برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1409 100 1

زن

/zan/

مترادف زن: امراء، نسا، بانو، جفت، حرم، زوجه، عیال، متعلقه، منکوحه، همسر، پردگی، مستوره

متضاد زن: مرد، همسر

معنی زن در لغت نامه دهخدا

زن. [ زَ ] (اِ) نقیض مرد باشد. (برهان ). مطلق فردی از افراد اناث خواه منکوحه باشد و خواه غیرمنکوحه. (آنندراج ). مادینه ٔ انسان. بشر ماده. امراءة. مقابل مرد. مقابل رجل. (فرهنگ فارسی معین ). انسان و ماده ای از نوع بشر و مراءة و نساء و خاتون و بانو. ج ، زنان. (ناظم الاطباء). مادینه از آدمی. با ژینای یونانی از یک اصل است. پهلوی «ژن » (زن. زوجه )، اوستا «جنی » و «جنی » ...، هندی باستان «جنی » و «جنی » (زن ، زوجه )، ارمنی «کین » (زن ، بانو)، کردی «ژین » (زن )...، افغانی «جینه ای » و «جونه ای » ، بلوچی «جن » و «غین » ، سریکلی «غین » و«ژین » ، منجی «ژینگا» و اورامانی «ژن » . (حاشیه ٔ برهان چ معین ) :
زن پاراو، چون بیابد بوق
سر ز شادی کشد سوی عیوق.
منجیک.
ز بوی زنان موی گردد سپید
سپیدی کند زین جهان ناامید.
فردوسی.
زن ارچه زیرک و هشیار باشد
زبون مرد خوش گفتار باشد.
(ویس و رامین ).
زن ارچه خسرو است ارشهریاری
و یا چون زاهدان پرهیزکاری
بر آن گفتار شیرین رام گردد
نیندیشد کز آن بدنام گردد.
(ویس و رامین ).
بلای زن در آن باشد که گویی
تو چون خور روشنی چون مه نکوئی.
(ویس و رامین ).
که زن را دو دل باشد و ده زبان
وفا را عوض هم جفا از زنان.
اسدی.
که با زن در راز هرگز مزن.
اسدی.
هنرها ز زن مرد را بیشتر
ز زن مرد بد در جهان هیشتر.
اسدی (از امثال و حکم ص 906).
یوسف مصری ده سال ز زن زندان بود
پس ز تو کی خطری دارند این بی خطران
آنکه با یوسف صدیق چنین خواهد کرد
هیچ دانی چه کند صحبت او با دگران
حجره ٔ عقل ز سودای زنان خالی کن
تا به جان پند تو گیرند همه پرعبران
بند یک ماده مشو تا بتوانی چو خروس
تا بوی تاجور و پیشرو تاجوران.
سنائی.
خادمانند و زنان دولتیار
چون مرا آن نشد آسان چه کنم
دولت از خادم و زن چون طلبم
کاملم میل به نقصان چه کنم. ...

معنی زن به فارسی

زن
انسان ماده، مقابل مرد، جفت مرد
( اسم ) ۱ - مادینه انسان بشر ماده امرا مقابل مرد رجل . ۲ - جفت مرد همسر مرد زوجه مقابل شوهر زوج . یا زن اول زنی که رل اول را بازی میکند مقابل مرد اول . یا به زن خواستن خواستگاری کردن .
خشک شدن پی یا گمان کردن کسی را به خیر یا شر و تهمت نمودن .
[ گویش مازنی ] /zan/ مخفف زننده
دهی از دهستان چناران بخش حومه شهرستان مشهد است .
[ گویش مازنی ] /zenosaa/ زن استاد
[ گویش مازنی ] /zan estaa/ همسر فرد استادکار
[satyriasis] [روان شناسی] تمایل بیش ازحد یا سیری ناپذیر مرد برای ارضای جنسی توسط زن
[satyriasic] [روان شناسی] مرد دچار زن بارگی
[womanist] [مطالعات زنان] ویژگی کسی که برای قابلیت های زنان احترام قائل است و به آنها اعتماد دارد و آنها را می ستاید
[womanism] [مطالعات زنان] در فرهنگ سیاه پوستان، به ویژگی های جنسیتی زنان اشاره دارد که ممکن است به نوعی بر آگاهی سیاسی یا اجتماعی نیز دلالت داشته باشد
( صفت ) آنکه برای دیگران زن برد دیوث پا انداز .
[ گویش مازنی ] /zan beraar/ برادرزن – برادرخانم
[ گویش مازنی ] /zen berek/ کفش دوزک
( صفت ) آنکه زن خود یا دیگری را برای کسان برد و مزد ستاند ...

معنی زن در فرهنگ معین

زن
(زَ) [ په . ] ۱ - انسان ماده . ۲ - همسر.
(زَ) (اِمر.) نامادری .
(زَ بَ) (ص .) دلال محبت ، پاانداز.
(زَ. بِ. مُ) (ص مر.) دیوث ، قواد.
( ~.)(حامص .) جاکشی ، قوادی .
(زَ جَ لَ) [ فا - ع . ] (اِ. ص .) ویژگی مردی که زنش بدکاره است .
(زَ. ذَ) [ ع - فا. ] (عا.) ویژگی آن که از زنش می ترسد و مطیع و فرمان بردار مطلق اوست .
( ~.) (اِمر.) نظام اجتماعی که در آن قدرت در دست زنان است .
( ~. قَ بَ یا بِ) [ ع - فا. ] (ص مر.) ۱ - آن که زن وی روسپی باشد. ۲ - دشنامی است مردان را، زن جلب .
(زَ. کَ دَ) (مص م .) ازدواج کردن .
( ~. زَ) (اِفا.) نوازندة ابریشم ، چنگی .
( ~. زَ) (ص فا.) نوازندة ابریشم .
( ~. زَ) (ص فا.) کسی که پنبه را با کمان می زند تا از هم باز شوند.
( ~. زَ) (ص فا.) نوازندة تبیره .
(زَ) (ص فا.) شمشیرزن .
...

معنی زن در فرهنگ فارسی عمید

زن
۱. [مقابلِ مرد] انسان ماده.
۲. [مقابلِ شوهر] جفت مرد، زوجه.
۱. = زدن
۲. زننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): پنبه زن، خشت زن، دف زن، راهزن، شمشیرزن، لگدزن.
زن دوستی، زن بازی: جوانان بیشتر زن باره باشند / در آن زن بارگی پرچاره باشند (فخرالدین اسعد: ۵۵).
مردی که زنان را دوست دارد، زن دوست، زن باز.
ویژگی مردی که زن خود را در ازای گرفتن پول در اختیار دیگری بگذارد، دیوث و بی غیرت.
نامادری، مادر اندر.
= زن باره
= ابریشم: بریشم زن نواها برکشیده / بریشم پوش پیراهن دریده (نظامی۲: ۳۴۲).
کسی که پیشه اش چسباندن و بند زدن ظرف های شکسته است، بندزن.
ویژگی کسی که با بیل زمین را زیرورو می کند.
زن پاک، زن پاک دامن، زن عفیف.
کسی که پنبه را با کمان می زند که از هم باز شود، حلاج، نداف، پنبه بز، پنبه وز.
زن سال خورده، پیرزن، زن پیر.
کسی که تبیره می زند.
۱. [مجاز] ویژگی کسی که با نیرنگ و یا زور از دیگران پول می گیرد.
۲. [قدیمی] شمشیرزن.
۳. [قدیمی، مجاز] جنگ جو.
۴. دلاک، سلمانی.
۵. کسی ...

زن در دانشنامه اسلامی

زن
زن مقابل مرد است.
زن مقابل مرد وبه معنای زوجه است.
کاربرد زن در فقه
از احکام زن به معنای نخست در بسیاری از ابواب، نظیر طهارت، صلات، صوم، حج، جهاد، تجارت، حجر، کفارات، ارث، شهادات، حدود، قصاص و دیات سخن گفته اند.برخی نیز درباره احکام زنان کتابی مستقل نوشته اند، از جمله «احکام النساء» نوشته شیخ مفید رحمه اللَّه. چنان که بعضی عناوین فقهی، همچون حیض ، نفاس ، استحاضه و عدّه دربردارنده احکام خاص زنان می باشند.
اشتراک زن و مرد در احکام
زن همچون مرد، مکلف به تکالیفی است که از جانب شارع مقدس تشریع شده است و در نوع تکالیف تشریع شده، مانند وجوب نماز، روزه، حج، خمس و زکات، و حرمت دروغ، تهمت، غیبت و زنا، تفاوتی میان مرد و زن نیست، مگر در کیفیّت و خصوصیت برخی از آنها که منشأ آن ویژگیهای خاص هریک از زن و مرد به لحاظ جسمی و روحی و غیر آن است.قاعده اشتراک از قواعد فقهی است که از جمله مفاد آن، اشتراک زن و مرد در تکالیف تشریعی است؛ بدین معنا که هر تکلیفی که متوجه مرد است، متوجه زن نیز هست، مگر آنکه دلیلی خاص بر استثنا وارد شده باشد.
احکام خاص زن
...
زن مقابل مرد است.
زن مقابل مرد وبه معنای زوجه است.
کاربرد زن در فقه
از احکام زن به معنای نخست در بسیاری از ابواب، نظیر طهارت، صلات، صوم، حج، جهاد، تجارت، حجر، کفارات، ارث، شهادات، حدود، قصاص و دیات سخن گفته اند.برخی نیز درباره احکام زنان کتابی مستقل نوشته اند، از جمله «احکام النساء» نوشته شیخ مفید رحمه اللَّه. چنان که بعضی عناوین فقهی، همچون حیض ، نفاس ، استحاضه و عدّه دربردارنده احکام خاص زنان می باشند.
اشتراک زن و مرد در احکام
زن همچون مرد، مکلف به تکالیفی است که از جانب شارع مقدس تشریع شده است و در نوع تکالیف تشریع شده، مانند وجوب نماز، روزه، حج، خمس و زکات، و حرمت دروغ، تهمت، غیبت و زنا، تفاوتی میان مرد و زن نیست، مگر در کیفیّت و خصوصیت برخی از آنها که منشأ آن ویژگیهای خاص هریک از زن و مرد به لحاظ جسمی و روحی و غیر آن است.قاعده اشتراک از قواعد فقهی است که از جمله مفاد آن، اشتراک زن و مرد در تکالیف تشریعی است؛ بدین معنا که هر تکلیفی ...


زن در دانشنامه ویکی پدیا

زن
به انسان ماده زن گفته می شود. واژهٔ دختر بیشتر برای افراد جوان یا نابالغ به کار برده می شود و در برابر آن، واژه زن یا بانو (نام ارجمندانه تر) برای افراد بالغ استفاده می شود. واژه های دیگری چون «خانم»، و در کاربرد قدیمی تر «خاتون» در زبان فارسی برای اشاره به زن کاربرد دارد که از این میان واژه «خانم» بسامد بیشتری داشته و ارجمندانه است. در فرهنگ و ادب فارسی برای محترمانه خطاب کردن، از واژه سرکار خانم نیز استفاده می شود. در واقع واژهٔ زن یک نام همگانی برای اشاره به انسان ماده است مانند «حقوق زنان».
۵. آب و او، اند و هند و کَنگ و خور و رود …»
به طور معمول یک زن بالغ، توانایی بارداری و زادن دارد. زن جوان ازدواج نکرده را دوشیزه و زن ازدواج کرده را زن متأهل یا بانو می خوانند. به زنی که دارای فرزند شده است، مادر گفته می شود.
واژهٔ زن در زبان پهلوی ژن، در اوستا و هندی باستان جنی و در انگلیسی باستان">انگلیسی باستان wifman به معنی «انسان ماده» بوده است (در برابر werman به معنی انسان نر) در آن دوران Man و mann معنی خنثی داشت و فقط نوع انسان را می خواند. همچنین در زبان سوربی پایینی ژونا (Žona) و در زبان های بوسنیایی، چکی و کرواتی ژنا (Žena) و در زبان کردی ژن گفته می شود
نمادی که برای سیارهٔ ناهید (ونوس در نام غربی) در نظر گرفته شده همان نماد جنسیت زن است و آن نیز شکلی نمادین از آینهٔ در دست ونوس خدای روم باستان است. این نماد از یک دایره و یک (صلیب) کوچک در زیر آن ساخته شده است. در یونی کد هم این نماد پذیرفته شده است. همچنین نماد ونوس نماد زنانگی و رفتار زنانه نیز است. در شیمی دوران باستان عنصر مس نیز همین نماد را داشت. در آن زمان دایرهٔ بالای نماد نماد روح و بعلاوهٔ زیر آن نماد ماده در فیزیک بود. در تاریخ گذشتهٔ ایران و در دوران کشاورزی زن از نقش و اهمیتی بالا برخوردار بود و نامگذاری روستا و شهر با نام زن گره خورده بود. «نام های جغرافیایی که درآن ها به گونه ای واژه های زیر آمده است شناسهٔ ایزدبانوی آب های روان آناهیتا و نقش آمیختگی زن با عناصر آب و خاک می باشد:
عکس زن
زن (ابهام زدایی) ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

زن در دانشنامه آزاد پارسی

زَن (نشریه)
روزنامة چاپ تهران، به مدیرمسئولی فائزه هاشمی، ازجمله روزنامه هایی بود که بعد از واقعة 2 خرداد 1376 منتشر شد. نخستین شماره در مرداد 1377 به چاپ رسید. حضور قوی و مؤثر فائزه هاشمی در عرصه های اجتماعی، با انتشار این روزنامه نمود بیشتری یافت. روزنامة زن بنا داشت با نگاه زنانه و برای زنان بنویسد و نه فقط در مورد زنان. اما عمر آن به یک سال نرسید و در فروردین 1378، دادگاه انقلاب، به علت چاپ خبر پیام تبریک فرح دیبا به مناسبت سال جدید و نیز کاریکاتوری با موضوع دیة زنان، از انتشارش جلوگیری کرد.
45010400

نقل قول های زن

زن به معنای جنس مؤنث انسان و زوجه است.
• «آن جا که زنان اهمیت پیدا می کنند، مردان بی ارزشند»
• «آرزو دارم کسی به من گفته بود که تنها به این خاطر که دخترم، مجبور نیستم ازدواج کنم (مجبور نیستم با یک زن ازدواج کنم)» -> مارلو توماس
• «آرزوی زن این است که در قفس زندانی شود ولی میله های آن از طلا باشد.»
• «آنچه زن می خواهد همان چیزی است که شما در اختیار ندارید. زن طالب اشیای کمیاب است.» ویلیام سیدنی پورتر (اوهنری)
• «افکار زن ها در حقیقت سایه عواطف آنان است.» جرج الیوت
• «از عجایب روزگار این است که زن در عین وجاهت وفادار هم باشد.» -> اسکار وایلد
• «برای طرفدار زنان بودن، لازم نیست با مردان مخالف باشید.» -> جین گالوین لوییس
• «به زنی که سن حقیقی اش را به شما می گوید اعتماد نکنید.»
• «بهترین طریق هدف گیری قلب یک زن آن است که در حالیکه روی زانو نشسته اید قلب او را مورد هدف گیری قرار دهید.» داگلاس جرالد
• «بوسه در زن از هر گونه دلیل و برهان قوی تر و ارزنده تر است.»
• «اثر زن در سرنوشت مرد یک اثر دائمی و لاینقطع است.»
• «تسخیر یک کشور بزرگ از تسخیر قلب کوچک زن آسان تر است.»
• «تاریخ زن تاریخ بدترین حکومت های ظالمانه است. یعنی تاریخ تسلط و اقتدار ضعیف بر قوی است و از آن بدتر این است که تنها حکومت جابرانه ای است که دوام می یابد.»
• «تمام تعقلات و اندیشه های مرد به یک محبت زن نمی ارزد.»
• «تا موقعی که زن دروغ بیهوده نگوید راستگو شمرده می شود.»
• «چیزی که زن ها نمی توانند ما مردها را از آن محروم کنند این است که ما زودتر می میریم.» پی.جی. اورورک
• «چنین است طبیعت زنان... وقتی که دوستشان بدارید شما را دوست نمی دارند ولی وقتی که دوستشان ندارید، دوستتان می دارند.»
• « حصیر کف خانه از زن نازا بهتر است.»
• محمد
• از دامن زن مرد به معراج می رود.
• «خانه به دو کدبانو نارفته بماند.» -> قابوس نامه
• «خیلی ممنونم که مرد نشدم. زیرا در این صورت مجبور بودم با زنی ازدواج کنم.» مادام دواشتال
• «خدا زن را خلق کرد و از آن موقع ملالت رخت بربست ولی چیزهای دیگر هم با ملالت از بین رفت! خلقت زن اشتباه دوم خدا بود.»
• «خداوند شایستگی زن ...

ارتباط محتوایی با زن

زن در جدول کلمات

زن آبستن
زایو
زن آشکار کننده و نمایانگر
کشافه
زن اخناتون و ملکه مصر که مجسمه نیم تنه او از شاهکارهای هنری دنیای قدیم و یکی از آنها در موزه برلن و دیگری در موزه قاهره است
نفرتیتی
زن بابا
نامادری
زن بخت النصر
سمیرامیس
زن برادر شوهر
جاری
زن بسیار زیبا
حوری
زن بهشتی
حور
زن بی شوهر
ایو
زن بیوه
حربا,کالم

معنی زن به انگلیسی

female (اسم)
ماده ، زن ، مؤنث ، جنس ماده ، نسوان ، مونی ، جانور ماده
wife (اسم)
فراش ، زن ، خانم ، زوجه ، عیال
carline (اسم)
عفریته ، پیرزن ، زن ، زن مسن ، کاملهزن
woman (اسم)
ماده ، کلفت ، زن ، رفیقه ، بانو ، مؤنث ، جنس زن ، زنانگی
distaff (اسم)
زن ، نفوذزنان ، دشکی

معنی کلمه زن به عربی

زن
امرات , انثي , زوجة
امبراطورة
عقعق
حورية
عازب
ملکة
زوجة الاب
راهبة
ساحرة
متخنث
فتاة , قط
معلمة
ربة البيت , رييسة
عمة
صفارة الانذار
خياطة
منديل
دمية
امازون
رييسة

زن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری به معنی
زن.زینه.

کلمه زن از
کلمه زادن بوجود آمده

هم وطن
خاتون،فرشته آسمونی،عشق آقایون😄
(SaeeD (A
زن یعنی مکمل،که بامردتکامل رابه وجودمی‌آورد.
شهاب
زن و جان و زندگی همریشه اند. چون زن فرزند میزاید و زندگی میبخشد ،برای نامیدن او از کلمه ای همریشه با زندگی و جان استفاده شده است.
نادر
زن به معنی جنس ماده انسان
زن به ترکی، آرواد ، خانیم ( مؤنث خان )، قادین ،خاتین و اوو رَت گفته می شود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عکس بدن زنان زیبا   • زن ایرانی   • زن برهنه   • جی اسپات   • بدن زنان برهنه   • زنان ایران   • زن ومرد   • معنی زنان   • مفهوم زن   • تعریف زن   • معرفی زن   • زن چیست   • زن یعنی چی   • زن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی زن
کلمه : زن
اشتباه تایپی : ck
آوا : zan
نقش : اسم
عکس زن : در گوگل

آیا معنی زن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )