احترام

/~ehterAm/

مترادف احترام: آبرو، اعتبار، اعزاز، اکرام، بزرگداشت، پاس، تجلیل، تعظیم، تکریم، توقیر، حرمت، رعایت، عز، عزت، کرنش

متضاد احترام: احتقار، خوارداشت

برابر پارسی: ارج، آزرمیدن، بزرگداری، بزرگداشت، پاس، سنایش، شکوهیدن، گرامیداشت

معنی انگلیسی:
deference, dignity, esteem, regard, respect, veneration, honour

فرهنگ اسم ها

اسم: احترام (دختر) (عربی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: ehterām) (فارسی: اِحترام) (انگلیسی: ehteram)
معنی: حرمت داشتن، بزرگواری، شکوه، محترم بودن، حرمت، پاس، بزرگداشت، رفتار و گفتاری که نشان دهنده ی بزرگداشت و اهمیت دادن به کسی یا چیزی است، بزرگ داشتن
برچسب ها: اسم، اسم با ا، اسم دختر، اسم عربی، اسم تاریخی و کهن

لغت نامه دهخدا

احترام. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) حرمت داشتن. ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر ). بزرگ داشتن. بزرگ داشت. پاس. توقیر. حرمت : او را به اکرام و احترام تمام به هرات آوردند. ( ترجمه تاریخ یمینی ). پدر او را از هرات بحضرت آوردند و بنظر احترام ملاحظه فرمودند. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
- احترام کردن ؛ حرمت کردن. توقیر. بزرگ داشتن :
مخالف چو از شعبگی ( ؟ ) یافت نام
چو اهل حجازش کنند احترام.
ملاطغرا.

فرهنگ فارسی

حرمت داشتن، گرامی داشتن، بزرگ داشتن، بزرگ داشت
۱ - ( مصدر ) حرمت داشتن بزرگ داشتن . ۲ - ( اسم ) حرمت پاس بزرگداشت .

فرهنگ معین

(اِ تِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . ) حرمت گذاشتن ، بزرگ داشتن . ۲ - (اِمص . ) حرمت ، بزرگداشت .

فرهنگ عمید

۱. رفتاری که نشان دهندۀ بزرگداشت و گرامی داشتن کسی است.
۲. حرمت داشتن، گرامی بودن.
* احترامات فائقه: احترامات بیشتر و بهتر. &delta، معمولاً در ذیل نامه ها نوشته می شود.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] احترام به معنی حرمت نگه داشتن و ارج نهادن می باشد. از احترام به مناسبت در باب های بسیاری مانند طهارت، حج، جهاد، تجارت، مضاربه، مزارعه، عاریه، نکاح، طلاق، حدود و دیات سخن رفته است.
ارج نهادن به هر چیز متناسب با آن است. برای مثال، احترام به انسان، تعرض نکردن به ناموس، جان و مال او، بلکه دفاع از آن ها در مقابل تعرض کنندگان است یا حرمت داشتن قرآن، جلوگیری از نجس شدن آن و پرهیز از هرگونه اقدامی است که موجب هتک آن می شود.
اقسام چیز های محترم
چیزهای محترم را می توان در دو دسته «ذوات» و «افعال» قرار داد.
← اقسام ذوات محترم
۱. ↑ کاشف الغطاء، جعفر، کشف الغطاء، ج۴، ص۳۵۶.
...

[ویکی اهل البیت] انسان موجودی است که از هر جهت قابل احترام می باشد، زیرا او از یک کرامت و شرافت ذاتی برخوردار است تاجایی که گل سرسبد موجودات و جانشین خدا در روی زمین گردید و فرشتگان به کرنش و خضوع در برابر او مامور شدند و به احترام وی، در برابرش سجده کردند.
این عظمت و بزرگی به اندازه ای است که جبرئیل امین در شب معراج، هنگام نماز به نبی اکرم صلی الله علیه و آله اقتدا می کند و او را برخود مقدم می دارد، وقتی آن حضرت می فرماید: شما جلو باشید، جبرئیل می گوید: اِنّا لا نَتَقَدَّمُ اْلادَمِیّینَ مُنْذُ اُمِرْنا بِالسُّجُودِ لاَِّدَمَ عَلَیْهِ السَّلامُ ما از هنگامی که مامور شدیم بر آدم علیه السلام سجده کنیم، بر آدمیان پیشی نمی گیریم.
احترام به انسان در دو بُعد اساسی قابل بررسی است یکی خودداری از هتک حرمت او و دیگری تکریم و احترام گذاشتن به او.
ما باید با احترام به خویش بنگریم. ما همچون درختی نیستیم که در مزرعه ای بروید و پس از عمری محدود بدون هیچ رنجی دنبال کار خویش ‍رود. آدمی هم چون چهارپایان یا موجودات دیگری نیست که با خوشی زندگی خود را سپری کند. او نفسی است که خداوند او را بزرگ داشته و خورشید و ماه و هر آنچه را که در زمین است در اختیار او نهاده است آن هم برای هدفی بزرگ.
این هدف چیزی نیست جز دیدار خداوند سبحان و سپس دریافت و کیفر و پاداش.
احترام به نفس از بزرگترین واجبات و تکالیف است زیرا خدا از ما خواسته نفس، عقل، جسد و تمام وجود خویش را معتبر و محترم بداریم روابط اجتماعی ما نیز چنین اقتضا می کند بلکه خود قوای ما نیز می خواهد حق آن را ادا کنیم و اهتمامی که شایسته است معمول داریم هم چنان که بر ما لازم است خویشتن را محترم بداریم باید دیگران نیز محترم بداریم و بر آن ها نیز همین تکلیف ما وارد است تا در نتیجه اعتبار متبادل بین تمام افراد عدل و آسایش عمومی بوجود آید احترام به نفس بهترین فضیلتی است که انسان بدان آرایش می شود.
فیثاغورث به شاگردش اندرز می دهد که همیشه خویشتن را محترم بدار زیرا هر کس خود را محترم شمارد عقل و بدنش را از رذائل و پستی ها محفوظ داشته است این صفت پایه هر فضیلت است اساس عفت تعقل و پاکیزگی و پرهیزکاری و دیانت است.

[ویکی فقه] احترام (ابهام زدایی). احترام ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • احترام (فقه)، احترام به معنی حرمت نگه داشتن و ارج نهادن، از مباحث به کار رفته در علم فقه• احترام (فضائل اخلاق)، به معنای حرمت نگه داشتن، از مباحث به کار رفته در مباحث اخلاقی
...

[ویکی فقه] احترام (فضائل اخلاق). احترام در لغت به معنای حرمت نگه داشتن و در اصطلاحات عرفی به معنای تعظیم و تکریم و گرامیداشت شخص است. احترام در حوزه ارتباطات اجتماعی به کار می رود و برای داشتن جامعه ای سالم و پیشرفته، احترام متقابل بین انسان ها لازم است، لذا فراگیری معانی مختلف احترام، و مصادیق احترام و بی احترامی برای تعامل بهتر بین انسان ها از امور لازم می باشد.
احترام در حوزه ارتباطات اجتماعی از جایگاه خاصی برخوردار است. اصولا انسان ها، بدون احترام نمی توانند اجتماعی سالم و پیشرفته را تشکیل دهند. از این رو احترام متقابل به عنوان عنصر و مولفه اصلی در ایجاد جامعه های سالم دارای جایگاه و اهمیت خاصی است. با حفظ حریم هاست که زمینه تعامل سازنده و مثبت میان دو شخص فراهم می شود. به هر حال افراد، اندیشه ها، منافع و نیازهای جداگانه ای دارند و گاه این تفاوت ها، خود عامل مهمی برای اختلاف و جدایی است. از این رو برخی از اندیشمندان چون استاد مرتضی مطهری بر این باور هستند که اصل در میان انسان اختلاف است و تنها با بهره گیری از اصولی انسانی می توان آن را به اتحاد تبدیل کرد.
معنای لغوی
احترام از واژه های غیرمصرح قرآنی است که از ریشه حرم و حرمت گرفته شده است. حریم چاه به معنای آن محدوده ای است که نمی توان بدان نزدیک شد و کسی حق تصرف و حفر چاه دیگر در آن محدوده را ندارد.حرمت شخص به معنای چیزی است که شخص از آن حمایت و دفاع می کند. کلمه احترام در لغت نامه دهخدا نیز به معنای حرمت داشتن، بزرگ داشتن و بزرگداشت آمده است.
دهخدا، علی اکبر، لغت نامه دهخدا، ج۳، ص۱۰۵۵، تهران، دانشگاه تهران، سال ۱۳۲۵ش.
چنان که گفته شد در قرآن این اصطلاح با لفظ احترام به کار نرفته ولی مفهوم آن به شکل اصطلاحات دیگر و یا بیان مصداقی احترام، تبیین و توصیه شده است.
← در معنای حرام
...

[ویکی فقه] احترام (قرآن). احترام به معنای بزرگ داشت و گرامی داشتن چیزی می باشد.
احترام مصدر باب افتعال از ماده «حرم»به معنای حرمت داشتن چیزی است. و بدین معناست که هتک آن ناروا است و در شخص، زمان، مکان، کاربرد دارد. در این مدخل از واژه های «حرام»، «یعظم» ، «اکرام» ، «تکریم»و مشتقات آن ها، «سلام» ، « وقار» ، «خفض جناح» ، «سجود» ، «عزروه» ، «تحیت» و نیز از سیاق برخی آیات استفاده شده است.

مترادف ها

tribute (اسم)
خراج، احترام، تکریم، باج

regard (اسم)
توجه، نظر، سلام، مراعات، بابت، ملاحظه، درود، احترام، نگاه، رعایت، باره

deference (اسم)
تمکین، تسلیم، احترام، تن دردهی

honor (اسم)
غیرت، افتخار، خوشنامی، برو، اب رو، نجابت، احترام، عزت، شرافت، فخر، شرف، ناموس، حضرت، جناب، تشریفات امتیازویژه

greeting (اسم)
برخورد، سلام، خوشامد، درود، خوش آمد، تبریک، تهنیت، احترام، تبریکات، خوش باش، سلام کننده

respect (اسم)
نسبت، رابطه، احترام، عزت، تکریم، حیثیت، رجوع، حرمت، حیث، بزرگداشت

obeisance (اسم)
تعظیم، تواضع، احترام، کرنش

curtsey (اسم)
تعظیم، ادب، احترام

curtsy (اسم)
تعظیم، ادب، احترام

reverence (اسم)
احترام، تکریم، حرمت

respectability (اسم)
احترام

revere (اسم)
احترام، حرمت

فارسی به عربی

احترام , اعتبار , تحیة , تقدیر , شرف , وقر

پیشنهاد کاربران

حشمت
احترام: رفتار یا گفتاری نرم، فروتنانه، خوشایند و ستایشگرانه از روی اختیار یا اجبار با کسی به دلیل شناخت ارزشی که در اوست، یا به خاطر سن، جایگاه کاری، اجتماعی و یا علمی وی.
( https://www. cnrtl. fr )
همتای پارسی این واژه ی عربی، واژه ی زیبای پَرونا parunA است که در زبان سغدی می باشد.
محمدحسین صف آراء هستم حجازی.
سلیم
احترام: ارجمند
به جای احترام میتوان درود و بدرود نوشت.
در آغاز نامه که به بزرگتر یا سالمندتر نوشته میشود بنویسیم �درود�
و در پایان هم به جای � با احترام� بنویسیم �بدرود�
واژه احترام
معادل ابجد 650
تعداد حروف 6
تلفظ 'ehterām
نقش دستوری اسم
ترکیب ( اسم مصدر ) [عربی]
مختصات ( اِ تِ ) [ ع . ]
آواشناسی 'ehterAm
الگوی تکیه WWS
شمارگان هجا 3
منبع فرهنگ فارسی عمید
فرهنگ فارسی معین
بهترین واژه جایگزین پارسی ارج است.
احترام به پهلوی میشود بوزیناک، بورژ
🇮🇷 واژه ی برنهاده: ارجداشت 🇮🇷
سلام احترام اسم پسرانه زیاد هست و درسته احترامه دخترونه اش هست و تعیین جنسیت خوب نشده و خیلی از اسامی دوجنسیتی همین مشکل رو دارند. اما بعضی شده مثلا یاسر برا پسر ثبت شده و یاسره برا دختر . اما بعضی ازقلم افتادند
سلام احترام مثل اعظم از اول اسم پسرانه بوده اند . احترامه و اعظمه دخترونه اش میشده که اداره درست ننوشتند . اسم احترام پسرانه است و احترامه زنانه میشه و اینجوری درست نوشته شده
احترام اسم پسره و دخترانه اش میشه احترامه. اسامی رو مراقب باشیم دوجنسه نکنیم قرار نیست احترام فقط برا جنس خانما باشه. احترام اسم پسرانه است ودخترونه آن احترامه است
کرنش
سرفرود آوردن
کسی که رعایت و ملاحظه ی طرف مقابلش را بکند نسبت به او احترام گذاشته است.
سنودن: احترام گذاشتن ( سنودن: سنای مانند نمودن: نمای، آزمودن: آزمای، گشودن: گشای، پیمودن: پیمای، و . . . )
سنایش: کنش سنودن
سنا: احترام
مقابل بی احترامی و بدی، خوشایند ، مورد خواست ، چیزی که مطابق خواست است و برای طرف کیف و لذت دارد و درد و رنج و آزار ندارد.
نیک داشت . ( مص مرکب مرخم ، اِمص مرکب ) خوب نگه داشتن . نیک تعهد کردن . ( فرهنگ فارسی معین ) . || احترام کردن . ( فرهنگ فارسی معین ) . || ضیافت کردن . مهمانی . ( فرهنگ فارسی معین ) : شتربه نیک فربه گشته
...
[مشاهده متن کامل]
است و بدو حاجتی و از او فراغتی نیست ، وحوش را به گوشت او نیک داشتی خواهم کرد. ( کلیله و دمنه از فرهنگ فارسی معین ) . || نعمت . ( فرهنگ فارسی معین ) : اذکروا نعمةاﷲ علیکم ( قرآن 231/2 و چند آیه ٔ دیگر ) ؛ یاد کنید نیک داشت خدای تعالی را بر شما. ( تفسیر کمبریج از فرهنگ فارسی معین ) .

پاس و سپاس
نمونه:
درباره ی �پاس و سپاس ( احترام ) به ”قانون اساسی“� که جز گردن نهادن کردها به فشار و زور بیش تر از سوی رژیم های ترسان و لرزان ترکیه مافیایی و دزدان اسلام پیشه ی ننگ ایران بیش نیست . . .
...
[مشاهده متن کامل]

برگرفته از یادداشتی در پیوند زیر:
https://www. behzadbozorgmehr. com/2017/11/blog - post_5. html

واژه های همخانواده احترام ، همه بر می گردند به ، حرم ( در زبان عربی ) و خود این واژه برگرفته از فرهنگ ایرانی و آیین مهرپرستی است و با محراب یا مهراب همخانواده است .
ارجیدن
ارژ و سپاس
نمونه:
شما باید با روسیه و مردم روسیه با ارژ و سپاس ( احترام ) رفتار کنید. ( از گفته های روباه فرانسوی: امانوئل مکرون ) با ویرایش اینجانب.
سنایی
سناییدن :احترام کردن
سنایش نام مصدر
محترم شمردن
با احترام= با مهربانی
مانند : با او گفتگو کن ولی با احترام= با او گفتگو کن ولی با مهربانی
Reverence
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٢٥)

بپرس