برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1466 100 1

نوزاد

/nowzAd/

معنی نوزاد در لغت نامه دهخدا

نوزاد. [ ن َ / نُو ] (ن مف مرکب ) جدیدالولاده. نوآمد. مولود. ولید. ولیده. (یادداشت مؤلف ). نوزاده. نوزاده شده. بچه که به تازگی تولد یافته است :
به گوش آمد آواز نوزاد من
وز آن شادتر شد دل شاد من.
نظامی.

نوزاد.[ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گلمکان بخش طرقبه ٔ شهرستان مشهد، در 29 هزارگزی شمال غربی طرقبه در دامنه ٔ معتدل هوائی واقع است و 158 تن سکنه دارد. آبش ازقنات ، محصولش غلات و بنشن و سیب زمینی و میوه ها، شغل مردمش زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

نوزاد. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مرکزی بخش حومه ٔ شهرستان کاشمر، در 3 هزارگزی جنوب غربی کاشمر و 2 هزارگزی جنوب جاده ٔ کاشمر به بردسکن ، در جلگه ٔ معتدل هوائی واقع است و 300 تن سکنه دارد. آبش از قنات ، محصولش غلات و پنبه و زیره و انار و انگور، شغل مردمش زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

نوزاد. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان عربخانه ٔ بخش خوسف شهرستان بیرجند، در 27 هزارگزی شمال غربی شوسف و 8 هزارگزی جنوب غربی جاده ٔ مشهد به زاهدان ، در منطقه ٔ کوهستانی معتدل هوائی واقع است و 301 تن سکنه دارد. آبش از قنات ، محصولش غلات و لبنیات ، شغل مردمش زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

نوزاد. [ ن َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان مؤمن آباد بخش درمیان شهرستان بیرجند، در 16 هزارگزی شمال غربی درمیان در دامنه ٔ معتدل هوائی واقع است و 916 تن سکنه دارد. آبش از قنات ، محصولش غلات ، شغل مردمش زراعت و قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی نوزاد به فارسی

نوزاد
ده دهستان مومن آباد بخش در میان شهرستان بیرجند استان نهم . در ۱۶ کیلومتری شمال باختری در میان ۹۱۶ تن سکنه دارد . محصولش غلات است .
نوزادتازه زاییده شده، کودک تازه بدنیا آمده
( صفت ) نوزاده : (( نه پیر است و نه نوزاد میان این و آن . ))
دهی است از دهستان مومن آباد بخش در میان شهرستان بیرجند در ۱۶ هزار گزی شمال غربی درمیان در دامن. معتدل هوائی واقع است و آبش از قنات محصولش غلات شغل مردمش زراعت و قالی بافی است .
[nascent] [شیمی] ویژگی اتم یا ترکیبی ساده در لحظۀ آزاد شدن از ترکیب شیمیایی که در آن هنگام دارای فعالیت بیشتری نسبت به حالت معمولی است
[neonate] [علوم سلامت] کودک، از تولد تا چهارهفتگی
[post-term neonate, post-mature neonate] [علوم سلامت] نوزادی که پس از اتمام 42 هفتگی حاملگی (آغاز روز 295) متولد شده باشد
[term neonate] [علوم تشریحی، علوم سلامت] نوزادی که بین 37 تا 42 هفتۀ کامل حاملگی (260 تا 294 روز) متولد شده باشد
[zero-age main sequence] [نجوم ] ستاره هایی که در ابتدای مرحلۀ رشتۀ اصلی هستند اختـ . نورا ZAMS
[preterm neonate, premature neonate] [علوم تشریحی، علوم سلامت] نوزادی که قبل از اتمام 37 هفتگی حاملگی (259 روز) متولد شده باشد
[infant milk formula] [علوم و فنّاوری غذا] فراورده ای غذایی برای تأمین نیازمندی های تغذیه ای نوزادان و کودکان خردسال متـ . جانشین شیر مادر human milk substitute
[infant formula] [علوم و فنّاوری غذا] غذایی مایع که جانشین شیر مادر می شود
...

معنی نوزاد در فرهنگ معین

نوزاد
(نُ) (ص مف .) کودکی که تازه به دنیا آنده .

معنی نوزاد در فرهنگ فارسی عمید

نوزاد
طفلی که تازه به دنیا آمده، تازه زاییده شده.

نوزاد در دانشنامه ویکی پدیا

نوزاد
نوزاد فرزند تازه زاده شده انسانها و جانوران است.
در پزشکی، نوزاد به شیرخواری گفته می شود که در ۲۸ روز اول زندگی (از بدو تولد تا ۴ هفته پس از تولد، کمتر از یک ماهه) باشد. کلمه «نوزاد» شامل نوزاد زودرس، نوزادان دیررس (از ۱ هفتگی تا ۹ ماهگی) و نوزاد کامل تازه به دنیا آمده می شود. واژهٔ نوزاد از واژه های «نو» و «زاد» گرفته شده که «نو» به معنای جدید و «زاد» به معنی زاده شده می باشد.
در لغتنامه دهخدا نوزاد اینطور تعریف شده: "کودک . (ص) کوچک. صغیر. (فرهنگ فارسی معین). پهلوی، کوتک ۞ بمعنی صغیر. (از حاشیهٔ برهان چ معین). صورت دیگر آن کوچک است. (اِ) طفل و بچه خواه پسر باشد یا دختر. (ناظم الاطباء). فرزندی که به حد بلوغ نرسیده (پسر یا دختر). طفل. ج، کودکان. (فرهنگ فارسی معین). ولید. صبی. (ترجمان القرآن). طفل. بچه؛ ولید. صبی (پسر). صبیه (دختر)." در اصطلاح عام به نوزاد یا کودک نی نی نیز می گویند.
کلمهٔ انگلیسی آن، Infant از infans کلمه لاتین، به معنی «ناتوان به صحبت نمودن» یا «لال» مشتق شده است. این به طور معمول به کودکانی بین سنین ۱ تا ۱۲ ماه اعمال می شود؛ با این حال، تعاریف بین تولد و ۳ سالگی متفاوت است.
عکس نوزاد
نوزاد فرزند تازه زاده شدهٔ انسان ها و جانوران است.
نوزاد (چناران)
نوزاد (درمیان)
نوزاد همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
نوزاد (چناران)، روستایی از توابع بخش گلبهار شهرستان چناران در استان خراسان رضوی ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان گلمکان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۱۲ نفر (۳۳خانوار) بوده است.
روستای نوزاد، روستایی در د ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با نوزاد

نوزاد در جدول کلمات

نوزاد
ولید
نوزاد گوسفند
بره
نوزاد گوسفند تا شش ماهگی
بره
نوعی ماهی کوچک که نوزاد پشه مالاریا را می خورد
گامبوزیا
وجه مشترک نوزاد و تفنگ
قنداق

معنی نوزاد به انگلیسی

grub (اسم)
کوتوله ، نوزاد ، خوراک ، نویسنده مزدور ، مزدور ، خوشهچین ، کرم حشره ، بچه مگس
babe (اسم)
شخص ساده و معصوم ، کودک ، طفل ، نوزاد
baby (اسم)
شخص ساده و معصوم ، کودک ، طفل ، نوزاد ، بچه ، بچه کوچک
newborn (اسم)
نوزاد
hatchling (اسم)
نوزاد ، جوجه سراز تخم دراورده ، جانور تازه متولد
bambino (اسم)
نوزاد ، بچه کوچک ، تصویر مسیح در قنداق
chick (اسم)
نوزاد ، بچه ، جوجه
newborn (صفت)
نوزاد ، تازه زاییده شده ، تازه تولد شده

معنی کلمه نوزاد به عربی

نوزاد
طفل رضيع , فتاة جميلة , فرخ , مولود جديد , يرقة
يرقة
صغار السمک

نوزاد را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمدرضا فیروزجایی
هم‌معنی نوباوه
مهدی
نی نی
تیام .دختر
نوزاد چند روزه'' A new born baby
نادر
نوزاد به ترکی: کؤرپه ، بَبَه
حمیدرضا دادگر_فریمان
جدیدالولاده. نوآمد. مولود. ولید. ولیده.نی نی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نوزاد یک روزه   • نوزاد دوقلو   • نوزاد پسر   • سایت نوزاد   • نوزاد چند روزه   • نوزاد تازه متولد شده   • نوزاد دختر   • نوزاد ایرانی   • معنی نوزاد   • مفهوم نوزاد   • تعریف نوزاد   • معرفی نوزاد   • نوزاد چیست   • نوزاد یعنی چی   • نوزاد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نوزاد
کلمه : نوزاد
اشتباه تایپی : k,chn
آوا : nowzAd
نقش : اسم
عکس نوزاد : در گوگل

آیا معنی نوزاد مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران