة تمتد جبال الألب الأسترالیة على سواحلها الشرقیة، وفی أمریکا الجنوبیة على سواحلها الغربیة، وفی أمریکا الشمالیة على سواحلها الغربیة والشرقیة، وفی آسیا الصغرى على سواحلها الجنوبیة والشمالیة. ولا تبعد جبال الألب والبیرینه فی أوربة عن البحار کثیراً، بل تسایر السواحل فی إیطالیة ...
فاطمه
صفت کوه
باران پناهیان
Mountain
صخره
کوه
مهر سام
Mountain به هر کوهی می گویند
پیام آریا نژاد
Mountain
کوه،کوهستان،صخره
علیرضا
در زبان پارتی به کوه گر(gar) و
کوف(kof) گفته میشود.
علی باقری
در زبان آذری به کوه داغ گفته می شود در زبان های زیر با کمی تفاوت به کوه داغ یا تاغ می گویند .
ترکمنی ، ترکی آذربایجانی،ترکی استانبولی Dag در زبان ازبکی و اویغوری Tog ، قرقیزی too
در زبان پارتی به کوه گر(gar) و کوف (kof) گفته میشود.( دقت شود به کوه قاف و قفقاز ) اسلوونیایی Gora ، روسی gora ، لهستانی G�ra
در زبان های زیر با اندکی تفاوت به کوه mountain گفته می شود.
انگلیسی ، دانمارکی ، باسکی ، سواحیلی ، صربی ، لاتین ، مالاگاسیایی ، نروژی ، هائیتیایی ، تلوگویی
در کشور های زیر به کوه planina می گویند .
بلغاری ، بوسنیایی ،کروات ، مقدونی
امیرسام کهنگی
کوه همریشه باکهف عربی و اشکفت لری یعنی غاربنظرمیرسد.caveانگلیسی ازهمین ریشه میباشد.
علی باقری
کوه : این کلمه را در زبان فارسی میانه کوف یا کوپ تلفظ می کردند که مفهوم خودرا از کلمه کوپ یا کُپه (برجستگی زمین) گرفته بود .اصولا در زبان ترکی هر چیزی برآمدگی هلال مانند داشته باشد و اژه کوپ در آن وجود دارد .مثل کوپ : نفخ و برآمدگی شکم . کوپه : ظرفی که از وسط برآمدگی دارد . کپرو (کورپو ) : پل . گپّه (کته برنج ) کوپوک : حباب و ... در ترکمنستان کوه های وجود دارد که به کوپه داغ معروف هستند .
علی باقری
کوه
دکتر کزازی در مورد واژه ی کوه می نویسد : (( کوه در پهلوی کوف kōf بوده است و ریخت های باز خوانده بدان کوفگ kōfag و کوفیگ kōfig که در پارسی کوهه و کوهی شده اند .))
((چو دریا و چون کوه و چون دشت و راغ
زمین شد به کردار روشن چراغ))
استاد می گوید :با پدید آمدن آسمانها و جنبیدن آنها، پدیده های گیتی چون :دریا و کوه و دشت و راغ در وجود آمدند و زمین از فروغ و روشنی همانند چراغی تابان شد.
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 192 )

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نام کوه های تهران   • کوه داراباد   • کوه شعر   • کوه زیبا   • کوه های تهران برای کوهنوردی   • کوه های غرب تهران   • نقشه کوه های تهران   • کوه های جنوب تهران   • معنی کوه   • مفهوم کوه   • تعریف کوه   • معرفی کوه   • کوه چیست   • کوه یعنی چی   • کوه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی کوه

کلمه : کوه
اشتباه تایپی : ;,i
آوا : kuh
نقش : اسم
عکس کوه : در گوگل

آیا معنی کوه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )