برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1538 100 1
شبکه مترجمین ایران

قناعت

/qenA'at/

مترادف قناعت: اقتصاد، اقناع، امساک، بسندگی، بسنده کاری، خرسندی، رضامندی، صرفه جویی، کف نفس، مناعت طبع

برابر پارسی: بسنده، بسندگی

معنی قناعت در لغت نامه دهخدا

قناعت. [ ق َ ع َ ] (ع اِمص ) خرسندی.رضا به قسمت. بسنده کردن. بسنده کاری. راضی شدن به اندک چیز. (غیاث اللغات از بهار عجم و منتخب و شکرستان ). خرسند گردیدن به قسمت خود و به فارسی با لفظ کردن مستعمل. (آنندراج ). آسان قرار گرفتن در مآکل و مشارب و ملابس و غیر آن و راضی شدن بدانچه سد خلل کند ازهر جنس که اتفاق افتد. (نفایس الفنون ) :
ز عالم به دست آوری گوشه ای
به صبر و قناعت خوری توشه ای.
فردوسی.
قناعت توانگر کند مرد را
خبرکن حریص جهان گرد را.
سعدی.
درویش را که ملک قناعت مسلم است
درویش نام دارد و سلطان عالم است.
ناصر بخاری.
ز پیر جهان دیده کردم سوءالی
که بهر معیشت ز مال و بضاعت
چه سرمایه سازم که سودم دهد گفت
اگر میتوانی قناعت قناعت.
سلمان ساوجی.
در قناعت که ترا دسترس است
گر همه عزت نفس است بس است.
جامی.
بچندین شوق استغنای همت بین کزان عارض
قناعت میکند آیینه ٔ چشمم به تمثالی.
طالب آملی (از آنندراج ).
آرزوی بوسه شسته ست ازدلم پیغام تلخ
زان قناعت کرده ام از بوسه با دشنام تلخ.
صائب (از آنندراج ).
- قناعت پیشه ؛ کسی که قناعت را پیشه و شغل خود قرار دهد. قانع. خرسند. بس کننده به آنچه میسر شود او را :
تیزخشمی ، زودخوشنودی ، قناعت پیشه ای
داروی هر دردمندی چار هر بیچاره ای.
سوزنی.
- قناعت کار ؛ قانع. بسنده : و او جوانی عاقل و پارسا و قناعت کار بوده است. (تاریخ قم ص 229).
- قناعت کردن ؛ قانع شدن. بسنده کردن. ساختن :
به پیغامی قناعت کرد از آن ماه
به بادی دل نهاد از خاک آن راه.
نظامی.
قناعت میکنم با درد چون درمان نمی یابم
تحمل میکنم با زخم چون مرهم نمی بینم.
سعدی.
رجوع به قناعة شود.

قناعة. [ ق َ ع َ ] (ع مص ) خرسند شدن و بسندکاری بدانچه بهره باشد. و من دعائهم : نسئل اﷲ القناعة و اعوذبه من القنوع. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). قَنَعَقناعة و قَنعاً و قُنعاناً، رضی ...

معنی قناعت به فارسی

قناعت
راضی به قسمت خودبودن، راضی شدن به کم، صرفه جویی
۱ - ( مصدر ) خردسند بودن به قسمت خود بسنده کردن به مقدار کم ۲ - ( اسم ) خردسندی ۳ - صرفه جویی ۴ - خشنودی نفس است بانچه از روزی و معاش قسمت او می شود : حافظ فقر و قناعت ز رخ مشوی کاین خاک بهتراز عمل کیمیاگری . ( حافظ ۵ ) ۳۱۵ - در عرف قدما اقتصاد بود .

معنی قناعت در فرهنگ معین

قناعت
(قَ عَ) [ ع . قناعة ] (مص ل .)۱ - خشنودی ، خرسندی . ۲ - رضا و تسلیم . ۳ - صرفه جویی .

معنی قناعت در فرهنگ فارسی عمید

قناعت
۱. راضی و خرسند بودن به چیزی که فرد در اختیار دارد.
۲. صرفه جویی.

قناعت در دانشنامه اسلامی

قناعت
قناعت از ماده قنع گرفته شده است.و به معنای اکتفا کردن به اندک و ضد اسراف کاری است
از نظر لغوی: به معنای اکتفا کردن به اندک از آنچه مورد نیاز انسان است.
به معنای زیاد دیگری نیز آمده است: راضی شدن به اندازه نیاز بسنده کردن و صرف کردن. زیاده طلبی نداشتن در خرج و صرف مال و هر چیزی اندازه نگه داشتن و.... و همچنین به معانی صرفه جویی – روحیه بی نیازی – حرص و طمع نداشتن و ضد اسراف کاری می باشد.

معنای اصطلاحی قناعت
در اصطلاح شرعی: صفتی است که با تکرار و تمرین در انسان بصورت ملکه ای درمی آید که باعث خشنودی و راضی شدن به چیز کم و نگه داشتن نفس از زاده خواهی می شود. شرع مقدس حد و حدود هر چیزی را در مصرف شخص معین کرده است. باید توجه داشت که بیشتر از آن حدی که معین شده و بیشتر از حد لزوم صرف و خرج نشود.
به بیان دیگر می توان گفت: قناعت: رضایت به کم و حسن تدبیر معاش است بدون دوست داشتن زیاده از حد زندگانی و اعتدال و میانه روی نیز می باشد.

نتایج قناعت
قناعت در آیات و روایات به معانی و تعابیر بسیار جالب اشاره شده است از جمله:

← حیاة طیبه
...
قناعت
قناعت، به معنای اکتفا کردن به اندک و ضد زیاده خواهی است. قناعت در ادبیات و فرهنگ اسلامی به معنای صحیح مصرف کردن نیز آمده، که در ادبیات اقتصادی امروز جهان با واژگانی مانند بهره وری، کارآیی، بهینه سازی مصرف و صرفه جویی بیان می شود.
وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَکُم مِن شَعَائِرِ اللَّـهِ لَکُمْ فِیهَا خَیْرٌ ۖ فَاذْکُرُ وا اسْمَ اللَّـهِ عَلَیْهَا صَوَافَّ ۖ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَکُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ ۚ کَذَٰلِکَ سَخَّرْ نَاهَا لَکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُ ونَ﴿٣٦﴾ (ترجمه: و شتران فربه را برای شما از شعایر خدا قرار دادیم: در آنها برای شما خیر است. پس نام خدا را بر آنها -در حالی که برپای ایستاده اند- ببَرید و چون به پهلو درغلتیدند از آنها بخورید و به تنگدست و به بینوابخورانید. این گونه آنها را برای شما رام کردیم، امید که شکرگزار باشید.)
قناعت در لغت به معنای بسنده کردن به اندکی از آنچه مورد نیاز انسان است. در عربی، ...

قناعت در دانشنامه ویکی پدیا

قناعت
قناعت به معنی خرسندی، رضا به قسمت، بسنده کردن، راضی شدن به اندک چیز و به قسمت خود است.
لذت
ز عالم به دست آوری گوشه ای به صبر و قناعت خوری توشه ای . (ابوالقاسم فردوسی)
قناعت توانگر کند مرد را خبرکن حریص جهان گرد را. (سعدی)
حسین قناعت (زاده ۱۳۴۴ در آمل) کارگردان، نویسنده اهل ایران است.
۱۳۸۲ - من و نگین دات کام
۱۳۸۳ - ماجراهای اینترنتی
۱۳۸۸ - زخم شانه حوا
۱۳۹۳ - دزد و پری
۱۳۹۳ - درنا دختر آهو
۱۳۹۵- قهرمانان کوچک
۱۳۹۶ - لازانیا
۱۳۹۷ - تپلی
وی فعالیت سینمایی را سال ۱۳۷۲ به عنوان دستیار کارگردانی با فیلم «تیک تاک» به کارگردانی محمدعلی طالبی آغاز کرد.
فیلم های کوتاه:
منشی صحنه و دستیار کارگردان و برنامه ریز:
ساغر قناعت (زاده ۲۶ آذر ۱۳۷۳ در تهران) بازیگر اهل ایران است.
حضور در فیلم مالاریا ساخته پرویز شهبازی نخستین تجربهٔ بازیگری او بود.
۲۰۱۷- بهترین بازیگر زن دهمین فستیوال بین المللی اورنبورگ روسیه
ساغر قناعت در بانک جامع اطلاعات سینمای ایران (سوره سینما)
مؤمن قناعت (زادهٔ ۱۹۳۲ م - ۲۰۱۸ م) شاعر پارسی گوی تاجیکستان، نمایندهٔ مردم تاجیکستان در پارلمان اتحاد جماهیر شوروی (۱۹۹۱–۱۹۷۹)، متفکر سیاسی و اجتماعی بود. وی در ۱۸ مه ۲۰۱۸، در سن ۸۶ سالگی در شهر دوشنبه درگذشت.
فارسی سرایان تاجیکستان
ادبیات معاصر تاجیکستان
مؤمن قناعت در سال ۱۹۳۲ (۱۳۱۴ خورشیدی) در ناحیه درواز به دنیا آمد. در سال ۱۹۵۶ در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی تاجیکی از دانشگاه ملی تاجیکستان فارغ التحصیل شد و در همان سال به عضویت اتحادیه نویسندگان درآمد. پس از اتمام تحصیلات در مجلهٔ «صدای شرق» مشغول به کار و پس از مدتی سردبیر این نشریه شد. نخستین دفتر شعر او با نام «شراره» در سال ۱۹۶۰ به چاپ رسید.
پس از «شراره»، مؤمن قناعت ده ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

قناعت در دانشنامه آزاد پارسی

(در لغت به معنای خرسندی) از فضلیت های اخلاقی. مراد آن است که آدمی به اندازۀ بهرۀ خود از نعمت های دنیوی خرسند باشد و گمان نکند که دسترسی به همه یا بیشتر آرمان های مادی در این جهان امکان پذیر است. مهم ترین تعلیم اخلاقی قناعت آن است که آدمی بداند با انتخاب هر روش زندگی و هر گونه لذتی، از روش های دیگر و لذت های دیگر باز می ماند، پس باید مقدار بهرۀ خود را از زندگی با دقت و با تکیه بر عقل و با محاسبۀ نتیجۀ کار انتخاب کند. پس از انتخاب اگر آدمی به هر سرنوشت و بهره ای که از دنیا برای او پیش آمد، اکتفا کند، عالمان اخلاق این صفت و حالت وی را قناعت می نامند.

قناعت در جدول کلمات

قناعت چنین نماید مرد را
توانگر

معنی قناعت به انگلیسی

contentment (اسم)
رضایت ، قناعت ، خرسندی

معنی کلمه قناعت به عربی

قناعت
قناعة
اِجْتَزَأَ بـِ ، اِحْتَسَبَ بِـ

قناعت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسین
راضی شدن به چیز کم
اکتفا کردن به چیز کمی
ارزو عایفی
از کتاب دکتر کزازی برابر است با. اندک جویی. اندک خواهی. کم جویی و خرسندی
بهرام س
بسنده گری
اشکان
کم خواهی
ایرزاد
قِناعَت
اسل این واژه پارسی است و از غُنودَن اَخز و گرفته شده
قَنَعَ < قَن< غُن < غُنو < غُنود< غُنودَن
مینه : آرامش ، آسایِش ، غُنیدن ( غُنچه زدن = شکوفیدن)
قناعت : کوشیدن که در نَهَند و وضع بوده و موجود خوشنود و خورسَند و راضی بودن و به آرامش و آسایش رسیدن.
قانِع = غُناینده ، غُنَنده
قِناعَت = غُنایِش ، غُنِش
اِقناع = غنایاندن ، غُناندن ، غُنایَندِگی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• داستان درباره قناعت   • معنی قناعت   • تحقیق در مورد قناعت   • قناعت در قرآن   • احادیث در مورد قناعت   • قناعت چیست   • شعر در مورد قناعت   • قناعت یعنی چه   • مفهوم قناعت   • تعریف قناعت   • معرفی قناعت   • قناعت یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی قناعت

کلمه : قناعت
اشتباه تایپی : rkhuj
آوا : qenA'at
نقش : اسم
عکس قناعت : در گوگل

آیا معنی قناعت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )