برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1471 100 1

برش

/boreS/

مترادف برش: بریدگی، شکاف، بریده، تقطیع، جدایی، فصل، قطع، قاش، قاچ، کارآیی، توان، برایی، قاطعیت، تیزی، بریدن

معنی برش در لغت نامه دهخدا

برش. [ ب َ ] (اِ) معجونی مکیف و مقوی که از افیون و اجزاء چند دیگر کنند بقوام عسل و سطبرتر. معجونی مرکب از بعض مخدرات و ادویه ٔ دیگر که به پیران تجویز می کردند. (یادداشت مؤلف ).
- نسخه ٔ برش ، یانسخه های برش ؛ سیاهه ٔ اجزای مرکب کننده ٔ این معجون مکیف مقوی.

برش. [ ب َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان اهر. سکنه ٔ آن 346 تن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).

برش. [ ب َ ] (اِ) گل. گل اخری. (یادداشت مؤلف ).

برش. [ ب َ رَ ] (ع اِ) خجکهای سیاه و سپید بر اسب بخلاف رنگ آن. (منتهی الارب ) (از آنندراج ). نقطه های سپید و سیاه که بر اندام اسب باشد یا نقطه هایی که برنگ مخالف رنگ سایر اعضا باشد: مدنر؛ اسب با خجکها زائد از برش. (منتهی الارب ). || خجک ناخن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). برشه. نوی. (یادداشت مؤلف ). || نقطه های خرد سیاه که بیشتر بر روی پدید آید و گاه باشد که بسرخی و بسیاهی کم رنگ زند. (بحر الجواهر). کنجدک. ک»مک. (از یادداشت بخط مؤلف ). پاره سیاهی مستدیر مایل به سرخی و بیشتر به روی. || بیماری است. (یادداشت مؤلف ).

برش. [ ب َ رَ ] (اِ) بش. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی ). موی قفای اسب. فش. کاکل اسب. (از برهان ). مؤلف نویسد: در جای دیگر این کلمه راندیده ام و ممکن است سهو کاتب لغت نامه ٔ اسدی باشد.

برش. [ ب ُ ] (ع ص ، اِ) ج ِ ابرش. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به ابرش شود.

برش. [ ب ُ ] (روسی ، اِ) قسمی آبگوشت که از کلم برگ و گوشت گاو و ترب و گوجه فرنگی کنند. (یادداشت مؤلف ). || نوعی سوپ. سوپ روسان. سوپ روسی.

برش. [ ب ُ رِ ] (اِمص ) اسم مصدر است از بریدن. بریدن. (آنندراج ). || برندگی. تندی. تیزی. حدت. قاطعیت چنانکه گویند برش این کارد،این چاقو، این قلمتراش ، این شمشیر، این خنجر و امثال آنها چگونه است ؟ یا کارد خوش برش نیست :
چون میغ رسیدی آتش آمیغ
با غرش کوس و برش تیغ.
خاقانی.
ولی باید اندیشه را تیز و تند
برش برنیاید ز شمشیر کند.
نظامی.
شمشیر امتیاز جهان را برش نماند
یک جوهری در و خزف از هم جدا نساخت. ...

معنی برش به فارسی

برش
( اسم ) خوراکی آبکی که با گوشت و برگ کلم و موارد دیگر تهیه کنند سوپ روسی .
اسم مصدر است از بریدن بریدن .
[cut] [سینما و تلویزیون، ورزش] [سینما و تلویزیون] گذر بلافاصله و بدون واسطه از نمایی به نمای دیگر [ورزش] در بسکتبال، تغییر جهت ناگهانی بازیکن مهاجمِ بدون توپ در حین دویدن با هدف به هم ریختن سازمان دفاعی حریف یا دریافت توپ در موقعیت مناسب
[cut] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] جدا کردن قطعه ای از متن یا نگاره برای حذف یا جابه جایی آن متـ . بریدن
[felling, cutting , falling] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] بریدن درخت از کنده و انداختن آن
[section] [زیست شناسی] مقطعی از یک بافت یا اندام
[section] [موسیقی] قسمتی از لحن که از چند انگاره تشکیل می شود و کوچک تر از عبارت است
[section , profile] [باستان شناسی] ← برش باستان شناختی
[shear] [مهندسی عمران] حالتی که نیروهای داخلی پدیدآورندۀ آن موجب لغزش یک صفحه بر صفحۀ مجاور شود
[جوشکاری و آزمایش های غیرمخرب، مهندسی بسپار، مهندسی مواد و متالورژی] ← برش زنی
[ گویش مازنی ] /borsh/ صوتی برای نگه داشتن اسب، تحریک کردن سگ و راندن مرغ & بزن – با شدت و پیاپی بزن – با چوب بزن - امر به زدن درختان با چوب جهت فرو ریختن میوه ۳توهین کن
[liberation cutting/ liberation cut, liberation felling, release cutting, release treatment] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] نوعی تیمار در توده ای که هنوز در مرحلۀ نهالی است، با هدف رها کردن نهال های مطلوب از رقابت با درختان مسن تر و مرتفع متـ . آزادسازی liberation, release
[preparatory cutting, preparatory felling] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] برداشت درختان، نزدیک به پایان دوره، برای باز کردن تاج پوش و ایجاد فضای رشد تاج درختان مادر (seed bearer)
[improvement cutting, improvement felling, tending cutting] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگ ...

معنی برش در فرهنگ معین

برش
(بُ رِ) ۱ - (اِمص .) بریدن ، بریدگی . ۲ - کنایه از: زرنگی ، کاردانی و توانایی زیاد در انجام کاری . ۳ - ( اِ.) روش بریدن پارچه متناسب با لباس مورد نیاز.
(بُ) [ روس . ] ( اِ.) خوراک آبداری از گوشت ، کلم ، چغندر و احیاناً هویج . نوعی سوپ روسی .
(بُ رِ) (ص . اِ.) کسی که کارش بریدن قطعه های مصالح اعم از پارچه ، آهن ، نایلون و همانند آن در اندازه های مناسب برای تولیدی ها باشد.

معنی برش در فرهنگ فارسی عمید

برش
خوراک آب دار که با گوشت، برگ کلم، گوجه فرنگی، و بعضی چیزهای دیگر تهیه می شود.
۱. بریدن.
۲. بریدن پارچه طبق اندازۀ معیّن، برای دوختن پارچه.
۳. (اسم) قاچ خربزه یا هندوانه.
۴. [عامیانه، مجاز] لیاقت و شایستگی در انجام کار.
۵. تیز بودن، برندگی.
۶. (اسم) [مجاز] مقطعی از زمان.
ویژگی لباسی که پارچۀ آن خوب بریده و دوخته شده باشد.

برش در دانشنامه ویکی پدیا

برش
برش ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
تنش برشی
مقاومت برشی
دیوار برشی
برشکاری
برش (زمین شناسی)
برش (سنگ)
سوپ برش
برش (انگلیسی: Shear) در زمین شناسی به پاسخ سنگ به تغییر شکل گفته می شود که معمولاً بر اثر تنش فشاری روی داده و بافت های ویژه ای را پدید می آورد. برش ممکن است همگن یا ناهمگن باشد و می تواند به شکل برش خالص یا برش ساده روی دهد. مطالعه برش زمین شناختی در حیطه زمین شناسی ساختاری، ریزساخت سنگ یا بافت سنگ و مکانیک گسل است.
فشارش (زمین شناسی)
کشش (زمین شناسی)
مرز همگرا
گسل
فرایند برشی در سنگ های ترد و شکل پذیر روی می دهد. تنش برشی در سنگ های ترد منجر به شکستگی سنگ ها و ایجاد گسل های ساده می شود.
بِرش (انگلیسی: Breccia) سنگی است که از قطعات شکسته شده کانی ها یا سنگ های سیمانی شده که توسط قطعات ریز خمیره به هم پیوسته اند تشکیل می شود که ترکیب آن ممکن است شبیه به قطعات ترکیب شده یا از متفاوت از آن باشد.
دهانه برخوردی
گردش آب گرم
قیف دالانه
سنگ پوشه
واژه برش از زبان ایتالیایی گرفته شده و به معنی «شن سست» یا «سنگ مرکب از شن های سیمانی شده» است. برش ممکن است دارای منشأ متفاوتی باشد که نوع آن در نام سنگ مشخص می شود، مانند برش رسوبی، برش تکتونیکی، برش آذرین، برش برخوردی و برش آب گرمایی.
برش (انگلیسی: The Cut) فیلمی در ژانر درام تاریخی است به کارگردانی فاتح آکین فیلمساز و کارگردان ترک تبار ساکن آلمان که در سال ۲۰۱۴ به اکران عمومی درآمد. این فیلم در پنجمین روز هفتاد و یکمین جشنواره فیلم ونیز، نمایش درآمد. این فیلم در مکان های مختلف و در پنج کشور، با بودجه ای نزدیک به ۲۰ میلیون دلار و با دوربین های سینماسکوپ فیلم ۳۵ میلی متری فیلم برداری شده است. فیلم «برش ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

برش در دانشنامه آزاد پارسی

بِرِش (breccia)
نوعی سنگ رسوبی آواری درشت دانه. از قطعات شکستۀ سنگ های موجود تشکیل می شود که در زمینه ای ریزدانه به هم متصل شده اند. این سنگ شبیه کنگلومرا یا جوش سنگ است، اما قطعات سنگ در برِش مضرّس اند.

برش در جدول کلمات

برش خربزه
قاش
برش سینمایی
کات
برش هندوانه
قاچ
برش کنگره ای
دالبر

معنی برش به انگلیسی

cut (اسم)
تخفیف ، قطع ، برش ، جوی ، شکاف ، کانال ، چاک ، معبر ، بریدگی ، مقطع
cutting (اسم)
قطع ، برش ، قلمه گیاه ، قلمه زنی ، برش روزنامه
abscission (اسم)
جدایی ، قطع ، ریزش ، برش ، دریدگی ، قطع پوست و گوشت
incision (اسم)
برش ، شکاف ، چاک
section (اسم)
برش ، قسمت ، گروه ، دسته ، قطعه ، بخش ، دایره ، مقطع ، برشگاه
slice (اسم)
برش ، باریکه ، تکه ، لقمه ، قاش ، گوه ، خلال ، قاچ ، مرهم کش
dissection (اسم)
قطع ، برش ، تجزیه ، تشریح ، کالبد شکافی
mammock (اسم)
برش ، ذره ، پاره ، ریزه ، قراضه ، دم قیچی
borsch (اسم)
برش ، نوعی ابگوشت سبزی دار روسی
borscht (اسم)
برش ، نوعی ابگوشت سبزی دار روسی
broach (اسم)
برش ، سیخ ، سنجاق کراوات ، شکل سیخ
slash (اسم)
برش ، ضرب ، شکاف ، چاک ، ضربه سریع ، چاک لباس ، نشان ممیز
clip (اسم)
برش ، گیره یا پنس ، پشم چینی ، شانه فشنگ ، گیره کاغذ
concision (اسم)
قطع ، برش ، تفرقه
scissoring (اسم)
برش ، تفرقه ، اختلاف ، پراکندگی
truncation (اسم)
برش ، کوتاه سازی ، ناقص سازی ، قطع سر ، بی سر سازی ، ابتر سازی ، تسطیح زوایا
slicing (اسم)
برش ، قاچ زنی
hack (اسم)
برش ، ضربه ، ضربت ، فاحشه ، چاک ، نویسنده مزدور ، جنده ، خش ، مزدور ، کلنگ ، سرفه خشک وکوتاه ، اسب کرایه ای ، اسب پیر ، درشکه کرایه
excision (اسم)
قطع ، برش
resection (اسم)
قطع ، طرد ، برش
snip (اسم)
برش ، خرده ، قطعه ، ته سیگار ، ادم کوچک یا بی اهمیت
snipping (اسم)
برش
sectorial (صفت)
برش ، بخشی ، دندان اسیا ، مربوط به قطاع دایره

معنی کلمه برش به عربی

برش
اطرح , تشريح , دبوس , شريحة , شق , قطع , ماجور
نصف القطر
قص

برش را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

.^^^^^
صورتش یا بدنش
علی باقری
برش ( قطع یا کات): قطع صحنه یا نما، اصطلاحی است تدوینی ( مونتاژی ) که معرف اندازه سازی نما به لحاظ زمانی، مکانی وحرکتی آن است. قطع نما در مراحل مختلف تدوین بسیار متغییراست.(اصطلاح سینمایی)
Cat
بدن او
یا
از او
بستگی به نوع جمله داره

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سوپ برش روسی   • سوپ برش رژیمی   • برش پلان   • خواص سوپ برش   • سوپ برش حکیم تهرانی   • سوپ بوش   • برش معماری   • طرز تهيه سوپ برش روسي   • معنی برش   • مفهوم برش   • تعریف برش   • معرفی برش   • برش چیست   • برش یعنی چی   • برش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی برش
کلمه : برش
اشتباه تایپی : fva
آوا : boreS
نقش : اسم
عکس برش : در گوگل

آیا معنی برش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران