برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1615 100 1
شبکه مترجمین ایران

رودکی

/rudaki/

معنی رودکی در لغت نامه دهخدا

رودکی. [ دَ ] (ص نسبی ) نسبت است به رودک و آن ناحیه ای است به سمرقند. (از انساب سمعانی ). رجوع به رودک شود.

رودکی. [ دَ ] (اِخ ) جعفربن محمدبن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی سمرقندی مکنی به ابوعبداﷲ از شعرای شیرین زبان فارسی است.وی بسال 329 هَ.ق. در رودک وفات یافت. (لباب الانساب ). آقای دکتر صفا در تاریخ ادبیات در ایران آرد: کنیه و نام و نسب رودکی در الانساب سمعانی ابوعبداﷲ جعفربن محمدبن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم یاد شده و در تذکره ٔ دولتشاه سمرقندی و آتشکده ٔ آذر بیگدلی و مجمعالفصحاء هدایت ، ابوالحسن آمده و قول سمعانی را به سبب قدمت صحیحتر میتوان پنداشت و وی را به سبب انتساب به رودک سمرقند، رودکی گفته اند. مولد رودکی در قریه ٔ بنج از قرای رودک سمرقند بود. بنج از قرای بزرگ رودک ومرکز آن بوده و بهمین سبب به بنج رودک شهرت داشته است. ولادت رودکی بحدس باید در اواسط قرن سوم اتفاق افتاده باشد. از آغاز حیات او و کیفیت تحصیلاتش اطلاع دقیق در دست نیست. عوفی گفته است که «چنان ذکی و تیزفهم بود که در هشت سالگی قرآن تمامت حفظ کرد و قرائت بیاموخت و شعر گفتن گرفت و معانی دقیق میگفت چنانکه خلق بوی اقبال نمودند و رغبت او زیادت شد و او را آفریدگار تعالی آوازی خوش و صوتی دلکش داده بود و بسبب آواز در مطربی افتاده بود و از ابوالعبک بختیار که در آن صنعت صاحب اخبار بود بربط بیاموخت و در آن ماهرشد... و امیر نصربن سامانی او را بقربت حضرت خود مخصوص گردانید و کارش بالا گرفت...». عوفی در مقدمه ٔ همین سخنان نوشته است که «از مادر نابینا آمده » لیکن سمعانی و نظامی عروضی و صاحب تاریخ سیستان بکوری او اشارتی ندارند. اما از شاعران قریب العهد باو اشارات صریح در این باره در دست است ، از طرفی دیگر در اشعار شاعر به اشاراتی بازمیخوریم که دلالت بر بینایی او دریک زمان میکنند و این اشارات مایه ٔ حیرت خواننده می شود چنانکه یا باید در صحت این ابیات و یا در صحت نقل آنها تردید کرد و یا پنداشت که رودکی در قسمتی از زندگانی خود بینا بوده و بعد کور شده است. رودکی بنابتصریح سمعانی در الانساب بسال 329 هَ.ق. در مولد خود یعنی قریه ٔ بنج درگذشت و همانجا بخاک سپرده شد.
ممدوحان رودکی : رودکی بدربار آل سامان و از میان سامانیان به امیر سعید ...

معنی رودکی به فارسی

رودکی
ابو عبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم استاد شاعران آغاز قرن چهارم ه. (و. قریه بنج از قرای رودک سمرقند اواسط قر. سوم ه. - ف.بنج ۳۲۹ه.ق.) وی از کودکی نابینا بود و بقول بعدها او را کور کردند.رودکی بسبب تقرب بامیر نصر سامانی و صلات و جوایزاو ووزیران و رجال دربارش ثروت و مکنت فراوان تحصیل کرد .از ابیات و قطعات و قصاید و غزلهای معدودی که از رودکی باقی مانده بنیکی میتوان دریافت که این شاعر در فنون مختلف شعر استاد و ماهر بود و سخنان وی در قوت تشبیه و نزدیکی معانی بطبیعت و وصف کم نظیر است و متانت و انسجام خاص در سخن او مشهود است . روح طرب و شادی از اشعار او آشکار است . مهمترین اثر رودکی کلیله و دمنه (ه.م.) منظوم است دیگر یک مثنوی ببحر متقارب ( فعولن فعولن فعولن فعولن ) و یک مثنوی ببحر خفیف (فاعلاتن مفاعلن فعلن) و یک مثنوی ببحر هزج مسدس ( مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل) و یک مثنوی دیگر ببحر سریع ( مفتعلن مفتعلن فاعلات ) است و بجز این مثنویها انواع شعر از قبیل قصیده و قطعه و غزل و رباعی در موضوعات دیگر داشته که از آنها اندکی بما رسیده است .
جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی سمرقندی مکنی به ابو عبدالله از شعرای شیرین زبان فارسی است .
رودکی شاعر مشهور عهد سامانی
بامر ابو نصر بن احمد سامانی کلیله و دمنه را بنظم فارسی در آورد

رودکی در دانشنامه اسلامی

رودکی
ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم رودکی از شاعران ایرانی دوره سامانی در قرن چهارم هجری قمری است (به عبارتی اواسط قرن سوم هجری) وی در تاریخ (۳۲۹ هجری قمری) درگذشت.
او استاد شاعران آغاز قرن چهار هجری قمری ایران است. از کودکی نابینا بوده است و به روایتی بعدها او را کور کردند. رودکی در روستایی به نام رودک در نزدیکی نخشب که امروزه با نام قرشی در ازبکستان است به دنیا آمده است. رودکی در دربار امیر نصر سامانی بسیار محبوب شد و ثروت بسیاری بدست آورد. می گویند رودکی در حدود یک میلیون و سیصدهزار بیت شعر سروده است و در موسیقی، ترجمه و آواز نیز دستی داشته است.
وی اسماعیلی بود و نصر نیز نخستین امیری بود که این مذهب را پذیرفت و به مبلغین اسماعیلی اجازه داد تا در قلمروش آزادانه مذهب خود را تبلیغ کنند. پس از خلع نصر سامانی، عده ای در پی آزار و اذیت رودکی و سایر اسماعیلیان برآمدند، رودکی از دربار طرد شد و در فقر درگذشت. می گویند قدرت و تسلط رودکی در شعر و موسیقی به اندازه ای بوده است که نیروی افسونگری شعر و نوازندگی وی در ابونصر سامانی چنان تأثیر گذاشت که وی پس از شنیدن شعر «بوی جوی مولیان» بدون کفش، هرات را به مقصد بخارا ترک کرد.
                      
مهمترین اثر او کلیله و دمنه منظوم است. جز آن سه مثنوی از او به ما رسیده و از بقیه اشعارش جز اندکی نمانده است. رودکی شاعر استاد آغاز قرن چهارم است که او را به سبب مقام بلند وی در شاعری و به علت پیشوائی پارسی گویان و آغازیدن بسیاری از انواع شعر پارسی به حق "استاد شاعران" لقب داده اند.
در قدیمی ترین و درست ترین مأخذی که از او یاد شده یعنی در الانساب سمعانی کنیه و نام و نسب وی "ابوعبدالله جعفر بن محمد" و علت اشتهارش به رودکی انتساب او به ناحیه "رودک" سمرقند دانسته شده است. سمعانی می گوید "قریه" یعنی قصبه مرکزی ناحیه رودک "بنج" نام دارد و رودکی از آنجا است. این کلمه "بنج" ظاهرا صورت محرف "پنج ده" است که امروز همچنان به اسم خود در ناحیه سمرقند باقی است.
از آغاز حیات او و کیفیت تحصیلات وی اطلاعی دقیق در دست نیست. عوفی در لباب الالباب گفته که "چنان ذکی ...

رودکی در دانشنامه ویکی پدیا

رودکی
ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم متخلص به رودکی و مشهور به استاد شاعران (زادهٔ ۴ دی ۲۳۷، رودک - درگذشتهٔ ۳۱۹، پنجکنت) نخستین شاعر مشهور پارسی سرای حوزه تمدن ایرانی در دورهٔ سامانی در سدهٔ چهارم هجری قمری و استاد شاعران این قرن در ایران است. در اشعار رودکی با باور به ناپایداری و بی وفایی جهان، اندیشه غنیمت شمردن فرصت، شادی و شادنوشی روبه رو می شویم.
صدرالدین عینی و سمینوف. استاد رودکی (به فارسی و لاتین)، استالین آباد ۱۹۴۰
رودکی (به زبان روسی) با مقدمهٔ ای.س. براگینسکی، ترجمهٔ درژاوین، استالین آباد ۱۹۵۵.
م. زند. صاحب قران شاعری استاد رودکی، (به فارسی و خط سیریل) -استالین آباد ۱۹۵۷.
اشعار هم عصران رودکی، به فارسی تاجیکی، زیر نظر عبدالغنی میرزایف، استالین آباد۱۹۵۸.
عبدالغنی میرزایف. نمونهٔ فولکلور در رودکی، (به فارسی تاجیکی) -استالین آباد ۱۹۵۸.
میرزایف. رودکی و انکشاف غزل در عصرهای ۱۰–۱۵ (به فارسی تاجیکی)، استالین آباد ۱۹۵۷.
احمد اداره چی گیلانی. شاعران هم عصر رودکی، تهران نشر موقوفات افشار، سال۱۳۷۰.
محمدصادق همایون فرد. کتاب شناسی رودکی، مرکز اسناد علمی، تهران ۱۳۶۵.
حمید زرین کوب. عناصر بدیعی در شعر رودکی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، بهار ۱۳۵۵ - شماره ۴۵
مجتبی مینوی. برزویه حکیم و رودکی شاعر و نشو و نمای زبان فارسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، زمستان ۱۳۵۰ - شماره ۲۸
مجتبی مینوی. داستان کلیله و دمنه رودکی، فرهنگ ایران زمین، ۱۳۳۶ - شماره ۵
عارف نوشاهی. اشعار نویافته رودکی سمرقندی بر اساس دو متن کهن فارسی، کتاب ماه ادبیات، اسفند ۱۳۸۹ - شماره ۱۶۱
مجید منصوری. دربارهٔ برخی ابیات منتسب به رودکی سمرقندی، بوستان ادب، پاییز ۱۳۹۰ - شماره ۹
علی اصغر قهرمانی مقبل. تصحیح شش بیت از رودکی سمرقندی بر اساس نسخه های خطی معیارالاشعار، معارف، فروردین و تیر ۱۳۸۸ - شماره ۶۷
مریم صادقی و سعید بزرگ بیگدلی. پیوند زبان و اندیشه در شعر رودکی، پژوهش های زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه اصفهان)، تابستان ۱۳۸۸ - شماره ۲
محمدصادق بصیری. جادوی اندیشه و زبان ادبی رودکی، پژوهش های زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه اصفهان)، تابستان ۱۳۸۸ - شماره ۲
حسین آق ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های رودکی

ابوعبدالله جعفر بن محمد بن حکیم بن عبدالرحمن بن آدم متخلص به رودکی و مشهور به استاد شاعران (زادهٔ ۲۴۴، رودک - درگذشتهٔ ۳۲۹، پنجکنت) نخستین شاعر مشهور فارسی سرای حوزه تمدن ایرانی در دورهٔ سامانی است. در اشعار رودکی باور به ناپایداری و بی وفایی جهان، اندیشه غنیمت شمردن فرصت، شادی و شادخواری دیده می شود.
• «اندر بلای سخت پدید آید// فضل و بزرگواری و سالاری»
• «تا جهان بود از سر آدم فراز// کس نبود از راه دانش بی نیاز// مردمان بخرد اندر هر زمان// راه دانش را به هرگونه زبان// گرد کردند و گرامی داشتند// تا به سنگ اندر، همی بنگاشتند// دانش اندر دل چراغ روشن است// وز همه بد بر تن تو جوشن است»
• «چرا عمر کرکس دوصد سال، ویحک// نماند زسالی فزونتر پرستو»
• «شو تا قیامت آید زاری کن// کی رفته را به زاری باز آری»
• «هرکه نامخت از گذشتِ روزگار// هیچ ناموزد زهیچ آموزگار»
• «یکی آلوده ای باشد که شهری را بیالاید// چو در گاوان یکی باشد که گاوان را کند ریخن»
• «باد سحری گذر به کویت دارد// زان بوی بنفشه راز مویت دارد// در پیرهن غنچه نمی گنجد گل// از شادی آن که رنگ رویت دارد»
• «باد و ابر است این جهان، افسوس// باده پیش آر، هرچه باداباد»
• «بس که بر گفته پشیمان بوده ام// بس که بر ناگفته شادان بوده ام»
• «به چشمت اندر بالار ننگری تو به روز// به شب به چشم کسان اندرون ببینی کاه»
• «زآنست قوی شیر به گردن که به هرکار// از خود به تن خویش رسولست و فرسته»
• «زندگانی چه کوته و چه دراز// نه به آخر بمـُـرد باید باز// هم به چنبر گذار خواهد بود// این رسن را اگر چه هست دراز»
• «زمانه پندی آزاده وار داد مرا// زمانه را چو نکو بنگری همه پند است// به روز نیک کسان تا تو غم نخوری// بسا کسا که به روز تو آرزومند است.»
• «بر عشق توأم، نه صبر پیداست، نه دل // بی روی توأم، نه عقل بر جاست، نه دل»
• «گر بر سر نفس خود امیری، مردی // بر کور و کر، ار نکته نگیری، مردی // مردی نبود فتاده را پای زدن // گر دست فتاده ای بگیری، مردی.»
• «روی به محراب نهادن چه سود// دل به بخارا و بتان طراز// ایزد ما، وسوسه عاشقی// از تو پذیرد، نپذیرد نماز»
• «شاد زی با سیاه چشمان، شاد// که جهان نیست جز فسانه و باد»
• «میلفنج دشمن که دشمن ...

رودکی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• رودکی بوی جوی مولیان   • آثار رودکی   • اشعار رودکی   • تحقیق درباره رودکی   • زندگی نامه رودکی   • رودکی جودو   • آرامگاه رودکی   • عکس رودکی   • معنی رودکی   • مفهوم رودکی   • تعریف رودکی   • معرفی رودکی   • رودکی چیست   • رودکی یعنی چی   • رودکی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی رودکی

کلمه : رودکی
اشتباه تایپی : v,n;d
آوا : rudaki
نقش : اسم فامیل
عکس رودکی : در گوگل

آیا معنی رودکی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )