لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
فرهنگ عمید
مترادف ها
اختیاری، ارادی، داوطلبانه، به خواست
خودبخود، خود مختار، ارادی، منسوب به دستگاه عصبی خودکار
فارسی به عربی
پیشنهاد کاربران
از روی میل و قصد، اختیاری، آگاهانه: رفتار ارادی.
سلیم
ارادی: آگاهانه، خود خاسته.
ارادی: آگاهانه، خود خاسته.
دلبخواه
هر هنگام
عشقی
هر هنگام
عشقی
یعنی هرموقع دلم بخواهد
واژه صحیح نیست