برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1677 100 1
شبکه مترجمین ایران

باور

/bAvar/

مترادف باور: اعتقاد، ایقان، ایمان، عقیده، باورداشت، برداشت، پذیرش، قبول، زعم، گمان

معنی اسم باور

اسم: باور
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: bāvar) مجموعه ی اعتقادهایی که در یک جامعه مورد پذیرش قرار گرفته است، حالت یا عادتی ذهنی که باعث اعتقاد یا یقین انسان می شود، قبول سخن، یقین، اعتقاد، عقیده، تصدیق سخن، قبول - مجموعه اعتقادهایی که در یک جامعه مورد پذیرش قرار گرفته است، حالت یا عادتی که باعث اعتقاد یا یقین انسان می شود

معنی باور در لغت نامه دهخدا

باور. [ وَ ] (اِ) قبول. تصدیق سخن. (برهان قاطع). گمان میکنم از حرف «بَ» و «آور» بمعنی یقین مرکب است. (یادداشت مؤلف ). مخفف بآور است. (فرهنگ رشیدی ). قبول داشتن. (غیاث اللغات ). و کسانی که به ضم «واو» خوانند خطاست. (آنندراج ). اصل این کلمه از ریشه ٔ ور بمعنی برگزیدن و برتری دادن و گرویدن است. (از فرهنگ ایران باستان پورداود ص 62). و بازشناختن و اعتقاد داشتن نیز معنی میدهد و کلمه ٔ واور پهلوی و باور پارسی از ریشه ٔ «ور» پهلوی اشتقاق یافته است. (از مزدیسنا و ادب پارسی دکتر معین ص 442). استوار. راست. یقین. (برهان قاطع).
- باور بودن ؛ پذیرفته بودن. مورد قبول بودن. مورد اعتقاد بودن. استوار و یقین آمدن :
نگه کن که تا چون بود باورم
چو کردارهای تو یاد آورم.
فردوسی.
نشانی که بد داده مادر مرا
بدیدم نبد دیده باور مرا.
فردوسی.
اقوال مرا گر نبود باورت ، این قول
اندر کتب من یک یک بشمر و بنگر.
ناصرخسرو.
پیکان تیر غمزه ٔ تو بر دل من است
گر نیست باورت ز من اکنون بیار دست.
کمال اسماعیل.
اقبال را بقا نبود دل بر او مبند
عمری که در غرور گذاری هبا بود
ور نیست باورت زمن این نکته ٔ شریف
اقبال را چو قلب کنی لابقا بود.
دهلوی.
- باور داشتن ؛ استوار داشتن. (برهان قاطع). اعتماد کردن به حرف کسی. (از فرهنگ شعوری ج 1 ورق 161). راست داشتن بر گفتار کسی. (فرهنگ اسدی ). اعتبار کردن. (غیاث اللغات ). و رجوع به باور داشتن در جای خود شود.
- || اعتقاد. ایمان. (یادداشت مؤلف ) :
نیست در فن خودم چون خور شاهان همت
بازپرس از سخنم گر تو نداری باور.
خلاق المعانی (از شعوری ).
- بدباور ؛ که دشوار و سخت باور کند. که به آسانی باور نکند. دیرباور.
- خوش باور ؛ که زود باور کند. که زود بپذیرد.
- دیرباور ؛ که دیر باور کند. که شک آرد. که آسان نپذیرد. که آسان قبول نکند.
- زودباور ؛ که زود باور کند. زودپذیرنده. آسان قبول کننده. بتازی «وابصة سمع» گویند؛ یعنی زودباور.
- ناب ...

معنی باور به فارسی

باور
یقین، اعتقاد، عقیده، باورداشتن: باورکردن، سخن کسی را از راست و درست پنداشتن
( اسم ) ۱ - قبول سخن پذیرش قول کسی . ۲ - یقین اعتقاد .
شتابکار معجل
قبول کردن پذیرفتن
مورد قبول قرار گرفتن
آنکه شهر ابیورد را به خراسان بنا کرد
آشپزی طباخی
که باور دارد
قبول قبول داشتن
( مصدر ) باور کردن
نام دهی از شهرستان لار است
[food fallacy] [تغذیه] تصورات نادرست از غذاها و خواص آنها
( مصدر ) سخن کسی را راست دانستن باطنا تصدیق قول کسی کردن .
پذیرفتنی
[declinist] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] فرد معتقد به افول باوری
دهی است از بخش قلعه زرس شهرستان اهواز.
بد باور . مقابل خوش باور زود باور .
[womanist] [مطالعات زنان] ویژگی کسی که برای ...

معنی باور در فرهنگ معین

باور
(وَ) [ په . ] ( اِ.) ۱ - پذیرفتن سخن . ۲ - یقین ، اعتقاد.

معنی باور در فرهنگ فارسی عمید

باور
۱. یقین، اعتقاد.
۲. عقیده.
* باور داشتن: (مصدر متعدی)
۱. باور کردن.
۲. سخن کسی را راست و درست پنداشتن.
ویژگی کسی که خبر یا سخنی را زود باور می کند، ساده دل، ساده لوح، زودباور.
هم عقیده.

باور در دانشنامه ویکی پدیا

باور
باور یا اعتقاد، وضعیتی در ذهن است که با وجود آن، فرد فکر می کند که چیزی درست است، بدون توجه به ابنکه آیا شواهد تجربی ای وجود دارد یا نه، که با قطعیتی که بر حقایق مسلم دیگری مبتنی باشد، ثابت کند که آن چیز درست است. یکی دیگر از راه های تعریف باور، آن را به مثابه بازنمایی ذهنی ‏(en)‏ از یک نگرش مثبت جهت گیری دار به سمت محتمل دانستن حقیقی بودن چیزی تعریف می کند. در زمینه اندیشه یونان باستان، دو مفهوم با مفهوم باور مرتبط شناخته شده است: پیستیس (به انگلیسی: pistis) و دوکسا (به انگلیسی: doxa). به زبان ساده، پیستیس به «اعتماد» و «اطمینان» اشاره می کند، در حالی که دوکسا به «نظر» و «پذیرش» اشاره دارد. کلمهٔ انگلیسی «ارتدکس» از دوکسا حاصل شده است. جاناتان لستر (به انگلیسی: Jonathan Leicester) می گوید هدف باور، هدایت عمل است و نه نشان دادن حقیقت.
حیث التفاتی
گرایش های گزاره ای
عقیده
در معرفت شناسی، فیلسوفان از واژهٔ «باور» برای اشاره به نگرش های شخصی مرتبط با ایده ها و مفاهیم درست یا غلط استفاده می کنند. با این حال، «باور» نیاز به درون نگری و احتیاط فعال ندارد. به عنوان مثال، ما هرگز به این فکر نمی کنیم که آیا خورشید برخواهد آمد یا خیر. به جای آن، به سادگی فرض کنیم که خورشید طلوع خواهد کرد. از آنجا که «باور» یک جنبه مهم زندگی دنیوی است، بنا به نظر اِریک شویتزگِبِل (به انگلیسی: Eric Schwitzgebel) در دائرةالمعارف فلسفه استنفورد، یک سواب مربوط این است که: «چگونه یک موجود فیزیکی خالص می تواند باورهایی داشته باشد؟»
در فلسفه ذهن مدرن، کلمه اعتقاد برای حالتی اطلاق می گردد که ما چیزی را راست و درست می دانیم. در این معنی، اعتقاد به چیزی نیازمند تأمل در مورد آن چیز نیست: یک فرد بالغ و معمولی از میان تعداد زیادی از اعتقاداتش تنها به چند از آن ها می تواند حضور ذهن داشته باشد. در بیان ساده، بسیاری از چیزهایی که ما بدان ها اعتقاد داریم اموری کاملاً روزمره اند: ما سر داریم، الان قرن بیست ویکم است و استکان چایی روی میز است؛ بنابراین شکل گیری یک عقیده از مهمترین و اساسی ترین خصوصیات ذهن است و مفهوم اعتقاد نقش بسیار مهمی را در فلسفه ذهن و معرفت شناسی دارد. به عنوان مثال «مسئله ذهن-بدن»، که از بنیادی ترین مسائل فلسفه ذهن است، تا حدی به ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

باور در جدول کلمات

باور
یقین , اعتقاد, عقیده
باور به خدای یگانه | ایزدی که همه چیز و همه پدیده ها را آفریده یا دربر می گیرد
خرداد
باور قلبی
یقین
باور و یقین
ایمان
باور کردن
اعتقاد
دروغ باور نکردنی
شاخدار

معنی باور به انگلیسی

faith (اسم)
پیمان ، اعتماد ، دین ، اعتقاد ، باور ، عقیده ، ایمان ، کیش ، مذهب
belief (اسم)
اعتماد ، گمان ، اعتقاد ، باور ، عقیده ، ایمان
credence (اسم)
اعتماد ، اعتقاد ، باور

معنی کلمه باور به عربی

باور
اعتقاد
لا يصدق , مدهش , معيب
اعتقد
محتمل , مقبول , من المحتمل , موثوق به
نورس
سريع التصديق
مرتاب

باور را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

amin
Belives
مریم
من اسم دختر دومم رو باور گذاشتم.حس متفاوتی که من به اون داشتم و دارم.نگاه های پر از معنی در عمق چشمهاش هست.و معتقد باور ها و معنویات زندگی من از وجود اونه.
علی باقری
باور (Belife) : [اصطلاح جامعه شناسی] پذیرفتن اندیشه و عمل فرد یا گروهی توسط افراد یا گروههای دیگر به صورت الگوهایی قابل استناد .باور(belife) با عقیده یا نظر(opinion) متفاوت است .
منبع https://rasekhoon.net
علی باقری
باوِر:[اصطلاح صید ]به لنگر لنج اطلاق می شود.
Farhood
conviction
عقیده قوی
حسن
باور در کردی کورمانجی باکوری باور میشود باوری ...به به به این زبان زیبای ایرانی ♥️
پوریا13
در زبان گیلکی
باور : بیار
پوریا13
در زبان گیلکی:
باوَر : بیار
ناوَر : نیار
باوَرد : آورد
ناوَرد : نیاورد
باوَردی؟ : آوردی؟
ناوَردی؟ : نیاوردی؟

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• باور در نتورک مارکتینگ   • معنی باور   • تعریف باور   • باور چیست pdf   • قدرت باور   • قدرت باور و ایمان   • تفاوت باور و اعتقاد   • موشک باور   • مفهوم باور   • معرفی باور   • باور یعنی چی   • باور یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی باور

کلمه : باور
اشتباه تایپی : fh,v
آوا : bAvar
نقش : اسم
عکس باور : در گوگل

آیا معنی باور مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )