برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1403 100 1

کمال

/kamAl/

مترادف کمال: استغنا، بلوغ، پختگی، رسایی، رشد، بینش، حکمت، فضل، فضیلت، معرفت، آداب دانی، اعلی درجه، تام، تمام، تمامیت

برابر پارسی: فرهیختگی، والایی، فرازمندی، کهتری

معنی اسم کمال

اسم: کمال
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: kamāl) (عربی) آخرین حد چیزی، نهایت، بسیاری، سر آمد بودن در داشتن صفت های خوب، بی عیب و نقص بودن، کامل بودن، خردمندی و دانایی، فرزانگی، درایت، کاملترین و بهترین صورت و حالت هر چیز، (در تصوف) رسیدنِ سالک به مقام محو، (در فلسفه) صورت و حد طبیعی هر چیز - آخرین حد چیزی، نهایت، بی عیب و نقص بودن، خردمندی، دانایی

معنی کمال در لغت نامه دهخدا

کمال. [ ک َ ] (ع مص ) کُمول. انجام یافتن و تمام شدن. (منتهی الارب ). تمام شدن. (آنندراج ) (ترجمان القرآن ) (فرهنگ فارسی معین ). از باب نصرو علم و کرم آمده است و نخستین از همه فصیح تر و دوم از همه رکیک تر است. تمام شدن و کمال در ذوات و صفات هر دو استعمال شود و گویند: کملت محاسنه. و کمل الشهر؛ ای کمل دوره. (از اقرب الموارد). کمل الشی ٔ کمالاو کمولا (از باب نصر)، انجام یافت آن چیز و تمام شد اجزای آن چیز. و کمل فلان ، به انجام رسید محاسن فلان. و کمل الشهر، به انجام رسید دور آن ماه و تمام شد روزهای آن و در همه ٔ این معانی از کرم و ضرب و سمع نیزمی آید و از سمع از همه ردی تر است. (ناظم الاطباء).

کمال. [ ک َ ] (ع اِمص ) تمام. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). اسم مصدر است ؛لک کماله ، ای کله. (از اقرب الموارد). تمام. تمامیت. (فرهنگ فارسی معین ). تمامیت. مقابل نقص و تمامی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). کامل بودن :
هم سخاوت را کمالی هم بزرگی را جمال
هم شجاعت را جلالی هم شریعت را شعار.
فرخی.
عالم فضل و یمین دولت و اصل هنر
حجت یزدان ، امین ملت و عین کمال.
فرخی.
زیبد ار من به مدیح تو ملک فخر کنم
خاطر اندرخور وصف تو رسانم به کمال.
فرخی.
این کمال ملک او جوید به سعد اختران
این دوام خیر او خواهد به خیر از کردگار.
منوچهری.
و مرد بی عیب نباشد، الکمال ﷲ عزوجل. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 156).
کمال دور کناد ایزد از جمال جهان
کمی رسد به جمالی کجا گرفت کمال.
قطران.
زو گشت بحاصل کمال عالم
من بنده ٔ آن عالم کمالم.
ناصرخسرو.
میانه کار همی باش و بس کمال مجوی
که مه تمام نشد جز ز بهرنقصان را.
ناصرخسرو.
شعرگویان را کمال معنی اندر لفظاوست
تا نگویی مدح از معنی کجا گیرد کمال.
امیر معزی (دیوان چ اقبال ص 456).
عالمی بیدل که او را نیست نسیان در کلام
زنده ای بی چون که او را نیست نقصان در کمال.
امیر معزی (ایضاً ص 446)
...

معنی کمال به فارسی

کمال
تمام شدن، کامل شدن، تمام، آراستگی صفات
۱ - ( مصدر ) تمام شدن . ۲ - ( اسم ) تمام تمامیت : ( محمود به ایلگ خان .. پیغام داد ... از کمال خرد و کار دانی ... شما عجب داشته میاید ... ) . ۳ - آراستگی صفات ۴ - معرفت . ۵ - ترقی . ۶ - آنچه تمامیت شئ بانست آنچه کمال نوع بدان بستگی دارد در ذات یا درصفات آنچه شیئیت شئ بدان است . توضیح کمال بر دو معنی اطلاق میشود : یکی آنچه حاصل بالفعل است اعم از آنکه مسبوق بقوت باشد و دیگر آنچه موجب تکمیل نوعیت شئ است . کمال از امور اضافی است زیرا موجودات در هر مرتبتی واجد فعلیتی میباشند که نسبت بمرتبتی نازلتر که فاقد آن فعلیت است کامل تراند و نسبت بمرتبت بالارتر بسبب آنچه که فاقد ند ناقصترند . کمال هر موجودی بفعلیت آنست و نحو. وجود هر موجودی در همان موجود کمال آنست و آن کمال اولست که شئ بدان شئ شود و صورت و حد طبیعی هر شئ کمال آن شئ است . کمال بر دو گونه است : کمال اول آنست که شئ در حد ذات کامل میشود مثلا ناطق کمال اول است برای انسان زیرا اگر ناطق نباشد انسان محقق نمیشود . کمال ثانی آنست که شئ بدان در صفاتش کامل میشود مثل اینکه انسان مهندس است یا کاتب است چه انسان در حد ذاتش محتاج بانها نیست و ممکن است ذات انسان باشد و مهندس و کاتب نباشد . پس این صفت مهندس و کاتب کمال ثانی هستند برای انسان . ۷ - کامل شدن سالک است در ذات و صفات باین معنی که صوفی معتقد است که اساس عالم بر ترقی و کمال موجود ات گذاشته شده است و آنچه در زمین و آسمانها ست بطرف مقصد و غایتی معلوم که حد کمال اوست رهسپار است . انسان هم که دارای گوهری توانا و جانی والاست از این قاعد. کلی مستثنی نیست منتهی در میان صوفیان اختلافست که آیا انسان با مجاهده و کوشش می تواند بکمال مقصود رسد یا نمی تواند ... عطار و پیروان او طرفدار قول اول اند یعنی انسان را واجد آن مقام میدانند که میتواند بکمال مقصود برسد بعنی بمرحله ای که صفات الهی ملک. او شود و در دریای بی پایان حقیقت چون قطره ای غرق گردد بطوریکه قطره و دریا یکی شود . دستهای از صوفیان معتقدند چون انسان همیشه مکلف است و دراین تکلیف مقامات و حالات را دوامی نیست تا زنده است نمیتواند بکمال واقعی که نهایت مقصود است برسد . بعضی دیگر گویند صوفی چون بمرحل. جمع الجمع رسد و صفات الهی ملک. او ...

معنی کمال در فرهنگ معین

کمال
(کَ) [ ع . ] (مص ل .) کامل شدن ، تمام شدن .

معنی کمال در فرهنگ فارسی عمید

کمال
۱. بالاترین مرتبۀ چیزی، نهایت: با کمال خرسندی.
۲. (اسم مصدر) برتر بودن در داشتن صفات نیک، کامل بودن، آراستگی صفات.
۳. درایت، دانایی، خردمندی.
۴. (اسم) (فلسفه) صورت نهایی و طبیعی هرچیز.
۵. (اسم مصدر) (تصوف) رسیدن به مرحلۀ محو و فنا.
* کمال یافتن: (مصدر لازم)
۱. به کمال رسیدن، کامل شدن.
۲. ترقی کردن.
دارای فضل و کمال، دارای علم و ادب: صاحب کمال را چه غم از نقص مال وجاه / چون ماه پیکری که بر او سرخ و زرد نیست (سعدی۲: ۶۸۸).

کمال در دانشنامه اسلامی

این صفحه مدخلی از اثر آفرینان است
شاعر و روزنامه نگار. پدرش از علمای بزرگ و خطبای نامور بود. کمال در اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش و دوره ی متوسطه را در تهران به پایان رساند. آنگاه در رشته ی علوم اداری و مدیریت به تحصیل ادامه داد و به دریافت لیسانس نایل شد. در 1325 ش به استخدام دولت درآمد و در مشاغل مختلف مدیریت انجام وظیفه کرد.
وی از 1322 ش به روزنامه نگاری پرداخت و در آغاز با عباس خلیلی، مدیر روزنامه ی «اقدام» همکاری نزدیک داشت. وی در 1339 ش اقدام به تأسیس انجمن ادبی کمال کرد. کمال از شعرای توانا و خوش قریحه بود و شعر مادر او به نام «جان هستی» برنده ی جایزه اول شعر تهران گردید که بیت اول آن این است:
                      
