برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1533 100 1
شبکه مترجمین ایران

تابوت

/tAbut/

مترادف تابوت: عماری، رونده، جنازه

برابر پارسی: مرده کش، گاهوک

معنی تابوت در لغت نامه دهخدا

تابوت. (ع اِ) صندوق چوبی ، صندوق مرده. (غیاث اللغات ). ظرف صندوق مانند که میت را در آن گذاشته به قبرستان برند. (فرهنگ نظام ). صندوق جنازه و آنچه در تربت میدارند. (آنندراج ). صندوق چوبی برای مرده (از المنجد). صندوق ، اصله تابو سکنت الواد فانقلبت هاء التانیث تاء ولغة الانصار التابوه بالهاء(منتهی الارب ). صندوقی که مرده را در آن نهند، ظرفی چوبین که مرده را با آن به گورستان برند. صندوق چوبی یا فلزی که جسد مرده را در آن گذارند و سپس روی آنرا می پوشانند، ج ، توابیت. (مهذب الاسماء) :
تراشید تابوتش ازعود خام
برو بر زده بند زرین ستام.
فردوسی.
بپوشید بازش بدیبای زرد
سرتنگ تابوت را سخت کرد.
فردوسی.
ز تیماراو بد دلش بر دو نیم
یکی تنگ تابوت کردش ز سیم.
فردوسی.
بتابوت زرینش اندر نهاد
تو گفتی زریر از بنه خود نزاد.
فردوسی.
تراتنگ تابوت بهر است و بس
خورد رنج تو ناسزاوار کس.
فردوسی.
سقف گفت ما بندگان توایم
نیایش کن پاک جان توایم
که این دخمه پر لاله باغ تو باد
کفن دشت شادی و راغ تو باد
بگفتند و تابوت برداشتند
ز هامون سوی دخمه بگذاشتند.
فردوسی.
روانت گر از آز فرتوت نیست
نشست تو جز تنگ تابوت نیست.
فردوسی.
نخست آنکه تابوت زرین کنید
کفن بر تنم عنبر آگین کنید.
فردوسی.
برومش فرستاد شاپور شاه
بتابوت و از مشک بر سر کلاه.
فردوسی.
سر نیزه و گرز خم داده بود
همه دشت پرکشته افتاده بود
بسی کوفته زیر نعل اندرون
کفن سینه ٔ شیر و تابوت خون.
فردوسی.
نه تابوت یابم نه گور و کفن
نه بر من بگرید کسی زانجمن.
فردوسی.
پشوتن همی رفت گریان براه
پس و پشت تابوت و اسپ سیاه.
فردوسی.
خروشان بزاری و دل سوگوار
یکی زر تابوتش اندر کنار.
فردوسی.
خروشی بزاری و دل سوگوار
یکی سیم تابوتش اندر کنار.
فردوسی.
بتابوت ...

معنی تابوت به فارسی

تابوت
صندوق چوبی، صندوق چوبی یافلزی درازکه مرده رادر، میگذارندوبگورستان میبرند، توابیت جمع
( اسم ) ۱- صندوق چوبی یا فلری که مرده را در آن گذارند .۲- جایی که در آن بقایای اجساد پاکان و قدیسان را نگاهداری کنند.
[coffin] [باستان شناسی] محفظه ای چوبی یا فلزی یا سفالی یا حصیری یا سنگی برای حمل یا دفن یا سوزاندن جسد
[anthropomorphic coffin] [باستان شناسی] تابوتی که به شکل پیکر انسان ساخته یا تزیین شده باشد
[plank coffin] [باستان شناسی] تابوتی که از متصل کردن چند تخته چوب ساخته میشود
[wicker coffin] [باستان شناسی] تابوتی از جنس حصیر
( اسم ) مثل تابوت خشکه بسیار لاغر بسی نزار.
[sarcophagus] [باستان شناسی] تابوت بزرگی از سنگ یا چوب یا فلز یا سفال که معمولاً سطح خارجی و داخلی آن با نقوش یا نوشته هایی پوشیده است و گاه تابوت های کوچک تر را درون آن قرار میدادند
[anthropomorphic sarcophagus] [باستان شناسی] تابوت دانی که به شکل پیکر انسان ساخته یا تزیین شده باشد
تابوت شهادت تابوت عهد .
صندوقی است که موسی بامر حقتعالی از چوب شطیم ساخت طولش سه قدم و نه قیراط و عرض و ارتفاعش دو قدم و سه قیراط بود و بیرون و اندرونش بطلا پوشیده بر اطراف سر آن تاجهای طلایی ساخت و سرپوشی از طلای خالص بر آن گذارده دو کروب بر زبر آن قرار داد که با دو بال خود بر سر پوش آمرزش سایه افکن بودند و بر هر یک از طرفین آن دو حلقه طل ...

معنی تابوت در فرهنگ معین

تابوت
[ ع . ] (اِ.) صندوق فلزی یا چوبی که مرده را در آن گذارند.

معنی تابوت در فرهنگ فارسی عمید

تابوت
صندوق چوبی دراز که مرده را در آن می گذارند.

تابوت در دانشنامه اسلامی

تابوت
تابوت صندوقی برای حمل و نگهداری و دفن مردگان می باشد. از آن به مناسبت در فقه در باب طهارت سخن رفته است.
تابوت صندوقی برای حمل و نگهداری و دفن مردگان می باشد.

جنس تابوت در ادوار مختلف
بنابر شواهدی، انسان ها از قدیم ترین زمان ها تابوت را از چوب و سنگ و فلز و سفال و پوست حیوانات می ساخته اند که شکل و اندازه آن در میان اقوام گوناگون، فرق داشته است.

نقش تابوت در جهان باستان
تابوت در جهان باستان وسیله ای تجملی بود و برای حمل اجسادِ بزرگان یا متموّلان به کار می رفت.

جای گاه تابوت در میان ملل مختلف
...
تابوت
تابوت، صندوقی چوبی یا فلزی که پیکر مرده را در آن گذارند و با مراسم تشییع به گورستان حمل کنند.
درباره ریشه واژه تابوت و تحول واژگانی و معنایی آن آراء گوناگونی داده اند. برخی واژه تابوت و تَبوت یا توبوت را عبری و برگرفته از واژه تَوْب به معنای «آنچه از آن بیرون آید ، پیوسته به آن بازگردد» دانسته اند. این واژه در زبان عربی تابوت و در زبان مردم قریش و انصار به دو صورت تابوت و تابوه بکار می رفته است و مردم مصر آن را تابُوَه تلفظ می کردند.
در فرهنگ و زبان اقوام عرب واژه تابوت به معانی دیگری مانند صندوق نگهداری اجساد قدیسان، جعبه یا محفظه روی گور (صندوق گور)، قفسه سینه، جای نگهداری ذخایر معبد و جز آن نیز بکار رفته است در مصر به ظرف آبخوری و در کلیساهای حبشه به جعبه یا صندوق حاوی کتب و ظروف مقدس نیز تابوت گویند.
در قرآن واژه تابوت دوبار بکار رفته است: یک بار در داستان نهادن موسای نوزاد از سوی مادر در تابوت (صندوق یا سبدی) و افکندن آن به آب دریا و رهانیدن او از کشته شدن به دست فرعون و بار دیگر در داستان برگزیدن خداوند طالوت را به فرمانروایی در میان قوم بنی اسرائیل و اعطا کردن یک تابوت به نشانه پادشاهی که حاوی «سکینه» و میراث خاندان موسی و هارون در آن بود و فرشتگان آن را حمل می کردند.
این تابوت، یا تابوت سکینه همان تابوت عهد یا تابوت شهادت است که به روایت تورات حضرت موسی علیه السلام آن را به فرمان خدا ساخت و خدا از فراز آن با موسی تکلم می کرد .
اولین کسی که در اسلام با تابوت به شکل امروزی اش ...


تابوت در دانشنامه ویکی پدیا

تابوت
تابوت جعبه ای است که از آن برای حمل و نقل و دفن جسد مردگان استفاده می شود.
در اسلام و یهودیت، مردگان بایستی حتماً در خاک دفن شوند و از تابوت فقط برای حمل و نقل استفاده می شود ولی مسیحیان مردگان خود را با تابوت به خاک می سپارند.
در ایران تا چندی پیش مردگان با برانکارد حمل می شدند ولیکن هم اکنون بهشت زهرا تهران از تابوت برای حمل و نقل مردگان استفاده می کند.
تابوت دان یکی از انواع نگهدارنده های جسد است که معمولاً از جنس سنگ ساخته می شود و گاه در سطح بیرونی یا درونی آن تزئینات ویژه ای نیز حکاکی می شود.
Josef Engemann: Untersuchungen zur Sepulkralsymbolik der späteren römischen Kaiserzeit. Münster 1979. ISBN 3-402-07055-3
تابوت دان ها بیشتر برای نگهداری پیکرهای افراد بسیار مهم به ویژه برای پاپ ها و فرعون ها ساخته و استفاده می شدند. در مصر باستان مومیایی های افراد مهم را با یک یا چند تابوت چوبی در تابوت دان قرار می دادند.یکی از مهم ترین تابوت دان های تاریخی تابوت دان اسکندر می باشد .
تابوت دان های باستانی در آغاز به صورت مکعب ساخته می شدند اما بعدها شکل بدن انسان به آن ها داده شد.
تابوت دان اسکندر تابوت دان سنگی ای است که از مدارک مهم حقیقت مقابلهٔ ایرانیان هخامنشی و اسکندر از مقدونیه است که در موزهٔ باستان شناسی ترکیه قرار دارد. قدمت این شی به سدهٔ چهارم پیش از میلاد باز می گردد و بر آن نقش برجستهٔ عالی در یک سو از نبرد ایسوس میان ایرانیان و سپاه اسکندر و در یک سو صحنه ای از همکاری ایرانیان با یونیان در صحنه شکار نقش شده است. رنگ های بازمانده بر این تابوت دان و روایت تصویری آن اطلاعات مهمی از چگونگی لباس و ابزار ایرانیان در نبرد را مشخص می نماید.
این تابوت دان یکی از تابوت دان هایی است که طی اکتشافات باستان شناسی به سرپرستی عثمان حمدی بی و ایروان وسکان از ترکیه در نکروپولیس نزدیک صیدا لبنان در سال ۱۸۸۷ انجام شد. دربارهٔ اینکه تابوت متعلق ب ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معنی تابوت به انگلیسی

kist (اسم)
صندوقچه ، چمدان ، سبد ، تابوت ، قفسه سینه
chest (اسم)
صندوق ، سینه ، جعبه ، محفظه ، خزانه داری ، تابوت ، قفسه سینه ، خزانه ، یخدان ، سینه انسان
casket (اسم)
تابوت ، جعبه کوچک جای جواهرات ، جعبه کوچک ، جعبه جواهر ، کاست ، صندوق یا تابوت
coffin (اسم)
تابوت
sarcophagus (اسم)
تابوت ، تابوت سنگ اهکی
eternity box (اسم)
تابوت

معنی کلمه تابوت به عربی

تابوت
تابوت , صدر

تابوت را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

شهریار آریابد
در پارسی " استودان" به چم استخوان دان ، در ایران باستان پیکر مردگان را در سازه ای سفالی دو تیکه می گذاشتند و در دل کوه می نهادند ولی بیشتر مردم مردگان خویش را در بلندای کوه یا تپه رها می کردند تا خوراک کرکسان شود و سپس استخوان های مانده را درون استودان می گذاشتند و به خاک می سپردند.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تابوت تعبیر خواب   • تابوت عهد کجاست   • تابوت ایرانی   • تابوت عهد الان کجاست   • تابوت عکس   • عکس تابوت عهد   • فروش تابوت   • محل نگهداری تابوت عهد   • معنی تابوت   • مفهوم تابوت   • تعریف تابوت   • معرفی تابوت   • تابوت چیست   • تابوت یعنی چی   • تابوت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی تابوت

کلمه : تابوت
اشتباه تایپی : jhf,j
آوا : tAbut
نقش : اسم
عکس تابوت : در گوگل

آیا معنی تابوت مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )