برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1474 100 1

ارس

/'aras/

معنی اسم ارس

اسم: ارس
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: نام رودی در مرز شمالی ایران

معنی ارس در لغت نامه دهخدا

ارس. [ اَ ] (اِ) اشک. (جهانگیری ). آب چشم. (صحاح الفرس ) (اوبهی ). اشک چشم. دمع. دمعة :
ز آهم بود یک شراره درخش
اَرَس باشداَرْس ِ مرا مایه بخش.
قریعالدهر.
اَرَس شد اَرْس ِ من از جستجویت.
لطفی.

ارس.[ اِ ] (ع اِ) بیخ و اصل پاک. نژاد پاک. نسل طیب.

ارس. [ اَ ] (ع مص ) کشاورز شدن. برزگری کردن. برزگر شدن. (تاج المصادر بیهقی ).

ارس. [ اَ رِ ] (ع ص ) کشاورز. ج ، اریسون. اَرارسه.

ارس. [ اُ ] (اِ) سرو کوهی. (جهانگیری ) (آنندراج ). شعوری بکسر راء آورده گوید: درخت آراج و بعضی فرهنگ ها درخت چنار نوشته اند. (شعوری ).
گونه ایست از سرو کوهی که آنرا به خراسان اُرس نامند و در جاده ٔ چالوس وگچسر هورَس گویند و در نوده بنام اَورَس مشهور است و در منجیل اَربس نام دارد و در هرزویل اردوج خوانده می شود و در آمل موسوم به وَرس باشد و در قوشخانه و سوالدی مسمی به اَرچه است و نیز آنرا ارچا و اُرسا گفته اند. مؤلف برهان گوید: و بعربی آنرا ابهل و عرعرخوانند و تخم ثمر آنرا جوزالابهل و ثمرةالعرعر گویند. (برهان قاطع). این درخت بیشتر در زمینهای استپی و آخر جنگلهای مرطوب چون منجیل و نوده و قوشخان و خراسان شرقی و کوههای میان چالوس و طهران منتشر است در ارتفاع 500 گزی نوده تا 2000 گزی قوشخانه. (گااوبا) :
الا تا مؤمنان دارند روزه
الا تا هندوان گیرند لکهن
بدریابار باشد عنبرتر
بکوه اندر بود کان خماهن
نروید از درخت ارس ، کافور
نخیزد از میان لاد، لادن
زیادی خرم و خرم زیادی
میان مجلس شمشاد و سوسن.
منوچهری.
از برای قوت دل گر بخوری بایدم
صندل و مندل نیابم غیر چوب ارس و تاغ.
ابن یمین.
رجوع به ابهل و عرعر و جوزالابهل و ثمرةالعرعر و پیرو و هُوَرْس شود.

ارس. [ اُ رُ ] (ص ، اِ) در تداول عوام ، روس. روسی.

ارس. [ ] (اِخ ) نویین. از امرای مغول که در سال 661 هَ. ق. با امیرباغو و دوازده هزار سوار به سیستان شد. (تاریخ سیستان ص 400).

ارس. [ اَ رَ ] (اِخ ) (رود...) آب ارس از جنوب بشمال میرود و از کوههای قالیقلا و ارزن الروم برمیخیرد و بولایت ارمن و آذربا ...

معنی ارس به فارسی

ارس
خدای عشق
۱ - روس . ۲ - ( صفت ) روسی از مردم روسیه.
از امرائ مغول
[ گویش مازنی ] /oros/ از ارتفاعات بخش یانه سر واقع در هزار جریب بهشهر & سروکوهی
او در صنعت کیمیا بحث کرده
چرک کنج چشم بز کوهی و گاو کوهی و آن کار تریاک فاروق کند
کرسی ناحیه رن
یکتن از خارجیان سپاه اسکندر که براو طغیان کرد و اسکندر او را کشت
خره از ماکو
[ گویش مازنی ] /ares kin/ آرنج
چپر است ٠ چپ و راست ٠ قسمی از تکمه های ابریشم که در ایران اکثر به (( چپکن )) و در هندوستان سپاهیان و جوانان به قبا های بخیه دوز دوزند ٠
کنایه از رود ارس که در سرحد شمالی ایران جاری است ٠

معنی ارس در فرهنگ معین

ارس
( اُ رُ) نک اروس .
( اُ) (اِ.) نام چند گونه سرو کوهی جزو تیرة ناژویان که در اغلب نقاط استپی و خاتمة جنگل های مرطوب پراکنده اند، ارسا، ارجه .
( اَ ) [ په . ] (اِ.) اشک ، آب چشم .

معنی ارس در فرهنگ فارسی عمید

ارس
اشک: ز آهم بُوَد یک شراره درخش / اَرَس بود اَرس مرا مایه بخش (فرید الدهر: مجمع الفرس: ارس).
درختی از خانوادۀ سرو با چوبی سخت که در کوه ها و کنارۀ جنگل ها می روید، سرو کوهی، ارجا، ابهل.
۱. روسیه.
۲. از مردم روسیه، روسی.

ارس در دانشنامه ویکی پدیا

ارس
اَرَس در پارسی در زبان ارمنی:آراکس، Արաքս) نام رودخانه ای نسبتاً پرآب و خروشان است که از کوه های بینگول منطقه آناتولی ترکیه سرچشمه می گیرد. رود آرپا در نزدیکی مرز ترکیه و ارمنستان به رود ارس می ریزد و سپس مرز مشترک نخجوان را بطول ۱۱ کیلومتر ترسیم کرده و پس از گذر از مرز ایران و نخجوان، از مرز میان ایران و ارمنستان عبور کرده و دوباره مرز مشترک میان ایران و جمهوری آذربایجان را شکل داده و در منتهی الیه شمالی استان اردبیل (شهرستان پارس آباد) وارد جمهوری آذربایجان شده و به رودخانه کورا می ریزد. این رود ۱۰۷۲ کیلومتر طول دارد و از طولانی ترین رود داخلی ایران، یعنی از کارون طولانی تر است.
رودخانه ارس در سال ۱۸۱۳ میلادی در پی عهدنامه ترکمنچای به عنوان مرز ایران و امپراطوری روسیه برگزیده شد و تمامی مناطق شمال این رود از ایران جدا و به خاک روسیه افزوده شد. بعدها ایران و اتحاد شوروی با همکاری همدیگر سدی در ناحیه پلدشت به نام سد ارس بنا کردند. سپس سد خداآفرین به صورت مشترک با جمهوری آذربایجان بر روی رود ارس احداث شد. هم اکنون سد قیزقعله سی به صورت مشترک با جمهوری آذربایجان بر روی رود ارس احداث می شود. بر روی ارس تا کنون پنج پل نیز ساخته شده است که عبارتنداز: پل آهن جلفا، پل شوسه جلفا، پل پلدشت، پل خداآفرین و پل نوردوز در مرز ارمنستان.
ریشهٔ واژهٔ فارسی «ارس» و واژه های یونانی و ارمنی مربوطه احتمالاً از مادی «اَرَخس» *Araxs است که برگرفته است از نیاایرانی *Raxša- که یعنی «تیزرو»، «آنچه به سرعت جریان دارد».
در سنن ارمنی این رودخانه به نام آراست نوه بزرگ خاندان افسانه ای ارمنی هایک گذاشته شده است. این نام بعداً یونانی شده و به Araxes دگرگون شد و برای فرهنگ کورا-ارسی استفاده شد. تمدنی پیش از تاریخ که در دره کورا و ارس شکوفا شده بود؛ ولی در بسیاری از زمان ها این رود ولگا بوده که به نام Araxes نامیده شده به ویژه در تاریخ هرودوت. همچنین این رود در آخرین فصل آننید هشتم اثر ویرجیل به نام خشم در پل ثبت شده است پس از آنکه رومیها با ساختن یک پل بر روی آن توانستند بر دشمن پیروز شوند. برخی بر این باورند که ارس با دو رودخانه پیشون و گیهون که در فصل دوم کتاب مقدس به آن اشاره شده مرتبط است. در قرآن کریم از قومی بنام اصحاب رس یاد شده که طبق ک ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با ارس

ارس را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا
اَرِّس. (ا.). جائی در شمال فرانسه کهن و ایالتی در هلند امروزی که هلندیان اوترشت یا -خت گویند. م.
آریا بهداروند
در دوران حکومت آریایی ها
منطقه قفقاز
را آران*آلان.آیران*نامیدند
شهر ایروان ارمنستان

قوم آلانیا *آرانیا.آیرانیا.آلبانیا*در جمهوری اوستیا شمالی و جنوبی در روسیه

منطقه آیرن در اوستیا.

شهر آلانیا در ترکیه

کشور آلبانی در اروپا*آلبانیا*

کشور کرواسی در اروپا
*کرواشی. کروشی. کورشی. کورش**

و نام رود ارس از نام قوم پارس
گرفته شده
رود پارس::رود ارس
منطقه پارسوا در جنوب دریاچه ارومیه

شهر پارسوماش در خوزستان
*مسجد سلیمان *

منطقه پارسه*استان پارس*

شهر پارسان*فارسان بختیاری **
ℳelika
آرس در یونان به معنی اله ی جنگ است
ارس رضایی
ارس را در دریا جوش باشد چو ب دریا رسد خاموش باشد
امیر
ارس به بلوچی همان اشک می باشد،ارس کش(اشک کش) نیز پادشاه اشکانی می باشد
امیدی
ارار
غلام خدا
نام اصلی ارس ..آرس..نام یکی از سرداران یونانیست.
و هیچ ربطی به قوم پارس یا فارس ندارد..
آرس یعنی خدای جنگ..
درسته که در زمان حمله اعراب یا همان تازی ها هرکس اسمی بر اون نهاده ..
آرس..اسم پسر است..
ارس..رو میشه اسم دختر گذاشت.
مثلا ..ارس خانم..یا ..آقا آرس..
مانند ..ارسلان..که در واقع میشود..آرس آلان..
کسی که رود ..آرس را باز پس گرفت..نام سردار یونانیست..در زبان تورکهای آذری..
مثل ..نخجوان..یا همان ..نوح چیخان..
محلی که حضرت نوح در آن روئیت شده.یا دیده شده..
.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• منطقه آزاد ارس خودرو   • شهر ارس   • منطقه آزاد ارس کجاست   • محدوده تردد خودروهای منطقه آزاد ارس   • سایت منطقه آزاد ارس   • سازمان منطقه آزاد تجاری - صنعتی ارس جلفا   • درخت ارس   • سایت اداری منطقه آزاد ارس ایران   • معنی ارس   • مفهوم ارس   • تعریف ارس   • معرفی ارس   • ارس چیست   • ارس یعنی چی   • ارس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی ارس
کلمه : ارس
اشتباه تایپی : hvs
آوا : 'aras
نقش : اسم خاص مکان
عکس ارس : در گوگل

آیا معنی ارس مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )
شبکه مترجمین ایران