برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1462 100 1

زیاده

/ziyAde/

برابر پارسی: فزایسته

معنی زیاده در لغت نامه دهخدا

زیادت. [ دَ ] (ع اِمص ) زیادة. افزونی. (از فرهنگ فارسی معین ). افزونی. بیشی. فزونی. مقابل نقصان و کمی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). بمعنی افزونی ، لازم و متعدی هر دو آمده و زیادتی به یای تحتانی زائده محاوره ٔ عوام است. (غیاث ) : ما نیز عهد کنیم بر نسختی که ما درخواسته ایم و با شماست چنانکه اندر آن زیادت و نقصانی نیفتد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 211). اگر به زیادت لشکر حاجت است از این جا بباید خواست. (ایضاً ص 531).
این رنج که هست بر زیادت
بر دیده و جان دشمنت باد.
مسعودسعد.
و اگر مدت مقام دراز شود و به زیادتی حاجت افتد بازنمای. (کلیله و دمنه ). و ذکر این معنی از آن شایعتر است که در آن به زیادت و اطناب حاجت افتد. (کلیله و دمنه ). و در مراتب و مناصب بیش از مقادیر خویش مطالبت کردند و در زیادت مواجب و مواهب طمع بستند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 188).
- زیادت بودن ماه ، به زیادت بودن آن ؛ زایدالنور بودن آن. (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا) : و چون ماه به زیادت باشد و به زهره نگران ، بدان وقت جو کارند. هر اسب لاغر که از آن جو بخورد فربه شود. (نوروزنامه ، یادداشت ایضاً).
|| (ص ، ق ) افزون. فزون. بیش. بسیار. بیشتر. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا) (ازفرهنگ فارسی معین ) : این کرامت ارزانی داشتیم... چنانکه تو در خدمت زیادت می کنی ما زیادت نیکویی و محل و جاه فرمائیم. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 266).اگر گویم هزارهزار من ، به سنگ بزرگ ، زر خدا آفریده بود که زیادت بود. (اسکندرنامه نسخه ٔ سعید نفیسی ). اگر غلبه صفرا را باشد... تشنگی زیادت باشد و عرق تمام کند و سرما و لرزه قوی تر باشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ، یادداشت بخط مرحوم دهخدا). و چندان انگور که به هراة باشد به هیچ شهری و ولایتی نباشد چنانکه زیادت از صد گونه انگور را نام بر سر زبان بگویند. (نوروزنامه ). به دولت خداوند پانصد دینار زیادت دارم. (نوروزنامه ). بجان فرخ روز که آنچه گفتم در حق تو بکنم و زیادت از این. (سمک عیار از فرهنگ فارسی معین ). سلطان نخواست او را زیادت تعرض رساند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 437).
زان ازلی نور که پرورده اند
در تو زیادت نظری کرده اند.
نظامی.
آنچه ارباب حرفت و صناعت بوندزیادت از صد هزار جدا کردند. (جهانگشای جوینی ).
کهن شود همه کس را برو ...

معنی زیاده به فارسی

زیاده
زیادت، افزون، افزون شدن، افزون، بسیارشدن
۱ - افزونی فراوانی زیادت . ۲ - بعضی عدد ۱۳ را نحس شمرند و نام نبرند و بجای آن زیاده گویند . ۳ - یکی از هفت بازی نرد زیاد .
ابن زید الصمه القشیری . شاعری از عرب و مفضل ابن سلمه اشعار او را گرد کرده است .
[ گویش مازنی ] /ziyaade/ سیزده
ابن علی ابن الاغلب از پادشاهان بنی اغلب در تونس و او را زیاده الله صغیر می نامیدند تا با زیاده الله بن ابراهیم متمایز باشد او یکسال پادشاهی کرد و دوران او نیز بزودی در گذشت .
زیاده طلب طمعکار و حریص
تجاوز از حد افراط : در دادن انعام زیاده روی میکند .
کنایه از کسی که که زیاده بر حالت خود معتقد خود باشد و کاری و مهمی را که از عهده آن بر نتواند آمد پیش گیرد و بانجام نرساند .
خودپسندی خودپرستی و خودبینی و سرکشی و تکبر .
فراوان خواه افزوان خواه
افزون جوئی معروف
پرحرف فراوان گوی
دراز نفسی سخن دراز کشیدن
[excessive drinker, heavy drinker] [اعتیاد] شخصی که بیش از معیارهای اندازه نوشی الکل مصرف می کند
[excessive drinking, heavy drinking] [اعتیاد] مصرف الکل بیش از حد اندازه نوشی
...

معنی زیاده در فرهنگ معین

زیاده
(دِ) [ ع . زیادة ] افزونی .

معنی زیاده در فرهنگ فارسی عمید

تجاوز از حد معین، افراط در کاری.

زیاده در دانشنامه اسلامی

زیاده
زیاده معنای اعمی دارد که هم به معنی نما در فقه وهم غیر آن استعمال شده است.
مراد از زیاده، اعم از زیاده ای است که ناشی از افزایش در خود اصل است که در فقه از آن به «نما» تعبیر می شود، مانند چاق شدن حیوان یا بچه دار شدن آن و زیاده ای که از جانب غیر آن حاصل می شود، مانند افزودن بر افعال وضو یا نماز.
کاربرد زیاده در فقه
از احکام مرتبط با آن در بسیاری از بابها، همچون طهارت، صلات، زکات، خمس، حج، تجارت، رهن، تفلیس، مضاربه، مزارعه، نکاح، طلاق، نذر، غصب، شفعه، لقطه، حدود و دیات سخن گفته اند.
تقسیمات زیاده
۱. زیاده متصل و منفصل: زیاده متصل (نمای متصل ) آن نوع زیاده ای است که متصل به اصل است، مانند چاقی حیوان، لیکن زیاده منفصل (نمای منفصل ) از اصل جدا است، مانند شیر و بچه حیوان. ۲. زیاده حکمی و عینی: این دو نوع زیاده در بحث ربا مطرح است. در دو مال از یک جنس، گاهی یکی بر دیگری زیاده عینی و حقیقی دارد، مانند یک کیلو گندم در برابر دو کیلو گندم و گاهی چنین نیست، بلکه زیاده، حکمی و معنوی است، مانند یک کیلو گندم نقد در برابر یک کیلو گندم نسیه، یا در برابر یک کیلو گندم با حق سکونت در منزل یا آموختن چیزی.
احکام زیاده در فقه
...
زیاده
معنی زِيَادَةٌ: افزايش
معنی أَسْرَفَ: زياده روي کرد
معنی أَسْرَفُواْ: زياده روي کردند
معنی إِسْرَافَنَا: زياده روي ما
معنی لَمْ يُسْرِفُواْ: زياده روي نكرده و نكنند (کلمه اسراف به معناي بيرون شدن از حد است ، اما بيرون شدن از حد اعتدال به طرف زياده روي )
معنی لَا يُسْرِف: نباید از حد تجاوز نکند - نباید زیاده روی کند
معنی رَّابِيَةً: شديد (از مصدر رباء به معني زياده است )
معنی فُرُطاً: تجاوز از حق و خروج از آن (از افراط به معني اسراف و زياده روي)
معنی مَرَحاً: از شدت خوشحالي (مرح به معناي شدت خوشحالي ، و زياده روي درآن )
معنی مُتْرَفِينَ: عیاشان - خوش گذرانانِ مغرور و سرمست ( جمع مترف که اسم مفعول از ماده اتراف است ، که به معناي زياده روي در تلذذ از نعمتها است)
معنی مَّا فَرَّطْنَا: ما كوتاهي ن ...

ارتباط محتوایی با زیاده

زیاده در جدول کلمات

زیاده بر احتیاج
مازاد
زیاده جویی
از
زیاده خواهی
از
زیاده روی
اسراف
زیاده روی در گزارش یک خبر
اغراق
زیاده گو
وراج
پرحرف و زیاده گو
وراج

معنی زیاده به انگلیسی

supernumerary (صفت)
اضافی ، زیاده ، بیش از اندازه عادی ، فوق عددی

معنی کلمه زیاده به عربی

جشع
جشع
غني
متساهل
انغماس , تبذير , عصبية
اِبتَهَرَ
انغمس
ابتزاز

زیاده را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی زیاده خواهی   • شوهرم منو خوب میکنه   • زیاده خواهی زن   • شوهرم زیاد لیس میزنه   • عوارض زیاده روی در روابط زناشویی   • عوارض ارضا شدن زیاد در زنان   • شوهرم منو از پشت نمیکنه   • عوارض نزديكي زياد براي زنان   • مفهوم زیاده   • تعریف زیاده   • معرفی زیاده   • زیاده چیست   • زیاده یعنی چی   • زیاده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زیاده
کلمه : زیاده
اشتباه تایپی : cdhni
آوا : ziyAde
نقش : قید
عکس زیاده : در گوگل

آیا معنی زیاده مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران