برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1470 100 1

حنا

/hanA/

برابر پارسی: برناک، سرخینه، یرنا

معنی اسم حنا

اسم: حنا
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: hanā) (عربی) گیاهی درختی که گل های سفید و معطر دارد، گرد بسیار نرم سبز رنگی از گیاهی به همین نام - گیاهی درختی که در مناطق گرمسیری می روید و گلهای سفید و معطر دارد

معنی حنا در لغت نامه دهخدا

حنا. [ ح َ ] (از ع ، اِ) حناء. وآن گیاهی است دارای برگ معروفی که بدان رنگ کنند.
- امثال :
دستش را در حنا گذاشت .
فلانی حناش دیگر رنگی ندارد.
- پای در حنا بودن ؛ کنایه از راه رفتن بکندی است.
- حنا بر کف کسی نهادن ؛ کنایه از معطل و بیکار گردانیدن آنرا و این مثل پای کسی در حنا بستن بود. (آنندراج ) :
منع حکمت دست گردون را نهد بر کف حنا
در هر آن عزمی که از نوک قلم کردی خضاب.
انوری.
و در بعض نسخ است «منع حکمت دست گردون را حنا بر دست بست » و در این صورت دست مستدرک میشود. (آنندراج ).
- حنا بستن ؛ خضاب کردن باحنا و حنا گرفتن و حنا مالیدن :
به بیداری نمی آید ز شوخی بر زمین پایش
مگر مشاطه در خواب آن پری رو را حنا بندد.
صائب (از آنندراج ).
- حنابسته ؛ حنامالیده :
عمری است که یک قطره ٔ خون در جگرم نیست
آن دست حنابسته چه دارد خبرم نیست.
از دلم بس که بگیسوی تو خون می آید
پنجه ٔ شانه حنابسته برون می آید.
اشرف (ازآنندراج ).
- حنابند ؛ کاغذی که حنا در آن بندند. (آنندراج ) : من چه دانم که سوده ٔ نامهای من کاغذ توتیای کدام پیرزن شده و حنابند کدام عروس گشته. (ملا نصیرای همدانی ).
هرکه سامان نگار آن کف پا می کند
از گل رعنا حنابندش مهیا می کند.
فطرت (ازآنندراج ).
- حنابندان ؛ رسم بستن حنا بر دست و پای عروس و همسالان او. جشنی باشد که در کدخدائیها هنگام حنا بستن عروس کنند و در هند مهدی خوانند. (آنندراج ) (ناظم الاطباء) :
رنگین شود از رنگ خوشش دست مگر
درخانه ٔ زین او حنابندان است.
سلیم (از آنندراج ).
نوعروس لاله را وقت حنابندان رسید
در میان گل خرده و خود را بجا آورده ست.
کلیم (از آنندراج ).
- حنابندی ؛ حنابندان. (ناظم الاطباء) :
از اشک لاله رنگ حنابندئی کنم
دل از نگاه عهدشکن برگرفته ایم.
ظهوری (ازآنندراج ).
- حناپیچ ؛ که در آن حنا ...

معنی حنا به فارسی

حنا
(اسم ) گیاهی است از رد. دو لپه ییهای جدا گلبرگ که خود تیر. مشخصی را بنام حنا میسازد این گیاه بصورت درختچه ای است که در شمال و مشرق افریقا و عربستان و ایران و هند کشت میشود .
سبز شدن و در هم پیچیدن گیاه
[Lawsonia] [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از حنائیان که بومی مناطق نیمه خشک گرمسیری و نیمه گرمسیری افریقا و جنوب آسیا و شمال استرالیا است و از قدیم از آن برای رنگ آمیزی پوست و مو و ناخن و چرم و پشم استفاده می شده است
(اسم) سنگی که روی آن حنا را می سایند .
[ گویش مازنی ] /hanaa shanoon/ هدیه دادن به داماد در مراسم حنابندان
در نزد ما به بصل الحیه معروف است
زردی رنگ حنا
[ گویش مازنی ] /sang henaa/ نوعی گل سنگ که با استفاده از رنگینه ی نارنجی آن، دست و پاها را رنگ می کردند
گلی است که گلهای نامنظم و تخمدانی پنج خانه دارد که در هر یک دانه های بسیار است و چون برسد بواسط. شکافهایی ناگهان باز شده دانه های خود را پراکنده میکند .
ده کوچکی است از دهستان گاوکان بخش جبال بارز شهرستان جیرفت .
ده کوچکی از دهستان رستاق بخش نیریز . شهرستان فسا .
کنایه از سیاهی حنا باشد

معنی حنا در فرهنگ معین

حنا
(حِ یا حَ) [ ع . حناء ] (اِ.) درختچه ای است با برگ هایی شبیه برگ انار که گل هایش سفید و خوشبو است . برگ های آن را آسیاب کرده و به شکل گرد در می آورند و برای رنگ کردن موی سر، ناخن یا دست و پا به کار می برند. ،~ی کسی رنگ نداشتن کنایه از: از احترام و اعتن

معنی حنا در فرهنگ فارسی عمید

حنا
۱. گَردی سبزرنگ که از گیاهی به همین نام به دست می آید و برای رنگ کردن پوست و مو به کار می رود.
۲. درختی کوچک با گل های سفید و معطر که از گَرد آن حنا تهیه می شود.

حنا در دانشنامه اسلامی

حنا
حنا، برگ گیاهی که با آن خضاب می کنند
حنا،عنوان برگ گیاه معروف که بدان خضاب می کنند.
منبع
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج ۳،ص ۳۷۸.    
...
تاجُ الدّینِ بْنِ حِنّاء، محمد بن محمد، مشهور به ابن حنا و ملقب به صاحب (۶۴۰- ۷۰۷ق/۱۲۴۲- ۱۳۰۷م) بود. وی از وزیران وقت بود.
او از میان خاندانی از رؤسای دولت ممالیک برخاست و جدش بهاء الدین ابن حنا و جد مادری اش شرف الدین صاعد فائزی، خود از وزیران وقت بودند. تاج الدین از بزرگانی همچون سبط سلفی، شرف مرسی، ابن عبدالدائم و ابن ابی یسر حدیث شنید.
ابن شاکر کتبی، محمد، فوات الوفیات، ج۳، ص۲۵۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۳۹۴ق/۱۹۷۴م.    
وی در صفر ۶۹۳، در اوایل حکومت ملک ناصر محمد بن قلاوون به صلاح دید سلطان و دیگر امیران پس از ابن سلعوس به وزارت رسید.
ابن حجر عسقلانی، احمد، الدرر الکامنه، ج۵، ص۴۶۸، حیدرآباد دکن، ۱۳۹۶ق/۱۹۷۶م.    
وی با همۀ ارجمندی مقام، مردی فروتن بود و علاوه بر وجاهت ظاهری، به خوش اخلاقی و دینداری شهرت داشت. گویند: همواره روزه دار بود و در حق فقرا و کودکان بخشش ها می کرد.
ابن شاکر کتبی، محمد، فوات الوفیات، ج۳، ص۲۵۵، به کوشش احسان عباس، بیروت، ۱۳۹۴ق/۱۹۷۴م.    
...
بَهاءُالدّین بْنِ حِنّا، ابوالحسن علی بن محمد بن سلیم بن حنا (۶۰۳-۶۷۷ق/۱۲۰۷-۱۲۷۸م)، ملقب به صاحب بهاءالدین، وزیر دو تن از سلاطین ممالیک مصر بود.
دربارۀ پایگاه سیاسی و اجتماعی بهاءالدین و خاندانش پیش از تصدی مقام وزارت، اطلاعات زیادی در منابع دیده نمی شود. مقریزی جد او حنا را مسیحی خوانده، و دربارۀ پدرش قاضی سدیدالدین محمد (د ۶۲۸ق/۱۲۳۱م) آورده است که از شهود محکمۀ قاضی القضات مصر، عمادالدین ابن سُکَّری بود و نزد محدثان، حدیث فرا می گرفت. ابن حجر عسقلانی بهاءالدین و پدرش را جدیدالاسلام خوانده، و تصریح کرده است که این دو د ...

حنا در دانشنامه ویکی پدیا

حنا
حَنا (نام علمی: Lawsonia inermis) گیاهی است از رده دولپه ای ها که خود سرده مشخصی را به نام حنا (Lawsonia) می سازد. این گیاه به صورت درختچه ای است که بومی آفریقای شمالی، آسیای جنوبی و غربی، و شمال استرالیا است.
حنا گذاشتن
حنابندان
نام حنا همچنین برای رزانه تهیه شده از گیاه به کار می رود که برای حنا گذاشتن، نقش انداختن بر بدن و خالکوبی موقت، و مراسم حنابندان استفاده می شود.
حنا به عنوان ماده ای آرایشی در مصر باستان، بخش هایی از آفریقای شمالی، آفریقای غربی، شاخ آفریقا، شبه جزیره عربستان، خاور نزدیک، شبه قاره هند و آسیای جنوبی استفاده می شده است. همچنین بین زنان شبه جزیره ایبری و اروپای قرن ۱۹ رایج بود.
کودکان بلوچ با آرایش حنا بر روی دستان
عکس حنا
حنا می تواند در موارد زیر به کار رود:
حنا اسمی زنانه است.
حنا نام یک گیاه
حنا (مادر مریم): مادربزرگ عیسی
حنا (بز) اولین بز تاگ سازی شده در ایران
حنا (شهر) حنا یکی از شهرهای استان اصفهان
حنا (جهرم)
گل حنا نوعی گل
سنگ حنا نوعی گل
حنا (شخصیت کارتونی) نام یک شخصیت در کارتون حنا دختری در مزرعه
حنا (فیلم) حنا نام فیلمی ساخت کشور هند
حنا مخملباف کارگردان ایرانی
حنا بندان نام مراسمی قبل از عروسی
حنا مینا نویسنده سوریه en:Hanna Mina
وسام حنا هنرپیشه لبنان
کریستین حنا فوتبالیست زبان فرانسوی en:Christian Henna
نقوش حنا نوعی نقاشی
عمارت حنا سایی بردسیر آثار باستانی ایران
دهستان حنا (سمیرم) دهستانی در محدوده شهرستان سمیرم
رودخانه حنا رودخانه در محدوده شهرستان سمیرم
حنا اولین بز تاگ سازی شده در ایران است. این بز در ساعت ۰۱:۳۰ روز شنبه ۲۶ فروردین ۱۳۸۸ و پس از گذراندن ۱۴۷ روز کامل حاملگی با انجام عمل سزارین در در پژوهشکده رویان اصفهان متولد شد.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

حنا در دانشنامه آزاد پارسی

رنگ خرمایی یا نارنجی حاصل از برگ های پودرشدۀ گیاه حنا، با نام علمی Lawsonia inermis، متعلق به خانوادۀ حنا. این گیاه درختچه ای معطر با گل های معمولاً سفید مایل به سبز است. حنا را نباید با گل حنا یا بلسان باغی، با نام علمیImpatiens balsamina، که گیاهی زینتی است، اشتباه گرفت. زیستگاه این گیاه نواحی گرمسیری و نیمه گرمسیری شرق افریقا و جنوب آسیا است. این درختچه در نواحی جنوبی ایران، ازجمله هرمزگان، بلوچستان و کرمان، کاشته می شود بهترین نوع حنا ظاهراً در کرمان به عمل می آید. پودر آن در رنگرزی به کار می رود. قدمت کاربرد آرایشی حنا دست کم به قدمت فراعنۀ مومیایی شده است. در ایران، درعین حال که هیچ مدرکی از کاربرد حنا در دوران پیش از اسلام و در میان زردشتیان وجود ندارد، اما اطلاعات فراوانی دربارۀ کاربرد آرایشی یا دارویی آن در بین مسلمانان یافت شده است که احتمالاً روایات اسلامی درباره فضیلت حناگذاشتن و خضاب کردن باعث گسترش استفاده از آن گردیده است. ژان باپتیست تاورنیه در ۱۶۵۴ از مصرف حنا برای رنگ کردن دست و ناخن نزد یزدی ها خبر می دهد. گاه رنگ حنا را با افزودن موادی تغییر می دادند، مثلاً از نیل، بابونه، پودر قهوه، و آب برگ گردو برای سیاه کردن حنا استفاده می کنند. اغلب زنان و مردان ایرانی و حتی درباریان، مو و ریش خود را با حنا و وسمه سیاه می کردند. به گزارش سانسون، مبلّغ فرانسوی عهد صفویه، این امر در میان درباریان رایج بود، تا این که پس از مزاح یک شاهزادۀ مغولی به این مضمون که مردان دربار ایران هیچ کدام کهنسال نیستند، شاه سلیمان اول دستور داد دولتیان ریش خود را سیاه نکنند. گاهی زنان با استفاده از حنا و نیل موهای خود را به رنگ آبی سیاه درمی آوردند. شیلمر، طبیب هلندی و معلم دارالفنون، و دو زن جهانگرد، این موضوع را مفصّلاً گزارش کرده اند. گاه نیز مبادرت به نگاربندی می کردند؛ یعنی با دست خود و یا استفاده از سنگ های مخصوص نگاربندی نقش هایی از گل ها و پرندگان را بر بدن خود نقش می بستند، این پدیده به ادبیات منظوم نیز راه یافته است: نگارینا به شمشیرت چه حاجت/مرا خود می کُشد دست نگارین (سعدی). در قرون اخیر، استفاده از حنا به مراسم ازدواج، ازجمله حنابندان، و حتی مراسم و اعیاد دیگر راه یافته است. این امر باعث گسترش بازار این ماده گیاهی شده است. به طوری که هولتزر، تلگرافچ ...

حنا در جدول کلمات

معنی حنا به انگلیسی

camphor (اسم)
کافور ، حنا
henna (اسم)
حنا ، بوته حنا

معنی کلمه حنا به عربی

حنا را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آرمین
حنا
19. همگان می دانند که زنان و کودکان ناخــــــــــــنهای خود را با بــــــــــــــرگهای Lawsonia alba یا L. inermis ، که در سرتاسر جنوب چین می روید رنگ می کنند و ازهمینرو آن را či kia hwa ("گل ناخن") می نامند.1 کتاب San fu hwan t‛u 4 که نویسنده و تاریخ نگارش آن شناخته نیست در باره این گیاه چنین گوید: در دوره زمـــــــامداری فغفور وو از دودمــــان هان (140 تا 87پ م ) از نان یوئه (Nan Yüe) (جنوب چین) به کاخ فو ـ لی آورده و آنجا کاشته شد. بدون شک این تاریخها با هم نمی خوانند یا این مطلب را بعدها به کتاب افزوده اند. کهن ترین اشاره به این گیاه که می توان تاریخ آن را تعیین کرد باز در کتاب Nan fan ts‛ao mu čwan نوشته کی هان آمده،3 که گوید درختی است به ارتفاع یک و نیم تا دو متر با شاخه های سست و نازک و برگهائی چون برگهای نارون جوان (Ulmus campestris) با گلهائی به سفیدی برف همچون گلهای ye-si-min و mo-li، هرچند با بویی دیگر. همچنانکه در بالا گفتیم (ص 329)، در ادامه در این کتاب آمده است که این سه گیاه را مردمان هو از تا تسین آورده در کوان ـ تون کاشتند.4 باری دیگر این پرسش پیش می آید که این گفته در نوشته نخستین هم بوده است یا نه. جای تردید است؛ بیشتر ازیرا که کی هان نام دیگر این گیاه را san-mo شمرده که همچنانکه دیدیم یکی از نامهای یاسمن است.
کتاب Pei hu lu که توان کون ـ لو (Twan Kun-lu) آن را دور و بر سال 875 ترسائی نوشته، زیر عنوان či kia hwa آمده است: "گل ناخن زیبا و سفید است و بسیار خوشبو . امروزه بربرها آن را پرورش می دهند. هنوز توضیحی برای این نام داده نشده است. افزون بر این گیاه، یاسمن و mo-li سفید نیز هستند. این سه را ایرانیان (پو ـ سه) به چین آوردند و کاشتند. گل p‛i-ši-ša (یا "گل اشرفی") (Inula chinensis) نیز همینطور.
در ابتدا این گیاه تنها خارج از چین پرورش می یافت، هرچند در سال دوم از دوره تا ـ تون (Ta-t‛un) (سال 536 م.، از دودمان لیانگ) برای اولین بار به چین رسید ( )." در Yu yan tsa tsu 1 که دور و بر پانزده سال پیشتر نوشته شده، می خوانیم: "می گویند گل اشرفی نخست در خارج پرورش می یافته است. در دومین سال از دوره تا ـ تون از دودمان لیانگ (536 م.) به چین رسید. در دوره زمامداری دودمــــــــــــــان لیانگ، مردم کین چو (Kin čou) رسم داشتند در خانه های خود بر سر سکه طلا نرد بازند. وقتی موجودی سکه به پایان می رسید، به گل اشرفی روی می آوردند. از همین روست که یو هون (Yü Hun) گفته است: "هر کس گل به کف آرد، پول درآورده است." همچنین در همین کتاب آمده است:2 «p‛i-ši-ša نام دیگر گل اشرفی است،3 که اصلاً در خارج عمل می آمد و در نخستین سال دوره تا ـ تون از دودمان لیانگ (535 م) وارد چین شد.» بی شک ممکن نیست که گل اشرفی مورد نظر توان کون ـ لو و توان چن ـ شی Inula chinensis باشد که گیاهی است خودرو و در شمال چین فراوان یافت می شود و پیشتر، هم در Pie lu آمده و هم تائو هون ـ کین (T‛ao Hun-kin) به آن اشاره کرده است.4 مسلم است که این گیاه که در دوره لیانگ وارد چین شده گونه ای متفاوت بوده است. تنها راه حل این مسئله تعیین سرنمون p‛i-ši-ša است که ظاهراً آوانگاشت واژه ای بیگانه است. نگفته اند که این واژه از کدام زبان است، هرچند از روی ظواهر می توان حکم به سنسکریت بودن آن داد و به احتمال زیاد می توان ریشه آن را در صورتی چون *visīsa (یا *viçesa) یافت. به هر روی چنین نام گیاهی در زبان سنسکریت وجود ندارد. احتمالاً این واژه سنسکریت نیست.5
در Pei hu lu نیز به همین ترتیب گل ناخن وارداتی از ایران دانسته شده هرچند اشاره ای به محصول آن، حنا، نشده است. من در هیچ یک از کتابهای دیگر دوره تانگ اشاره ای به حنا ندیده ام. استنباط من این است که از این بزک تا پیش ازدوره سونگ در چین استفاده نمی شده و مسلمانان این نحوه بکار گیری آن را واردِ (یا دوباره واردِ) چین کردند و در ابتدا هم تنها در بین آنها رسم بود. همچنین می دانیم که بــــــــــــــرگهای Impatiens balsamina ( fun sien) آمیخته با زاج سفید را امروزه برای رنگ کردن ناخن به کار برند و ازیراست که žan či kia ts‛ao ("گیاه رنگ کننده ناخن") می نامند،1 نامی که نخستین بار در کتاب Kiu hwan pen ts‛ao، که نخستین سالهای دوره مینگ انتشار یافت مطرح شد. کهن ترین منبعی که به این رسم اشاره کرده کتاب Kwei sin tsa ši 2 نوشته چو می (Čou Mi) (1320ـ1230) است که آورده است: " هرچند در باب نوع قرمزِ گلِ (Impatiens balsamina) fun sien باید گفت برگهای آن را در هاون سوده با کمی زاج سفید در آمیخته بکار برند.3 باید نخست ناخنها را درست تمیز کرد و زان پس خمیر بر آنها گذاشت. شب هنگام تکه ابریشمی روی ناخنها می بندند و ناخن رنگ می گیرد. این عمل را سه تا پنج بار تکرار می کنند. رنگی که به دست می آید مانند رنگ (Basella rubrum) yen-čiاست. این رنگ حتی با شستن هم از بین نمی رود و ده روز تمام پایداز می ماند. امروزه در میان بسیاری از زنان مسلمان کاربرد این ماده در رنگ ناخنها رواج دارد و بهر سرگرمی سگ و گربه را نیز با آن رنگ می کنند." Pen ts‛ao kan mu تنها عبارت آخر این نوشته را آورده است. نوشته ی چو می نشان نمی دهد که این رسم باستانی بوده است؛ برعکس، به نظر می رسد کهن تر از دوره سونگ نبوده باشد.
در هیچ یک از گیاهنامه های کهن نامی از Lawsonia در میان نیست. نخستین بار این نام در Pen ts‛ao kan mu آمده. همه دانسته های لی شی ـ چن داشته که در اینجا آورده تنها همین است که دو نوع از آن وجود دارد، زرد و سفید که طی ماههای تابستان گل می کنند؛ بوی آن مانند بوی mu-si , (Osmanthus fragrans) است؛ و مــــــــــی توان رنگِ ناخن کرد و در ایـــــــــــــــــــن کار بــــــــــهتر از گل (Impatiens balsamina) fun sien است. چن کان ـ چون (Čen Kan-čun) ، از نویسندهان دوره سونگ، آن را زیر نام ihian hwa؛ ("گل دارای بوی ویژه") می آورد.
تا ...
الی
نام یک گل زیبا با رنگ های گوناگون از صورتی و قرمز گرفته تا نارنجی و سفیدمی باشد.
حنا
حنا اسمی خیلی زیبا به معنای خوشبختی است من به اسمم افتخار می کنم اسم خیلی با حالی است
هایدی
حنا دختری در مزرعه
حنا
بخشنده و محربان از القاب حضرت زهرا
حنانه
حنا یعنی اون حسی که وقتی عشقت حنا صدات میکنه دلت بلرزه و دوباره بخوایی صداشو بشنوی...
ترانه
حنا اسم زیبایی است و من اسم دخترم حنا است تازه اسم دختر ترانه علیدوستی هم حنا است
مریم
نام مادر حضرت مریم (سلام الله علیها)که نام نوعی گل است
لیال
حنا اسم دخترانه است، معنی حنا: (عربی) گیاهی درختی که گل‌های سفید و معطر دارد، گرد بسیار نرم سبز رنگی از گیاهی به همین نام.
حمیدرضا دادگر_فریمان
برناک، سرخینه، یرنا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خواص حنا با ماست   • خواص حنا برای کف پا   • حنا مو   • مضرات حنا   • طرز استفاده از حنا   • خواص حنای بی رنگ   • خواص حنا برای پوست   • ترکیبات حنا برای رنگ مو   • معنی حنا   • مفهوم حنا   • تعریف حنا   • معرفی حنا   • حنا چیست   • حنا یعنی چی   • حنا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حنا
کلمه : حنا
اشتباه تایپی : pkh
آوا : hanA
نقش : اسم
عکس حنا : در گوگل

آیا معنی حنا مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران