برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1468 100 1

میوه

/mive/

مترادف میوه: بار، بر، ثمر، فاکهه، محصول، ثمره، حاصل، نتیجه

معنی میوه در لغت نامه دهخدا

میوه. [ می وَ / وِ ] (اِ) بار و ثمر و هر محصولی از نباتات که از عقب گل و شکوفه برآمده و حاوی تخم می باشد. (ناظم الاطباء). ثمرة. ثَمار. بار. بر. حاصل. قطف. با دادن و خوردن و چیدن صرف شود. (یادداشت مؤلف ). به کسر و فتح اول هر دو آمده. (غیاث ). صاحب آنندراج گوید: بر هر میوه از خربزه و هندوانه و انارو انجیر و لیمو و نارنج اطلاق شود و خانه رس و نیم رس و گلوسوز و از شاخ کنده از صفات اوست و با لفظ افشاندن و خوردن و گزیدن. مستعمل. (از آنندراج ). فاکه. (دهار). فکهه. (منتهی الارب ) (دهار) (یادداشت مؤلف ) (ترجمان القرآن ). ثمره. ثمر. (منتهی الارب ) (دهار) ترجمان القرآن ) (یادداشت مؤلف ) (نصاب الصبیان ) :
پر از میوه کن خانه را تا به در
پر از دانه کن خنبه را تا به سر.
ابوشکور بلخی.
همان میوه ٔ تلخت آرد پدید
از او چرب و شیرین نخواهی مزید.
فردوسی.
از آن پیش کاین کارها شد بسیج
نبد خوردنیها جز از میوه هیچ.
فردوسی.
بدیشان چنین گفت کاین سبزجای
پر ازمیوه و مردم و چارپای...
فردوسی.
توان دانست که میوه بر هرچه جمله آید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 393).
تن ما چو میوه ست و او میوه دار
بچینند یک روز میوه ز دار.
اسدی.
میوه ٔ او را نه هیچ بوی و نه رنگ است
جامه ٔ او را نه هیچ پود و نه تار است.
ناصرخسرو.
هر آن میوه که نبود طعم و بویش
نباشد باغبان در جستجویش.
ناصرخسرو.
هزاران میوه رنگارنگ و لونالون و گوناگون
نگویی تا نهان او را که در شاخ شجر دارد.
ناصرخسرو.
میوه در خواب روزی است از شاه
لیک نه اندر زمان کاندرگاه.
سنائی.
میوه ٔ شاخ فریبرز فلک
هم به باغ ملک آبا دیده ام.
خاقانی.
میوه ٔ دولت منوچهر است
اخستان افسر کیان ملوک.
خاقانی.
در بوستان عهد شنیدم که میوه هاست
جستم به چند سال و گیایی نیافتم.
خاقانی.
چو کردی درخت از پی میوه پست
جز آن م ...

معنی میوه به فارسی

میوه
بر، ثمر، بار در ت ، میوه دل: کنایه ازفرزند
( اسم ) محصولی که پس از عمل لقاح در گلها براثر رشد مادگی بوجود میاید . میوه معمولا شامل دو قسمت است : یک قسمت بسبب رشد و نمو برچه هابوجود میاید که معمولا قسمت اندوخته یی و میوه خوراکی را میسازد و بنام پریکارپ خوانده میشود و قسمت دیگر که بر اثر رشد و نمو تخمک بوجود میاید آنرا دانه نامند . پریکارپ در میوه ها معمولا از سه قسمت ساخته شده است : یکی اپیدرم خارجی که همان پوسته ظاهری میوه است و بناماپی کارپ نیزخوانده میشود. در برخی میوه هامانند بادام و هلو و به روی اپی کارپ را کرکهای نرمی پوشانده است . دیگر قسمت زیرا اپی کارپ که معمولا قسمت خوراکی میوه را تشکیل میدهد و بنام مزوکارپ خوانده میشود و بالاخره قسمتی را که روی دانه را فرا گرفته و در برخی میوه ها( مانند هلو وزردالو و بادام و گردو و آلو و گیلاس و غیره ) چوبی و سخت شده است و بنام آند و کارپ مینامند . میوه ها را نسبت باختلافی که در ساختمان پریکارپ آنهادیده میشود بدو دسته مختلف تقسیم میکنند : یکی میوه های گوشتی که دارای مزوکارپ ضخیم و نرم و گوشتی هستند مانند میوه گوجه و انگور و سیب دیگرمیوه های خشک که مزوکارپ آنهانازک و خشکاست مانندمیوه زردک و خشخاش و زبان در قفا. میوه های گوشتی بدو نوع شکوفا و ناشکوفا تقسیم میشوند . در نوع اول میوه پس از رسیدن شکافته میشود و دانه ها بخارج میریزند مانند میوه جوز بویا و میوه گل حنا. در نوع دوم معمولاپس از رسیدن دانه را در خود محبوس نگاه میدارد بار ثمر جمع :میوه ها میوجات ( غلط مشهور). یامیوه دل .۱ - فرزند دلبند : [ مرزبانشاه گفت : ای پدر عزیز و ای میوه دل و ای روشنی دیده . ] ۲ - شعر . ۳ - سخن . یا میوه ها. جمع میوه بارها و ثمرهای گیاهان .
[fruit] [زیست شناسی- علوم گیاهی] ساختاری در گیاهان که از نمو دیوارۀ تخمدان حاصل می شود و دانه یا دانه های رسیده را در بر می گیرد
[ گویش مازنی ] /mive/ آمرود – گلابی وحشی - درفهم
درخت یا گیاه که بر دهد درختی که میوه می دهد درخت بار آور
میوه فشاندن میوه دادن
...

معنی میوه در فرهنگ معین

میوه
(وِ) (اِ.) بار، ثمر. ، ~ی دل کنایه از: فرزند است .

معنی میوه در فرهنگ فارسی عمید

میوه
تخمدان بارورشده و رسیدۀ گل که دانه ها را در بر می گیرد، به ویژه درصورتی که دارای گوشته باشد، بار، بر، ثمر.
* میوهٴ دل: [مجاز] فرزند.
ویژگی درختی که میوه بدهد.
جایی که درختان میوه بسیار باشد.
۱. غلاف سبز دانه های بعضی گیا هان، مانند نخود و لوبیا.
۲. میوۀ یک برچه ای که به وسیلۀ دو شکاف طولی باز می شود.

میوه در دانشنامه اسلامی

رزقی که همواره نزد حضرت مریم بوده رزق معمولی و عادی نبوده است و هر وقت زکریا به مریم سر می زد، میوه زمستانی را در تابستان و میوه تابستانی را در زمستان نزد او می دید.
قرآن کریم می فرماید میوه تابستانی در زمستان، در عبادتگاه مریم علیهاالسلام بوده است: «فتقبلها ربها بقبول حسن وانبتها نباتا حسنا وکفلها زکریا کلما دخل علیها زکریا المحراب وجد عندها رزقا قال یـمریم انی لک هـذا قالت هو من عند الله ان الله یرزق من یشآء بغیر حساب» خداوند ، او (مریم) را به طرز نیکویی پذیرفت، و به طرز شایسته ای، (نهال وجود) او را رویانید (و پرورش داد)، و کفالت او را به زکریا سپرد. هر زمان زکریا وارد محراب او می شد، غذای مخصوصی در آن جا میدید. از او پرسید: ای مریم! «این را از کجا آورده ای؟! » گفت: «این از سوی خداست. خداوند به هر کس بخواهد، بیحساب روزی می دهد». (زکریا علیه السلام، میوه های غیر فصل را در نزد مریم علیهاالسلام مشاهده می کرد. میوه تابستان در زمستان و میوه زمستان در تابستان. )
معنای محراب
کلمه محراب به معنای جائی است که مخصوص عبادت باشد، حال چه در مسجد باشد، و چه در خانه. راغب در مفردات می گوید: محراب مسجد را بقول بعضی از این جهت محراب خوانده اند که آنجا جای حرب و ستیز نمودن با دشمن و با هوای نفس است و بعض دیگر گفته اند: بدین جهت محراب خوانده شده که انسان جا دارد که در آنجا حریب یعنی بریده از کارهای دنیا و پراکندگی خاطر باشد. بعضی دیگر گفته اند: اصل در این کلمه، محراب خانه بوده که به معنای صدر مجلس و بالای خانه است و سپس در مسجد استعمالش کرده صدر مسجد را هم محراب مسجد خواندند.بعضی دیگر گفته اند: در اصل لغت، کلمه محراب نامگذاری شده برای محل عبادت در مسجد، و این نام مخصوص صدر مجلس در مسجد است، چیزی که هست در صدر، سایر مجالس هم استعمال شده، جائی را هم که شبیه به محراب مسجد است محراب خوانده اند. بنظر می رسد این احتمال از سایر احتمالات صحیح تر باشد، برای اینکه قرآن هم آن را در محراب معبدها استعمال کرده، و فرمود: «یعملون له ما یشاء من محاریب و تماثیل» (آنها هر چه سلیمان میخواست برایش درست میکردند، معبدها، تمثالها) این بود گفتار راغب.
← مذبح
در تاریخ آمده است، پدر مریم ( ...


میوه در دانشنامه ویکی پدیا

میوه
در ""گیاه شناسی"" به نهنج و تخمدان رسیده یک گیاه گلدار، میوه یا بَر می گویند. میوه ها خود معمولاً تخم گونه خود را نیز در دل دارند.آلبالو   انگور   هندوانه   نارنگی   موز   سیب   انجیر   توت قرمز
هنگامی که در آشپزی بحث از میوه به عنوان غذا می شود، این واژه معمولاً فقط به میوه گیاهانی گفته می شود که شیرین و گوشتدار هستند مانند آلو، سیب، پرتقال و… درحالیکه گروه بسیار زیادی از سبزیجات معمولی، مغزها و غلات، میوه گیاهان خود محسوب می شوند. میوه هایی که معمولاً در آشپزی جزو میوه ها به حساب نمی آیند عبارت اند از کدوها (مثل کدو و کدو حلوایی)، ذرت، سیب زمینی و فلفل سبز. اینها از نظر یک گیاه شناس میوه هستند اما عموماً در آشپزی جزو سبزیجات در نظر گرفته می شوند. گاهی نیز میوه های مربوط به آشپزی، از نظر گیاه شناسی جزو میوه ها به شمار نمی آیند؛ مانند ریواس که در آن فقط برگ شیرین دمبرگ قابل خوردن است. همچنین بعضی از ادویهها مانند فلفل شیرین و جوز هندی، میوه هستند.
گاهی اوقات اصطلاح «میوه کاذب» در مورد یک میوه مثل انجیر یا یک ساختار گیاهی که شبیه میوه است، اما از یک گل یا تعدادی گل حاصل نمی شود بکار می رود. بعضی از بازدانگان از قبیل گیاه سرخدار دارای آریلهای گوشتدار شبیه میوه هستند و تعدادی از ارسها، مخروطهای گوشتداری شبیه گیلاس دارند.
در بیشتر میوه ها، گرده افشانی بخش مهمی از پرورش میوه است و عدم دانش کافی در مورد گرده سازها و گرده افشان ها می تواند به تولید محصولات ضعیف یا نامرغوب منجر شود. در تعداد کمی از گونه ها فرایندی به نام بکرمیوه دهی (parthenocarpy) وجود دارد که در آن احتمال تولید میوه در غیاب گرده سازها / گرده افشان ها وجود دارد؛ این گونه میوه ها بدون دانه هستند.
عکس میوه
شهر میوه (به رومانیایی: Mioveni) در شهرستان ارجش در کشور رومانی واقع شده است. جمعیت این شهر ۳۵٬۸۴۹ نفر است.
رومانی
فهرست شهر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

میوه در دانشنامه آزاد پارسی

میوه (fruit)
در گیاه شناسی، تخمدان رسیدۀ گیاهان گلدار که یک یا چند دانه یا تخمدان رشد کرده و یک یا چند هسته دارند. کاربرد آن حفظ تخم ها در جریان رشد و کمک به بذرافشانی است. اغلب میوه ها خوراکی، شیرین، آبدار و رنگی اند و ویتامین ها، کانی ها و آنزیم های بدن را تأمین می کنند، اما پروتئین اندکی دارند. بیشتر میوه ها از درخت های پایا حاصل می شوند. براساس شرایط اقلیمی رشد خود، از لحاظ طبقه بندی کشاورزی به سه دسته تقسیم می شوند: ۱. میوه های آب و هوای معتدل که در فصل سرد، رشد مناسب دارند؛ مهم ترین آن ها عبارت اند از سیب، گلابی، هلو، زردآلو، گیلاس، آلو و میوه های بی هسته، مانند توت فرنگی؛ ۲. میوه های نیمه استوایی که به شرایط گرم نیاز دارند، اما در برابر سرمای سبک نیز مقاوم اند و عبارت اند از پرتقال و سایر مرکبات، خرما، انار و آووکادو؛ ۳. میوه های گرمسیری که دمای نزدیک به صفر درجه را تحمل نمی کنند و عبارت اند از موز، انبه، آناناس، پاپایا و لیچ (میوۀ درخت بنگالی). میوه ها را می توان از لحاظ گیاه شناسی به خشک (مانند پوشینه، غلاف دار، خشکبار، آجیل و تخم برهنه) و گوشت دار (مانند آلویی و توت مانند) نیز تقسیم کرد. ساختار میوه شامل دیوارۀ میوه است که معمولاً به چند لایۀ متمایز تقسیم می شود. گاه، سایر بخش ها به غیر از تخمدان در ساختار میوه وارد می شوند که به آن ها شبه میوه می گویند. سیب و توت فرنگی از آن جمله اند، اما گوجه فرنگی، پرتقال، هندوانه، و موز میوه های اصلی اند. میوه ها شاید ترکیدنی باشند که برای انداختن تخم ها باز می شوند، و ممکن است غیر ترکیدنی باشند که بازنشده باقی می مانند و به عنوان یک واحد افشانده می شوند. میوه های معمولی (مانند هلو) از یک تخمدان تولید می شوند، در حالی که میوه های ترکیبی (مانند تمشک) از تخمدان های چند گل تشکیل می شوند. معمولاً فقط میوه های گوشتی و شیرین، به عنوان میوه مصرف می شوند. بسیاری از میوه های گیاه شناختی، مانند میوۀ بلوط، غلاف باقلا یا لوبیا، کُرکِ خارِ پنبه و خیارها، میوه محسوب نمی شوند. برای جلوگیری از انباشتگی و قادر ساختن گیاهان به رشد در نواحی جدید، بذرافشانی مناسب ضرورت دارد. کاربرد طبیعی میوه در پراکندن تخم ها بسیار سودمند است. بذرافشانی روش های مختلفی دارد: میوه های بالدار را معمولاً درختان تولید می کنند، مانند زبان ...

ارتباط محتوایی با میوه

میوه در جدول کلمات

میوه
بر
میوه گرمسیری
انبه
میوه آبدار
هلو
میوه آتشین
نار
میوه آماده چیدن
رسیده
میوه ای از نوع خربزه
گرمک
میوه ای اشتها آور
البالو
میوه ای با پوست ضخیم و گوشتی و دانه های خوراکی
کدو تنبل
میوه ای با طعم گس
خرمالو
میوه ای جالیزی شبیه گرمگ
دستنبو

معنی میوه به انگلیسی

fruit (اسم)
بار ، سود ، فایده ، میوه ، ثمر ، شایه
fruitage (اسم)
میوه ، میوه جات ، حاصل

میوه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ثمين رضازاده
كيوى
مهتاب
گلابی. انبه. خیار. سیب. آناناس .کبوی
سیدحسین اخوان بهابادی
در گویش شهرستان بهاباد به میوِه/mive/مِیْوِه/meyve/ می گویند و کلمات ترکیبی چون بشقاب میوه خوری نیز بر اساس همان تلفظ مِیْوِه بیان می شود.
ملیسا
کیوی بر موز طالبی
نادر
میوه: بار، بَر، ثمر، بهره، قسمتی از گیاه سبز که غذای اضافی در آن ذخیره می شود.گیاهان سبز مواد معدنی ( موجود در خاک یا محلول در آب )، گاز کربنیک، نور خورشید، آب و کلروفیل ( سبزینه ) موجود در برگهایشان، عمل فتوسنتز ( غذاسازی ) انجام می دهند. قسمتی از غذای ساخته شده به مصرف گیاه می رسد تا برای ادامه زندگی و رشد از آن استفاده نماید و قسمت اضافی هم در اندامی به نام میوه ذخیره می شود. در گیاهان بی بَر گیاه فقط به اندازه مصرف خود غذا تولید می کند. گیاهان بدون کلروفیل ( سبزینه ) قدرت غذاسازی ندارند و برای تغذیه به گیاهان سبز وابسته اند.
حمیدرضا دادگر_فریمان
بار، بر، ثمر، فاکهه، محصول، ثمره، حاصل، نتیجه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اسم میوه   • میوه چیست   • انواع میوه های خارجی   • میوه های دانه دار   • نام میوه ها با عکس   • انواع میوه های استوایی   • معنی میوه   • اسامی میوه ها به ترتیب حروف الفبا   • مفهوم میوه   • تعریف میوه   • معرفی میوه   • میوه یعنی چی   • میوه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی میوه
کلمه : میوه
اشتباه تایپی : ld,i
آوا : mive
نقش : اسم
عکس میوه : در گوگل

آیا معنی میوه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران