برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1397 100 1

جزیره

/jazire/

مترادف جزیره: آبخست، آبخوست، آبخو، آداک

برابر پارسی: آبخوست

معنی جزیره در لغت نامه دهخدا

جزیرة. [ ج َ رَ ] (اِخ ) نام موضعی است به یمامه. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (ناظم الاطباء). یاقوت آنرا بصورت مصغر «جُزَیره » ضبط کرده و میگوید: موضعی است به یمامه که نخلستانی از قوم تغلب در آنجا است. (از معجم البلدان ).

جزیرة. [ ج َ رَ ] (اِخ ) محله ای به فسطاط که نیل در طغیان محیط آن گردد و آن مانند آداک برآید. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از تاج العروس ).

جزیرة. [ ج َ رَ ] (اِخ ) بلاد مجاهدبن عبداﷲکه به شرقی اندلس است و مردم اندلس از مطلق لفظ جزیره همین اراده کنند. (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء).مردم اندلس چون لفظ جزیره گویند بلاد مجاهدبن عبداﷲ را به شرق اندلس اراده کنند. شاید این اصطلاحی قدیمی باشد که مردم زمان ما [صاحب تاج العروس ] به آن آشنا نباشند. (از تاج العروس ). و مردم اندلس از مطلق جزیره بلاد مجاهدبن عبداﷲ را به شرق اندلس اراده کنند. (از روضات الجنات ص 65). یاقوت حموی آنرا «جُزَیْره » بصورت مصغر ضبط کرده و گوید: مردم اندلس از مطلق این لفظ بلاد مجاهدبن عبداﷲ عامری اراده کنند و این همان جزیره ٔ منورقه و جزیره ٔ میورقه است و بجهت کثرت استعمال و بزرگ داشت صاحب آن ناحیه که به علماء احسان و بخشش بسیار داشت چنین اطلاق کنند. (از معجم البلدان ).

جزیره. [ ج َ رَ ] (ع اِ) آداک. و بدین جهت جزیره اش نامیدند که از زمین جدا و منقطع است. (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). موضع خشک میان دریا. (آنندراج ). یکی جزائر دریا و بدان جهت که از قسمت معظم زمین جدا است جزیره اش نامیدند. (تاج العروس از صحاح ). زمینی که مد به آن نرسد. ازهری گوید: زمینی است در دریاکه آب از آن پایین آمده و خشکی نمایان شده است. (ازتاج العروس ) (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). آبخوست. (فرهنگ اسدی ). زمینی خشک در میان دریا. (مهذب الاسماء نسخه ٔ خطی ). هر زمینی که اندر میان دریا بوده از روی آب برتر یا هر کوهی که اندر میان دریا بود آنرا جزیره خوانند. (حدود العالم ). پیله. آب خست. زمینی که از هر سوی به آب احاطه شده. خشکی که از هر طرف محاط به دریا است. بیله. بضیع. (یادداشت مؤلف ). بندآب. زیره. سماهیج. آبخون. و نیز به مجاز زمینی را گویند که از چهار سوی آب دریا آنرا احاطه کرده باشد. (از متن اللغة). بفرانسه ، ایل . (یاد ...

معنی جزیره به فارسی

جزیره
شهر اهواز در ازمنه سابق بواسطه رود کارون بدو قسنمت میشده است که یکی را (( المدینه)) و دیگری را (( الجزیره )) میگفتند. الجزیره محله ای میان جوی شاهجرد ورود دجیل بود و بهمان جهت که میان دو آب نهاده بود جزیره نامیده میشد ( با آنکه خود جزیره نبود ) .
قطعه زمین دروسطدریاکه ازهرطرف آب آنرااحاطه، کرده باشد، جزائروجزرجمع، آداک واداک و آدک و آبخو، و آبخوست وجزهم گفته شده
( اسم ) قطعه خاکی که از هر طرف بتوسط آب محصور شده باشد آبخوست . جمع :جزائر ( جزایر ). یااسماعیلیه کر. ارض را از لحاظ نشر دعوت به دوازده ناحیه تقسیم کرده بودند که هر ناحیه را جزیره مینامیدند و کسی که در جزیره دعوت میکرد ( ( حجت ) ) خونده میشد چنانکه ناصر خسرو حجت جزیر. خراسان بود.
پاره از پشم
نام جزیره واقع در بحر خزر که بندر گاه شهر گرگان و استراباد بوده و بظاهر در طی قرن هفتم آب آنرا فرا گرفته و پوشانده است .
همان جزیره ابر کافان است
این جزیره بی شک همان هندرابی کنونی است که نزدیک جزیره قیس یعنی کیش واقع است .
همان جزیره بزرگی که در قسمت تنگ خلیج فارس واقع شده است و امروز کشم نامیده میشود و آنرا جزیره طویله نیز میگفتند و ظاهرا همان جزیره ایست که در کتب جغرافی قدیم بنامهای جزیره بنی یا ابن کوان و جزیره ابر کمان و جزیره خوانده شده است و شاید اختلاف تسمیه ناشی از اختلاف نسخ باشد .
شهریست شمالی موصل که آب دجله آنرا از سه طرف محیط است بر شکل هلال . شهر مهم جزیره در شمال فیسابور واقع بود که آنرا بنام بانی آن ابن عمر از طایفه بنی تغلب [ جزیره ابن عمر ] میخواندند و رود دجله بقول یاقوت از همه طرف جز از یک ناحیه بشکل نیمدائره آنرا احاطه کرده بود و بعد در آن یک ناحیه نیز خندقی عمیق و پر آب حفر کردند ...

معنی جزیره در فرهنگ معین

جزیره
(جَ رِ) [ ع . جزیرة ] (اِ.) آبخوست ، قطعه زمینی که گرداگرد آن را آب فرا گرفته باشد. ج . جزایر.

معنی جزیره در فرهنگ فارسی عمید

جزیره
قطعه زمینی در وسط دریا که از هر طرف، آب آن را احاطه کرده باشد، آداک، اداک، آدک، آبخو، آبخوست، جَز.

جزیره در دانشنامه اسلامی

جزیره
جزیره، منطقه ای میان دجله و فرات که آن را جزیره اقور و جزیره قور و اقلیم اقور نیز گفته اند. در بسیاری از متون مربوط به صدر اسلام به قسمت شمالی بین النهرین با این عنوان اشاره شده که جای آن امروزه با قسمتی از جنوب شرقی ترکیه و مشرق سوریه و استان های شمالی عراق مانند صلاح الدین، انبار، نینوا، دهوک و قسمتی از بغداد برابری می کند. عرب، بین النهرین علیا را جزیره و قسمت جنوبی آن را عراق می نامیدند.
طول این منطقه سیصد کیلومتر (از دیار بکر در شرق ترکیه تا بغداد) ، میانگین عرض آن دویست کیلومتر، و مساحت آن حدود ۱۴۰ هزار کیلومتر مربع است. جزیره تقریبا بین ۳۳۲۰ تا ۳۸ درجه عرض شمالی و ۳۶۳۰ تا ۴۴درجه طول شرقی واقع است. جای آن امروزه با قسمتی از جنوب شرقی ترکیه و مشرق سوریه و استان های شمالی عراق مانند صلاح الدین، انبار، نینوا، دهوک و قسمتی از بغداد برابری می کند. بخش اعظم جزیزه در منطقه ای پست و کم ارتفاع قرار دارد که به جلگه دجله و فرات یا جلگه بین النهرین معروف است. این منطقه به مفهموم جغرافیایی جزیره نیست ولی چون میان رودهای دجله و فرات قرار گرفته جزیره نامیده شده است.
جزیره از نظر طبیعی از شمال به جنوب به پنج منطقه علیای جزیره، فلات علیای دجله، جزیره الدنیا، وادی فرات و منطقه الجزیره تقسیم می شود.
واژه جزیره ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • جزیره (مدینه)، از نام های مدینه• جزیره (سرزمین بین دجله و فرات)، سرزمین بین دجله و فرات• جزیرة العرب، پهناورترین شبه جزیره جهان
...
به سرزمین بین دجله و فرات در لسان فقه جزیره گفته می شود و این عنوان با اضافه «اهل» به آن (اهل جزیره) در باب صلات و زکات به کار رفته است.
بنابر قول مشهور، برای اهل جزیره مستحب است هنگام استقبال جهت نماز، اندکی به چپ متمایل گردند.
زکات اهل جزیره
بنابر قول مشهور، افضل در پرداخت زکات فطره پرداخت قوت غالب هر منط ...


جزیره در دانشنامه ویکی پدیا

جزیره
جَزیره یا آبخوست یک خشکی است که گرداگردش را آب فرا گرفته باشد.
نائورو
تووالو
جزایر مارشال
مالدیو
مالت
سنت وینسنت و گرنادین
سنت کیتس و نویس
باربادوس
آنتیگوا و باربودا
یک جزیره می تواند در یک رودخانه یا یک دریاچه یا ممکن است در کنار ساحل باشد. یک گروه از جزایر مجمع الجزایر نامیده می شوند. مانند فیلیپین. بزرگ ترین جزیره جهان گرینلند است با ۲۱۷۵۵۹۰ کیلومتر مربع پهناوری که بخشی از خاک کشور دانمارک شمرده می شود.
البته استرالیا با مساحت ۷۶۸۶۸۵۰ کیلومتر مربع از گرینلند بزرگتر است ولی از نظر زمین شناسی یک قاره محسوب می شود.
دو نوع اصلی از جزایر وجود دارد: جزایر قاره ای و جزایر اقیانوسی
عکس جزیره
جزیره آبخُست خشکی است که گرداگردش را آب فرا گرفته باشد.
جزیره (ایالت سودان) یکی از استان های کشور سودان
جزیره (میانرودان) ناحیه جغرافیایی در شمال بین النهرین
دهستان جزیره از دهستان های استان آذربایجان شرقی
جزیره همچنین می تواند به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
یکی از ۱۵ ایالت کشور سودان است.
مرکز آن شهر ود مدنی است.
جزیره (به انگلیسی: Island) نام یک کتاب ادبی است که توسط آلدوس هاکسلی، نویسندهٔ اهل انگلستان نوشته شده است. این کتاب یکی از آثار مشهور ادبی جهان است.
فهرست پرفروش ترین کتاب های تاریخ
صد رمان برتر به انتخاب کتابخانه مدرن
جزیره (اسپانیایی: La isla) فیلمی محصول آرژانتین به کارگردانی الخاندرو دوریا است که در سال ۱۹ ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

جزیره در دانشنامه آزاد پارسی

جزیره (island)
ناحیه ای از خشکی که کاملاً با آب احاطه شده است. هرچند آب استرالیا را کاملاً دربر گرفته است، با توجه به اندازه اش، جزء قاره هاست. جزایر به شیوه های گوناگون تشکیل می شوند. جزایر قاره ای۱ در گذشته بخشی از قارۀ اصلی بوده اند، امّا به علل گوناگون، ازجمله حرکت زمین ساختی۲، فرسایش۳، یا بالا آمدن سطح دریا، جدا شده اند. جزایر آتشفشانی۴، مانند ژاپن، براثر فورانِ آتشفشان های زیر آب تشکیل شده اند. جزایر مرجانی۵ را عمدتاً مرجان ها در طول سالیان ایجاد می کنند. آتول۶ آبسنگ۷ مرجانی حلقوی شکلی در اطراف مرداب است. هرگاه آبسنگ مرجانی در اطراف جزیره ای آتشفشانی رشد کند، با غرق شدن تدریجی جزیره یا به زیر آب رفتن آن براثر بالاآمدن سطح دریا، آتول پدید می آید. جزایر سدّی۸ در سواحل آب های کم عمق۹ یافت می شوند و براثر نهشته شدن رسوباتِ۱۰ حاصل از فرسایشِ خط ساحلی۱۱ ایجاد می شوند.continental islandstectonic movementerosionvolcanic islandscoral islandsatollreefbarrier islandsshallow watersedimentshoreline

ارتباط محتوایی با جزیره

جزیره در جدول کلمات

جزیره
آبخست, اداک
جزیره ادویه
جزیره استان هرمزگان
سیری
جزیره اندونزی
بالی
جزیره ای ایرانی در خلیج فارس
ابوموسی
جزیره ای در اروپا
کرس
جزیره ای در اسپانیا
قناری
جزیره ای در اسکاتلند
اران
جزیره ای در اقیانوس هند
رامی
جزیره ای در ایتالیا
الب, سیسیل, کاپری

معنی جزیره به انگلیسی

isle (اسم)
جزیره کوچک ، جزیره
island (اسم)
جزیره ، ابخست

معنی کلمه جزیره به عربی

جزیره
جزيرة
معزول
جزيرة
جزيرة
ساکن الجزيرة
جزيرة
شعبة مرجانية
جزيرة
شبه الجزيرة
معزول

جزیره را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فاطمیا
این واژه از اساس پارسى ست و معربِ واژه ى پهلوىِ گَزیرَک Gazirak (پهلوى: گزیرک: گزیره، جزیره ) است و تازیان (اربان) آن را از پارسى برداشته و الجزیرة مى گویند جمعش جزایر!!! پس شایسته ى یک ایرانى ست که بگوید و بنویسد : گزیره Gazireh (نه جزیرهx) همتاى این
واژه در پارسى : آداک (پارسى درى: گزیره ، خشکى میان آب) ، آپخُست Apxost (پارسى-پهلوى: گزیره ، زمینى که درمیان آبهاست)
Sarasayah
آبخو
عباسی اهوازی
جزیره معرب پارسی گزیرک است
فولادوند
برابرهای: پارسی جزیره که در بالا امده مانند: آبخوست، اداک و دیگر واژه ها متاسفانه امروزه در زبان پارسی کاربرد ندارن، در زبان لری که به باور برخی زبان شناسان ، همان پارسی پهلویست به جای جزیره واژه ی : مئن اویا مین او ، به معنی میان آب (میناب) رو به کار می برن، مین او: نام سرزمینی نزدیک شوش جایگاه زندگی ایل سگوند و دیگر ایلها

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جزیره در جدول   • جزیره آشپزخانه   • معنی جزیره   • جزیره کابینت   • فیلم جزیره   • کوچکترین جزیره دنیا   • نام دیگر جزیره   • جزیره ایرانسل   • مفهوم جزیره   • تعریف جزیره   • معرفی جزیره   • جزیره چیست   • جزیره یعنی چی   • جزیره یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی جزیره
کلمه : جزیره
اشتباه تایپی : [cdvi
آوا : jazire
نقش : اسم
عکس جزیره : در گوگل

آیا معنی جزیره مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )