برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1462 100 1

تصرف

/tasarrof/

مترادف تصرف: استملاک، تصاحب، تملک، ضبط، قبض، قبضه، اشغال، تسخیر، تسلط، چیرگی، دست اندازی، غلبه، ازاله بکارت، تصاحب کردن، تغییر، دگرگونی، به دست آوردن، تاثیر، نفوذ

برابر پارسی: بچنگ آوردن، دست برد زدن

معنی تصرف در لغت نامه دهخدا

تصرف. [ ت َ ص َرْ رُ ] (ع مص ) دست در کاری کردن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). دست در کاری زدن. (آنندراج ). || برگردیدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). دگرگون شدن روزگار بر کسی. || حیله و تقلب کردن در کاری. (از اقرب الموارد). || به اصطلاح تصرف آن است که مثلاً شاعری شعری منظوم ساخته و معنی مقصود را به لطافتی که می باید ادا نکرده ، دیگری به قوت طبع دخلی در آن بکار بردو به تغییر الفاظ، معنی را لطیف سازد یا مصرع دیگر مناسب تر از مصرع اول موزون نماید مثال تغییر لفظ تصرف خان سراج المحققین است در دو شعر طاهر وحید. اول :
اعتبارات جهان رفته است پیش ازآمدن
نامها در وقت کندن از نگین افتاده است.
تصرف :
نامها در کندن ، از چشم نگین افتاده است.
دوم :
مستحق را زین بخیلان چشم احسان داشتن
همچو خون کم کردن فصاد از رویین تن است.
لفظ «ریزش » بجای «احسان » تصرف است.
مثال تبدیل مصرع ، قاسم مشهدی :
به دیر و کعبه میرقصند سرمستان آزادی
که روز جمعه بازی گاه طفلان است مکتبها.
شاه ناصرعلی مصرع اول را چنین گفته :
چو خواندی درس آزادی گلستان میشود زندان.
تصرفی که شاه صفی در شعرآصفی نموده مثل ندارد، شعر این است :
می توانی که دهی اشک مرا حسن قبول.
شاه صفی بجای «می توانی » چشم دارم تصرف نمود. (از مطلعالسعدین بنقل آنندراج ). و رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون شود. || توجه و تملک و ضبط و قبض. (ناظم الاطباء) :
آگاه نئی کزین تصرف
بر سود منم تو بر زیانی.
ناصرخسرو.
اگر مثال باشد تا عمال بعضی را در قبض و تصرف خود گیرند. (کلیله و دمنه ). اول آنکه در سخن مجال تصرف یافتند. (کلیله و دمنه ).
دست تصرف قلم اینجا شکست
کین همه گنجینه در این پرده هست.
نظامی.
و من متحیر بودم که به چه کیفیت این حال مرا میگیرند. خواجه فرمودند که من متصرفم ، اگر میخواهم میدهم و اگر میخواهم می گیرم و این حال ترا به جذبه پیدا شده است. از آن جهت محل تصرف است و حالی که به متابعت سلوک می بود هر صاحب تصرفی آن را نمی تواند تصرف نمود. (انیس الطالبین بخاری ص 219). تا ملک از تصرف او به در رفت و بر آنان مقرر شد. (گلستان ). برخی ا ...

معنی تصرف به فارسی

تصرف
دست بکاری زدن، بکاری دست یازیدن، بدست آوردن
۱-( مصدر ) بدست آوردن در دست داشتن مالک شدن . ۲ - دست بکاری زدن . ۳ - چیزی را بمیل خود تغییر دادن . ۴ -( اسم ) دست اندازی . ۵ - تغییر . جمع : تصرفات .
مالک بودن بدست آوردن
[علوم نظامی] ← تصرف قهرآمیز
[forcible entry] [علوم نظامی] تسخیر و حفظ مواضع نظامی در برخورد با نیروی متخاصم مسلح متـ . تصرف قدرتمندانه
( مصدر ) ۱- مالک شدنبدست آوردن.۲ - چیزی را بمیل خود تغییر دادن .
مداخله کردن و در قبضه آوردن
[مهندسی مخابرات] ← نشانک تصرف
۱ - آن که در امری حق تصرف و دخالت دارد مالک . ۲ - مرشدی که بتواند حالتی را از مرید بگیرد یا بدهد .
[seizure signal, seizur] [مهندسی مخابرات] نشانک/ سیگنالی بر روی خط انتقال بین تجهیزات به هم متصل که نشان دهندۀ درخواست خدمات یا دسترسی به آن است متـ . سیگنال تصرف

معنی تصرف در فرهنگ معین

تصرف
(تَ صَ رُّ) [ ع . ] (مص م .) به دست آوردن ، مالک شدن .
( ~ . تَ صَ رُّ) [ ع . ] (ص مر.) ۱ - مالک . ۲ - مرشدی که بتواند در احوال تصرف کند.

معنی تصرف در فرهنگ فارسی عمید

تصرف
۱. دست به کاری زدن، به کاری دست یازیدن.
۲. به دست آوردن، چیزی را مالک شدن.
۳. در کاری به میل خود تغییر ایجاد کردن.
* تصرف عدوانی: ملکی را به زور از دست مالک آن خارج کردن.
۱. آن که در امری حق تصرف دارد، مالک، متصرف.
۲. (تصوف) مرشد و پیری که در احوال مرید تصرف کند و حالت تازه ای به او دهد یا حالتی را از او سلب کند.

تصرف در دانشنامه اسلامی

تصرف
به هر کار ارادی در یک مال که دارای اثر شرعی است تصرف در آن مال گفته میشود.
تصرّف از ریشه (صرف) در لغت به معنای دست به کاری زدن، دگرگون شدن و چیزی را تحت استیلا و اقتدار خویش داشتن، آمده است. مراد از آن در فقه عبارت است از هر اقدام ارادی منتسب به شخص در مالی- اعمّ از عین و غیر عین- که دارای اثر شرعی است؛ خواه این اثر به سود تصرّف کننده باشد یا به زیان او. از این عنوان در بابهای متعدّدی از عبادات، عقود و ایقاعات سخن رفته است.
انواع تصرّف
تصرّف از جهات گوناگون تقسیم پذیر است، از آن جمله:تقسیم تصرّف به لحاظ فعلی از افعال به تصرف فعلی- مانند غصب و قبض عین از سوی فروشنده و خریدار- و تصرف قولی.تصرّف قولی نیز یا عقدی است، مانند بیع، هبه و مضاربه و یا غیر عقدی، مانند ابراء.تصرّف به لحاظ تصرّف کننده، به تصرف مستقیم (تصرّف مالک در مال خود بدون واسطه) و غیر مستقیم، همچون تصرّف فضولی و وکیل و به تصرف عدوانی (تصرّف در مال دیگری بدون رضایت وی) و غیر عدوانی (مالکی یا امانی) و به لحاظ آثار تصرّف به تصرف ناقل، مانند بیع، هبه و اجاره و تصرف مسقط خیار، تقسیم می گردد.
حکم تصرّف
تصرّف از دو بعد تکلیفی و وضعی دارای احکام و آثاری است که ضمن چند محور به آنها اشاره می شود.تصرّف یا از ناحیه مالک در مال خویش است و یا از ناحیه غیر مالک. تصرّف غیر مالک یا در ملک شخصی دیگری است، یا در ملک مشترک، یعنی مباح برای عموم، همچون آبهای عمومی، یا در مال متعلّق به عموم مسلمانان، مانند زمینی که با قهر و غلبه بر کفّار به دست آنان افتاده و یا در مال امام علیه السّلام است، مانند انفال و خمس.
تصرّف مالک
...
تصرف
معنی لَا تَصْرِفْ: که برنگرداني(صرف به معناي برگرداندن چيزي است از حالي به حالي ، و يا عوض کردن آن با غير آن است )
معنی خَلَائِفَ: جانشینان (خلائف جمع خليفه است . و خليفه بودن مردم در زمين در جمله "خلائف فی الارض"به اين معنا است که هر لاحقي از ايشان جانشين سابق شود و سلطه و توانايي بر دخل و تصرف و انتفاع از زمين داشته باشد ، همان طور که سابقين بر اين کار توانايي و تسلط داشتند ) ...
معنی وَلَايَةُ: یاری دادن - سرپرستی و ت ...


تصرف در دانشنامه ویکی پدیا

تصرف
عمل اشغال یک ساختمان و زمین ترک شده با کاربری عمدتاً مسکونی را تصرف به انگلیسی اسکات (به انگلیسی: squat) می نامند. در عمل اشغال این گونه منازل، انتقال مالکیت، اجاره یا اعطای هر نوع مجوز قانونی برای تصرف ملک انجام نخواهد گرفت.
به گفته رابرت در ۲۰۰۴ جمعیت افرادی که در سراسر جهان در خانه های تصرف شده زندگی می کنند بالغ بر یک میلیارد نفر بوده است. او برای سال ۲۰۵۰ این رقم را تا ۳ میلیارد تن نیز برآورد می کند. با این حال موضوع اشغال کمتر در مباحث آکادمیک و سیاست گذاری ها مطرح شده و به عنوان یک معضل، نارسایی اجتماعی یا جنبش اجتماعی مورد توجه و مفهوم سازی قرار نگرفته است.
اشغال می تواند به جنبش های سیاسی مثل آنارشیسم، اتونومیسم یا سوسیالیزم مرتبط باشد. همچنین این عمل می تواند با هدف حفظ بناها و همین طور فراهم آوری مسکن از سوی مقامات انجام شود.
در بسیار از کشورهای نابرخوردار، حلبی آباد و زاغه های وسیعی وجود دارد که در حاشیهٔ شهرهای بزرگ ساخته می شوند که از خانه های خودساخته یا بی مجوز از صاحب زمین تشکیل شده است. در حالی که با گذشت زمان این سکونت گاه های اشغال شده می تواند قانونی و غیرقابل تمایز با منازل معمولی شوند، اما همچنان زیرساخت های حداقلی برای اقامت خواهند داشت؛ بنابراین از سیستم فاضلاب خبری نخواهد بود، آب آشامیدنی باید از فروشنده خریداری شده یا از شیر مرکزی تهیه شود. اگر برق هم داشته باشند، برق دزدی خواهد بود که از کابل فشار قوی مجاور شهرک تهیه شده است. در کنار استفاده مسکونی، ساختمان های اشغال شده می توانند به عنوان مراکز اجتماعی، فروشگاه مبادله، ایستگاه رادیوهای زیرزمینی یا کافه مورد استفاده قرار گیرد.
عکس تصرف
فتح اصفهان و خوزستان اشاره به لشکرکشی های مرداویج زیاری در ۳۲۱ و ۳۲۲ هجری دارد. اصفهان که پیشتر از جانب خلیفه به فرزندان یاقوت اهدا شده بود، در این دوره عرصه ی نبرد گروه های مختلفی شده بود که مرداویج توانست به راحتی آن را فتح کند ولی به دستور خلیفه آن را تخلیه کرد. اما با مرگ خلیفه عباسی، مجد ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

تصرف در دانشنامه آزاد پارسی

تَصرّف (حقوق)
سلطه و استیلای مادی و عرفی انسان بر مال، به منظور استفاده از آن به نفع خود. منظور از استیلا، حالت و ارتباط مادی است بین انسان و مال، که به موجب آن شخص بتواند بدون هیچ مانعی ارادۀ خود را در مورد آن به اجرا بگذارد. نحوۀ استیلا و حالات آن مختلف و متفاوت است. در حقوق، تصرف به عنوان مالکیت، دلالت بر مالکیت آن مال دارد مگر آن که خلاف آن ثابت شود (مادۀ ۳۵ قانون مدنی)، مانند مواردی که مال با اجازۀ مالک در تصرف دیگری باشد و یا غاصبی بدون اذن مالک مال او را به تصرّف درآورد. تصرفات اشخاص در اموال در حمایت قانون است، مگر آن که ثابت شود که تصرف ناشی از ناقل قانونی نیست. در حقوق اسلام، به موجب قاعدۀ «ید»، تا مالکیت غیر متصرف به اثبات نرسیده باشد، ذوالید یا تصرف کننده، مالک مال محسوب می شود. این قاعده وسیله ای برای احراز مالکیت است. تصرف عدوانی تصرفی است که بدون رضایت مالکِ مالِ غیرمنقول از طرف کسی صورت گیرد یا مالی را از تصرف متصرف بدون رضایت او خارج کند.

ارتباط محتوایی با تصرف

تصرف در جدول کلمات

به تصرف در آوردن
انتزاع
آنچه به تصرف کسی در آمده
مایملک

معنی تصرف به انگلیسی

inhabitancy (اسم)
سکنی ، اشغال ، تصرف ، زیست ، اقامت ، حق سکنی
possession (اسم)
مالکیت ، دارایی ، تسلط ، خون سردی ، تصرف ، ثروت ، ید تسلط
modification (اسم)
تعدیل ، اصلاح ، تصرف ، پیرایش ، تغییر و تبدیل
change (اسم)
تغییر ، دگرگونی ، بدل ، پول خرد ، عوض ، تحول ، مبادله ، تصرف
seizing (اسم)
بهم بستن ، توقیف ، تصرف
tenure (اسم)
علاقه ، خواست ، تصدی ، اشغال ، تصرف ، نگهداری ، اجاره داری ، حق تصدی
occupation (اسم)
سرگرمی ، حرفه ، اشتغال ، اشغال ، پیشه ، تصرف ، شغل
seizure (اسم)
ربایش ، تصرف ، مصادره ، غصب ، حمله ناگهانی مرض
occupancy (اسم)
اشغال ، تصرف ، اشغال مال

معنی کلمه تصرف به عربی

تصرف
احتلال , حجز , شغل , ملکية ، اِحْتِلالٌ ، استملاک
اِحْتلالٌ عَسْکَري
احتل ، اِحْتَلَّ
قبضة , مسکة

تصرف را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زهرا
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
اَشیت (اوستایی: اَشَئِتَ)
اَویتَن avitan (اوستایی: اَوی تَنی)
جیگور jigur(اوستایی: جی گَئوروَ)
سپهر
گرفتن
افرا
مالکیت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انواع تصرف   • مجازات تصرف عدوانی   • تصرف غیر عدوانی   • کتاب تصرف عدوانی   • تصرف ملک   • تصرف حقوقی چیست؟   • تصرف عدوانی کیفری   • نمونه شکایت تصرف عدوانی   • معنی تصرف   • مفهوم تصرف   • تعریف تصرف   • معرفی تصرف   • تصرف چیست   • تصرف یعنی چی   • تصرف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تصرف
کلمه : تصرف
اشتباه تایپی : jwvt
آوا : tasarrof
نقش : اسم
عکس تصرف : در گوگل

آیا معنی تصرف مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )
شبکه مترجمین ایران