کمال الدین ابوالهدی بن ابوالمعالی کلباسی اصفهانی، از علما و فقهای اصفهان در قرن سیزده هجری بوده است.
حاج میرزا کمال الدّین ابوالهدی کلباسی فرزند میرزا ابوالمعالی بن حاج محمّدابراهیم، عالم فقیه زاهد، مجتهد اصولی، در زهد و تقوی مانند پدر بزرگوار و برادر عالی مقدار خود (میرزا جمال الدّین) بی مثل و مانند بود، و در مکارم اخلاق و صفات و حالات روحانی کم نظیر در ۲۲ شعبان ۱۲۷۸ در اصفهان متولّد شده، و نزد پدر دانشمند خود به تحصیل پرداخت، و پس از وفات ایشان در درس حاج شیخ محمّدباقر نجفی مسجدشاهی حاضر شد، سپس به همراه برادرش به عتبات عالیات رفت، و از محضر درس آخوند خراسانی و آقا سیّدمحمّدکاظم یزدی مستفیض گردید. ایشان از علمای عالی قدری چون حاج میرزا هاشم چهارسوقی، آقا سیّدحسن صدر کاظمینی و حاج ملاّعلی محمّد نجف آبادی اجازه دریافت نمود. وی پس از بازگشت به اصفهان به تدریس پرداخته، و نماز جماعت را در مسجد جوجه، جنب مسجد حکیم، اقامه می فرمود. وی در اغلب علوم همچون فقه، اصول، حدیث، منطق، هیات و خصوصا رجال مهارت داشته است. سرانجا ...


کمال در دانشنامه ویکی پدیا

کمال
کمال یکی از مفاهیم مهمی است که در طول تاریخ، در حوزه های اخلاق، زیبایی شناسی، هستی شناسی، الهیات، فیزیک، ریاضی و شیمی به کار رفته است.
کمال مفهومی در اخلاق، زیبایی شناسی و علوم پایه است و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
کمال الملک، نقاش ایرانی
کمال تبریزی، کارگردان ایرانی
کمال خجندی، معروف به «شیخ کمال»، از عارفان و شاعران پارسی گوی قرن هشتم هجری
مصطفی کمال آتاترک، نظامی و دولت مرد و بنیان گذار جمهوری ترکیه
کمال خرازی، وزیر امور خارجه ایران در دولت خاتمی
کمال الدین بهزاد، نقاش ایرانی
کمال مطیعی، فیلمبردار ایرانی
یاشار کمال، از نویسندگان معاصر مشهور و کردتبار ترکیه
کمال پاشازاده
کمال سونال، بازیگر ترک
کمال اسفرم، فعال سیاسی کرد
کمال پولادی، پژوهشگر و مترجم ایرانی
علی کمال، نویسنده ترک
کمال سیدو
کمال طراوتی، آهنگساز
«کمال» (انگلیسی: Perfect (film)) فیلمی در ژانر رمانتیک و درام به کارگردانی جیمز بریجز است که در سال ۱۹۸۵ منتشر شد.
جان تراولتا
جیمی لی کرتیس
مریلو هنر
لرین نیومن
کنت ولش
دیوید پایمر
چلسی فیلد
کمال آباد ممکن است در یکی از این معانی استفاده شود:
کمال آباد روستایی است در بخش بیرم از توابع شهرستان لارستان
کمال آباد روستایی است از توابع بخش گالیکش شهرستان مینودشت در استان گلستان ایران.
کمال آباد روستایی است از توابع بخش بهاران شهرستان گرگان در استان گلستان ایران.
کمال آباد نام روستایی است از توابع بخش کوهنجان، شهرستان سروستان در استان فارس
کمال آباد (ارسنجان)
کمال آباد (اصفهان)
کمال آباد (البرز)
کمال آباد (بافت)
کمال آباد (چناران)
کمال آباد (خاش)
کمال آباد (زاهدان)
کمال آباد (سراوان)
کمال آباد (شی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

کمال در دانشنامه آزاد پارسی

(در مقابل نقص) آنچه موجب تمامیت شیء می شود. کمال در تقسیم اول، یا ذاتیِ شیء است یا عَرَضی. کمال ذاتی بر گرفته از حقیقت شیء است و خود بر دو گونه است: ۱. کمال اول یا همان فعلیت و تحقق موجود، که در این صورت کمال هر موجود صورت نوعیه یا فصل اخیر آن است و در مجردات همان تحقق آن هاست؛ ۲. کمال ثانی، که کمالات عارض بر صورت نوعیه اند و بنابر حرکت جوهری فقط در موجودات مادی مفروض اند که در طی حرکت اشتدادی کمال آن ها حاصل می شود، مانند رسیده شدن سیب نارس یا ظهور نفس در بدن مادی. کمال عَرَضی، همان کمال صناعی در موجود است، مانند کمال جسم طبیعی یاقوت و زمرّد در تراشیده شدن آن جهت انگشتری. کمال عرضی را نیز فقط می توان در موجودات مادی اعتبار کرد. کمال در تقسیمی دیگر به کمال حقیقی و اضافی بخش می شود؛ کمال حقیقی همان کمال ذاتی و چگونگی تحقق آن است و کمال اضافی، کمال سنجشی بین موجودات است، مانند کمالمندتربودن انسان نسبت به حیوان یا موجود مجرّد نسبت به موجود مادی. بنابراین کمال اضافی برخلاف صناعی در موجودات غیرمادی نیز اعتبار می شود.

کمال در جدول کلمات

کمال
تکامل
کمال مطلوب
ایده ال
از فیلم های کمال تبریزی
شیدا
بازیگر نقش شهریار در سریالی به همین نام از کمال تبریزی
رستمی
به سن کمال و میانسالی رسیده
جا افتاده
به کمال رسیدن
تا, تکامل
ساخته اکران نشده کمال تبریزی با بازی نیکی کریمی | حسن معجونی | لعیا زنگنه | محمدرضا فروتن و رضا داو دنژاد در سال
خیابانهای ارام
ساخته اکران نشده کمال تبریزی با حضور نیکی کریمی | حسن معجونی | لعیا زنگنه | محمدرضا فروتن و رضا داودنژاد
خیابان های ارام
ساخته کمال تبریزی با بازی فاطمه معتمد آریا | حسین سلیمانی و پرویز پرستویی
مهر مادری
ساخته کمال تبریزی با بازی پرویز پرستویی
مارمولک

معنی کمال به انگلیسی

prime (اسم)
زبده ، کمال ، اغاز ، بهار جوانی ، بهترین قسمت
amplitude (اسم)
فراوانی ، کمال ، انباشتگی ، درشتی ، فراخی ، دامنه ، نوسان ، میدان نوسان ، بزرگی ، میدان ، استعداد ، فاصلهء زیاد ، فضا داری
accomplishment (اسم)
انجام ، اجرا ، اتمام ، کمال ، هنر
perfection (اسم)
کمال
integrity (اسم)
کمال ، درستی ، تمامیت ، امانت ، راستی ، بی عیبی
maturity (اسم)
کمال ، بلوغ ، سر رسید
completeness (اسم)
کمال ، تمامیت
sophistication (اسم)
کمال ، اغوا ، تحریف ، سفسطه ، دلفریبی
exactitude (اسم)
کمال ، دقت ، صحت ، درستی
period (اسم)
حد ، کمال ، نقطه ، عصر ، دوره ، گردش ، نوبت ، ایست ، فرجه ، پایان ، منتها درجه ، روزگار ، زمان ، مرحله ، مدت ، وقت ، طمی ، موقع ، مدتی ، گاه ، نتیجه غایی ، قاعده زنان ، جمله کامل ، نقطه پایان جمله ، دوران مربوط به دوره بخصوصی
complementarity (اسم)
کمال ، متمم ، تکمیل ، متممی ، اصل متممیت
plenitude (اسم)
فراوانی ، وفور ، کمال ، سرشاری
plentitude (اسم)
فراوانی ، وفور ، کمال

معنی کلمه کمال به عربی

کمال
انجاز , غزارة , فترة , کمال , نضج
مثالي
کلية
تاج
خط الطول
خريف
قمة

کمال را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی اصغر
این واژه تازى (اربى) ست و برابرهاى پارسى آن چنینند: این واژه تازى (اربى) است و برابر پارسى آن اینهاست: اُسپورى Ospuri (پهلوى: کمال ، تمامیت ، غایتمندى- در پهلوى اُسپوردن Ospurdan : کامل-تکمیل-تمام-مرتب کردن ، به کمال رساندن) ، اُسپوریکى Ospuriki :پهلوى:تمامیت،
کاملیت، جامعیت) ، در پهلوى اَکایى (اَکاییهْ) Akayi : کاملیت ، کمال ، تمامیت - اَکایش Akayesh (پهلوى: اَکاییشْنْ : تکمیل ، تتمیم - اَکایشنیک Akayeshnik : پهلوى : مکمل ، متمم ) ، بَوِندى/ بَوَندَکى Bavendi/Bavandaki (پهلوى: تمامیت، کمال، کاملیت -در پهلوى: بَوِندیدنBavendidan
: تکمیل-تمام-کامل کردن ) ، بوندگى Bundegi (پهلوى: کاملیت ، تمامیت ، کمال) ، پادیساریکى Padisariki (پهلوى: مکملیّت ، کمال ، مُتمّمیت ) ، پرداچى Pardachi (پهلوى: تمامیت ، کمال، و ...) ، پَساختى Pasaxti (پهلوى: کمال ، تمامیت -٢: موافقت، مطابقت-٣: اختلاط ، تلفیق
و ..) در پهلوى تونایى Tunayi (توناییهْ) : کاملیت ، کمال ، تمامیت - تونایش Tunayesh (توناییشْنْ : تکمیل ، تتمیم ، کامل سازى) ، دیرانایى Diranayi (پهلوى: کاملیت، تمامیت ، وسعت ، کمال ) ، در پهلوى اُسپوریهیدن Ospurihidan (سْپورّیهیتن) : تکمیل-تتمیم کردن - کمال
بخشیدن - به کمال-غایت رساندن ، پارُنى Paroni (پهلوى : کاملیت ، جامعیت ، اصلحیت، کمال) ، ویسپورى Vispuri (پهلوى: کاملیت ، تمامیت ، جامعیت، کمال) ، آرَستگى Arastegi (پارسى درى ، کاملى ، مقدوریا ، کمال) ، پُروندى Porvandi (پارسى-پهلوى: کمال ، تفصیل ، تبسیط) ،
رساوندى Rasavandi (پارسى: کاملیت ، رسندگى ، غایت رَسى ، کمال ) ، اَپیکاستى Apikasti (پهلوى: بى کاستى بودن ، کاملیت ، تمام و کمال بودن) ، بى آکى Bi-aki (پارسى-پهلوى: بى عیبى ، کمال ، Perfectness )
کمال الدین
سرآمدی
امید.م
نهایت
شهریار آریابد
در پهلوی " هماک " برابر نسک اردویراف نامه از رشید یاسمی.
فر کیانی
این واژه در پارسی پهلوی به شکل kam�l , کمال و به مانای سر ، کله آمده است...
نیک
سردسته، سر، سردسته دیوان (فارسی پهلوی)
برابر های پارسی: فرمندی، فرازمندی، فرهیختگی
عذرا
کهتر ومهتر ترکی هستند.کمال مهتری است(در اول صفحه اشتباها کمال= کهتری نوشته اید)لطفا اصلاح کنید.
ناشناس
نهایت
حمیدرضا دادگر_فریمان
استغنا، بلوغ، پختگی، رسایی، رشد، بینش، حکمت، فضل، فضیلت، معرفت، آداب دانی، اعلی درجه، تام، تمام، تمامیت،تکامل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کمال   • شهریه دبیرستان کمال   • کمال انسان   • مدرسه کمال بابل   • اسم کمال   • دبیرستان کمال دانشگاه صنعتی اصفهان   • کمال یعنی چه   • دبیرستان سیدالشهدا   • مفهوم کمال   • تعریف کمال   • معرفی کمال   • کمال چیست   • کمال یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی کمال
کلمه : کمال
اشتباه تایپی : ;lhg
آوا : kamAl
نقش : اسم
عکس کمال : در گوگل

آیا معنی کمال مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )