برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1465 100 1

عتق

معنی عتق در لغت نامه دهخدا

عتق. [ ع َ ] (ع مص ) جوان گردیدن دختر. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || بیرون شدن دختر از خدمت پدر و مادر و از مالکیت شوی. (اقرب الموارد). || گرامی شدن مرد. (منتهی الارب ). || نیک و تازه گردیدن بشره سپس درشتی و خشکی آن. || واجب شدن سوگند بر کسی. || کهنه گردیدن و نیکو شدن شراب. || درگذشتن اسب از دیگران. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || دیرینه گشتن و نیکو گردیدن چیزی. (منتهی الارب ). نیکو گردیدن چیزی. (اقرب الموارد). || گزیدن چیزی را به دندان. || نیکو گردانیدن مال. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || آزاد شدن بنده از بندگی. (اقرب الموارد). آزاد گردیدن. (منتهی الارب ). بابی از ابواب فقه اسلامی است که مقررات و قوانین بردگی و برده فروشی در اسلام در آن جمع شده است.

عتق. [ ع ِ ] (ع مص ) آزاد گردیدن بنده از بندگی. (اقرب الموارد). || در اصطلاح شرع قوه ای است حکمیه که برای آدمی حاصل میشود جهت اثبات حق او در اینکه از بردگی و غلامی دیگران بیرون آید و آزاد شود و بالجمله قطع علاقه ٔ مملوکیت آدمی است. (جامع الرموز) (از تعریفات ). در اصطلاح فقه آزاد کردن برده است و یکی از کتب فقه بهمین نام موسوم است.در شرایع آرد: آزاد کردن بردگان مورد اتفاق همه ٔ فقهاست حضرت رسول و ائمه ٔ اطهار مردم را بدین امر تشویق و ترغیب فرموده اند و در روایت است که هر کس برده ای را آزاد کند خدای تعالی به ازاء آن هر عضوی از اعضای او را از آتش جهنم آزاد گرداند و برده شدن را مخصوص کفار حربی دانسته است نه کفار ذمی که بشرایط ذمه عمل کنند. رجوع به عبد و شرایع ص 204 شود. || (اِمص ) کَرَم. (اقرب الموارد). جوانمردی و مردمی.(منتهی الارب ). || جمال. || شرف. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || آزادی.(اقرب الموارد). آزادی و آزادمردی. (منتهی الارب ).

عتق. [ ع ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ عتیق و عاتق. (اقرب الموارد).

عتق. [ ع ُ / ع ِ ] (ع اِمص ) قِدَم و گفته اند عتق مخصوص بی جان است چون شراب و خرما و قدم به جاندار و بی جان هر دو گفته شود. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).

عتق. [ ع ُ ت ُ ] (ع اِ) درختی است که از آن کمان سازند. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).

عتق. [ ع َ ت َ ] (ع مص ) کهنه شدن. (اقرب الموارد).

معنی عتق به فارسی

عتق
آزادشدن، آزادشدن بنده زرخریدازقیدبندگی، دیرینه شدن ونیکوشدن چیزی، گرامی شدنونیزبه معنی شرف وبزرگی ونجابت و آزادگی
۱ - ( مصدر ) آزاد گردیدن بنده از بندگی ۲ - ( اسم ) قوه ایست حکیمه که برای آدمی حاصل شود جهت اثبات حق او در این که از بردگی و غلامی بیرون آید و آزاد شود و بالجمله قطع علاقه مملوکیت آدمی است .
کهنه شدن

معنی عتق در فرهنگ معین

عتق
(عِ تْ) [ ع . ] (مص ل .) آزاد شدن بنده و غلام .

معنی عتق در فرهنگ فارسی عمید

عتق
۱. (فقه) آزاد شدن بندۀ زرخرید از قید بندگی.
۲. [قدیمی] بخشش، بزرگواری، کرم.

عتق در دانشنامه اسلامی

عتق
عتق یکی از اقسام ایقاعات می باشد.
«عتق» به معنای آزاد کردن بردگان است.

موجبات آزادی‏ بردگان
فقها موجبات آزادی بردگان را مورد بحث و بررسی قرار داده و آن را در چهار چیز خلاصه کرده‏اند:
۱ -مباشرت ۲ -سرایت ۳ -ملک ۴ -عوارض
که ذیلا به توضیح هر یک می پردازیم.

← مباشرت
با همین روش صحیحی که دین مقدس اسلام برای از بین بردن برده داری به کار گرفت، در نهایت، منجر به آزادی بسیاری از بردگان و کم رنگ شدن برده داری در جهان شد.

نظر استاد مطهری در مورد برده داری
...
عتق
تکرار در قرآن: ۲(بار)
. . این کلمه فقط دو بار در قرآن یافته است. به نظر نگارنده عتیق به معنی محترم است چنانکه در جای دیگر به جای آن «حرام» آمده است . این مطلب در «بیت» مشروحاً گفته شده است.
ولاء عِتق اصطلاحی فقهی که به نوعی رابطه بین « برده آزادشده » و « فرد آزادکننده » اشاره دارد. در فقه اسلامی، غیر از ازدواج، روابط دیگری نیز وجود دارند که موجب ایجاد پیوند سببی می شوند؛ یکی از آنها « ولاء عتق » است.
به طور کلی معنای « ولاء »، پیوند و قرابت است. ولاء عتق (به معنای پیوند بر اساس آزادی) در مورد افرادی گفته می شود که قبلاً برده بودند و آزاد می شدند. بین فرد آزادشده و فرد آزادکننده پیوندی برقرار می شد و در شرایط خاص، از همدیگر ارث می بردند. به این برده های آزادشده و به فرزندانشان مولی (جمع آن: موالی) می گفتند، همچنان که به آزادکننده نیز مولی می گفتند. از این رو، وقتی گفته می شود فلان فرد یا افراد مولی یا موالی یک گروه خاص هستند، به این معناست که آن گروه خاص آن فرد (یا افراد) را آزاد کرده اند. وقتی گفته می شود آنان موالی بنی هاشم هستند به این معناست که آنان آزادشدگان بنی هاشم اند.
وَلاء در اصل به معنای قرابت و نزدیکی است و در اصطلاح به معنای نزدیکی یک شخص به شخصی دیگر یا اشخاصی دیگر است به گونه ای که از او (یا آنها) ارث ببرد؛ بدون آن که رابطه ای نسبی یا زوجیت بین آنها باشد. این ولاء سه قسم است: ولاء عتق، ...

ارتباط محتوایی با عتق

عتق را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ضمان جریره   • ولا عتق   • ولاء ضمان جریره   • معنی ضمان جریره   • ولای ضمان جریره   • ولا ضمان جریره   • ضمان جریره یعنی چه   • تعریف ضمان جریره   • معنی عتق   • مفهوم عتق   • تعریف عتق   • معرفی عتق   • عتق چیست   • عتق یعنی چی   • عتق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی عتق
کلمه : عتق
اشتباه تایپی : ujr
عکس عتق : در گوگل

آیا معنی عتق مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران