برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1434 100 1

ساوه

/sAve/

معنی اسم ساوه

اسم: ساوه
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: نام چندتن از شخصیتهای شاهنامه، از جمله نام دلاور تورانی در زمان کیکاووس پادشاه کیانی

معنی ساوه در لغت نامه دهخدا

ساوه. [ وَ / وِ ] (اِ) زر خالص را گویند که شکسته و ریزه ریزه شده باشد. (برهان ). ریزه ٔ زر. (شرفنامه ٔ منیری ). زر خالص که شکسته و ریزه ریزه بود و آن را ساو نیز گویند. (جهانگیری ). زر ساوه ، زر خرد باشد چون گاورس و کوچکتر. (صحاح الفرس ). ریزه ٔ زر. (رشیدی ) :
فزون زآنکه بخشی بزایر تو زر
نه ساوه نه رسته برآید ز کان.
فرالاوی.
نرگسی خوشبوی دارد زرّ ساوه در دهن
لاله ٔ خودروی دارد مشک سوده در کنار.
تاج المآثر (از جهانگیری ).
رجوع به ساو شود.

ساوه. [ وَ ] (اِخ ) نام پهلوانی است تورانی خویش ِ کاموس کشانی که در جنگ رستم کشته شد و او را ساوه شاه نیز میگویند. (برهان ). نام پهلوانی بود کشانی او را ساوه شاه نیز میگفته اند ودر دست رستم کشته شد. (آنندراج ). نام مبارزی قرابت کاموس که رستمش کشته. (شرفنامه ٔ منیری ) :
یکی خویش کاموس بد ساوه نام
سرافراز و بر جای گسترده کام.
فردوسی.
وز ایرانیان نامور مرد چند
بدژ ماند با ساوه ٔ ارجمند.
فردوسی.

ساوه. [ وَ ] (اِخ ) نام شهر مشهور و معروف در عراق و گویند دریاچه ای در آنجا بود که هر سال یک کس در آن غرق میکردند تا از سیلان ایمن میبودند و در شب ولادت سرور کاینات آن دریاچه خشک شد. (برهان ) (آنندراج ). نام ولایتی است در عراق نزدیک آوه. گفته اند که سابقاً اهالی آوه شیعی بوده اند و نهری مابین آنهاست پل آن هفت طاق دارد ازبناهای اتابک شیرگیر در کمال استحکام. (آنندراج ).

ساوه. [ وَ ] (اِخ ) شهر قدیم مرکز شهرستان ساوه است. این شهر در 50 درجه و 18 دقیقه ٔ طول شرقی گرینویچ و 35 درجه و یک دقیقه ٔ عرض شمالی در ارتفاع 960 متر در 140 کیلومتری جنوب باختر تهران و 90 هزارگزی شمال باختر قم واقع گردیده است. موقعیت طبیعی شهر جلگه و انتهای تپه ٔ دام چلی. هوای آن معتدل مایل بگرمی است. آب شهر از رودخانه های مزدقانچای و قره چای و قنوات خیرآباد و اسکندرآباد تأمین میگردد ولی بطور کلی ساوه کم آب است زیرا آبهای مذکور در خارج شهر بمصرف زراعت میرسد. اکثر خانه های معتبر ساوه دارای آب انبار و در حدود 25 آب انبار عمومی بزرگ نیز دارد که در زمستا ...

معنی ساوه به فارسی

ساوه
یا ساوه شاه پهلوانی تورانی از خویشان کاموس کشانی که در جنگ با رستم کشته شد .
( اسم ) ۱ - زر خالص شکسته و ریزه ریزه براده طلا . ۲ - بوته زرگری .
رستاق
نام پادشاهی ترک
( صفت ) منسوب به ساوه ساوجی .
نام مردی که از جانب امیر تیمور گورکانی والی همدان و قم و کاشان و قزوین گردیده است
یا دریاچه ساوه یا دریاچه حوض سلطان بطول ۸٠ کیلومتر و عرض ۳٠ کیلومتر میباشد و آن در گودال و پست ترین قسمت دشت تهران قم ساوه قرار دارد. آب آن بعلت هوای متغیر نجد مرکزی اغلب تغیر می کند و سطح دریاچه کم و زیاد میشود.کمترین وسعت این دریاچه ۲۴٠٠ کیلومتر مربع میباشد. آب دریاچه شور و تلخ است.سواحل آن غالبا باتلاقی و تا مساحت ۲٠ کیلومتر از رسوب نمک پوشیده شده است .
بحیره ساوه
دریاچه ساوه

معنی ساوه در فرهنگ معین

ساوه
(وَ) (اِ.) برادة طلا.

معنی ساوه در فرهنگ فارسی عمید

ساوه
۱. زر سوده و ریزه ریزه، ریزۀ زر.
۲. زر خالص: فزون زآنکه بخشی به زائر تو زر / نه ساوه نه رشته برآید ز کان (فرالاوی: شاعران بی دیوان: ۴۱).

ساوه در دانشنامه اسلامی

دریاچه ساوه، دریاچه ای در نزدیکی ساوه بوده که خشک شدن آن در شب میلاد پیامبر(ص) از ارهاصات او دانسته شده است.
دریاچه ای در نزدیکی شهر ساوه بوده است که بنا بر برخی روایات، همزمان با شب میلاد پیامبر، آب آن فروکش کرده است.برخی احتمال داده اند دریاچه حوض سلطان که در حدود ۴۰ کیلومتری شمال قم و در حدود ۸۵ کیلومتری جنوب تهران واقع شده است از بقایای دریاچه ساوه باشد.
بنا بر برخی گزارش های تاریخی و روایات، در شب میلاد پیامبر حوادثی رخ داد. خشک شدن دریاچه ساوه، لرزیدن طاق کسری و خاموش شدن آتشکده فارس از مهمترین این حوادث بوده است. خشکیدن آن را از ارهاصات و هشدارهایی دانسته شده که همراه با ولادت پیامبران رخ می داده است.

ساوه در دانشنامه ویکی پدیا

ساوه
ساوه از شهرهای استان مرکزی و مرکز شهرستان ساوه، در کشور ایران است. جمعیت این شهر در سال ۲۰۱۲ برابر با ۲۰۱۸۲۸ نفر است. ساوه یکی از شهرها و مناطق باستانی بازمانده از دوره ساسانی است که در اواخر آن دوره و در اوایل دوره اسلامی یعنی سال ۲۲ هجری، جزو ایالت جبال یا کوهستان بوده است.
ساوه بر وزن کاوه، از نام پهلوانی تورانی به نام «ساوه شاه» گرفته شده است.
ساوه تغییریافته واژه سه آبه به معنای مکانی با سه رودخانه خوانده شده است.
ساوه در زبان فارسی به معنای خرده طلا است، نام بخش هایی مانند زرند، گواه کاربرد این معنی برای منطقه ساوه است.
نام شهری است نامدار در عراق عجم، گویند دریاچه ای در آن جا بود که هر سال یک کس را در آن غرق می کردند تا از سیلاب ایمن بمانند و در شب ولادت پیامبر اسلام آن دریاچه خشک شد.
گروهی نام آن را مأخوذ از واژه اوستایی «سَوا» Sava یا واژه پهلوی «سَوَکا» Savaka دانسته اند.
ساوه از شمال به شهرستان زرندیه و استان قزوین، از جنوب به شهرستان تفرش و استان قم، از شرق به استان تهران و قم و از غرب و جنوب غربی به استان همدان و شهرستان کمیجان محدود می گردد.
ساوه یکی از شهرها و مناطق باستانی بازمانده از دوره ساسانی است. این شهر در دوران گذشته در برخورد کلان ترین راه های کاروانی میان ری باستان، همدان، اصفهان، قزوین، زنجان، قم و کاشان قرار داشته و در روزگار پارتیان یکی از خانمان های مهم میان راهی بوده و در سدهٔ ۷ (پیش از میلاد) یکی از دژها و خانمان های سرزمین ماد به شمار می رفته و زیست همگانی در این بخش از ایران از پیشینه و دیرینگی بسیار برخوردار است و از دید زمین شناسی از آن دوران سوم و چهارم زمین شناسی می باشد. ساوه نخست از توابع میدان بوده و بعد بخشی از ری بزرگ شده و به سبب نزدیکی با میانه های نیرومند برخی دودمان و پادشاهان بر ایران گذشته از این که همواره از ارزش ویژه ای برخوردار بوده دارائی و چمنزارهای آن نیز از دیرباز جای توجه دودمان ها بوده و روی همین پایه فرمانروایان آن اغلب از میان دولتمردان بنام برگزیده شده اند بعد از ساسانیان حکومت سامانیان و آل بویه و سپس سلجوقی بر این سرزمین دست داشتند.
ساوه در جریان حمله مغول در قرن هفتم هجری صدمه و آسیب فراوان دید، مغولان شهر را ویران کردند و ساکنان آن ر ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ساوه در دانشنامه آزاد پارسی

ساوِه
در شاهنامۀ فردوسی دو تن بدین نام خوانده شده اند؛ ۱. پهلوان ایرانی که در سپاه زَریر به روم رفت و چون زریر تاج شاهی لُهراسب شاه ایران را به گشتاسب داد، او را به شاهی ستود. او همچنین از یاران اسفندیار در رفتن به رویین دژ بود. اسفندیار پس از گشودن رویین دژ، کشتن اَرجاسپ و رهانیدن زندانیان، ساوه را به پاسداری از آن جا گماشت تا تورانیان را به دژ راه ندهد و چون که سپاه توران به پیرامون دژ درآید سر اَرجاسپ را به سوی آنان افکند؛ ۲. دلاوری تورانی که سابه، شابه و شیابه نیز خوانده شده است و در هَماون در سپاه توران و چین از خویشان کاموس کُشانی بود. او پس از کشته شدن کاموس، داوطلب نبرد با رستم شد، اما رستم با گرزی که بر سرش کوفت او را از پای درآورد و با رَخش از روی او گذشت و درفشش را سرنگون کرد.

ارتباط محتوایی با ساوه

ساوه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شرافت
سایت امام زاده سید اسحاق ساوه
http://eshaqiyeh.ir/
مهندس محمد شرافت ساوجی
شرافت
ساوه به معنی خورده طلا - زیزه طلا - ساوه در دنیا یکی است saveh

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• ساوه دانشگاه آزاد   • فاصله تهران تا ساوه   • شهرستان ساوه   • نام قدیم شهر ساوه   • نقشه ساوه   • شهرک صنعتی ساوه   • زبان مردم ساوه   • شهر ساوه در نقشه ایران   • معنی ساوه   • مفهوم ساوه   • تعریف ساوه   • معرفی ساوه   • ساوه چیست   • ساوه یعنی چی   • ساوه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ساوه
کلمه : ساوه
اشتباه تایپی : sh,i
آوا : sAve
نقش : اسم خاص مکان
عکس ساوه : در گوگل

آیا معنی ساوه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )