برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1402 100 1

بهار

/bahAr/

مترادف بهار: آبسال، آبسالان، بهاران، ربیع، نوبهار ، شکوفه، بت خانه، بتکده

متضاد بهار: پاییز

معنی اسم بهار

اسم: بهار
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی,کردی
معنی: (تلفظ: bahār) فصل اول سال، (در گیاهی) شکوفه درختان خانواده ی مرکبات، گیاهی زینتی، (به مجاز) دوره ی شادابی هر چیز، (در قدیم) (به مجاز) سبزه و علف، (در قدیم) (در موسیقی ایرانی) یکی از دستگاه ها یا ادوار، (در سنسکریت) (در قدیم) بتخانه و بتکده - نام اولین فصل سال، پس از زمستان و پیش از تابستان، شکوفه درختان خانواده مرکبات، کنایه از لطافت و زیبایی، نام شهری در کردستان، مرکز کردستان در دوره ‏سلجوقی، لقب شاعر و نویسنده ‏و محقق کرد «ملک الشعرای بهار» (نگارش کردی

معنی بهار در لغت نامه دهخدا

بهار. [ ب َ ] (اِ) فصل ربیع است ؛ یعنی بودن آفتاب در برج حمل و ثور و جوزا. (از جهانگیری ). فصل ربیع و آن در بلاد اقلیم چهارم و پنجم و ششم ، مدت ماندن آفتاب است در حمل و ثور و جوزا و در اقلیم دوم و سوم مدت ماندن آفتاب در حوت و حمل. (غیاث ). ترجمه ٔ ربیع. و آن بودن آفتاب در برج بره و گاو و دوپیکر باشد و آن مشهور است. (آنندراج ) :
درخش ار نخندد بگاه بهار
همانا نگرید چنین ابر زار.
ابوشکور.
ز شیراز آن نامه ٔ شهریار
چو رخشنده گل شد بوقت بهار.
فردوسی (شاهنامه چ دبیرسیاقی ج 5 ص 2459).
هوا خوش نگار و زمین پرنگار
تو گفتی به تیر اندر آمد بهار.
فردوسی.
چنانکه این زمستان ، فصل بهار آنجا باشد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 367).
چو باغی از مه و پروین بهارش
بهاری از گل و سوسن نگارش.
(ویس و رامین ).
شادی بدین بهار چو می بینی
چون بوستان خسرو و صحرا را.
ناصرخسرو.
ترا کنون که بهار است جهد آن نکنی
که نانکی بکف آری مگر زمستان را.
ناصرخسرو.
در سفر باغ و بوستان و بهار
منزل و جای و رهگذار تو باد.
مسعودسعد.
هرگاه که آفتاب به اول حمل رسد بهار باشد، تا به اول سرطان. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). به فصل بهار به بادغیس بود... و لشکری از بهار و تابستان برخورداری تمام یافتند از عمر خویش. (چهارمقاله ٔ نظامی عروضی چ معین صص 49 - 50). چون بهار درآمد اسبان به بادغیس فرستادند. (چهارمقاله ایضاً ص 51).
عمر است بهار نخل بندان
کش هر نفسی خزان ببینم.
خاقانی.
نیست شب کز رخ و سرشک بهم
صد بهار و خزان نمی یابم.
خاقانی.
- بهار عمر ؛ کنایه از دوران جوانی :
ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر
باز آ که ریخت بی گل رویت بهار عمر.
حافظ.
- بهار حسن ؛ ابتدای جوانی و شادابی و زیبائی :
خوش چمنی است عارضت خاصه که در بهار حسن
حافظ خوش کلام شد مرغ سخن سرای تو.
حافظ.
- بهار دل ؛ کنایه از شادمانی و ...

معنی بهار به فارسی

بهار
ایالتی در هند در شمال شرقی دکن و در بخش شرقی دشت گنگ ۵۲ / ۴۸۵ / ٠٠٠ سکنه . کرسی آن پتنه . برنج نیشکر و پنبه .
سه ماه اول خورشیدی ایرانی، یکی ازفصول چهارگانه ، بتخانه، بتکده، آتشکده هم گفته شده
( اسم ) بتخانه بتکده .
[ گویش مازنی ] /behaar/ شکوفه ی مرکبات - فصل بهار
آبها که در بهار در مسیل ها و آبراهه ها از باران و سیل پدید آید و در دیگر فصول کم یا خشک شود .
دهی از دهستان گامکان است که در بخش طرقبه شهرستان مشهد واقع است .
بهار آرای . آرایش دهند. فصل بهار . آنکه بهار را آراید .
( صفت ) زیبا
گل دادن . شکوفه کردن .
( صفت ) شکوفه پاشان گل افشان .
( صفت ) زیبا اندام خوش اندام .
لقبی است مر زنان خوشگل را
( اسم ) نوایی است در موسیقی قدیم .
[ گویش مازنی ] /behaar ban/ مرتعی در حوزه ی شهرستان نوشهر
[ گویش مازنی ] /behaar peshte/ روستایی از شهرستان تنکابن
[ گویش مازنی ] /behaar pashm/ پشم بهاره ی گوسفندان که از نوع پاییزی زیرتر و نامرغوب تر است
بهار تاش ...

معنی بهار در فرهنگ معین

بهار
( ~.) ( اِ.) بتخانه ، بتکده .
(بَ) [ په . ] ( اِ.) اولین فصل سال شامل سه ماه : فروردین ، اردیبهشت و خرداد.
دادن ( ~. دَ) (مص ل .) در فصل بهار، با لشکر در جایی اقامت کردن .
(بَ. رِ) ( اِ.) شکوفه نارنج که در عطرسازی ، ساختن اسانس و تهیه مربا کاربرد دارد.
( ~. بَ) (اِمر.) ۱ - گل نوشکفته . ۲ - نوبهار. ۳ - زمین آرایش یافته از بهار مجدد.
( ~. بَ) (اِ.) گلی زردرنگ با بوتة کوتاه و برگ های ضخیم و دراز.

معنی بهار در فرهنگ فارسی عمید

بهار
۱. از فصول چهارگانۀ سال برابر با سه ماه اول سال خورشیدی ایرانی (فروردین، اردیبهشت، خرداد) که درختان سبز و خرم می شوند و گیاهان می رویند، نوبهار، بهاران.
۲. (زیست شناسی) = بابونه
۳. (زیست شناسی) شکوفۀ درختان، به ویژه درخت نارنج: بهارِ نارنج.
۴. [مجاز] دوران شکوفایی: بهار زندگی.
۵. (موسیقی) یکی از دوایر ملایم.
۱. بتخانه، بتکده.
۲. آتشکده: بهاری دل افروز در بلخ بود / کز او تازه گل را دهن تلخ بود (نظامی۵: ۹۱۸).
۱. بهار، نوبهار، بهار تازه رسیده.
۲. گل نوشکفته.
گلی زردرنگ با بوتۀ کوتاه و برگ های دراز و ستبر که در تمام تابستان گل می دهد و زمستان هم سبز است و از سالی به سال دیگر می ماند و سال بعد نیز گل می دهد، همیشک جوان.

بهار در دانشنامه اسلامی

بهار ممکن است در معانی ذیل به کار رود: معانی• فصل بهار، یکی از فصل های چهارگانه سال، پس از زمستان و قبل از تابستان اعلام و اشخاص• محمدتقی بهار، ملقب به ملک الشعرا، شاعر، نویسنده، روزنامه نگار و محقق معاصر• احمد بهار، بَهار، احمد (۱۲۶۸-۱۳۳۶ش/۱۸۹۰-۱۹۵۸م)، معروف به شیخ احمد بهار، نویسنده، شاعر و روزنامه نگار سیاست پیشه• بهار شروانی، بَهار شَروانی، میرزا نصرالله، فرزند ابوالقاسم، غزل سرای نیمه دوم قرن سیزدهم• لاله تیک چند بهار، فرهنگ نویس و شاعر قرن دوازدهم و مؤلف بهار عجم از فرهنگ های مهم و مستند فارسی• مهرداد بهار، زبان شناس و اسطوره شناس ایرانی و فرزند محمدتقی بهار (ملک الشّعراء)
...
بَهار، احمد (۱۲۶۸-۱۳۳۶ش/۱۸۹۰-۱۹۵۸م)، معروف به شیخ احمد بهار، نویسنده، شاعر و روزنامه نگار سیاست پیشه است. او از مبارزان ضد استعمار در قرن چهاردهم هجری بوده است.
وی در مشهد به دنیا آمد. پدرش محمدکاظم تهرانیان از شاعران و بازرگانان مشهد بود. بهار تحصیلات خود را از مدرسۀ فاضل خان و خیرات خان، نزد استادانی چون میرزا محمدباقر مدرس و شیخ عبدالجواد ادیب نیشابوری آغاز کرد و در تهران، کربلا و نجف به تکمیل تحصیلات پرداخت. شیخ احمد در اشعار خود، «احمد» تخلص می کرد و به لهجه خراسانی، تخلص «داش غلوم» را برگزید. اشعاری که وی به مناسبت درگذشت استادش ادیب نیشابوری سروده، نشان کمال احاطه و استادی او در صناعات ادبی است.با آغاز نهضت مشروطیت، بهار سخت به آن دل بست و حزب دمکرات خراسان را با برخی از همفکران خود بنیان نهاد. مواضع تند او در این ایام سبب شد تا مدتی توقیف، و در زندان روس ها در قوچان حبس شود. وی در ۱۲۹۶ش، روزنامۀ بهار را به عنوان ارگان حزب مذکور منتشر ساخت و به درج سروده ها و نوشته های سیاسی خود ـ که رویکردی بیگانه ستیز داشت ـ پرداخت. انتقادات شدید او از عقد قرارداد ۱۹۱۹م، میان ایران و انگلیس و درج مقالاتی با عنوان «کرزن چه می گوید؟»، موجب توقیف روزنامۀ بهار (۴ رمضان ۱۳۳۷ق/۳ژوئن ۱۹۱۹م) و دستگیری و تبعید خود او به عثمانی شد
فعالیت در استانبول
زندگی ...


بهار در دانشنامه ویکی پدیا

بهار
فصل بهار (پارسی میانه و همچنین کردی امروزی : وهار) نخستین فصل از فصل های مناطق معتدل است. در نیمکرهٔ شمالی زمین، این فصل منطبق با سه ماه فروردین، اردیبهشت و خرداد (براساس تقویم خورشیدی جلالی) است. بهار. (ع اِ) هر چیز خوب (ص)و خوش نما. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). هر چیز نیکو و روشن. (آنندراج). (آ)| سرسینه ٔ اسب و سپیدی (ل)در (ح)آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). بهار یعنی آرامش برای اردیبهشت فصلی از فصل های سال که شور و اشتیاق به همراه دارد و از مهم ترین ماه آن اردیبهشت می باشد. بهار یعنی باران یعنی اشنایی با دسته کلید.گل های باغ در بهار   گرده افشانی زنبورعسل در بهار   شکوفه های درخت آلبالو در بهار
بسیاری از مردم فصل بهار را آغاز زندگی دوباره ی طبیعت می دانند. در فصل بهار حیواناتی که دارای خواب زمستانی هستند، و همچنین، درختان از خواب زمستانی بیدار شده و زندگی را دوباره آغاز می کنند. حیوانات نیز در این فصل شروع به تولید مثل می کنند.
بهار واژه ای فارسی است، که در فارسی میانه و فارسی نوین به همین شکل بوده است.
در فرهنگ عمومی برخی از کشورها، مثل ایران و افغانستان، به این فصل بسیار اهمیت می دهند، به طوری که، حتی، سال نو آن ها در این فصل و با رسیدن خورشید به نقطهٔ اعتدال بهاری (اول فروردین، معمولاً مطابق با ۲۱ مارس) شروع می شود. آن ها شروع این سال را با مراسمی به نام نوروز جشن می گیرند که سیزده روز طول می کشد. این اهمیت در ادبیات نیز نمود زیادی دارد و بهار یکی از مهمترین سوژه های هنری و ادبی می باشد.
عکس بهار
بهار نخستین فصل سال است.
بهار (مجله)، ماه نامهٔ یوسف اعتصامی (پدر پروین اعتصامی)
محمدتقی بهار، شاعر، ادیب و سیاست مدار ایرانی
شمیم بهار، نویسنده و منتقد ایرانی
شهرستان بهار، یکی از شهرستان های استان همدان
گیاه بهار، گیاهی از تیره مرکبان
بهار عربی، خیزش های مردمی در کشورهای عربی
بهار شروانی، شاعر عصر قاجار
فصل بهار (شاعر)، شاعر عصر قاجار ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

بهار در دانشنامه آزاد پارسی

بهار (نشریه)
ماهنامۀ ادبی، فرهنگی، چاپ تهران. نخستین شماره، به مدیریت یوسف اعتصامی (اعتصام الملک)، در ربیع الثانی ۱۳۲۸، منتشر شد. از شمارۀ چهار، مدیریت مجله به مدبرالممالک سپرده شد. پس از انتشار شمارۀ دوازده در ذیقعده ۱۳۲۹، نشریه برای دَه سال تعطیل و دورۀ دوم (سال دوم) آن در شعبان ۱۳۳۹ منتشر شد. در سال دوم، مدیریت سه شماره با عباس خلیلی بود، و از شمارۀ چهار تمام امور مجله را اعتصام الملک خود به عهده گرفت. اهمیت این مجله در ترجمۀ مقاله هایی است که از کتاب ها و مجلات خارجی آورده است. همۀ مقاله های تألیفی و ترجمه ای به قلم اعتصام الملک است.

نقل قول های بهار

بهار اولین فصل از فصل های مناطق معتدل است.
• آب زنید راه را هین که نگار می رسد
• بامدادن که تفاوت نکند لیل و نهار

ارتباط محتوایی با بهار

بهار در جدول کلمات

بهار
ربیع
بهار زندگانی
جوانی
بهار عرب
ربیع
ساخته مهدی رحمانی با بازی رویا تیموریان | افشین هاشمی | محمدرضا غفاری و آناهیتا افشار که بهار امسال اکران شد
برف
شهر بهار نارنج
بابل
گلی زینتی که در اواخر زمستان و اوایل بهار ظاهر می شود
سینرر
یکی از مراسم مربوط به جشن نوروز بود که در ایران مقارن با بهار انجام میدادند
میرنوروزی

معنی بهار به انگلیسی

spring (اسم)
جست و خیز ، فنر ، سر چشمه ، عین ، چشمه ، بهار ، فصل بهار ، حالت فنری ، جهش یا حرکت فنری ، حالت ارتجاعی فنر

معنی کلمه بهار به عربی

بهار
ربيع
قد
شرفة
موسم الربيع
موسم الربيع
زهرة مخملية
شجرة دائمة الخضرة

بهار را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

طاهره
معنی زنده شدن درختان
محمد نور سهاک
دميدن روح دوباره بر کالبد زى روح طبيعت
مامان بهار
عااااالی این اسم
طراوت و تازگی.
بهار بهار چه اسم آشنایی😍
بهار
آورنده بهترین ها
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری
::بهترین آرزو
به آر::بهار
حمید اسکندری
بهار یعنی زندگی دوباره و اندیشه هایی نو
امیرعلی
تازه شدن و جان گرفتن طبیعت
سوگل
به معنی فصل بهار و زیبایی طبیعت
bahar
بهار زیباترین اسم هس و معنی آن به معنای طراوت و شکوفه میباشد:)
زینب مامان بهارجون😍😍😍
بهار یعنی تازگیو طراوت زندگی
بهار یعنی شکوفه ی زندگی
بهار یعنی تازگی
B
از نو شدن عشق و امید
Bahar.sh
طراوت و تازگی،نو شدن،زنده شدن
دنیز بهار
واقعا خیلی اسم زیبایه به معنی شادابی عشق ارامش از نو ساختن از نو بر پاکردن زینت دادن و... هستش
مامان بهار
بهارم دخترم از جای برخیز
شکرخندی بزن شوری برانگیز
زیباترین نام دخترانه بهار هست.عالیه این اسم.پر از حس طراوت و تازگی
مهرنگار
بهار اسمِ زیباییِ و معنی علف و سبزه براش مناسب نیست! تازه این موضوع رو منی میگم که اسمِ خواهرم بهارِ و اصلا رابطه ی خوبی هم باهاش ندارم! ولی واقعا این معنی در شان این اسم نیست!
بهار
اسم زیباییه من اسمم بهار و به معنی تازگی عشق و امید هستش و با خانوم مهر نگار موافقم
زهرا
بهار یعنی
طراوت و تازگی
بهار حس خیلی قشنگی داره که وقتی صداش می کنی وجودتودفرا می گیره
اسم خواهر زادم بهار خیلیییییی دوسش دارم
B.h
بهار یعنی زیبایی طبیعت و شکفتن شکوفه ها
ابراهیم
آورنده شکوفه و آورنده بهترین ها و زنده شدن دوباره هستی
افسانه
بهار اومد گلا دونه دونه واشد بساط خرمی هرجا به پا شد بهترین اسمه بهارم
نگار
سلام به نظرتون اسم نگار که به معنی:دلبر،دلداده،بت،صنم،محبوب،تصویر،نقش،همدم،همراه،ول،یار،زیبا،معشوق زیباروی،مهربان،قشنگتره یا بهار که یک فصل و اصلا جذابیت نداره و حالا معنی شکوفه ام می ده
😏😏😏😏😏😏
زینب مامان بهار
بهار یعنی زنده شدن نو شدن تازه شدن زندگی بهار میاد ب همه چی رنگ میده بهار منم ک بیاد ب زندگیم رنگ میده
زینب مامان بهار
بهار یعنی نو شدن بهار میاد. ب همه چی رنگ میده بهار منم ک بیاد ب زندگیم رنگ و شادی هدیه میده😍
فاطمه
معنی بهار اولین فصل سال و سرسبزی شادی
B.sh❤
بهار یعنی شروع
حالا این شروع میتواند شروع جوانه زدن یک درخت باشد یا
شروع فصل زندگی انسان ها
و یا هم سر اغاز تمام رنگ ها و زندگی ها
بهار. ن
اسم خیلی زیبایی،به معنی لطافت و زیبایی،امید و نور،سرسبزی...🥀🌱🍀
Mahsaaaa
بهار یعنی
رفیق ترین
ناب ترین
بامعرفت ترین
دوست داشتنی ترین
جذاب ترین
شیرین ترین
تامام
رو حرف منم حرف نیارید
(البته من خودم اسمم مهسا هستش اما یهو فازم گرفت از بهارا حمایت کنمممممممم)
بهار
به نظر من بهار یعنی شادابی و طراوت
یعنی زنده شدن دوباره یعنی عشق و احساس زیبا
من واقعا عاشق اسم بهارم
آرمین
بهار یعنی شادابی یعنی تمام احساس های خوش آیند برای انسان یعنی عشق
اسم عشق من بهار هست و وجودش برام مایه ی شادابی و حال خوب هست و عاشقانه های زندگیه من همش به خاطر وجود بهار هست
بهار
خوشبختی یعنی اینکه اسمت بهار باشه
صادق
بهاراسم دخترمه؛ بهاریعنی زندگی؛عشق بابا؛قلب بابا؛نفس بابا و...
b.a.h.a.r
بهار یعنی زیبای زیبا ها.بهار یعنی زیبا مانند خورشید
Bahar
بهار یعنی عشق زیبایی طراوت امید برای زندگی دوباره
بهار
باران شکوفه سرسبزی
ابوالفضل
اسم: بهار
ریشه : (هندی)باستان هست واژه ی فارسی و کردی نیست
معنا: گیاه یا گیاه معطر یا ادویه یا خوش بو کننده غذا یا گل خوش بو و در کشورهای عربی این واژه معروف به (بهارات)هست یعنی ادویه غذا یا خوش بو کننده غذا
و کشور هند امروز بزرگترین صادر کننده ادویه گیاهی و خوراکی در جهان هست
احتمال ورود این واژه در ایران از طریق کولی ها مهاجر از هند به ایران هست
بهار
بعد از هر خواب بیداری
بعد از هر زمستان بهار
بهار از هر مرگ زندگی
بعداز هر شکست امید
این است معنی بهار
bahar
اسمم بهار وبه داشتنه چنین اسم زیبایی افتخار میکنم
بهار یه واژه ی خیلی زیبایی هستش و شاعر های زیادی هست که برای این فصل و و این اسم زیبا
شعر سرودن از زیبایی فصل بهار هرچی بگن کمه
بهار
Bahar
بهار یعنی بت صنم
گل گاو چشم یا همون بابونه شیرازی
آتشکده
توی کشور ترکیه به فصل بهار میگن ایلک بهار یعنی اولین بهار و به پاییز هم میگن سُن بهار یعنی آخرین بهار
من اینو خیلی شباهت میدم به این متن که میگن پاییز بهاریست که عاشق شده است
B.N
بهار یعنی زیبایی بهار یعنی طراوت بهار یعنی شکوفه بهار یعنی زندگی یا بهتره بگم بهار یعنی زندگی دوباره
علی باقری
بهار: در پهلوی وهار wāhar بوده است.
((زفرّش جهان شد چو باغ بهار ؛
هوا پر ز ابر و زمین پرنگار.))
(نامه ی باستان ، جلد اول ، میر جلال الدین کزازی ، 1385، ص 226.)
حدیثه بهارلویی
نام بهار یعنی سرزندگی خلاصه خیلی چیزا
بهار
(بهار ینی یک زندگی دوباره) و معنی علف و سبزه و شکوفه برای این اسم مناسب نیست!!!
چون بهار اسم اولین فصل سال هستش یک شروع دوباره برای هر آدمی اتفاق میوفته و زندگی تازه تری آغاز میشه( و معنای واقعی بهار یک زندگی دوباره س)
بهار
بهار به معنی نو شدن و با طراوت شدن و زنده شدن است
حسین
یعنی تازگي نویی احساس خوب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فصل بهار   • انصاف نیوز   • اسم بهار   • خرداد نیوز   • شعر بهار   • روز نو   • افتاب نیوز   • تابستان   • معنی بهار   • مفهوم بهار   • تعریف بهار   • معرفی بهار   • بهار چیست   • بهار یعنی چی   • بهار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی بهار
کلمه : بهار
اشتباه تایپی : fihv
آوا : bahAr
نقش : اسم
عکس بهار : در گوگل

آیا معنی بهار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )