برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1622 100 1
شبکه مترجمین ایران

درود

/dorud/

مترادف درود: ثنا، دعا، ستایش، آفرین، تحیت، سلام، رحمت

معنی درود در لغت نامه دهخدا

درود. [ دُ ] (اِ) به معنی صلوات است که از خدای تعالی رحمت و از ملائکه استغفار و از انسان ستایش و دعا و از حیوانات دیگر تسبیح باشد. (برهان ) (از غیاث ) (از آنندراج ) (از جهانگیری ). با لفظ گفتن و فرستادن و رسیدن و رساندن و دادن مستعمل است. (آنندراج ) :
ز یزدان و از ما بر آن کس درود
که تارش خرد باشد و داد پود.
فردوسی.
ز یزدان و از ما برآن کس درود
که از داد و مهرش بود تار و پود.
فردوسی.
و زو [ از خدا ] بر روان محمد درود
به یارانش برهر یکی برفزود.
فردوسی.
دگر بر علی و محمد درود
به یارانش بر هر یکی برفزود.
فردوسی.
کنون از خداوند خورشید و ماه
درودی به جان منوچهر شاه.
فردوسی.
به قرطاس مهر عرب برنهاد
درود محمد همی کرد یاد.
فردوسی.
ز یزدان ترا باد چندان درود
که آن را نداند فلک تار و پود.
فردوسی.
درود جهان آفرین بر تو باد
بر آن کس که او چون تو فرزند زاد.
فردوسی.
به دل خرمی دار و بگذار رود
تراباد از پاک یزدان درود.
فردوسی.
درود آوریدش خجسته سروش
کزین پیش مخروش و باز آر هوش.
فردوسی.
وزو باد بر شاه ایران درود
خداوند شمشیر و کوپال و خود.
فردوسی.
درود خدای تعالی بر محمد و همه ٔ آلش باد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 314). عهدی است که بر پیغمبران و فرستاده های او که بر ایشان باد درود گرفته شده. (تاریخ بیهقی ص 317).
ز یزدان و از ما هزاران درود
مر او را [ محمد را ] و یارانش را برفرود.
اسدی.
ز دارنده بر جان آن کس درود
که از مردمی باشدش تار و پود.
اسدی.
هزاران درود و دو چندان تحیت
ز ایزد بر آن صورت روح پرور.
ناصرخسرو.
یقین بدان که ز پاکیزگیست پیوسته
به جان پاک رسول از خدا و خلق درود.
ناصرخسرو.
درود و سلام و تحیات و صلوات ایزدی بر ذات معظم و روح مقدس مصط ...

معنی درود به فارسی

درود
دعا، سلام، ثنا، نیایش، رحمت
( اسم ) ۱ - چوب تخته . ۲ - درخت .
ایستگاه راه آهن لرستان واقع در ۴۶۷ هزار گزی تهران
ده مخروبه ایست از بخش سمیرم بالا شهرستان شهرضا
به گفته ابن فندق مولف تاریخ بیهق از خاندانهای شریف دیالمه است فولاد وند شریفترین خاندانی باشد در میان دیالمه و همچنین دروداوند
درود خواننده درود دهنده آفرین گوی تحیت گوینده ثنا گوی تحسین کننده
سلام رساندن نماز گزاردن سلام کردن درود رساندن درود گفتن
ادای احترام کردن نماز گزاردن درود فرستادن درود گفتن آفرین گفتن
دهی است از دهستان ایرج بخش اردکان شهرستان شیراز واقع در ۷۸ هزار گزی خاور اردکان و کنار راه فرعی پل خان به خانی من
نماز گزاردن تصلیه درود رساندن
( صفت ) کسی که شغلش ساختن آلات چوبی است نجار چوب تراش .
۱ - عمل درودگر . ۲ - ( اسم ) شغل درودگر .
حرفه درودگر نجاری و شغل چوب تراشی نجاره
درود کردن خداحافظ کردن درود دادن
[ گویش مازنی ] /dorood male/ روستایی از دهستان سدن رستاق واقع در شرق کردکوی
نجار چوب تراش درودگر درگر ...

معنی درود در فرهنگ معین

درود
(دُ) [ په . ] (اِ.) ۱ - دعا، ستایش . ۲ - سلام ، رحمت .
( ~.) (اِ.) ۱ - چوب ، تخته . ۲ - درخت بریده شده .

معنی درود در فرهنگ فارسی عمید

درود
۱. سلام.
۲. ثنا، ستایش.
۳. نیایش، دعا.
۴. رحمت.
= درودن

درود در دانشنامه ویکی پدیا

درود
درود واژه ای از فارسی باستان است که ایرانی ها هنگام رسیدن به یکدیگر می گویند و به دور از هر جنگ و صلحی یکدیگر را با گفتن درود می ستایند. درود از واژهٔ دروته و دروسته گرفته شده و در قدیم مردم هنگام احوال پرسی می گفتند "از درستی تو؟" یا "درستی؟" " آیا حالت خوب است، سلامت و تن درستی تو؟" این واژه در زبان روسی به "از درستی تو؟" (здравствуйте) تبدیل شده است که برای سلام و احوالپرسی و سلامت جویی به کار می رود. در فارسی میانه دروته به دروست و به درود تبدیل شده است. درود برای احوال پرسی و خوش آمدگویی و آرزوی سلامتی به کار می رود. اگرچه ریشهٔ درود از دروته و دروست گرفته شده اما کاربرد و وسعت معنی و مفهوم آن در طول زمان بسیار گسترده شده و در متون ادبیات فارسی و از جمله در آثار فردوسی، نظامی گنجوی، ناصرخسرو، اسدی توسی، خاقانی، سعدی، دقیقی و کسایی مروزی، مفهوم واژهٔ درود علاوه بر اینکه معادل و هم معنای با سلام است؛ همچنین هم تراز با «آفرین»، «تهنیت»، «تحیت»، "شادباش"، "وه وه"، "به به"، "بهجه" و همچنین معادل «صلوات» در عربی است. اگرچه صلوات و سلام تقریبا هم معنی است اما مفاهیم آن و کاربرد آن تغییر یافته است چنان که صلوات را نمی توان در جای سلام و خطاب به هر کس به کار برد. (تحیه. سلام. تسلیم. صلاة. تهنیت. (یادداشت دهخدا).
درود. (اِ) ۞ به معنی صلوات است که از خدای تعالی رحمت و از ملائکه استغفار و از انسان ستایش و دعا و از حیوانات دیگر تسبیح باشد. (برهان) (از غیاث) (از آنندراج) (از جهانگیری). با لفظ گفتن و فرستادن و رسیدن و رساندن و دادن مستعمل است.
فردوسی در ۲۵ بیت واژهٔ درود را به کار برده است که در هرجا می تواند یکی از آن معانی بالا را استفاده کرد.
درود ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
درود، واژه ای فارسی به معنی «سلام»
درود (نیشابور)، شهری در شهرستان نیشابور استان خراسان رضوی
دورود (شهر)، از شهرهای استان لرستان در ایران
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

درود در جدول کلمات

درود
سلام
درود و تحیت
سلام
درود و سلام
تحیت

معنی درود به انگلیسی

regard (اسم)
توجه ، نظر ، سلام ، مراعات ، بابت ، ملاحظه ، درود ، احترام ، نگاه ، رعایت ، باره
compliment (اسم)
خوش ایند ، تعارف ، تعریف ، خوشامد ، درود ، خوش آمد
greeting (اسم)
برخورد ، سلام ، خوشامد ، درود ، خوش آمد ، تبریک ، تهنیت ، احترام ، تبریکات ، خوش باش ، سلام کننده
salute (اسم)
سلام ، درود ، سلام کردن ، احترام نظامی ، سلام نظامی
salutation (اسم)
سلام ، تعارف ، درود ، تهنیت ، سلام اول نامه
hail (اسم)
سلام ، درود ، تهنیت ، تگرگ ، خوش باش ، طوفان تگرگ ، سلام برشما باد ، سلام کردن ، طوفان همراهباتگرگ

معنی کلمه درود به عربی

درود
اعتبار , برد , تحية , تقدير , حي
حي

درود را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

واژگا
دُرود= دُ رود 2/دو رود /میان رودان
دجله و فرات
هومن دبیر
دعای خیر،نیایش نیک خواهی
۰۰۰
افتخاری که به کسی میدی
۰۰۰
یعنی افرین بر شما
مرحبا برشما
براول .
وریگود
علی باقری
درود:
دکتر کزازی در مورد واژه ی " درود" می نویسد : (( دروددر پهلوی دروت drōt بوده است به معنی تندرستی و بی گزندی. در پارسی چونان واژه ی خوش آمد به هنگام دیدار به کار می‌رود و ریخت پیشاوندی آن:" بدرود" به هنگام جدایی . ))
((درود آوریدش خجسته سروش:
"کزین بیش مخروش و بازآر هوش"))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 246.)
arashdddd
بنظر نمی‌آید اصل کلمه بما رسیده باشد،متاسقانه فارسی پهلوی دوره ساسانی در بسیاری کلمات دست برده.من واژه دکتر کزازی به دلم نشست تاحدی،drōtآن خط بالای o بچمعنی است نمیدانم.اما اگر لحظه‌ای به گویش لری حال فکر کنیم و آنرا به گذشته ببریم،
دونفر بهم میرسند؛
اولی:دروت خشه؟(احوالت خوبه)
یا واژگان دیگری شاید دراصل بجای drod حال بوده،مثل بالا یکی.اما در هیچ صورتی تصور نمیکنم هیچ ربطی به سلام و صلوات داشته باشه.صلوات که قاعدتا بعد اسلام ساخته یا فراگیر شده،سلام هم که هم معنی صلوات است در ایران تا ورود اعراب ردی نداشته گویا...
اگر کسی دقیق‌تر اطلاع داره بگه لطقا
.
دورود یک نوع سلام در ایران بوده؛زمانی که هنوز مردم از زبان عربی استفاده نمی کردند.امروزه کلمه ی (سلام)جایگزین کلمه ی درود است اما همچنان ما در زبان فارسی گاهی از این کلمه استفاده می کنیم.
جعفری
یکی از واژه های بختیاری ها هنگام احوال پرسی این است :
دِرِستی ؟ ( به معنای دُرُستی ؟)
در ایران باستان زمانی که دو تن به هم میرسیدند بجای واژه سلام که معنای تسلیم میدهد درود میگفتند
مهدی عباس پور
درود
اگر ما واقعاً پاسدارِ پارسی و خواستار کم شدن نفوذ عربی در پارسی هستیم، بیایید از همینجا شروع کنیم و به جای سلام، به یکدیگر "درود" بگوییم تا این موضوع
کم‌کم زمینه‌سازِ هرچه پارسی‌تر شدنِ زبانمان شود.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• شهر درود   • درود نیشابور   • تفاوت درود و سلام   • فرق سلام و درود   • درود بر شما   • درود کجاست   • درود یا سلام   • روستای درود   • معنی درود   • مفهوم درود   • تعریف درود   • معرفی درود   • درود چیست   • درود یعنی چی   • درود یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی درود

کلمه : درود
اشتباه تایپی : nv,n
آوا : dorud
نقش : اسم
عکس درود : در گوگل

آیا معنی درود مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )