برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1568 100 1
شبکه مترجمین ایران

نعمت

/ne'mat/

مترادف نعمت: ثروت، حشم، دارایی، مال ومنال، مال، تنعم، برکت، خیر، وفور، احسان، بخشش، عطا

متضاد نعمت: نقمت

برابر پارسی: نیکی، دسترس، داشته، دارایی، خوبی

معنی اسم نعمت

اسم: نعمت
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: neemat) (عربی) هر چیزی که باعث شادکامی، آسایش زندگی و سعادت انسان می شود، (در قدیم) مال، ثروت، عطا، بخشش، نیکی، خوبی، محصول، روزی، رزق، هدیه، تحفه، (در قدیم) (به مجاز) غذا - آنچه باعث شادکامی و آسایش زندگی انسان شود، عطا و بخشش

معنی نعمت در لغت نامه دهخدا

نعمت. [ ن ِ م َ ] (ع اِ) مال. (از منتهی الارب ) (آنندراج ). ثروت. دسترس. (غیاث اللغات ). ثروت. دارایی. رجوع به نعمة شود :
امروز به اقبال توای میر خراسان
هم نعمت و هم روی نکو دارم وسناد.
رودکی.
بود از نعمت آنچه پوشیدند
و آنچه دادند و آنچه را خوردند.
رودکی.
آن مال و نعمتش همه گردید ترت و مرت
آن خیل و آن حشم همه گشتند تار و مار.
خجسته.
اگر نسبتم نیست یا هست حُرّم
اگر نعمتم نیست یا هست رادم.
عسجدی.
و گر کمترم من از ایشان به نعمت
از آنان فزونم به شیرین زبانی.
منوچهری.
بنده یک روز خدمت دیدار خداوند را به همه ٔنعمت ولایت دنیا برابر ننهد. (تاریخ بیهقی ص 361). رحمت و برکتهای ایزدی... بر تو باد و به آن نعمت بزرگ که تو داری. (تاریخ بیهقی ص 314). فرمودیم تا دست وی از شغل عرض کوتاه کردند و وی را جائی نشاندند و نعمتی که داشت پاک بستدند. (از تاریخ بیهقی ص 335). بوسهل با جاه و نعمت و مردمش در جنب امیر حسنک یک قطره بود از رودی. (تاریخ بیهقی ). دور باشید از زنان که نعمت پاک بستانند و خانه ها ویران کنند. (تاریخ بیهقی ص 329).
با نعمت تمام به درگاهت آمدم
امروز با گراز و چوبی همی روم.
اسدی (گرشاسب نامه ص 168).
طاعت اگر اصل همه شکرهاست
عمر سر هر شرف و نعمت است.
ناصرخسرو.
گرم نعمتی بود کاکنون نماند
کنون دانشی هست کآنگه نبود.
مسعودسعد.
نعمت ترا سزد که به شادی همی خوری
ز آن قوم نیستی تو که نعمت دفین کنند.
معزی (آنندراج ).
مرد بزاز و زرگر و عطار
خوبی کار و نعمت بسیار.
سنائی.
بر پادشاه باد که خدمتکاران را چندان نعمت و غنیمت ندهد که توانگر شوند. (کلیله و دمنه ).
آرزو بود نعمتم لیکن
از خسان جهان نپذرفتم.
خاقانی.
دریاب کنون که نعمتت هست به دست
کاین دولت و ملک میرود دست به دست.
سعدی.
ملک زاده را بر حال تباه او رحمت آمد خلعت ...

معنی نعمت به فارسی

نعمت
میرزای نعمت از شعرای شیراز است و در اواخر عمر در تهران میزیست و قسمتی از اشعار او با مقدمه ای که آقای ابوالحسن فروغی بر آن نوشته بطبع رسیده ولی بخش عمده اشعار او که مشتمل بر غزلیات و قطعات است تا کنون چاپ نشده . کتاب دیگری دارد متضمن ماده تاریخ بعلاوه تولد و فوت رجال و اشخاص که نیروی طبع و قریحه او را در این فن مینماید. دیوان او بخط خودش موجود است .
احسان، نیکی، بهره وخوشی، مال، روزی، انعام جمع
(اسم) ۱ - آنچه باعث خوشی و شادکامی شخص باشد فراخی و آسایش در زندگی : فخور آنست که او را در نعمت بطر بگیرد . ۲ - عطا بخشش احسان نواخت . ۳ - هدیه : طغرل بک ... ببغداد رسید...خلیفه او را نثار و نعمتها و تکلفهای فراوان فرستاد . ۴ - مال خواسته : چون امرائ دولت او ( سنجر )...در مهلت ایام و قسمت نعمت و اسباب طاغی و یاغی شدند .. جمع : نعم انعم نعمات . یا شکر نعمت . سپاسگزاری از نعمت .
نعمت تهرانی به روایت سام میرزا اجدادش از مردم بغدادند و خود او در تهران تولد یافته و در زمان تالیف تحف. سامی به تجارت مشغول بوده است و شعری هم می سرود .
دهی است از دهستان نوق شهرستان رفسنجان در ۵۹ هزار گزی شمال غربی رفسنجان و در جلگ. سردسیری واقع است و آبش از قنات محصولش غلات و پسته و پنبه شغل اهالی زراعت و گلیم بافی است .
سید نعمت الله بن عبدالله جزائری شوشتری ( ف. ۱۱۱۲ ه.ق .) از اکابر متاخرین علمای امامیه که در فقه و حدیث و تفسیر و ادب و علوم عربی متبحر و استاد بود . وی از شاگردان علامه مجلسی و ملامحسن فیض کاشانی است و از تالیفات او : انس الوحید حاشیه اسبتصار حاشیه شرح جامی شرح روضه کافی شرح کبیر نور الانوار و هدیه المومنین است .
دهی است از دهستان صوفیان بخش شبستر شهرستان تبریز در ۸ هزار گزی جنوب غربی شبستر در جلگ. معتدل هوائی واقع و آبش از چشمه محصولش غلات و حبوبات شغل اهالی زراعت و گله داری است .
سید یا شاه نعمت الله ولی کرمانی ( و. ۲۲ رجب ۷۳٠ ه.ق .- ف. ۸۲۷ تا ۸۳۴ ) ا ...

معنی نعمت در فرهنگ معین

نعمت
(نِ مَ) [ ع . نعمة ] (اِ.) ۱ - احسان ، نیکی . ۲ - مال ، روزی . ج . نعم . نعمات .
(وَ. نِ مَ) [ ع . ] (ص مر.) آن که بر کسی حق نعمت دارد.

معنی نعمت در فرهنگ فارسی عمید

نعمت
۱. احسان، نیکی.
۲. [قدیمی] بهره، مال، روزی.
۳. [قدیمی] خوشی.
جایی که در آن نعمت فراوان باشد، پرنعمت.
خداوند نعمت، آن که بر کسی حق نعمت دارد.

نعمت در دانشنامه اسلامی

نعمت
نعمت از دیدگاه اسلام به معنای آسایش و خیر شامل جنبه های مادی و معنوی انسان و جهان گشته و منحصر به جنبه های مادی نیست.
نعمت در لغت فارسی، به معنای احسان، نیکی، بهره و خوشی، مال و روزی به کار رفته است. در لغت عرب، این واژه از سه حرف اصلی (ن. ع. م) تشکیل شده و مشتقات آن فراوان است و همه آن ها به یک معنا می باشند: آسایش، خوشی، خیر و شایستگی در زندگی. در مفردات راغب اصفهانی در باب ماده «نعم»، معنای نعمت این گونه بیان شده است: نعمت، حالت نیک و پسندیده است. ساخت نعمت برای بیان هیئت و حالت انسان است؛ مانند جلسه و رکبه که بیان نوعی نشستن و نوعی سوار شدن است. نعمت، اسم جنس است که برای کم و زیاد استعمال می شود.به ناز و نعمت رسیدن و رفاه را «نعمت» گویند و ساخت آن برای بیان یک مرتبه کاری می باشد؛ مانند ضربه، شتمه که بر یک بار زدن و یک بار دشنام دادن دلالت می کند. انعام یعنی نیکی رساندن به دیگری و زمانی استعمال می شود که نعمت داده شده از جنس انسان باشد. مصداق این کلام را می توان در آیه ۱۰۳ سوره آل عمران یافت که خداوند می فرماید: «و نعمت (بزرگ) خدا را بر خود به یاد آورید، آن گاه که دشمن (یک دیگر) بودید، سپس میان دل های شما الفت ایجاد کرد.»
سرآغاز نعمت های الهی
از صفات بارز و مهم الهی، صفت رحمانیت است که همه مخلوقات را فرامی گیرد: «الرحمن» هر سوره قرآن (جز سوره توبه) با تذکر این صفت آغاز می شود. رحمان، رمز رحمت واسعه الهی است. اگر صفت رحمانیت وی نبود، این چنین خوان نعمت خود را برای دوست و دشمن نمی گشود و نمی گسترد. خداوند در سوره مبارکه «الرحمن» به ذکر نعمات خود پرداخته که همه زیر مجموعه «رحمت» بی منتهای الهی است. با اندکی دقت در نعمت های دوازده گانه در سوره الرحمن که عبارت اند از: قرآن، خلقت انسان، تعلیم بیان، حساب منظم زمان، آفرینش گیاهان و انواع درختان، آفرینش اسلام، حاکمیت قوانین، آفرینش زمین با ویژگی هایش، خلقت میوه ها، خلقت نخل، آفرینش حبوبات، خلقت گل ها و گیاهان معطر، با جزئیات و ریزه کاری ها و اسراری که در هر یک نهفته است کافی است که حس شکرگزاری را در انسان برانگیزد و او را در پی شناخت پدید آورنده این همه موهبت روانه کند.
اقسام نعمت ها
رهنمودهای قرآن کریم برای استفاده از نعمت های خداوندی موجب شناخت بهتر آدمی از ...


نعمت در جدول کلمات

نعمت داده شده و مالدار
نعیم
نعمت نازل شدنی
نعمت ها
الا
نعمت و برکت داده شده و پر از خوشی
نعیم
ساخته ای از جمشید حیدری و با بازی مرحوم نعمت حقیقی و مهدی فخیم زاده
فرار
ساخته جنگی جمشید حیدری در سال 69 با بازی فخیم زاده و نعمت حقیقی
فرار
ساخته چندی پیش روی پرده رضا کریمی با حضور پرویز پرستویی | فیلمی از حمید نعمت الله با بازی حامد بهداد | طناز طباطبایی | حبیب رضایی و هومن برق نورد که نیمه اول امسال اکران شد
امروز
ساخته حمید نعمت ا••• با بازی گلشیفته فراهانی و گلزار
بوتیک
ساخته حمید نعمت ا••• با بازی محمدرضا گلزار | گلشیفته فراهانی و رضا رویگری
بوتیک
ساخته علی عسگری با بازی اکبر زنجانپور | چنگیز وثوقی و مرحوم نعمت الله گرجی
یک روز گرم

معنی نعمت به انگلیسی

gift (اسم)
استعداد ، بخشش ، نعمت ، موهبت ، عطا ، عطیه ، ژنی ، هدیه ، کادو ، پیشکش ، ره اورد
blessing (اسم)
برکت ، دعای خیر ، نعمت خدا داده ، نعمت ، موهبت ، دعای پیش از غذا
luxury (اسم)
نعمت ، عیش ، تجمل عیاشی

معنی کلمه نعمت به عربی

نعمت
طرف , مبارکة , هدية
مبارکة , موهبة , موهوب
نعمة من الله

نعمت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین
بخشش مادی یا معنوی یا هردو یا پشتیبانی بلا عوض برای آسایش، رهایی یا سرافرازی کسی.
ریحانه
این واژه اربی است و پارسی آن اینهاست:
ویاد vyãd (اوستایی: ویادَ)
پورام purãm (سنسکریت: پورَمدْهی)
پَهومَن pahuman (سنسکریت: بْهومَن)
نیلوفر
هدیه خدا
یگانه
روشنایی
م. نمازیان
بَهرِگی
م. نمازیان
برای خدا: بهره دهی
برای موجودات: بَهرِگی
شهریار آریابد
در پارسی " پلاو ، شیدان" ، در پهلوی " فرهدهش " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
پریا
نعمتهای قرآنی : الا
هومن دبیر
نیرمت،فایده،نیبرگ که واژه اوستایی است
ایرزاد
نعمت
فَرداد، داشتار ، داشتمان
سهیل نظری
آنچه ما در نگرشمان و یاد خودمان از نعمت است دارایی استکه از سوی خدا (نیک) به ما داده میشه پس بهتر بگوییم به جای نعمت نیکدارایی
Farhood
blessing
نعمت، برکت
e.g. being thankful for your blessings will increase your blessings
شکر نعمت،نعمتت افزون کند
ایرزاد
نِعمَت
اگر واژه ی " نیرمَت" اوستایی باشد بسیار همانند و شبیه " نِعمت" است ، باید در نگر داشته باشیم که خیلی از لغت های پارسی و اربی ریشه ی هَمشِرک و مشترَک دارند.
فَردَهِش واژه ای شایسته است.
واژه ی " بهره مندی " هم زیبنده و مینَنده ( با معنا) است:
تندرستی نعمت = بهره مندی بزرگی ست.
در زبان آلمانی " گرفتن" را " nehmen" می گویند :
nehmen : nehm- en ؛ وات یا حرف " h" نوشته میشود ولی خوانده نمی شود nehm هم بسیار همانند نِعم است
اگر پابرجا و ثابت شود که : نعمت ، نیرمت و nehmen از یک ریشه هستند ، میتوان واژه ای پارسی بازآفرید :
نِهمیدَن ، نهماندن ، نِهمَت ( پسوند - اَت پارسی است):
باید ارزش نِهمَت ها را اَندَردانست.
به جای " ع" میتوان از " ه" بهره بُرد ، مانند ساعَت که از ریشه سایه می آید که می توان : سایَت یا ساهَت گفت.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• نعمت بستنی   • معنی نعمت ها   • معنی نعمت در قرآن   • اسم نعمت   • فراوانی نعمت در جدول   • نعمت خداوند   • روزبه نعمت الهی نفس نفس   • مفهوم نعمت   • تعریف نعمت   • معرفی نعمت   • نعمت چیست   • نعمت یعنی چی   • نعمت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی نعمت

کلمه : نعمت
اشتباه تایپی : kulj
آوا : ne'mat
نقش : اسم
عکس نعمت : در گوگل

آیا معنی نعمت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )