برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1470 100 1

خوف

/xowf/

مترادف خوف: اضطراب، باک، بیم، پروا، ترس، جبن، رعب، واهمه، وجا، وحشت، وهم، هراس، هول، هیبت

متضاد خوف: رجا

برابر پارسی: ترس، باک، ترسیدن

معنی خوف در لغت نامه دهخدا

خوف. [ خ َ ] (ع اِ) قتل. عمل کشتن کسی را. (از منتهی الارب ) (از تاج العروس ) : و لنبلونکم بشی ٔ من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس... و بشر الصابرین. (قرآن 155/2). || کارزار. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). منه : فاذا جاء الخوف رأیتهم ینظرون الیک تدور اعینهم کالذی یغشی علیه من الموت فاذا ذهب الخوف سلقوکم بالسنة حداد اشحة علی الخیر. (قرآن 19/33). || ادیم سرخ بریده ای مانند دوالها. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). || ترس. جبن. واهمه. (ناظم الاطباء). بیم. فَرَق. هراس. وحشت. خشیت. رعب. رهب. فَزَع. روع. اذیب. پروا. باک. سهم. مقابل امن. هول. (یادداشت بخط مؤلف ) : و اذا جأهم امر من الامن او الخوف اذاعوا به ولو ردوه الی الرسول و الی اولی الامرمنهم لعلمه الذین یستنبطونه. (قرآن 83/4). و ضرب اﷲ مثلا قریة کانت امنة مطمئنة یأتیها رزقها رغداً من کل مکان فکفرت بانعم اﷲفاذاقها اﷲ لباس الجوع و الخوف... (قرآن 112/16).
جهان چاره سازی است بی ترس و باک
بجان بردن ماست بی خوف پاک.
اسدی.
بدو باید پیوست و هول و خطر و خوف... او مشاهدت کرد. (کلیله و دمنه ).
هر کمالی را بود خوف زوالی در عقب
هست ملکت را کمالی خالی از خوف زوال.
وطواط.
از خوف لشکر قابوس به قومس توقف نتوانست کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). خوف و رعب عرصه ٔ سینه ٔ ایشان را فراگرفت. (ترجمه ٔتاریخ یمینی ).
|| مقابل امید. مقابل طمع. (یادداشت مؤلف ) : و لاتفسدوا فی الارض بعد اصلاحها و ادعوه خوفاً و طمعاً ان رحمةاﷲ قریب من المحسنین. (قرآن 56/7).
نه نومید باش و نه ایمن بخسب
که بهتر رهی راه خوف و رجاست.
ناصرخسرو.
جز بخشنودی و خشم ایزد و پیغمبرش
من ندارم از کسی در دل نه خوف و نه رجا.
ناصرخسرو.
محنت و بیم مرا جاه تو ایمن کندم
پس از اینگونه مرا جای درین خوف و رجاست.
ناصرخسرو.
بمیان قدر و جبرروند اهل خرد
ره دانا بمیانه ز ره خوف و رجاست.
مسعودسعد.
به دی ماه خوف آتش غم سپر کن
که اینجا ربیع ر ...

معنی خوف به فارسی

خوف
۱ - ( مصدر ) ترسیدن بیم داشتن بیمناک گشتن . ۲ - ( اسم ) بیمناکی . ۳ - ( اسم ) ترس بیم . ۴ - انزعاج قلب و انسلاخ او از طمانینت امن بتوقع مکروهی ممکن الحصول . یا خوف و رجا . ترس و امیدواری بیم و امید .
جمع خائف
قصاص خواستن طلب خون کردن
بیم داشتن ترس داشتن
بیمناک بیم زده
ترسیدن ترس داشتن
نماز واجب که هنگام جنگ و بوقت بیم از رسیدن دشمن خوانند و آن کیفیتی مخصوص دارد

معنی خوف در فرهنگ معین

خوف
(خُ) [ ع . ] ۱ - (اِمص .) بیمناکی . ۲ - (اِ.) ترس ، بیم .

معنی خوف در فرهنگ فارسی عمید

خوف
۱. ترس، بیم.
۲. [قدیمی] ترس از خداوند.
۳. [قدیمی، مجاز] پرهیزکاری.

خوف در دانشنامه اسلامی

خوف
معنی خَوْفٌ: انتظار ضرر-ترس
معنی رَهَباً: خوف و ترس - ازروي خوف وترس
معنی رَهْبَةً فِي صُدُ: خوف و ترس
معنی رُّعْبَ: خوف و ترسي که دل را پر کند
معنی لَا تَرْجُونَ: امید ندارید - قائل نیستید - اعتقاد ندارید (کلمه رجاء در مقابل خوف است ، که اولي به معناي اميد ، و مظنه رسيدن به چيزي است که باعث مسرت است ، و دومي مظنه رسيدن به چيزي است که مايه اندوه باشد ، و منظور از کلمه رجاء درآیه شریفه ی "مَّا لَکُمْ لَا تَرْجُو...
معنی مُّشْفِقُونَ: نگرانها - دلواپسان (کلمه مشفقون جمع اسم فاعل از باب افعال است ، و اشفاق به معناي نوعي ترس است . اشفاق عنايتي است که با خوف آميخته باشد ، چون مشفق کسي را گويند که مشفق عليه را دوست ميدارد ، و ميترسد بلايي به سر او آيد ، اين حالت را که ميترسد محبوبش در...
معنی مُشْفِقِينَ: نگرانها - دلواپسان (کلمه مشفقون جمع اسم فاعل از باب افعال است ، و اشفاق به معناي نوعي ترس است . اشفاق عنايتي است که با خوف آميخته باشد ، چون مشفق کسي را گويند که مشفق عليه را دوست ميدارد ، و ميترسد بلايي به سر او آيد ، اين حالت را که ميترسد محبوبش در...
معنی يَسْتَبْشِرُونَ: بشارت مي دهند - مژده مي دهند - شادي مي کنند - شادمان مي شوند (عبارت : "يَسْتَبْشِرُونَ بِـﭑلَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ "يعني : "به يکديگر مژده ميدهند که فلانيها هم از دنبال ما خواهن...
معنی أَثْخَنتُمُوهُمْ: بسيار آنها را کشتيد- برآنها غلبه کرديد - آنان را از قدرت و توان انداختید (کلمه اثخان به معناي بسيار کشتن ، و غلبه و قهر بر دشمن است . کلمه ثِخَن به معنی غلظت و بی رحمی است و اثخان کسی به معنی بازداشتن و مانع حرکت وجنبش او شدن است مثلاً با کشتن او . د...
معنی يُثْخِنَ: تا آرامش و قرار گيرد - تا استحکام يابد (از کلمه ثِخَن به معني غلظت و بي رحمي است و اثخان کسي به معني بازداشتن و مانع حرکت وجنبش او شدن است مثلاً با کشتن او .در عبارت "مَا کَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَکُونَ لَهُ أَسْرَیٰ حَتَّیٰ يُثْخِنَ فِي ﭐلْأَرْضِ " منظو...
تکرار در قرآن: ۱۲۴(بار)
ترس. راغب می‏گوید: خوف توّقع مکروهی است از ...


خوف در دانشنامه ویکی پدیا

خوف
خوف از حالات عرفانی است که نزد اهل سلوک با چنین تعابیری معرفی شده است:
وسیله تأدیب است برای کسی که از درگاه خداوند رمیده باشد؛
دور بودن از نواهی و معاصی و اندوه از آنهاست؛
اضطراب قلوب است به سبب آگاهی از سطوت الهی.
وقتی حال خوف بر کسی وارد شد، با خود نشانه هایی همراه دارد؛ از جمله اینکه: شهوت را می سوزاند و غفلت را از دل بیرون می کند، آمال و آرزوها را کوتاه می سازد، در دل اندوه راه می یابد.
خوف را دو نوع دانسته اند.
خوف و هراس: داستان الکتریسیته (به انگلیسی: Shock and Awe: The Story of Electricity) مجموعه مستند تلویزیونی سه قسمتی پیرامون تاریخ الکتریسیته است که به طور مشترک توسط دانشگاه آزاد انگلستان و بی بی سی تولید شد و در اکتبر ۲۰۱۱ میلادی توسط کانال چهار بی بی سی به روی آنتن رفت. این مستند که توسط فیزیکدان عراقی-بریتانیایی جیم الخلیلی روایت می شود، به داستان کشف الکتریسیته از آزمایش های گالوانی و ولتا تا اختراعات و فناوری های نوین الکترونیک از جمله نیمه هادی ها و بردهای الکترونیک می پردازد.
پَست خوف جماعت و شهرکی در جنوب شرقی کشور تاجیکستان است که در ناحیهٔ روشان ولایت مختار کوهستان بدخشان قرار دارد. جمعیت این جماعت ۲۷۷۳ است.
فهرست جماعت های تاجیکستان


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با خوف

خوف در جدول کلمات

خوف
ترس
خوف به دل راه نمی دهد
نترس
خوف و بیم
هراس
خوف و نگرانی
ترس
خوف و هراس
نهیب

معنی خوف به انگلیسی

scare (اسم)
سهم ، خوف ، بیم ، هیبت ، رم ، رمیدگی
fear (اسم)
وحشت ، هراس ، خوف ، بیم ، ترس ، پروا
dread (اسم)
وحشت ، خوف ، بیم ، ترس ، خوفناکی
phobia (اسم)
انزجار ، نفرت ، تشویش ، خوف ، بیم ، ترس بیخود
terror (اسم)
وحشت ، خوف ، بلاء ، خوفناکی ، دهشت ، ترس زیاد ، بچه شیطان
horror (اسم)
بیزاری ، وحشت ، خوف ، ترس ، خوفناکی ، دهشت ، مورمور ، ترس زیاد
apprehension (اسم)
هراس ، خوف ، درک ، فهم ، دلهره ، دستگیری ، بیم ، توقیف
funk (اسم)
وحشت ، هراس ، خوف ، بیم ، عبوسی ، کج خلقی ، ادم ترسو ، بوی بد
anxiety (اسم)
تمایل ، اضطراب ، نگرانی ، تشویش ، دلواپسی ، اشتیاق ، اندیشه ، غم ، ارنگ ، خوف
awe (اسم)
وحشت ، خوف ، بیم ، هیبت ، ترس
windup (اسم)
خوف ، عمل بستن
boggle (اسم)
خوف ، لو لو ، ادم زشت
trepidity (اسم)
خوف

معنی کلمه خوف به عربی

خوف
خوف , رعب

خوف را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

.
خوف: ترس، وحشت، هراس

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی خوف   • داستان درباره خوف و رجا   • خوف و رجا در قران   • مقاله در مورد خوف و رجاء   • خوف و رجا چیست؟   • خوف یعنی چه   • خوف ورجا   • تعریف خوف و رجا   • مفهوم خوف   • معرفی خوف   • خوف چیست   • خوف یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی خوف
کلمه : خوف
اشتباه تایپی : o,t
آوا : xowf
نقش : اسم
عکس خوف : در گوگل

آیا معنی خوف مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران