برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1645 100 1
شبکه مترجمین ایران

افسوس

/'afsus/

مترادف افسوس: آوخ، آه، اسف، تاسف، تحسر، تلهف، حسرت، حیف، دریغ، واویلا، واحسرتا، هیهات

برابر پارسی: دریغا

معنی افسوس در لغت نامه دهخدا

افسوس. [ اَ ] (اِ) فسوس. حسرت. دریغ. کلمه ایست که در وقت حسرت گویند. (آنندراج ).در تأسف و حسرت استعمال شود. (ناظم الاطباء). دریغ و حسرت. اندوه. (فرهنگ فارسی معین ). دریغ. حسرت. ندامت : افسوس که فلان مرد. (از فرهنگ نظام ) :
آخر افسوس مان بیاید ازآنک
ملک در دست مشتی افسوسی است.
انوری.
|| بازی. ظرافت. سخر. لاغ. (برهان ). سخریه. استهزاء. طنز. (فرهنگ نظام ). به این معنی فسوس بی همزه آید. لطیفه. بذله. ظرافت. مضحکه. (ناظم الاطباء). طنز. تمسخر. بازی. ظرافت. (آنندراج ). ریشخند. شوخی. سخریه. استهزاء. (فرهنگ فارسی معین ). || ظلم. ستم. (برهان ) (فرهنگ نظام ). ظلم. ستم.تعدی. زبردستی. (ناظم الاطباء) :
ای صدر نائبی بولایت فرست زود
معزول کن معینک منحوس دزد را
زرهای بی شمار به افسوس می برد
آخر شماراو بکن از بهر مزد را
تا دیگران دلیر نگردند همچو او
فرمان من ببر بکش این زن بمزد را.
؟ (از آنندراج ).
|| بیراهی. (برهان ) (فرهنگ نظام ). || خشم. غضب. || آزار. جفا. || غم. اندوه. محنت. دلگیری. || سهو. خطا. خیط. || نفرت. (ناظم الاطباء).

معنی افسوس به فارسی

افسوس
شهری قدیم در ایونیه واقع در ساحل دریای اژه . در آنجا معبد آرستیمس که در شمار عجایب سبعه عالم است بر پا بود و آن بدست ارستراتس سوخته شد . شورای افسس در ۴۳۱ . نسطوریوس را محکوم کرد . طبق روایات اسلامی غار اصحاب کهف در همین شهر بود .
فسوس: ظلم، ستم ، دریغ، حسرت، اندوه ، ریشخند، استهزائ، شوخی، سخریه ، افسوس خوردن: حسرت خوردن، دریغ خوردن
( اسم ) ۱ - دریغ حسرت اندوه . ۲ - ریشخند شوخی سخریه استهزا . ۳ - ظلم ستم .
آه برخاستن ندامت و حسرت خاستن
حسرت خوردن شکایت کردن
حسرت داشتن
طنز گفتن تمسخر کردن
(مصدر ) ۱ - حیله کردن مکر کردن . ۲ - سحر کردن جادو کردن .
( اسم ) ریشخند کننده مستهزئ .
اشک غم اشک تحسر . اشک حسرت
هر چیز که مایه افسوس دوستان گردد .

معنی افسوس در فرهنگ معین

افسوس
( اَ ) [ په . ] (اِ.) ۱ - ریشخند، تمسخر. ۲ - دریغ ، حسرت . ۳ - ظلم ، ستم .
( ~.کَ دَ) (مص م .) مسخره کردن ، به ریشخند گرفتن .

معنی افسوس در فرهنگ فارسی عمید

افسوس
۱. احساس دریغ، حسرت، و اندوه.
۲. [قدیمی] ریشخند، استهزا، سخریه.
۳. [قدیمی] ظلم، ستم: ای صدر نائبی به ولایت فرست زود / معزول کن معینک منحوس دزد را ـ زرهای بی شمار به افسوس می برد / آخر شمار او بکن از بهر مزد را (ناظم الاطبا: لغت نامه: افسوس).
۴. [قدیمی] مکروحیله.
* افسوس خوردن: (مصدر لازم) حسرت خوردن، دریغ خوردن.

افسوس در دانشنامه ویکی پدیا

افسوس
افسوس می تواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:
حسرت
افسوس (شهر)، از شهرهای ایونیا در آناتولی
اِفِسوس (نیز اِفِسُس) (به یونانی: Έφεσος) یکی از شهرهای ایونیا در آناتولی (آسیای صغیر) باستان بود که امروز ویرانه های آن به عنوان مرکز گردشگری و باستان شناسی در سه کیلومتری جنوب شهر سلجوک استان ازمیر کشور ترکیه قرار دارد. ویرانه های افسوس یکی از بزرگترین مجموعه های به جای مانده از تمدن یونایان در مدیترانه شرقی است.
هراکلیتوس (۵۳۵–۴۷۵ قبل از میلاد) فیلسوف پیشاسقراطی
زوکسیس نقاش قرن پنجم قبل از میلاد
پارهاسیوس نقاش قرن پنجم قبل از میلاد
سورانوس فیزیکدان قرن اول و دوم پس از میلاد
آرتمیدوروس طالع بین و نویسنده قرن دوم پس از میلاد
جاذبه های گردشگری این شهر، همه ساله جهانگردان بسیاری را به این منطقه جذب می کند. «افسوس» میزبان یکی از هفت کلیسای آسیا در کتاب «مکاشفه یوحنا» در «عهد جدید» بوده است و شاید انجیل یوحنا در این محل به رشته تحریر درآمده باشد. همچنین بسیاری بر این باورند که «هفت خفتگان افسوس» (در قرآن: أصحاب الکهف)، که مسیحیان و مسلمانان آن ها را مقدس می دانند، در این شهر زندگی می کردند و در غاری نزدیک به آن، سال های بسیار به خواب رفته اند. کشف بسیاری از اسناد مربوط به مسیحیت و مذاهب پیشین، «افسوس» را در زمره مهم ترین بقایای تاریخی قرار داده است.
تخمین زده می شود که شهر افسوس در زمان رومیان بین ۳۳۶۰۰ تا ۵۶۰۰۰ نفر جمعیت داشته است؛ و سومین شهر بزرگ منطقه آناتولی بعد از شهرهای ساردیس و اسکندریه ترواس بوده است.
افسوس (به ترکی افس) نام خویش را از واژه هتیتی آپاشا گرفته است. از آنجا که یونانیها حرف «ش» را در زبان خود نداشتند و از این رو این نام در زبان ایشان از آپاشا به افسوس مبدل گشت.
شورای اِفِسوس یا شورای اِفِسُس مجمعی از اسقف های مسیحی در افسوس ( واقع در ترکیه کنونی ) بود که در سال ۴۳۱میلادی توسط امپراتور رومی تئودئوس دوم تشکیل شد. این سومی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

افسوس در دانشنامه آزاد پارسی

اِفِسوس (Ephesus)
بقایای کتابخانه سلسوس، 115 میلادی
بندر باستانی یونانی در آسیای صغیر، مرکز یونانیان ایونی. معبد آرتمیس آن جا را گوتها ویران کردند (۲۶۲م). اِفِسوس که اکنون در ترکیه قرار دارد، از بزرگ ترین مکان های باستانی جهان است. پولُس حواری از آن جا دیدار کرد و مکتوبی برای مسیحیان آن منطقه نوشت. جمعیت اِفِسوس در قرن ۲م ۳۰۰هزار نفر بود. اِفِسوس در دوران حکومت سلاجقۀ روم نیز به حیات مدنی خود ادامه داد؛ تا آن که متروک شد.

افسوس در جدول کلمات

افسوس
دریغ
افسوس خوردن
تاسف
افســوس و دریغ
حسرت
در مقــام افســوس می گویند
اه
صوت افسوس و هیهات
اف

معنی افسوس به انگلیسی

regret (اسم)
افسوس ، پشیمانی ، تاسف ، تاثر
pity (اسم)
افسوس ، مروت ، بخشش ، رحم ، ترحم ، همدردی ، مرحمت ، حس ترحم
remorse (اسم)
پریشانی ، افسوس ، پشیمانی ، ندامت ، سرزنش وجدان
ah! (صوت)
اه ، افسوس ، اوخ
alas! (صوت)
اه ، افسوس ، دریغا
ay! (صوت)
اه ، افسوس
aye! (صوت)
اه ، افسوس

معنی کلمه افسوس به عربی

افسوس
آه , اسف , شفقة
اسف

افسوس را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رضا
واه
سنا
پشیمانی ، ناراحتی
سمیه صداقت
ندامت
اشکان
کسانی که افسوس را عربی می انگارند ، در باره واژه افسرده یا فسرده چی میگن؟
Saba
فیر
آیدا
حسرت خوردن
علی دوستی نوگورانی
دریغ
علی باقری
افسوس: اف نخست واژه همان پسوند اول کلمه اوستا بوده و (ب) امر در زبان فارسی کنونی است وسوس تحریف سوز می باشد زیرا کسی که افسوس می خورد مانند کسی است که در حسرت گذشته می سوزد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• افسوس در جدول   • افسوس دریغ   • معنی افسوس   • افسوس خوردن   • افسوس شعر   • افسوس که   • شهر افسوس   • افسوس یعنی چه   • مفهوم افسوس   • تعریف افسوس   • معرفی افسوس   • افسوس چیست   • افسوس یعنی چی  

توضیحات دیگر

معنی افسوس

کلمه : افسوس
اشتباه تایپی : hts,s
آوا : 'afsus
نقش : اسم
عکس افسوس : در گوگل

آیا معنی افسوس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )