برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1468 100 1

مفتی

/mofti/

مترادف مفتی: حاکم شرع، فتوادهنده، قاضی، رایگان، مجانی، مجاناً، مفتکی

برابر پارسی: رایگان

معنی مفتی در لغت نامه دهخدا

مفتی. [ م ُ ] (ع ص ) وچرگر. (صحاح الفرس ). فتوی دهنده. (منتهی الارب ) (آنندراج ). فتوی دهنده و قاضی و وچرگر. (ناظم الاطباء). فقیهی که فتوی دهد و به پرسشهای شرعی که از او کنند جواب گوید. (از اقرب الموارد). آنکه فروع فقهی را مطابق استنباط خود بیان کند. فتوی دهنده و صاحب فتوی و او قائم مقام امام است به مذهب شیعه و قائم مقام نبی است به مذهب اهل سنت. (فرهنگ علوم نقلی تألیف سجادی ) :
هر زشت و خطای تو سوی مفتی
خوب است و روا، چو دید دیناری.
ناصرخسرو.
وگر از بهر ضعیفی دو درم باید داد
ندهی تا نشود حاضر مفتی و زعیم.
ناصرخسرو.
کتب حیلت چون آب ز بر داری
مفتی بلخ و نشابور و هری مانی.
ناصرخسرو.
ای مفتی شهر از تو پرکارتریم
با این همه مستی از تو هشیارتریم.
(منسوب به خیام ).
هیچ جاهل در جهان مفتی نگشته ست از لباس
هیچ گنگ اندر جهان شاعر نگشته ست از شعار.
سنائی.
مفتی کل علوم ، خواجه ٔ چرخ و نجوم
صاحب و صدر زمان ، زیور کون و مکان.
خاقانی.
مفتی مطلقش همی خواند
داور دین پناه می گوید.
خاقانی.
شیخ الائمه ، عمده ٔ دین ، قدوه ٔ هدی
صدرالشریعه ، حجت حق ، مفتی انام.
خاقانی.
دو بیت بر بدیهه... در زبان آویخته است... و نمی خواست نبشتن ، منهی خاطر و مفتی ضمیر می گوید که بنویس. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص 341).
سعدی اینک به قدم رفت و به سر بازآمد
مفتی ملت اصحاب نظر بازآمد.
سعدی.
به هر قضیه که مفتی شرع درماند
ز لوح رأی تو گیرد جواب فتوی را.
ابن یمین.
مفتی شرع مکارم چو تویی هست روا
کز بساط کرمت بنده پیاده برود.
ابن یمین.
منعم مکن ز عشق وی ای مفتی زمان
معذور دارمت که تو او را ندیده ای.
حافظ.
- المفتی الماجن ؛ کسی که حیله ها به مردم آموزد و گویند آنکه از راه جهل فتوی دهد. (از تعریفات جرجانی ). آنکه از حرام ساختن حلال پروا نداشته باشد و حیله ها به مردم آموزد و گویند ...

معنی مفتی به فارسی

مفتی
فتوی دهنده، فقیه، کسی که فتوی بدهد
( اسم ) ۱ - فقیهی که مردم در مسایل شرعی بدو رجوع کنند و او فتوی دهد فتوی دهنده : [ منعم مکن ز عشق وی ای مفتی زمان . معذور دارمت که تو او را ندیده ای . ] ( حافظ . ۲۹۴ )
احمد افندی از علمای دولت عثمانی و معاصر با سلطان عبدالحمید اول بوده است .
مفتی غلام حضرت از احفاد شاه شجاع کرمانی است .
[ گویش مازنی ] /mofti kelaa/ از توابع ساری

معنی مفتی در فرهنگ معین

مفتی
(مُ) [ ع . ] (اِفا.) فتوادهنده ، قاضی .
( ~.) ۱ - (ص نسب .) چیز مفت . ۲ - (ق .) به طور رایگان ، مجاناً.

معنی مفتی در فرهنگ فارسی عمید

مفتی
کسی که فتوا بدهد، فتوا دهنده، فقیه.

مفتی در دانشنامه اسلامی

مفتی
مفتی، مجتهد دارای مقلِّد می باشد.
مفتی، به فقیهی گفته می شود که دارای ملکه اجتهاد است و علاوه بر استنباط احکام ، آن را برای دیگران نیز بیان می کند.از این رو، به مجتهدی که دارای مقلدینی باشد که در وقایع و موضوعات مختلف (اعم از نوپیدا و غیر نوپیدا)، از او فتوا بخواهند و او فتوای خود را برای آنها بیان نماید، مفتی اطلاق می گردد.
فرق مفتی با مجتهد
فرق مفتی با مجتهد آن است که مجتهد، عام است و به هر کسی که ملکه اجتهاد و قدرت استنباط احکام شرعی را دارا باشد، صدق می کند، اما مفتی، علاوه بر این که ملکه اجتهاد دارد، مقلدینی نیز دارد که از او استفتا می کنند و از این رو باید دارای شرایط فتوا دادن نیز باشد.
کاربرد اصطلاح مفتی نزد اهل سنت و شیعه
کاربرد اصطلاح مفتی در این معنا، نزد اهل سنت رایج است، ولی شیعه به چنین فردی مرجع تقلید می گوید، اما اخیراً این لفظ در نزد اهل سنت کاربرد دیگری نیز پیدا کرده است و به کسانی که به فتوای مجتهدی علم داشته و آن را برای مقلدین او نقل می کنند هر چند ناقل، خودش مجتهد نباشد نیز اطلاق شده است.
مفتی از دیدگاه اصولیون
...
فتوا در میان مذاهب اسلامی سنی و شیعی اهمیت ویژه ای دارد و امروزه به دلیل تأثیرات و بازتاب هایی که داشته است خطیرتر و مسئولیت آن بیش تر شده است.فتوا در شکل دهی برخی رخ دادها و تعیین مسیر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه اسلامی ، نقش اساسی دارد؛ زیرا در نگرش مسلمانان ، از موقعیتی برخوردار است و همانند پلی است که شرع و مردم را به هم پیوند می دهد. این کارکرد و ویژگی خاصی است که توانسته رویکردهای اندیشه دینی را به پویایی واداشته، عملکردها و منش ها را بر حسب شرع شکل دهد و نگرش مسلمانان را سامان بخشد.
نقش خطیر رو به افزایش فتوا در این زمان، بررسی دوباره آن را بسیار ضروری کرده است و علمای مذاهب گوناگون باید به این بحث که به جنبش عملی ژرفی تبدیل شده بپردازند.بیان و بررسی شرایط فتوا، سرآغازی در نواندیشی و ژرف کاوی بحث درباره فتواست. گفتار حاضر در پنج بخش به بحث درباره شرایط فتوا می پردازد:الف) شروط ایجاد قدرت استنباط حکم در مفتی؛ب) شروط حصول فتوا ب ...

مفتی در دانشنامه ویکی پدیا

مفتی
مفتی در لغت به معنای فتوا دهنده، قاضی، مجتهد و حاکم شرع است و در اصطلاح به بلند مرتبه ترین روحانیون اهل سنت گفته می شود که حق دادن فتوا را دارند.
فقیه
مجتهد
مفتی در لغت به معنای فتوا دهنده و در اصطلاح به روحانیون اهل سنت گفته میشود که حق فتوا دادن دارند.
عکس مفتی
مختصات: ۳۶°۳۴′۰″ شمالی ۵۳°۰′۲۷″ شرقی / ۳۶٫۵۶۶۶۷°شمالی ۵۳٫۰۰۷۵۰°شرقی / 36.56667; 53.00750
مفتی کلا، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان ساری در استان مازندران ایران.
این روستا در دهستان مذکوره قرار داشته و براساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال ۱۳۸۵ صورت گرفته، جمعیت آن ۵۰۶نفر (۱۳۰خانوار) بوده است.
این روستای دارای چشمه طبیعی به نام قلقله (قلقله سر) باقدمت بیش از 300 سال است و از قدیمی ترین روستاهای منطقه می باشد.
عدنان مفتی (به کردی: عه دنان موحه مه د ره شاد موفتی) متولد سال ۱۹۴۹ در اربیل یک سیاستمدار کرد و عضو اتحاد میهنی کردستان است که رئیس پارلمان کردستان در دومین دوره پارلمانی بود.
عه دنان موفتی - سایتی پهرلهمانی کوردستان
در سال ۱۹۷۱ از جانب حکومت بعث عراق به زندان افتاد و بارها به خاطر فعالیت های سیاسی از طرف کشورهای همسایه دستگیر شده است. در سال ۱۹۶۳ عضو حزب دموکرات کردستان شد و میان سالهای ۱۹۷۱ و ۱۹۷۴ مسئول دانشجویان دانشگاه مستنصریه بود. در سال ۱۹۷۴ و بعد از قطع رابطه میان کردها و حکومت عراق، عدنان رابطه اش را با پیشمرگهای کرد برقرار کرد و در همان سال در تٲسیس اداره مالی شورش ایلول شرکت کرد و بعد از شکست شورش ایلول در سال ۱۹۷۵، وی یکسر به هیئت تٲسیس اتحاد میهنی کردستان ملحق شد که در روز ۱ ژوئن ۱۹۷۵ اتحاد میهنی کردستان تٲسیس شد و نقش آفرینی را ایفا کرد. بین سالهای ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۷ به سوریه رفت و در آنجا به کار سیاسی و سازماندهی اشخاص پرداخت. در سال ۱۹۷۸ به کردستان بازگشت و به عنوان پیشمرگ در جنبش نوین کرد شر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

مفتی در دانشنامه آزاد پارسی

مُفتی
فردی که در مورد احکام شرعی فتوی صادر می کند. در مذهب تشیع مترادف با مجتهد یا مرجع تقلید است. برخی شرایط آن از نظر فقهای شیعه عبارت است از: اسلام؛ شیعه بودن، بلوغ؛ ضبط (برخورداری از قوای ذهنی خوب، و فراموشکار نبودن). نزد اهل سنّت اجتهاد اصولاً منحصر به ائمه چهارگانه (ابوحنیفه، شافعی، مالک و ابن حنبل) است و مفتی کسی است که در یکی از مذاهب فقهی چهارگانه به درجۀ اجتهاد رسیده باشد، به گونه ای که دربارۀ امری که حکمی از ائمه چهارگانه نرسیده بتواند حکمی را استنباط کند و بر مبنای آن فتوا دهد.

ارتباط محتوایی با مفتی

مفتی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مفتي عربستان   • مفتی کیست   • مفتی اعظم عربستان ویکیپدیا   • مفتی های عربستان   • تصاویر جشن عروسی پسر مفتی اعظم عربستان در روز عاشورا   • مفتی اعظم مصر   • عروسی پسر مفتی عربستان   • مفتی یعنی چه   • معنی مفتی   • مفهوم مفتی   • تعریف مفتی   • معرفی مفتی   • مفتی چیست   • مفتی یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی مفتی
کلمه : مفتی
اشتباه تایپی : ltjd
آوا : mofti
نقش : صفت
عکس مفتی : در گوگل

آیا معنی مفتی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران