برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1435 100 1

وصیت

/vasiyyat/

مترادف وصیت: اندرز، سفارش، نصیحت

برابر پارسی: سفارش، اندرز، سپارش

معنی وصیت در لغت نامه دهخدا

وصیت. [ وَ صی ی َ ] (ع اِ) وصیة. اندرز. (مهذب الاسماء). اندرز و نصیحت. اندرزو پند و نصیحت و سفارش. (ناظم الاطباء) :
من وصیت به وفا میکنمت
گرچه امروز وفا در عدم است.
خاقانی.
تکلف برِ مرد درویش نیست
وصیت همین یک سخن بیش نیست.
سعدی.
وصیت همین است جان برادر
که اوقات ضایع مکن تا توانی.
سعدی.
و رجوع به وصیة شود. || اسم است ایصاء را. (اقرب الموارد). اندرز کردن عازم سفر یا شخص قریب الموت دوست خود را که بعدِ من چنین و چنان باید کرد. (غیاث اللغات ). استنابه در تصرف بعد از مرگ ، یعنی همانطور که وکیل از جانب موکل نیابت دارد که پاره ای تصرفات بنماید [ البته در زمان حیات موکل ] موصی له یا وصی هم نیابت دارد که از جانب موصی پاره ای تصرفات بنماید، نهایت آنکه این نیابت برای بعد از مرگ است. (از فرهنگ حقوقی ). ج ، وصایا. (اقرب الموارد) :
ور منکری وصیت او را به جهل خویش
پس خود پس از رسول بباید همی سفیر.
ناصرخسرو.
و رجوع به وصیة شود. || موصی ̍به. (اقرب الموارد). چیزی که به کسی وصیت شده است. گویند: این وصیت فلان است ؛ یعنی موصی به اوست. (ازاقرب الموارد). آنچه بدان وصیت کنند. (منتهی الارب ).رجوع به وصیة شود.

وصیة. [ وَ صی ی َ ] (ع اِ) شاخ خرما که بدان پشتواره بندند. (منتهی الارب ). ج ، وصی. (منتهی الارب ). || اسم است ایصاء را. (اقرب الموارد). اندرز.(منتهی الارب ) (دهار) (آنندراج ). || آنچه بدان وصیت کنند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد) (آنندراج ). موصی ̍به. (اقرب الموارد) (کشاف اصطلاحات الفنون ). تملیک مضاف به بعد از مرگ. (تعریفات ). || (اصطلاح فقه ) وصیت به نزد فقهاء ایجاب بعد از مرگ است ، یعنی الزام کردن چیزی از مال یا منفعت مال برای کسی پس از مرگ موصی ، بدین صورت که بخشی از مال خود یامنفعت آن را برای کسی یا برای خدا به طور تبرعی یا لزومی قرار دهد یا امر ورثه و تصرف در ترکه را به شخص معینی واگذار کند. این است آنچه در جامعالرموز بیرجندی در این زمینه آمده است. و فرق میان وصی و قیم اینکه وصی کسی است که حفظ مال و تصرف در آن بدو محول ومفوض شده و قیم فقط مأمور است حفظ کند نه تصرف... (از کشاف اصطلاحات ...

معنی وصیت به فارسی

وصیت
پند، اندرز، سفارش، وصایاجمع
(اسم) ۱- اندر نصیحت .۲- سفارش کسی بیک یا چند تن مبنی بر احوال اعمال و دخل و تصرف در اموال وی پس از مرگ او جمع : وصایا. ۳ - عبارت است از ((استناب. در تصرف بعد ازمرگ )) یعنی همانطور که وکیل از جانب موکل نیابت دارد که پاره ای تصرفات بنماید (اببته در زمان حیات مول ) موصی له با وصی هم نیابت دارند که از جانب موصی پاره ای تصرفات بنمایند نهایت آنکه این نیابت برای بعد از مرگ است . ))
(مصدر) وصیت کردن .
(اسم) ۱- اندرزنامه . ۲- ورقه ای دال بر سفارشهایی که شخص به وصی خود کندکه پس از مرگش اعمال منظم را انجام دهد و اموال او را طبق دستور وی تقسیم نماید یا بمصرف برساند .
(مصدر) ۱- اندر زدادن پنددادن : (( آدم علیه السلام به شیث وصیت فرمود که این سخنان را نگاه دار و اولاد خود را به محافظت آن وصیت کن . )) ۲- سفارش کردن بکسی یاکسانی که اعمالی را پس از مرگ سفارش کننده انجام دهند.
اندرز کردن سفارش کردن

معنی وصیت در فرهنگ معین

وصیت
(وَ یَّ) [ ع . وصیة ] (اِ.) ۱ - اندرز، نصیحت . ۲ - سفارشی که شخص پیش از مردن به وَصیُ خود می کند تا بعد از مرگش انجام شود.
( ~. م یا مَ) [ ع - فا. ] (اِمر.) ۱ - اندرزنامه . ۲ - ورقه ای دال بر سفارش هایی که شخصی به وصی خود کند که پس از مرگش اعمال منظور را انجام دهد و اموال او را طبق دستور وی تقسیم نماید یا به مصرف رساند.

معنی وصیت در فرهنگ فارسی عمید

وصیت
۱. پند، اندرز، سفارش.
۲. (فقه، حقوق) دستوری که کسی پیش از مردن به وصی خود می دهد که بعد از مرگ او اجرا کند.
سندی که کسی پیش از مرگ خود می نویسد و در آن سفارش هایی به وصی خود می کند که پس از مرگ وی انجام بدهد.

وصیت در دانشنامه اسلامی

وصیت
وصیت به معنای توصیه و سفارش فردی با فرد دیگر است.
وصیِت از ریشه «وَصِیَ» است که در لغت به معنای گیاهان به هم وصل شده و بافته شده آمده و «أرض واصیة» یعنی زمینی که سراسر پوشیده از گیاه به هم متصل.
وصیت
کلید واژه: مرگ، ارث، وصیت، فلسفه وصیت، احکام وصیت، وارث، وصیت تملیکی، وصیت عهدی، وصیت فکی،
وصیت که در لغت به معنای سفارش کردن، اندرز دادن، عهدکردن و امرکردن آمده است، هرگاه از جانب خدای تعالی باشد معنای امر و فرمان را می رساند، چنان که در آیه «وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ إِحْسَاناً...». (سوره احقاف: آیه 15) و آیه «...وَأَوْصَانِی بِالصَّلوةِ وَالزَّکوةِ مَادُمْتُ حَیّاً». (سوره مریم: 31) در همین معنا به کار رفته است؛ و هرگاه از جانب غیرخداوند باشد در دیگر معانی به کار می رود.
در اصطلاح فقهی، وصیت آن است که انسان سفارش کند بعد از مرگش برای او کارهایی انجام دهند، یا بگوید بعد از مرگش چیزی از مال او ملک کسی باشد، یا برای اولاد خود و کسانی که اختیار آنان با اوست قیم و سرپرست معین کند.
قرآن کریم، وصیت را حقی بر عهده پرهیزکاران دانسته، می فرماید: «کُتِبَ عَلَیْکُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّةُ لِلْوَالِدَیْنِ وَالْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَی الْمُتَّقِینَ». (سوره بقره: آیه 180)
بر شما نوشته شده: «هنگامی که یکی از شما را مرگ فرارسد، اگر چیز خوبی (:مالی) از خود به جای گذارده، برای پدر و مادر و نزدیکان، به طور شایسته وصیت کند. این حقی است بر پرهیزکاران.
رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: سزاوار نیست مسلمان شب بخوابد، مگر این که وصیت نامه اش زیر سر او باشد. نیز می فرماید: هر کس هنگام مرگ، وصیتش نیکو نباشد در مروت و عقل او نقصان است.
در روایت آمده است: کسی که بدون وصیت از دنیا برود، به مرگ جاهلیت مرده است.
امام باقر علیه السلام می فرماید: کسی که هنگام مرگ برای خویشاوندانش وصیت نکند، عمل خود را با معصیت ختم کرده است.
...


وصیت در دانشنامه آزاد پارسی

وَصیّت
در اصطلاح حقوق، تصرّفاتی که شخص بدون واسطه یا باواسطه برای زمان بعد از مرگ در اموال خود می کند. قانون مدنی به پیروی از مشهورترین تعریف های وصیت در فقه، در مادۀ ۲۸۶ وصیت را به دو گروه تملیکی و عهدی تقسیم و تعریف کرده است: وصیت تملیکی آن است که کسی عین یا منفعتی از مال خود را برای زمان بعد از مرگش به دیگری مجاناً تملیک کند، و در وصیت عهدی، یک یا چند تن را برای انجام اموری مأمور می کند. وصیت کننده موصی، کسی که وصیت تملیکی به نفع او شده موصی له، مورد وصیت موصی به، و کسی که به موجب وصیتِ عهدی ولیّ بر ثلث یا بر صغیر است وصی نامیده می شود. وصیت نامه اظهاریه ای است متضمن خواستۀ شخص در زمینۀ نحوۀ تصرفات و ادارۀ اموال او پس از فوت. وصیت نامه باید مطابق ملزومات قانونی محل تنظیم شود. عقد وصیت از حیث شرایط اساسی صحت، تابع مادۀ ۱۹۰ قانون مدنی است و اهلیت طرفین یکی از شروط صحت آن است، ولی علاوه بر آن مادۀ ۸۳۶ قانون مدنی نوعی عدم اهلیت خاص برای موصی پیش بینی کرده است. به موجب این ماده، هرگاه کسی به قصد خودکشی خود را مجروح یا مسموم کند و یا اعمال دیگری که موجب هلاکت است مرتکب شود و پس از آن وصیت کند، آن وصیت در صورت هلاکت باطل است. قانون مدنی در مواد ۸۵۱ و ۸۵۲ وصیت به حمل را صحیح دانسته لیکن تملک او را منوط به زنده متولد شدن کرده است، اعم از این که قابلیت زیست را داشته باشد یا نه، ولی اگر حمل درنتیجۀ جرمی سِقط شود، موصی به به ورثۀ او می رسد. موصی له ممکن است محصور به شخص یا اشخاص معیّنی باشد و یا وصیتی باشد که در آن موصی له به اشخاص معیّنی تملیک نمی شود، بلکه هدف این است که در راه معیّنی به مصرف برسد، مانند وصیت به فقرا یا امور عام المنفعه که در این صورت وصیت به غیر محصور است. در وصیت به محصور قبول موصی له پس از فوت موصی شرط تملیک است، ولی به موجب مادۀ ۸۲۸ قانون مدنی در وصیت عهدی قبول شرط نیست. در وصیت عهدی وصی می تواند تا زمانی که موصی زنده است وصیت را رد کند، ولی اگر پیش از مرگ موصی، وصیت را رد نکرد بعد از آن حق رد ندارد. براساس مادۀ ۸۳۴ قانون مدنی موصی می تواند از وصیت رجوع نماید؛ علاوه بر آن به موجب مادۀ ۸۳۹ اگر موصی بعداً وصیتی خلاف وصیت اول کند، وصیت دوم صحیح است. موصی نمی تواند در وصیت نامه یک یا چند تن از ورثه را از ارث محروم کند، در این صورت وصیت ...

ارتباط محتوایی با وصیت

وصیت در جدول کلمات

وصیت کردن
ایلا
وصیت کننده
وصی

معنی وصیت به انگلیسی

will (اسم)
میل ، ارزو ، نیت ، اراده ، قصد ، خواهش ، خواست ، وصیتنامه ، مشیت ، وصیت

معنی کلمه وصیت به عربی

وصیت
س
حصة , س , وصية
س

وصیت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

وریا صادقی
( وصیت ) به معنای گذاشتن مال برای کسی یا امر کردن به کسی و یا فرزندان خود شخص می باشد کلمه دیگر مثل .اتصال هم از ریشه وَصَی به معنای اتصال و وصل شدن است.و و صیت را به این دلیل وصیت نامیده اند چون اتصالی ایجاد می کند در بین مالکیت فرد در زمان حیات و بعد از مرگش.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• وصیت در قانون مدنی   • ارکان وصیت   • نمونه وصیت نامه   • تعریف وصیت   • مقاله وصیت   • احکام وصیت نامه   • وصیت چیست   • انواع وصیت   • معنی وصیت   • مفهوم وصیت   • معرفی وصیت   • وصیت یعنی چی   • وصیت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی وصیت
کلمه : وصیت
اشتباه تایپی : ,wdj
آوا : vasiyyat
نقش : اسم
عکس وصیت : در گوگل

آیا معنی وصیت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )