برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1435 100 1

حشره

/haSare/

مترادف حشره: هامه

برابر پارسی: تارپایَک، تارپای، تارپا

معنی حشره در لغت نامه دهخدا

حشرت. [ ح َ رَ ] (ع اِ) نخجیروال. آهوگردان : سلطان حاجب بزرگ بلکاتکین را گفت کسان باید فرستاد تا حشرت راست کنند بر جانب خارمرغ که شکار خواهیم کرد. و خیل تاشان رفتند و پیاده و حشرت راست کردند و امیر روز شنبه ٔ سیزدهم این ماه سوی خروار و خارمرغ رفت به شکار و سخت شکاری نیکو کرده آمد. (تاریخ بیهقی ص 275). ادیب پیشاوری در حاشیه ٔ این صفحه شرح زیر را نوشته است : و طریق این حشرت چنان است که گروهی از مردم سوار و پیاده به نخجیرگاه گرد آیند و نخجیران را بربایند و برگریزگاهها و رخنه ها پره بندند و نگذارند که نخجیر بدانسو رود و به همان راهی که خواهند انزعاج شان دهند تا بجائی که کمان داران کمین دارند، فراهم آیند دست به تیر انداختن بگشایند وبر آن زبان بستگان قیامتی راست کنند و اکنون نیز در هری و غور و کابل روزی را که روستایان باتفاق خرمنی را کوبند آن روز را حشر نامند و در اصل لغت به معنی اجتماع است و انبوهی. استاد عنصری گوید :
اگرچه بود حشر بیکران و ایشان را
نمود خسرو مشرق بدان حشر محشر.
|| حشره. رجوع به حشره شود.

حشرة. [ ح َ ش َ رَ ](ع اِ) هر جنبنده ٔ خرد از پرنده و رونده و خزنده. جنبنده ٔ خرد. خرده جانور. جانور خزنده و گزنده یا جانور ریزه ٔ زمینی. (منتهی الارب ). خستر. خرفسر. هامه. ج ،حشر، حشرات. || پوستی که ملاصق دانه بوده. || تمام شکار یا بهره ٔ نفیس آن یا آنقدر از شکاری که خورده شود. || ریم مشک شیر.

معنی حشره به فارسی

حشره
جانورریزازقبیل پشه ومگس وملخ وزنبوروامثال آن
( اسم ) یک فرد از رد. حشرات جمع : حشرات .
جانوری که غذای او حشره است
پستانداران که کف رو هستند و عموما دارای جثه ای کوچک و پوزه ای درازند و بیشتر غذای آنها را حشرات تشکیل میدهند .
[insectarium, insectary] [عمومی] محفظه یا مکانی برای نگهداری و نمایش حشرات و پژوهش دربارۀ آنها
( صفت ) کسی که عالم باحوال و زندگانی حشرات است عالم بعلم حشره شناسی .
علم باحوال و زندگانی حشرات .
[forest entomology] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] شاخه ای از جنگل داری که به روابط متقابل حشرات و درختان اختصاص دارد
[entomophily] [کشاورزی- علوم باغبانی] گرده افشانی توسط حشرات
از اتباع است اذن حشره مشره : گوشی خرد و باریک
[Insecta] [جانور شناسی] رده ای از شش پاوندان که یک جفت چشم مرکب و سه جفت پا و دو جفت بال بر روی سینه دارند و تنفس آنها ازطریق لولۀ پوستکی تنفسی (trachea) انجام می شود؛ مجاری دفع و یاخته های جنسی آنها در انتهای شکم و قطعات دهانی آنها بیرون از دهان قرار دارد
( صفت اسم ) ۱ - آلت و ابزاری که برای کشتن حشرات مانند پشه مگس ساس و غیره بکار برند . ۲ - داروی سمی که برای کشتن حشرات استعمال شود از قبیل امشی و غ ...

معنی حشره در فرهنگ معین

حشره
(حَ شَ رَ یا رِ) [ ع . حشرة ] (اِ.) یک فرد از ردة حشرات .
( ~. کُ) [ ع - فا. ] (اِمر.) هر یک از مواد سمی به شکل گرده یا محلول یا گاز که برای از بین بردن حشرات به کار رود.

معنی حشره در فرهنگ فارسی عمید

حشره
هریک از جانوران بندپا با سر، سینه، شکم، و معمولاً بال و شاخک.
۱. هر جانوری که خوراکش حشرات باشد.
۲. بعضی از گیاهان که حشرات کوچک را در برگ های خود می گیرند و جذب می کنند.
۱. کسی که حشرات را می شناسد.
۲. کسی که در احوال حشرات مطالعه می کند.
علمی که به بررسی احوال انواع حشرات می پردازد.
هر داروی سمّی به شکل گَرد یا محلول که برای کشتن حشرات یا دفع آفت های گیاهی به کار می رود.

حشره در دانشنامه ویکی پدیا

حشره
حَشَره ها یا حشرات، رده ای از بی مهرگان هستند که بزرگ ترین گروه را در میان گروه بندپایان به خود اختصاص می دهند. بندپایان جانورانی هستند که دارای استخوان بندی بیرونی بوده و اعضای آن ها به هم پیوسته اند. حشرات شش پا دارند و بیشتر آن ها دارای بال هستند. بدن یک حشره از ۳ بخش تشکیل می شود: سر، سینه و شکم. [[پرونده:robal.png|LEFT|300px|بندانگشتی|آناتومی حشرهA- دماغه B- قفسه سینه C- شکم
فهرست حشرات
]
حدود یک میلیون گونهٔ مختلف حشره در جهان شناسایی و توسط دانشمندان نام گذاری شده است. مجموع حشرات روی زمین تا مرز ده میلیون گونهٔ مختلف می رسد. حشرات تقریباً در همهٔ نقاط روی زمین پیدا می شوند و همچنین می توان آن ها را در آب های شیرین یافت. حشرات اولین حیوانات پرنده اند که در روی زمین به وجود آمدند. ۳۵۰ میلیون سال قبل، اولین بار آن ها توانستند در هوای زمین شروع به پرواز کنند، و این میلیون ها سال قبل از پرواز پرندگان و خفاشها بود.
برای بیشتر حشرات قدرت بینایی و بویایی از مهم ترین حواس می باشدو دارای چشمهای مرکب هستند به این معنی که چشم حشره از دو قسمت مجزا تشکیل شده است هر قسمت از چشم حشره دارای لنز مخصوص به خود می باشد حشرات برای بو کشیدن و مزه کردن از شاخک هایشان و بعضی اوقات از قسمت های دیگر بدنشان استفاده می کنند آن ها همچنین برای لمس کردن اشیاء از شاخک هایشان استفاده می کنند.
عکس حشره
حشره ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
حشره (فیلم ۱۹۷۵)
حشره (فیلم ۲۰۰۲)
حشره (فیلم ۲۰۰۶)
«حشره» (انگلیسی: Bug) فیلمی در ژانر ترسناک و علمی–تخیلی به کارگردانی جین نات وارک است که در سال ۱۹۷۵ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به جوانا مایلز، پتی مک کورمک، ویلیام کستل، و ریچارد گیلیلند اشاره کرد.
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با حشره

حشره در جدول کلمات

حشره ای به اندازه شپش و یال ندارد
کیک
حشره ای خون خوار
ساس
حشره ای گزنده شبیه عنکبوت
رتینا
حشــره ای مفید بــا زندگی اجتماعــی
زنبور
حشره ای موذی
کک
حشره بی دست و پا
کرم
حشره پر صدا
زنجره
حشره پر کار
مور
حشره پشم خوار
بیب
حشره جهنده
ملخ

معنی حشره به انگلیسی

bug (اسم)
احمق ، ساس ، سرخک ، اشکال ، حشره ، گیر ، جوجو
insect (اسم)
حشره ، کرم خوراک ، کرم ریز ، کارتنه ، جمنده

معنی کلمه حشره به عربی

حشره
حشرة
ذبابة
بعوضة
يراع
مبيد الحشرات
مبيد الحشرات
عظم الفخذ
يرقة
دودة , يرقة

حشره را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ایلیا
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
میروپ (کردی: میروو)
ویای (گیلکی)
پاتام (سنسکریت: پاتامگَ)
هستی
این واژه تازى (اربى) است و برابرهاى پارسى آن چنینند : پزدُک Pazdok (پهلوى: حشره ، پشه ، آفت ، حشره موذى) ، خَرَفِستر-خَرَستَر Xarafestar-Xarastar (پهلوى: حشره) ، میروپ Mirup (کردى: میرووْ: حشره) ، ویاى Viay (گیلکى: حشره) ، پاتام Patam (سانسکریت: پاتامگَ:
حشره) پَزدُکان - خَرَفِستَران - میروپان - ویایان - پاتامان : حشرات خَرَفِستَریک Xarafestarik (پهلوى: حشره شناختى، مربوط به حشره شناسى) خَرَفِستَرگَن Xarafestargan (پهلوى: حشره کُش ، ماده یا ابزارى که براى کشتن حشره هاى موذى استفاده مى شود)
Reza Sadegh-Beyki
'موریانه' برابر حشره به تازیست که جانوران ریز پرنده خزنده و زیرزمینی هستند.
'ترده' برابر حشره در فارسی هست که موریانه های پرنده اند. (حشرهاي هندواروپايي در زبانها و گويشهاي ايراني
حسن رضائي باغبيدي (عضو هيأت علمي دانشگاه تهران)
s
bug
The one
در پارسی: مای،
این واژه، ساده ترین واژه است که برای هر گونه از حشرات میشه به کار گرفت.
حشره شناسی: مایشناسی
حشره کش: مایکش

بن مایه(منبع): فرهنگ برابر پارسی واژگان بیگانه، ابوالقاسم پرتو
مهسا
مورچه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• حشرات ساس   • عکس حشرات   • نام حشرات   • حشرات مفید   • انواع حشرات   • خصوصیات حشرات   • طبقه بندی حشرات   • حشرات پروانه   • معنی حشره   • مفهوم حشره   • تعریف حشره   • معرفی حشره   • حشره چیست   • حشره یعنی چی   • حشره یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی حشره
کلمه : حشره
اشتباه تایپی : pavi
آوا : haSare
نقش : اسم
عکس حشره : در گوگل

آیا معنی حشره مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )