برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1461 100 1

عرفان

/'erfAn/

مترادف عرفان: تصوف، الهیات، حکمت، شناخت، علم، معرفت

برابر پارسی: یزدانشناسی

معنی اسم عرفان

اسم: عرفان
نوع: دخترانه و پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: erfān) (عربی) (در تصوف) مکتبی که وصول به حقیقت معرفت خداوند را از طریق ریاضت و تهذیب نفس و تأمل جستجو می کند، یکی از مراحل سلوک، معرفت، شناخت بر مبنای اصول مکتب تصوف، (در قدیم) شناخت، آشنایی - یکی از مراحل سلوک، معرفت، شناخت خداوند

معنی عرفان در لغت نامه دهخدا

عرفان. [ ع ِ ] (ع مص ) شناختن و دانستن بعد از نادانی. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). شناختن. (زوزنی ) (آنندراج ) (غیاث اللغات ). شناختن. بازشناختن. معرفت. (فرهنگ فارسی معین ). شناخت. شناسائی. آگاهی. درایت. اطلاع : به مدد و معاونت اوکمر بستند و یکدیگر را بر عرفان قدرخانه قدیم و کرم عمیم او تحریض کردند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 186).
- اهل عرفان ؛ دانشمندان و حکما. (ناظم الاطباء) :
هر مؤمن که ز اهل عرفان باشد
خورشید سپهر فضل واحسان باشد.
خاقانی.
- به عرفان بیرون بردن ؛ عمداً تحمل کردن. دیده و دانسته چشم پوشی کردن. (فرهنگ فارسی معین ).
- عرفان بخشیدن ؛ آموختن.
- عرفان در امری دادن ؛ اعلام کردن.
|| شناختن و معرفت حق تعالی. (غیاث اللغات ) (آنندراج ). معرفت حق تعالی. (ناظم الاطباء). نام علمی است از علوم الهی که موضوع آن شناخت حق و اسماء از علوم الهی که موضوع آن شناخت حق و اسماء و صفات اوست. و بالجمله راه و روشنی که اهل اﷲ برای شناسائی حق انتخاب کرده اند عرفان مینامند. عرفان و شناسائی حق به دو طریق میسر است یکی به طریق استدلال از اثر به مؤثر و از فعل به صفت و از صفات به ذات ، و این مخصوص علماء است. دوم طریق تصفیه ٔ باطن و تخلیه ٔ سر از غیر و تخلیه ٔ روح ، و آن طریق معرفت خاصه ٔ انبیاء و اولیا و عرفا است. و این معرفت کشفی و شهودی را غیر از مجذوب مطلق هیچ کس را میسر نیست مگر به سبب طاعت و عبادت قالبی و نفسی و قلبی و روحی و سری و خفی ، و غرض از ایجاد عالم معرفت شهودی است. عرفا عقیده دارند برای رسیدن به حق و حقیقت بایستی مراحلی را طی کرد تا نفس بتواند از حق و حقیقت بر طبق استعداد خود آگاهی حاصل کند. و تفاوت آنها با حکما این است که تنها گرد استدلال عقلی نمیگردند بلکه مبنای کار آنها بر شهود و کشف است. (از فرهنگ مصطلحات عرفاء از شرح گلشن راز) :
اگر بشناختی خود را به تحقیق
هم از عرفان حق یابی تو توفیق.
ناصرخسرو.
شفای درد دلها گشت عرفان
ز عرفان روشن آمد جاودان جان.
ناصرخسرو.
مفصل صورت جسم است ومجمل صورت ذاتت
بهم این هر دو نفس آمد سزای حکمت و عرفان.ناصرخسرو (دیوان ...

معنی عرفان به فارسی

عرفان
شناختن، شناختن حق تعالی، خداشناسی
نام کوهی است کوهی است
عارف و دانشمند و حکیم
خانه عرفان مرکز عرفان

معنی عرفان در فرهنگ معین

عرفان
(عِ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) شناختن . ۲ - (اِ مص .) خداشناسی .

معنی عرفان در فرهنگ فارسی عمید

عرفان
۱. شناختن.
۲. (تصوف) شناختن حق تعالی از راه ریاضت و تهذیب نفس.

عرفان در دانشنامه اسلامی

عرفان
شناختی که بر اثر سیر و سلوک و مجاهدت با نفس از دریافت های باطنی، به دست می آید را عرفان گویند. در این راه کوشش فراوانی به خرج داده شده و اندیشه های گوناگونی پدید آمده که بر اثر آنها مکتب های متنوع و مختلفی به وجود آمده است. تصوف و عرفان، از یک سرچشمه نشات گرفته اند و هر دو، حاصل یک واقعیت اند. عنوان تصوف بیشتر به جنبه عملی و سلوک این مکتب و عنوان عرفان به جنبه نظری و اندیشه و دریافت آن ناظر است.عرفان، شعبه ای از فلسفه است که حکمت نظری و عملی را به هم آمیخته و راه شناخت و سلوک را از یافته های باطنی به دست آورده است.عارفان شریعت را عین طریقت می دانند و در حرکت خود، به سوی الله رهسپارند و از مخازی جدایی طریقت از شریعت بیزارند، آنان طریقت را در متن شریعت یافته، بلکه عین آن دانسته اند و برای رسیدن به کمال انسانی، همان راه شریعت را با تمامی دستورها و احکام آن برگزیده اند و آن را یگانه راه وصول به حق و حقیقت شمرده اند.
عرفان، یعنی شناخت شناختی که بر اثر سیر و سلوک و مجاهدت با نفس از دریافت های باطنی، به دست می آید. بشر از روزی که خود را شناخته، به پیرامون خود پرداخته و برای شناخت جهان و پی بردن به راز آفرینش، تلاش خستگی ناپذیری را آغاز کرده است که همچنان ادامه دارد. در جستجوی آن است که هستی چیست؟ از کجا نشأت گرفته است؟ به کجا می رود؟ و هدف نهایی آن کدام است؟در این راه کوشش فراوانی به خرج داده شده و اندیشه های گوناگونی پدید آمده که بر اثر آنها مکتب های متنوع و مختلفی به وجود آمده است.رشته های مختلف فلسفه از همین راه پدید آمده اند؛ از جمله مکتب مشاء و مکتب اشراق، که مشرب تصوف و عرفان (به گونه ای) بازمانده آن است.تصوف و عرفان، از یک سرچشمه نشات گرفته اند و هر دو، حاصل یک واقعیت اند. عنوان تصوف بیشتر به جنبه عملی و سلوک این مکتب و عنوان عرفان به جنبه نظری و اندیشه و دریافت آن ناظر است.لذا عرفان، شعبه ای از فلسفه است که حکمت نظری و عملی را به هم آمیخته و راه شناخت و سلوک را از یافته های باطنی به دست آورده است. مسلکی است که از دیرباز (از دوران باستان) به یادگار مانده است.
جدایی عرفان از حکمت اشراق
شیخ شهاب الدین سهروردی، احیا کننده و مروج حکمت اشراق، مکتب خود را بر میراث فلاسفه و متفکران دوران باستان (از سرزمین های هند و ا ...


عرفان در دانشنامه ویکی پدیا

عرفان
عرفان «Mysticism» (تعبیری از «میستیسیزم» یا «گنوسیسم»)، در تعریفی جامع و جهان شمول، به مفهوم شناختی «رازگونه و نهانی» خمیرمایه افکار بلند و آداب تأثیرگذاری است برای یافتن و پیوستن به حقیقت از طریق «شهود»، «تجربه درونی» و «حال» که نشانه های آن، در مکاتب مختلف جهان، اعم از عقاید برهمن ها، بودائی ها، رواقیان، نسطوریان، مهریان (میترائیسم)، عقاید مسلمانان زاهد، عقاید افلاطونیان جدید، فرامین زرتشت، در فرقه کابالا از آیین یهود و اعتقادات سرخپوستان آمریکا به چشم می خورد. مصداق حقیقت در عرفان الهی، وجود خداست. عرفان، شناختی حقیقت گرایانه و تلاشی عملگرایانه فراتر از واقع گرایی حسی-عقلی و آرمانگرایی تصوری است؛ از این رو این مرام با رازگونگی و غیب باوریِ آمیخته از «عشق» و «ذوق» و «اشراق»، همراه است.
تصوف
گنوستیک
عشق عرفانی
عرفان، نوعی روش برای حصول به حقیقت است که بر این فرض، بنا شده است که عقل و حواس پنجگانه، به دلیل خطاهای ادراکی، قابل اتکا نیستند و به تنهایی، قادر به درک حقیقت نمی باشند و از این رو، به نوعی تلاش برای ادراک بی واسطه حقایق، نیاز است که بِدان، عرفان می گویند.
همچنین گفته می شود که عرفان، شناخت قلبی است که از طریق کشف و شهود، نه بحث و استدلال، حاصل می شود و آن را علم وجدانی هم می خوانند. کسی را که واجد مقام عرفان است، عارف گویند. عرفان در بسیاری از اقوام و ملل و مذاهب مختلف جهان و حتی مکاتب فلسفی، شایع و رایج است.
عرفان که در لغت به معنای شناختن است در اصطلاح به ادراک خاصی اطلاق می شود که از راه متمرکز کردن توجه به باطن نفس (نه از راه تجربهٔ حسی و نه از راه تحلیل عقلی) به دست می آید و در جریان این سیر و سلوک معمولاً مکاشفاتی حاصل می شود که شبیه به "رویا" است وگاهی عیناً از وقایع گذشته یا حال یا آینده حکایت می کند و گاهی نیازمند به تعبیر است و زمانی هم در اثر تصرفات شیطانی پدید می آید.4
عکس عرفان
عرفان اشاره به یکی از موارد زیر است.
عرفان، راه رسیدن به خدا در دیدگاه عارفان.
عرفان اسلا ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

عرفان در دانشنامه آزاد پارسی

عرفان (mysticism)
نوعی شناخت بی واسطه، شهودی و مستقیم دربارۀ خدا و مبدأ هستی از طریق تجربۀ دینی شخصی. هم در شکل و هم در شدت تجربۀ عرفانی تنوعات وسیعی دیده شده است، لیکن اصالت چنین تجربه ای نه به شکل و صورت ظاهری، بلکه صرفاً به کیفیت زندگی ای بستگی دارد که از این تجربه پیروی می کند. ویژگی زندگی عرفانی عبارت است از افزایش سرزندگی، آرامش و شادمانی؛ زیرا که جنبه های درونی و بیرونی در وصال به حق هماهنگ می شوند. تلاش برای تبیین پدیده های عرفانی، ازجمله تجلی آن در برخی از اصول عقاید ظاهراً غیردینی و حتی الحادی، نظریه های فلسفی دقیقی پدید آورده است. شاید قدیمی ترین سنت عرفانی، آیین هندو (← هندو،_آیین) باشد. آیین بودا (← بودا،_آیین)، که از سنت های هندو پدید آمده و بر پایۀ مفهوم های هندو بنا شده است، بن مایه های عرفانی آیین هندو را تداوم می بخشد. در چین، آیین کنفوسیوس، که تقریباً از آغاز پیدایش آن تا قرن ۲۰ بر زندگی چینیان حاکم بوده است، صورت گرایانه و ضد عرفانی است، اما در آیین تائو، آن گونه که بنیادگذارش لائوتسه، به شرح و تفسیرش پرداخته، قویاً بر عرفان تأکید شده است. عقاید فلسفی یونانیان باستان بیشتر جنبۀ طبیعت گرایانه و خردگرایانه داشتند، اما عنصری از عرفان در آیین اورفئوسی، آیین های اِلِئوسیسی و مناسک دیگر مشاهده می شد. یکی از جنبش های فلسفی بعدی در یونان، به نام آیین نوافلاطونی، که بر پایۀ فلسفۀ افلاطون استوار بود، تأثیر دین های رازآمیز را نیز نشان می دهد. فلوطین شاید شایسته ترین نمایندۀ این جنبش بود و اندیشه اش تأثیر درخور توجهی بر مسیحیّت آغازین گذاشت. در نوشته های فیلویودائوس نشانه های عرفانِ دورۀ پیش از مسیحیت آشکارا احساس می شود. پولس قدیس نخستین عارف بزرگ مسیحی بود. نوشته هایی از کتاب «عهد جدید» که به مناسبت تأکید عمیقاً عرفانیشان بیشتر شهرت دارند، عبارت اند از نامه های پولس و انجیل یوحنا. لیکن عرفان مسیحی به منزلۀ نظامی فکری از راه نوشته های دیونوسیوس آریوپاگوسی/دیونوسیوس دروغین، از آیین نوافلاطونی سرچشمه گرفته است. یوهانس اسکوتوس اریگنا آثار دیونوسیوس دروغین را از یونانی به لاتینی ترجمه کرد و به این ترتیب الهیات عرفانی مسیحیت شرقی را به اروپای غربی شناساند؛ مسیحیت اروپای غربی با عرفان قدیس اوگوستین هیپّویی، اسقف اعظم و عالم متألّه دورۀ آغازین ...

نقل قول های عرفان

عرفان «Mysticism» (تعبیری از «میستیسیزم» یا «گنوسیسم») در تعریفی جامع و جهان شمول به مفهوم شناختی «رازگونه و نهانی» خمیرمایه افکار بلند و آداب تاثیرگذاریست برای یافتن و پیوستن به حقیقت از طریق «شهود»، «تجربه درونی» و «حال» که نشانه های آن در مکاتب مختلف جهان اعم از عقاید برهمن ها، بودائی ها، رواقیان، نسطوریان، مهریان (میترائیسم)، عقاید مسلمانان زاهد، عقاید افلاطونیان جدید، فرامین زرتشت، در فرقه کابالا از آیین یهود و اعتقادات سرخپوستان آمریکا به چشم می خورد.
• «عرفان نوعی نگاه به هستی و نوعی دریافت و شناخت حقیقت است. یک نگاه مبتنی است به دریافت عقلانی و مبتنی بر ادراکات حسی، یک نگاه می خواهد از این حدود فراتر رود و هستی و حقیقت را از طریق شهود و اشراق درونی بشناسد.» ، ۱۳۹۴ -> فتح الله مجتبایی
• «عرفان مشهور به اسلامی بسیار متأثر از عرفان ایرانی است. در جوامع عرب عرفان وجود نداشت، در قرآن چند آیه هست که این آیات می تواند بذر اولیه عرفان اسلامی باشد. آیه های یا اینما تولوا فثم وجهالله را فقط با یک نظرگاه عرفانی می شود تفسیر و معنی کرد. ایرانیها براساس این آیات عرفان اسلامی - ایرانی را ساختند. فرهنگ ایرانی را بار عرفان کردند. این آیه ها بذر اولیه عرفان ایرانی - اسلامی شد و افتاد در خاک فرهنگ ایرانی و رشد کرد و درخت تنومندی شد.» فتح الله مجتبایی، ۱۳۹۴ -> هوالاول والاخر و الظاهر والباطن
• در شرق ایران عرفان هندی و بودایی، در غرب ایران عرفان مسیحی و گنوسی از پیشاز اسلام رواج داشت و حیات فکری و روحی و ذوقی مردم ایران از تأثیرات آنها برکنار نبود.» ، ۱۳۹۴ -> فتح الله مجتبایی

ارتباط محتوایی با عرفان

عرفان در جدول کلمات

از مراحل سلوک در عرفان هندی
نیروانا
دراصطلاح عرفان و تصوف انسان کامل را گویند
پیر خرابات
درام حادثه ای غلامعلی عرفان در سال 59 با بازی فریماه فرجامی | همایون اسدیان | سعید امیرسلیمانی
گفته سه نفرشان
کتابی از عرفان نظر آهاری
چای با طعم خدا
یکی از مهمترین آثار جامی در عرفان نظری
اشعه اللمعات

معنی عرفان به انگلیسی

knowledge (اسم)
سامان ، اگاهی ، اطلاع ، معرفت ، علم ، بصیرت ، فضیلت ، عرفان ، دانش ، دانایی ، وقوف
learning (اسم)
فراگیری ، اطلاع ، معرفت ، فضیلت ، عرفان ، دانش ، یادگیری ، فضل وکمال
gnosticism (اسم)
عرفان ، فلسفه عرفانی یا روحانی
mysticism (اسم)
عرفان ، تصوف ، فلسفه درویش ها
theosophy (اسم)
عرفان ، خدا شناسی ، حکمت الهی

معنی کلمه عرفان به عربی

عرفان
روحانية

عرفان را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد طاها
عرفان، در واقع یک مرام و یک مکتب است، که بر طبق یک جهان بینی خاص بنا شده. در واقع، طریقه ای است در میان همه مکاتب موجود در جهان که برای کشف حقیقت، نه بر عقل و استدلال، بلکه بر «ذوق» و «اشراق» و «اتحاد با حقیقت»، تکیه دارد. و در همه اقوام و ملل و مذاهب مختلف جهان، شایع و رایج است.
عرفان در اصطلاح عبارت است از شناخت قلبی که از طریق کشف و شهود، نه بحث و استدلال حاصل می شود و آن را علم وجدانی هم می خوانند.
در اسلام نیز، این مکتب، در میان مکاتب دیگر مانند حکمت و فلسفه، علم کلام، فقه و دیگر علوم اسلامی، به دنبال حقیقت و خداجویی است و می توان از آن به عنوان علمی یاد کرد، که در دامن فرهنگ اسلامی، رشد و تکامل پیدا کرده و کامل ترین نوع عرفان را در جهان به وجود آورده است.
محتویات [نمایش]
عرفان و تصوف [ویرایش]
درباره عرفان از دو جنبه می ‏توان بحث و تحقیق کرد: یکی از جنبه‏ اجتماعی، و دیگر از جنبه فرهنگی.
عرفا با سایر طبقات فرهنگی اسلامی از قبیل مفسرین، محدثین، فقها، متکلمین، فلاسفه، ادبا و شعرا یک تفاوت مهم دارند و آن اینکه علاوه‏ بر اینکه یک طبقه فرهنگی هستند و علمی به نام عرفان را به وجود آوردند و دانشمندان بزرگی در میان آنها ظهور کردند و کتب مهمی نیز تألیف کردند، یک فرقه اجتماعی در جهان اسلام به وجود آوردند با مختصاتی مخصوص به خود، بر خلاف سایر طبقات فرهنگی مثل فقها و حکما و غیره، که صرفا طبقه‏ فرهنگی هستند و یک فرقه مجزا از دیگران به شمار نمی ‏روند.
اهل عرفان هر گاه با عنوان فرهنگی خود، یاد شوند با عنوان «عرفا» و هر گاه با عنوان اجتماعی شان یاد شوند غالباً با عنوان «متصوفه» مورد خطاب قرار می گیرند.[۱]
عارف [ویرایش]
عارف هجران
حکیم ابن سینا در نمط نهم اشارات خود، تعریف عارف را چنین می گوید:
آنکه از تنعم دنیا، رو گردانده است «زاهد» نامیده می‏ شود. آنکه بر انجام عبادات از قبیل نماز و روزه و غیره مواظبت دارد به نام «عابد» خوانده می ‏شود. و آنکه ضمیر خود را از توجه به غیر حق باز داشته و متوجه عالم قدس کرده تا نور حق بدان بتابد به نام «عارف» شناخته‏ می ‏شود. البته گاهی دوتا از این عناوین یا هر سه در یک نفر جمع می‏ شود.[۲]
هدف عارف [ویرایش]
عارف، حق (خدا) را می‏ خواهد نه برای چیزی غیر حق، و هیچ چیزی را بر معرفت حق ترجیح نمی‏ دهد، و عبادتش برای حق، تنها به خاطر این است که او شایسته عبادت است، و بدان جهت است که عبادت رابطه ‏ای است شریف، فی حد ذاته نه به خاطر میل و طمع در چیزی یا ترس از چیزی.[۳]
پس، هدف و انگیزه عارف در عبادت، دو چیز است:
یکی شایستگی ذاتی معبود، برای عبادت (مثل ستایش یک گل، بخاطر زیبایی آن).
و دیگری، شایستگی خود عمل عبادت (یعنی شرافت و حسن ذاتی عمل عبادت).
از سخنان حضرت علی (ع) است که می فرماید:
خرد خویش را زنده ساخته و نفس خویش را میرانده است، تا در وجودش‏ درشت ها نازک، و غلیظ ها لطیف گشته و نوری درخشان در قلبش مانند برق جهیده است. آن نور، راهش را آشکار و او را سالک راه ساخته و درها یکی پس از دیگری او را به پیش رانده است تا آخرین در که آنجا سلامت است و آخرین منزل که بار انداز اقامت است. آنجا قرارگاه امن و راحت است. پاهایش همراه با آرامش بدنش استوار است. همه این ها به‏ موجب این است که قلب خود را به کار گرفته و پروردگار خویش را راضی‏ ساخته است.[۴]
ماهیت عرفان [ویرایش]
عرفان به عنوان یک دستگاه علمی و فرهنگی دارای دو بخش است : بخش‏ عملی و بخش نظری . در ادامه، هر یک از این دو بخش را تعریف کرده و اصطلاحات مربوط به هر کدام را ذکر می کنیم.
عرفان نظری [ویرایش]
عرفان نظری یعنی جهان بینی عرفانی، یعنی آن نظری که عارف درباره جهان، خدا و انسان دارد و با آن به تفسیر هستی می پردازد.
عرفان در این بخش خود مانند فلسفه الهی است که در مقام تفسیر و توضیح‏ هستی است، و همچنان که فلسفه الهی برای خود موضوع، مبادی و مسائل معرفی‏ می‏ کند، عرفان نیز موضوع و مسائل و مبادی معرفی می‏ نماید. ولی البته‏ فلسفه در استدلالات خود تنها به مبادی و اصول عقلی تکیه می‏کند و عرفان‏ مبادی و اصول به اصطلاح کشفی را مایه استدلال قرار می‏دهد و آنگاه آنها را با زبان عقل توضیح می‏دهد.[۵]
ابن عربی [ویرایش]
ابوبکر محمد بن علی بن محمد بن احمد بن عبدالله الطائی الحاتمی، ملقب به ابن عربی اولین کسی است که عرفان را به صورت یک مکتب منظم در آورد. از مهم ترین کارهای او می توان به طرح مسأله وحدت وجود نام برد. وحدت وجود اولین بار توسط محیی الدین عربی بیان گردید. (البته عرفای پیش از او نیز به این مسأله اعتقاد داشتند، ولی اولین نفری که رسما آن را در قالب فلسفی تفصیل کرد و به شرح آن پرداخت، ابن عربی بود.)
وی از نژاد عرب است. او را «محیی الدین عربی طائی حاتمی اندلسی» لقب داده اند، نسلش به حاتم طائی می رسد. محل سکونتش نیز در اندلس اسلامی (اسپانیای امروزی) قرار داشت.
او بیش از دویست عنوان کتاب در زمینه عرفان تألیف کرده که از مهم ترین کتاب های او می توان به "فتوحات مکیه" (که در جوار بیت الله الحرام تألیف کرده و یک دایرة المعارف کامل در زمینه عرفان به شمار می آید) و کتاب "فصوص الحکم" (کتابی کوچک ولی دقیق و عمیق راجع به عرفان) اشاره کرد.
محیی الدین در سال ۶۳۸ در دمشق درگذشت و همان جا دفن شد.
اصول اعتقادی در عرفان نظری [ویرایش]
یک سری باورها و مسائل اساسی، مشخصات عمده عرفان نظری را تشکیل می دهد که شناخت آن کمک شایانی به درک رفتارها و چهارچوب فکری یک عارف می کند. و آن ها عبارتند از:
حرکت و عمل، اصل و اساس است [ویرایش]
در بینش عرفانی، تنها بر علم تکیه نمی شود، بلکه عمل، اصل و اساس کار است و علم، خود نتیجه و محصول عمل (درست عکس روش فلاسفه). برای رسیدن به آگاهی عرفانی (همان علم) باید مراحل را پشت سر گذاشت و به سیر و سلوک پرد ...
عرفان
شناختن خداشناسی
ثمین علی‌عباسی
gnosis, mysticism, theosophy
Erfan
به معنیه شناخت خداوند
یاسر رحمانی
عرفان� عبارت است از قرار گرفتن روي پله ي عشق، رسيدن به اشراق، روشن بيني و درك معرفت هستي و به طور قطع چنين نتيجه اي از دنياي عقل و علم و دانش به دست نميآيد.

آنها كه به چشم عقل بيننـد بيننـد خيال غيـر در خـواب

عقل ارچـه چراغ برفـروزد هـرگز نرسد به نـور مهـتـاب

شاه نعمت االله ولي

به طور كلي و به اختصار دنياي عرفان داراي خصوصيات و تعاريف زير است.
1 -نظر به اينكه دنياي عرفان، دنياي عشق است، پس فاقد هرگونه فن و روش و تكنيك، پند و نصيحت و استدلال، سعي
و كوشش و... بوده و دنياي بي ابزاري است؛ چه ابزارهاي اصلي و چه ابزارهاي واسطه اي.

2 _ -دنياي عرفان دنياي ماوراي تكليف است، زيرا عشق دنياي انجام وظيفه نيست و براي رفع مسئوليت نيز نميتواند
باشد؛ دنياي عاشق به دور از حساب و كتابهاي عقلاني است.


فردا كه به محشر اندر آيد زن و مرد
و ز بيم حسـاب روي هـا گـردد زرد

من حسن تو را به كف نهم پيش روم
گويم كه حسـاب من از اين بايد كرد

ابوسعيد ابو الخير


3 -دنياي عرفان ماوراي مزد و پاداش است، زيرا عاشق به طمع مزد و پاداش به عشق نرسيده كه بخواهد ادامه حركت
خود را با چنين انگيزه هايي دنبال كند كه درآن صورت دنياي او نيز تبديل به دنياي عقلاني ميشد .
جهاني كان جهان عاشقـان اسـت جهـاني مـاوراي نـار و نـور اسـت
عطار
ما زدوست غيراز دوست، مقصدي نميخواهيم

حـور و جـنـت اي زاهـد ، بـر تـو بـاد ارزاني

شيخ بهايي


4 -دنياي عرفان دنياي ترس و حزن نيست.
دنياي عرفان دنياي عشق است، عشق به خدا و در دل عاشق او، ترس و نااميدي و غم وغصه و... راهي ندارد .

أَلَا إِنَّ أَوْلِيَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ
يونس : 62
آگاه باشيد كه دوستان خدا ترس ندارند و غمگين نميشوند.

5 -دنياي عرفان دنياي غم و اندوه و حزن، ياس و نااميدي، اضطراب، احساس تنهايي نيست و به طوركلي اين دسته از
جنود شيطان به آن راه ندارند و تنها غمي كه براي عارف وجود دارد، غم جدايي از خدا و دور افتادن از اصل خويش
است.
بشنو اين ني چون حكايت ميكند وز جـدايـي هـا شكـايت ميكند
مولانا
6 -عرفان موجب ايجاد وحدت اجزا و ارتباط �جزء� و �كل� است؛ زيرا كل هميشه چيزهايي دارد كه جزء از آن بي خبر
است و با رفتن به سوي كل، ميتوان آن پيامها را دريافت كرد؛ براي مثال: يك سلول، فاقد آمال و آرزو است اما
وحدت صد تريليون سلول، كل را تشكيل داده و اين كل چيزي را ميداند كه اجزا از آن بي خبرند. كل، آمال و آرزو
دارد و اهدافي را دنبال ميكند در حالي كه يك سلول حتي معني آرزو را هم نميداند .

7 -عرفان، ضد ضربه شدن است
عارف در راه رسيدن به عشق خود با هر تلنگر و ضربه اي دچار وقفه و سكون نميشود. او در مسير عشق چيزهايي را يافته
است كه افراد معمولي از آن بي بهره اند. او در اين مسير توانسته زورق وجودي خود را به يك كشتي اقيانوس پيما تبديل كند كه در مقابل امواج سهمگين اقيانوس زندگي به خوبي مقاومت كند. در حالي كه افراد معمولي با اولين موجي كه در اين اقيانوس با آن مواجه شوند، واژگون شده و تخته پاره هاي وجود آنها به هر سمتي پرتاب ميشود

8 -عرفان، درك كمال است.
دنياي عرفان مجموعهي آگاهي هايي را مورد بررسي قرار ميدهد كه قابل انتقال به زندگي بعدي است.
9 -از آنجا كه عرفان، دنياي عشق است، پس در آن انحصارطلبي جايي ندارد و دنيايي است كه ميتواند همه ي انسانها را در خود جاي دهد و همگي آنها را مشمول عشق الهي بداند.
10 -با توجه به اينكه عشق عمل است نه حرف و نوشته و...، پس عرفان، دنياي عمل است و بايد ملموس باشد.
11 -دنياي عرفان حركت از ظاهر به باطن است .



تعريف مقدماتي عرفان نظري و عملي

عرفان به دو بخش نظري و عملي قابل تقسيم است:

بخش نظري كه آن را ميتوان روي پلهي عقل مورد بحث و بررسي قرار داد.
بخش عملي كه روي پلهي عشق قرار دارد و در اين بخش نميتوان از هيچگونه ابزاري استفاده كرد.عرفان عملي بهطور قطع
بايد روي پلهي عشق صورت بگيرد، بنابراين عرفان عملي، دنياي بيابزاري بوده و با تكنيك و فن و دانش... قابل حصول
نيست.

عرفان نظري به دليل اينكه محتاج بحث و بررسي، توضيح و روشنگري است؛ لازم است تا خود را معرفي كرده و توضيح دهد
كه انسان را به كجا ميخواهد ببرد؟ لذا در اين بخش مجبور است از اداي توضيحات، استدلال، منطق و... استفاده كند كه همهي
اين ابزارها متعلق به دنياي عقل است، در نتيجه، عرفان نظري روي پله ي عقل قرار داشته و متعلق به دنياي ابزار است.

همانگونه كه گفته شد؛ انسان همواره دو پله در مقابل خود دارد: پله ي عقل و پله ي عشق. پلهي عقل دنياي ابزار، فن و روش و
تكنيك، پند و نصيحت، دليل و برهان و استدلال، سعي و كوشش و تلاش، ... و بهطور كلي حيط هاي است كه به اصطلاح آن را �دنيايابزار� مي ناميم و پله ي عشق كه دنياي وجد و ذوق و شوق، حيرت و تعجب، جذبه و از خود بيخود شدن، ايثار و محبت و... است و به طور كلي چار چوبي است كه آن را به اصطلاح �دنياي بيابزاري� نامگذاري ميكنيم. حرف، قصه، كتاب و.... در اين وادي جايگاهي ندارد. پلهي عقل، پايه فهم پله ي عشق بوده و كليه ي ادراكات انسان از طريق آن صورت ميگيرد و از آنجا كه كليه ي نتيجه گيري ها روي پله ي عقل صورت ميگيرد، بنابراين، بدون پله ي عقل، كمالي حاصل نخواهد شد. در اينصورت
پله ي عقل و پله ي عشق لازم و ملزوم يكديگرند.
عاقل عاشق ميشود و عاشق، عاقل. عشق، پل بين عقل جزء و عقل كل است. به عبارت ديگر، با عقل جزء نميتوان به عقل كل پي برد مگر اينكه روي �پل عشق� ايستاد.
زهره
عرفان به معنای معرفت هم هست
bita
عرفان ب معنای معرفت و خدا شناسی
عرفان
به معنی عشق و معرفت است
حدیث ایران
خداشناسی - عشق - معرفت
Bahar.sh
به معنای خدا شناسی،معرفت
عرفان
عرفان به معنای همدیگر پذیری است
رومیسا
عرفان از کلمه عارف میاد و به معنای خدا شناسی است
تینا
عرفان به معنای معرفت هم هست
Narin
عرفان به معنی عشق واقعی معرفت و خدا شناسیه
قندی
در کلام عارفان یک تناقض بزرگ قابل مشاهده می باشد و آن اینکه از یک طرف آنان همه چیز را جلوه و ظهور حق ( خداوند ) می پندارند، اما از طرف دیگر هدف سیر و سلوک خود را رسیدن به حق می دانند. آیا عارفان از لحاظ مکانی از حق فاصله دارند ؟ به این معنا که آنان خود را جلوه یا ظهور حق نمی دانند؟ اگر خداوند به عنوان کل در بر گیرنده همه اجزاء است، پس نیازی به رسیدن او توسط جزء نیست. اجزاء از خود هیچ وقت از کل قابلیت جدائی ندارند و کل هم قادر نخواهد بود که اجزاء را از خود جدا نماید یا طرد کند. مقایسه عارفانه بدن با اعضاء و میرایی و فساد پذیری اعضاء پس از بریده شدن از کل بدن با کل لایتناهی و اجزاء آن طبق باور من یک مقایسه کودکانه بیش نیست. اگر منظور عارفان از رسیدن به حق شناخت خداوند می باشد پس می توان از طریق بر رسی جزئیات و شناخت آنها به شناخت کل دست یافت که این امر از طریق کلیه علوم تجربی میسر است و شناخت های عارفانه و فلسفی و حکمی و ( حتی شناخت وحیانی ) لازم اما کافی نیستند. طبق باور یا ادعای عارفان ، عشق خمیر مایه اصلی دنیای عینی و واقعی می باشد، یکی از علم تجربی مانند فیزیک خمیر مایه را انرژی ؛ جرم و زمان و مکان می داند. اگر بخواهیم هم باور عارفانه و هم شناخت علمی علم تجربی را قبول داشته باشیم، باید دنبال یک فرمول ریاضی بگردیم که بتوانیم مثل انرژی و جرم و زمان و مکان آنرا به زبان ریاضی بیان کنیم که ثمره کاربردی داشته باشد و نه اینکه به قول مولانا عقل در تعریف آن چو خر پا در گل بماند.
من برای خودم در تعریف علمی عشق یک فرمول ریاضی کاملا خیالی دست و پا کرده ام و هر گاه صحبت از عشق میان آید، آن فرمول خیالی در ذهنم به یاد آورده میشود. بیان و یا نمایش آن فرمول به شرح زیر است:
‌ ‌
2 ^€ � E = ❤
در این فرمول: ❤ نشانه نیروی عشق و E انرژی و € ( نشانه واحد پول اروپا ) اما در اینجا یک ثابت طبیعی است که برابر است با جزر مقدار عددی سرعت نور به توان ۳ که پس از آن نتیجه به توان ۲ میرسد.
امید اینکه این فرمول موجب ملالت خاطر دوستداران عرفان نشود.
سعید
(ملامت خود) در عارف دیده نمیشه
Roshanak Javidan
از ریشه عرف به معنای شناخت که از خودشناسی شروع و به شناخت های بیشتر منتهی میشه.
کلاه فروش
کلاه جدید برای مایوس های سرگردان تاریخ
سعید نیکو
رازوری(برابر پارسی )
مامان محمد عرفان
عرفان به معنای شناخت قلبی و عمیق نسبت به خداوند متعال است که نامی زیبا و برازنده برای پسران میباشد باعث افتخار من است که اسم پسر گلم را سید محمد عرفان گذاشتم که انشالله مسیر خداشناسی و عرفان را طی کند...
فاطمه 15 تهران
عرفان یعنی"خداشناسی . عشق واقعی 😉
سید عرفان دانشی
عرفان از عرف به معنی شناخت میاد یعنی کسی که خداشو میشناسه البته اون ایمان قلبیش به خدا مهمتره اگه خدا رو بشناسی و ایمان داشته باشی ولی عمل نکنی به دستورات خدا هیچ فرقی با کسی که خدا رو قبول نداره نداری
قلب حرم خداست و فقط با اون ارامش حقیقی میگیره
اگه از ته دل به خدا ایمان داشته باشی و مطابق دستوراتش عمل کنی هم ای دنیات اباده و هم از اون جهت که تمام کارات در جهت کسب رضایت از خداست سرای اخرتت رو هم اباد میکنی.
اگاه باشید که دل فقط با یاد خدا ارامش میگیرد
سیدعرفان دانشی
عرفان از عرف میاد به معنای شناخت
دکتر سید عرفان دانشی
این کلمه از عرف به معنای شناخت میاد
عرفان=خداشناس
دکتر سید عرفان دانشی
عرف =شناخت
عرفان =شناختن . خدا شناس

پند:ببین زندگیه خودته تلاش کن طلاش کن

📚📚📚👈🎓🏨❤👏👏👍✌✌🌷⚘
کیانا
من عاشق به پسر به نام عرفان هستم
عرفان از عرف گرفته شده

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اسم عرفان   • عرفان بیمارستان   • عرفان خواننده   • عرفان پایدار   • عرفان اسلامی   • عرفان رپر   • عرفان چیست   • عرفان انصاریان   • معنی عرفان   • مفهوم عرفان   • تعریف عرفان   • معرفی عرفان   • عرفان یعنی چی   • عرفان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عرفان
کلمه : عرفان
اشتباه تایپی : uvthk
آوا : 'erfAn
نقش : اسم
عکس عرفان : در گوگل

آیا معنی عرفان مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران