برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1435 100 1

سریر

/sarir/

مترادف سریر: اریکه، اورنگ، تخت، مسند

برابر پارسی: تخت پادشاهی

معنی اسم سریر

اسم: سریر
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: sarir) (عربی) (در قدیم) تخت پادشاهی، اورنگ، تخت، مسند - تخت پادشاهی، اورنگ

معنی سریر در لغت نامه دهخدا

سریر. [ س َ / س ِ ] (اِ) سرویسه است که قوس و قزح باشد. (برهان ). قوس و قزح و آن را سدکیس و سرویسه نیز خوانند. (جهانگیری ). آزفنداک. آژفنداک. تیرآژه.

سریر. [ س َ ] (ع اِ) اورنگ و تخت. (برهان ). تخت پادشاه. (جهانگیری ). تخت و اورنگ و سریر فعیل به معنی مفعول است مشتق از سَر به معنی بریدن است پس به اعتبار بریدن و تراشیدن چوب تخت را سریر گویند. (غیاث اللغات ) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ) (منتهی الارب ). ج ، اَسِرَّه ، سُرُر. (منتهی الارب ). تخت آراسته. (دهار) :
کنون تا بجای قباد اردشیر
بشاهی نشست از فراز سریر.
فردوسی.
بنشین در بزم بر سریر به ایوان
خرگه برتر زن از سرادق کیوان.
منوچهری.
ای زده تکیه بر بلندسریر
بر سرت خز و زیر پای حریر.
ناصرخسرو.
ور چون تو جسم نیست چه باشد همیش تخت
معنی تخت و عرش یکی باشد و سریر.
ناصرخسرو.
سریر دولت و دیهیم شاهی
علایی رنگ و مسعودی نگار است.
مسعودسعد.
دیگری به نور هدایت عقل بر سریر قنات نشسته. (کلیله و دمنه ).
تاج و سریر خسرو مازندران ز رشک
خورشید را گذار همانا برافکند.
خاقانی.
سریر ملک عطا داد کردگار ترا
بجای خویش دهد هرچه کردگار دهد.
ظهیرالدین فاریابی.
سرم را تاج و تاجم را سریری
هم از پای افکنی هم دست گیری.
نظامی.
سریر جهانداری آنجا نهاد
بر او روزکی چند بنشست شاد.
نظامی.
همچو ابراهیم ادهم از سریر
عشقشان بی پا و سر کرد و فقیر.
(مثنوی دفتر ششم ص 501).
نه بر باد رفتی سحرگاه و شام
سریر سلیمان علیه السلام.
سعدی.
کسی کو طریق تواضع رود
کند بر سریر شرف سلطنت.
ابن یمین.
- سریر فلک ؛ بنات النعش. (ناظم الاطباء).
- سریر مرده ؛ تابوت. (ناظم الاطباء).
- سریرمعدلت مصیر ؛ اورنگ عدالت. (ناظم الاطباء).
|| قرارگاه سر از گردن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). آنجا که به گرد ...

معنی سریر به فارسی

سریر
تخت، تخت پاشاهی، اورنگ جمع
( اسم ) ۱ - تخت پادشاهی اورنگ . ۲ - تخت مسند جمع اسره سرر . یا سریر اعلی . تخت سلطنت . یا سریر فلک . بنات النعش .
مملکتی است میان بلاد آلان و باب الابواب و او را پادشاهی است بر سرخود و دینی و ملتی جداگانه .
نام شهریست و غاری که کیخسرو بدون آن رفتن و غایب شد درنواحی آن شهر است .
فرزند. تخت . که تخت وتاج را رونق دهد . رونق دهنده ملک .
تخت دار . صاحب تاج و تخت . یا پادشاه فرمانفرما .
کنایه از بنات النعش و آن هفت ستاره باشد شمالی بصورت چوگان . کنایه از بنات النعش .
کنایه از آفتاب است باعتبار فلک چهارم
آنکه تخت او تخت خلافت است
از صفات ملوک از القاب پادشاهان
پادشاه خداوند تخت
( صفت ) بلند پایه والامقام .
پادشاه با عظمت گردون رکاب .
اورنگ سیاه

معنی سریر در فرهنگ معین

سریر
(سَ) [ ع . ] (اِ.) تخت ، تخت پادشاهی ، اریکه .

معنی سریر در فرهنگ فارسی عمید

سریر
تخت پادشاهی، اورنگ.
صاحب تخت پادشاهی، پادشاه.

سریر در دانشنامه ویکی پدیا

سریر
سریر، یک خودروی تشریفاتی محصول ایران خودرو است.
به دلیل عدم وجود یک خودروی تشریفاتی در ایران، شرکت ایران خودرو به فکر ساخت یک خودروی تشریفاتی (با ایجاد تغییر در سمند معمولی) افتاد. البته با تغییراتی در پژو ۴۰۵ آن را به عنوان تشریفاتی و در تعداد بسیار کم تولید کردند ولی جوابگوی نام یک خودروی تشریفاتی نبود.
سمند سریر از نظر ظاهری دقیقاً مثل سمند LX است با این تفاوت که بر طول خودرو حدود ۳۰ سانتیمتر اضافه شده که در بین درب جلو و عقب و برای ایجاد فضای بیشتر سرنشین عقب است. همچنین رینگ آلومینیومی و تایر پهن برای حفظ تعادل در سر پیچ ها به آن اضافه شد. در داخل خودرو از چرم استفاده شده که نمای زیبایی به آن می دهد. در قسمت عقب خودرو و در پشت هر صندلی جلو، یک نمایشگر LCD کوچک وجود دارد که با استفاده از سیستم پخش VCD و MP۳ که در قسمت عقب تعبیه شده می توان فیلم های مورد نظر را در داخل اتومبیل تماشا کرد.
همچنین بر حسب سفارش در قسمت عقب یک یخچال نیز نصب می شود. دو عدد سینی باز شو هم برای سرنشینان عقب درون صندلی نصب شده. رنگ دستگیره درب ها به رنگ نقره ای تغییر کرده و یک جعبه سی دی در قسمت عقب وجود دارد. طول سمند سریر (لیموزین) ۴۷۱ سانتیمتر و عرض آن ۱۷۲ سانتیمتر است.
سریر دولتی بود در داغستان کوهستانی که از سدهٔ ششم تا دوازدهم میلادی حکومت می کرد. دین رسمی در این دولت در آغاز مسیحیت بود و بعداً اسلام گردید. پایتخت سریر خونزاخ بود.
با رشد مسیحیت در قفقاز، قدرت های مسلمان منطقه علیه سریر با هم متحد شدند. فشارهای نظامی و اقتصادی و در کنار آن کشمکش های داخلی سبب شد در اوایل سده دوازدهم دولت سریر از هم بپاشد. پس از یک سده از توفیق اسلام، اسلام دین برتر منطقه شد. به این ترتیب در سده سیزدهم مسلمانان دولتی را تشکیل دادند که از دیرباز به آوارستان شهرت دارد.
سریر میتواند اشاره به یکی از موارد زیر داشته باشد:
سریر، یک خودروی محصول شرکت ایران خودرو
س ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معنی سریر به انگلیسی

siege (اسم)
احاطه ، عرش ، سریر
throne (اسم)
تخت ، عرش ، سریر ، اورنگ

معنی کلمه سریر به عربی

سریر
عرش , وجبة خفيفة

سریر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضا
رنگین کمان .تخت پادشاهی
مسعود
سریر مُلک=تخت پادشاهی
سروه
عالیه یه اسم دخترانه ی خوشگل که به معنی دارایی و ثروت و تهت پادشاهیه و به معنای جلال و جمال
Narges
نام زیبایی برای دختران است
حمیدرضا دادگر_فریمان
اورنگ،تخت،اریکه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خودرو سریر   • سریر گیم   • معنی سریر   • گارانتی سریر موبایل   • سریر کالا   • شرکت سریر چوب   • سریر یعنی چه   • سمند سریر مشخصات   • مفهوم سریر   • تعریف سریر   • معرفی سریر   • سریر چیست   • سریر یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی سریر
کلمه : سریر
اشتباه تایپی : svdv
آوا : sarir
نقش : اسم
عکس سریر : در گوگل

آیا معنی سریر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )