برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1579 100 1
شبکه مترجمین ایران

آل

/'Al/

مترادف آل: اولاد، تبار، خاندان، دودمان، سلاله، سلسله، طایفه، عترت، قبیله، نسل، احمر، سرخ، قرمز، پری، جن، زائوترسان، سراب

برابر پارسی: خاندان، تبار، دوده

معنی آل در لغت نامه دهخدا

آل. (ع اِ) گروه خویشان. (مهذب الاسماء). خاندان (مجمل اللغه ). دودمان. دوده. فرزندان. فرزندزادگان. خویشان. خویشاوندان. تبار.اولاد. اهل. اهل خانه. اهل بیت. عیال. اهل و عیال. قبیله و عشیره. قوم. چون : آل احمد. آل اردشیر. آل افراسیاب. آل افریغ. آل اﷲ (مجازاً). آل امیر. آل باوند. آل برمک. آل برهان. آل بویه. آل تبانیان. آل جعفر. آل جفنه. آل حق (بمجاز). آل خورشیدی. آل داود.آل ساسان. آل سامان. آل سلجوق. آل شنسب. آل صوفان. آل طاهر. آل طه (مجازاً). آل عباس. آل عثمان. آل عراق. آل عقیل. آل علی. آل عمران. آل غسان. آل فاطمه. آل فرعون. آل فریغون. آل قاورد. آل کثیر. آل کثکثه. آل محتاج. آل محمد. آل مظفر. آل میکال. آل ناصرالدین. آل نصرة. آل نوبخت. آل یاسین (مجازاً) :
ای فخر آل اردشیرای مملکت را ناگزیر
ای همچنان چون جان و تن افعال و اعمالت هژیر.
دقیقی.
از آن چندان نعیم این جهانی
که ماند از آل سامان وآل ساسان
ثنای رودکی مانده ست و مدحت
نوای باربد مانده ست و دستان.
مجلدی جرجانی.
گر سوی آل مرد شود مال او چرا
زی آل او نشد ز پیمبر شریعتش.
ناصرخسرو.
جز که زهرا و علی واولادشان
مر رسول مصطفی را کیست آل ؟
ناصرخسرو.
سعدی اگر عاشقی کنی ّ و جوانی
عشق محمد بس است و آل محمد.
سعدی.
با آل علی هرکه درافتادبرافتاد.
|| سراب. کوراب. کَوَر. کتیر. واله که بامدادو شبانگاه بینند :
با عطای کف تو بخشش آل برمک
مَثَل ِ لجه ٔ دریا بود و لمعه ٔ آل.
سلمان ساوجی.
نسبت دست تو میکردم بدریا عقل گفت
رسم دانش نیست کردن نسبت دریا به آل.
حسین کاشفی.
|| چوب. || ستون خیمه. || تابعین. پیروان. پس روان. || اولیاء کسی. || پیرامون کوه. ...

معنی آل به فارسی

آل
آبادیی است میان مشهد و کلات با صفا و خوش آب و هوا و طرفین آن کوهستانی است و در حدود ۱۵ خانوار جمعیت دارد . فردوسی در شاهنامه از این آبادی نام برده .
( اسم ) جایی در بیابان که بهنگام تابش آفتاب همچون آب نماید سراب .
سرخ نام دیوی مادینه
[ گویش مازنی ] /aal/ سرخ زردمایل به سرخ - اسب قرمز رنگ & موجودی خیالی - جن
آجیل و جزئ آن
زنی سخت بی حیا و بد رفتار
خاش و خماش خرت و پرت
نام سلسه ای از ملوک خوارزم
از اولاد ابوسفیان
خانواده از امرای ایرانی نژاد
ساسانیان
[ گویش مازنی ] /aal ebe pishaanoo/ اسب قرمز سفید پیشانی
نام سلسله از پادشاهان افریقیه
نام سلسله امرای ترک
اولیای خدا
نام سلسله فرمانروایان کرمان
سلسله ای از فرمانروا یان کرمان و سر سلسله آنان ابو علی محمد بن الیاس بن السیع سمرقندی از ممالیک نصر ابن احمد سامانی است . وی در ۳۱۷ ه. ق . بر کرمان استیلا یافت . در سال ۳۵۷ عضد الدوله دیلمی کرمان را از الیسع آخرین فرد این سل ...

معنی آل در فرهنگ معین

آل
[ ع . ] ( اِ.) دودمان ، طایفه .
[ ع . ] (اِ.) جایی در بیابان که به هنگام تابش آفتاب همچون آب نماید، سراب .
( اِ.) نام موجودی موهوم که عوام معتقدند ب ه زن تازه زا آسیب می رساند، به همین علت افرادی به مدت شش تا ده روز، تا صبح بالای سر زائو بیدار می ماندند.
[ په . ] ۱ - (ص .) سرخ ، سرخ کم رنگ . ۲ - ( اِ.) نام درختی که از ریشة آن رنگی سرخ می گیرند و جامه باآن به رنگ سرخ درمی آورند.
(تَ) [ تر - مغ . ] (اِمر.) مهر سرخ رنگی که پادشاهان مغول بر فرمان های خود می زدند.
(لِ عَ) [ ع . ] (اِمر.) خاندان پیغمبر اسلام . آل کسا و پنج تن آل عبا نیز نامیده می شود.
( ~.) [ فر. ] (اِ.) کمال مطلوب ، آرزوی عالی .

معنی آل در فرهنگ فارسی عمید

آل
در باور عوام، موجودی خیالی که به صورت زنی لاغراندام با بدن پوشیده از مو تصور می شود و به زائوی تنها آسیب می رساند، جگر او را می دَرَد، و یا بچه اش را می دزدد.
۱. دودمان، خاندان.
۲. فرزندان.
* آل الله: اولیای خدا.
* آل عبا: پنج تن شامل: پیامبر اسلام، امیرالمؤمنین علی، فاطمه، حسن و حسین.
* آل عمران: سومین سورۀ قرآن کریم، مدنی، دارای ۲۰۰ آیه.
* آل وتبار: خاندان.
سرخ کم رنگ: می رُست ز دشت خاوران لالهٴ آل / چون دانهٴ اشک عاشقان در مه و سال (ابوسعید ابوالخیر: ۳۸۳).
= سراب۱: با عطای کف تو بخشش آل برمک / مثل لجهٴ دریا بُوَد و لمعهٴ «آل» (سلمان ساوجی: ۱۳۶).
۱. انواع آجیل.
۲. دانه های خوردنی.
مُهر و اثر مُهری که پادشاهان مغول و ایلخانان با مرکب سرخ روی فرمان ها می زدند.
۱. کمال مطلوب، منتهای آرزو و آرمان.
۲. ویژگی آنچه در اعلا درجۀ کمال باشد.

آل در دانشنامه اسلامی

آل
آل، خانواده، عائله، خاندان، تیره، اهل، عشیره، پیروان، وابستگان به یک معنی هستند.
این کلمه ظاهراً در بیشتر این معانی، از عصر جاهلی معروف بوده است. قریشیان، از آنجا که حفاظت خانه کعبه و متعلقات آن را به عهده داشته اند، خویشتن را «آل الله» می خواندند و عربان، در مقام دادخواهی، می گفتند: «یالَ الله»، یعنی ای قریشیان.
بهاءالدین ابوالحسن اربلی، کشف الغمه، ج ۱، ص۶۲.    
اما ریشه کلمه چندان روشن نیست و شکل مشابهی از آن را در زبان های سامی نیافتیم. اگر مفهوم «انتساب به یک شخص یا محل»، «جمعیت و قدرت» را در نظر بگیریم، آنگاه کلمه، با لفظ «اوّل» (اوگاریتیک «wl: نخست، آرامی، awwal، awla: آغاز، گذشته، مندایی t+» wl: بازگشتن) هم خانواده می گردد و سپس به مفهوم قدرت (اوگاریتیک ul؛ کنعانی yal: قدرت) منتهی می شود. از سوی دیگر ریشه یائی کلمه را می توان اصل دانست: آرامی و سریانی iyālā: کمک، کنعانی «eyāl: قدرت، کمک، آکادی ayyalu: هم پیمان. علاوه براین، توجیهِ لغت شناسان مسلمان که آن را مشتق از «اهل» دانسته اند نیز بی اساس نیست (هرچند که استناد ایشان به مصغر کلمه را نمی توان معتبر شمرد)، زیرا لفظ ahl (عبری کنعانی «ahel، آرامی» ahlā، نبطی، «hlt») در اوگاریتیک به معنی چادر، و در آکادی به صورت āl (به معنی شهر) آمده است. سپس می بینم که شاعر جاهلی ابوذؤیب ان را به معنی چوب های خیمه به کار برده است.
لسان العرب، ذیل «اول».    
شاید تطور کلمه از جزئی به کلی بوده است: خانواده (ساکن یک چادر)، خاندان، خاندان بزرگ و عشیره، قبیله، پیروان (سیاسی یا دینی). در قرآن کریم آن را هم به معنای پیروان دینی ـ سیاسی ـ جغرافیایی (آل فرعون، آل لوط و غیره. قس: سخن ابن عبّاس: ـآلَ الله، اهل القرآن»)،
بهاءالدین ابوالحسن اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۶۲.    
...
آل
آل، خانواده، عائله، خاندان، تیره، اهل، عشیره، پیروان، وابستگان، همه به یک معنا هستند. مقصود از « آل محمد » اهل بیت معصوم آن حضرتند همانطور که مقصود از « آل ابراهیم » در آیه ۱۲۴ سوره بقره ذریۀ معصوم حضرت ابراهیم است.
این کلمه ظاهراً در بیشتر م ...


آل در دانشنامه ویکی پدیا

آل
آل می تواند به موارد زیر اشاره کند:
آل به معنی خاندان یا دودمان
آل (افسانه) موجودی خیالی است در باور عوام
آل به معنی سراب
آل (درخت) درختی با ریشه سرخ رنگ
آل (فیلم) نام یک فیلم ایرانی ساخته سال ۸۸ با بازی مصطفی زمانی و کارگردانی بهرام بهرامیان
«آل کور» یکی از شخصیت های کمیک مارول که یک پیرزن نابینا است و اغلب با شخصیت ددپول در ارتباط است.
آل یا زائوترسان موجودی خیالی-افسانه ای است. در باور عامه، موجودی است که اگر زن تازه زا را تنها بگذارند، سراغش می آید و بدو آزار یا آسیب می رساند.
لیلیت
لامیا
آل یک گونه از موجودات اهریمنی در باور مردمان قفقاز، ایران، آسیای میانه و بخش هایی از جنوب روسیه است. در باورهای سنتی، نقش آلها در تولید مثل انسانهاست به همین دلیل آن ها را اهریمن وضع حمل یا زایمان می دانند.
آلها در مناطق گوناگون دارای نام های مختلفی هستند مثلاً در ارمنستان به «آلک»، در میان کردها به «ئالو شه وه»، در افغانستان و تاجیکستان به «هال» یا «خال»، در کشورهای ترک زبان آسیای میانه به «آلباستی» یا «آلماستی» و در میان مردم کشمیر و بدخشان به «هالماستی» معروفند.
در فرهنگ بختیاریها هم وجود آلها با عبارات رایجی مانند «آل برده» و «الهی آل ببردت» به چشم می خورد.
آل رنگی مایل به قرمز است که از ریشه گیاهی استخراج می شود. برای تهیه آن از زاج سفید و روناس بهره می گیرند.
رنگ های قالی ایران
فهرست رنگ ها
آل فیلم سینمایی از بهرام بهرامیان و ساخت سال ۱۳۸۸ در ایران است.
بازنویسی فیلمنامه: امیر پوریا
صدابردار: فرخ فدایی
طراح صحنه و لباس: رضا حاجی درویش
طراح چهره پردازی: سودابه خسروی
عکاس: جواد جلالی
مهندس جوانی از طرف هیأت مدیره شرکت محل کارش، همراه زن باردار خود عازم یک مأموریت کاری در ایروان می شود. به تدریج ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

آل در دانشنامه آزاد پارسی

(مشتق از فارسی ایران باستان harda به معنی سرخ و قرمز) در باورهای عامیانه، دشمن زائوها، و موجودی افسانه ای، مانند غول بیابانی و جن، در هیئتِ زنی زار و نحیف، یا موجودی پشمالو و سرخ رو، با قدی بسیار بلند. بنابه روایت ها، آل، که در چشمه سارها زندگی می کند، فقط شب هنگام بر زن زائوی تنها یا نوزاد او ظاهر می شود؛ نتیجۀ آن، تب زایمان یا آل زدگی و گاه مرگ زائوست. اگر زائویی با تب زایمان بمیرد، می گویند آل از آب گذشته و جگر او را بیرون آورده؛ اگر از تب زایمان رهایی یابد، گویند آل موفق نشده از آب بگذرد؛ اگر نوزاد در روزهای اول زندگی اش بمیرد، گویند آل نوزاد را با خود برده است. برخی ظاهر شدن او را تا پیش از شبِ شش و برخی تا پیش از حمام زایمان زائو می دانند. همۀ روایت ها بر آن اند که آل از ابزارهای آهنین و زغال یا سیاهی و بوی پیاز می گریزد.

آل در جدول کلمات

آل
سراب, سرخ کمرنگ, دودمان
آثار زنده یاد جلال آل احمد
از رنجی که می بریم
آخرین حاکم آل بویه
ملک رحیم
از فرمانروایان آل زیار
وشمگیر
از فیلمهای سیدنی لومت با حضور آل پاچینو
سرپیکو
تابلویی از آل گرکور
تعهد مریم
داستانی از آل احمد
سه تار
داستانی کوتاه از آل احمد
جاپا
ساخته اخیراً اکران شده مصطفی آل احمد در گروه هنر و تجربه با حضور حمید فرخ نژاد و الناز شاکردوست
پوسته
ساخته اخیراً اکران شده مصطفی آل احمد در گروه هنر و تجربه با شرکت حمید فرخ نژاد | الناز شاکردوست و مریم کاویانی
پوسته

معنی آل به انگلیسی

dynasty (اسم)
دودمان ، سلسله ، خاندان ، خانواده ، خاندان پادشاهان ، ال

آل را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امیررضا
انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال
آل، موجودی افسانه‎ای که به یاور عوام در صحراها و چشمه‎ها زندگی می‎کند و دشمن زنان تازه از است. آل را به شکلهای گوناگون وصف کرده‎اند: «زنی است که دستهای باریکِ بلند دارد، و پایش هم استخوان فقط است و و گوشت هیچ ندارد، ضعیف‎البنیه است، رنگ چهره‎اش قرمز می‎باشد و بینی او از گِل» (خوانساری، کلثوم ننه، 169) و یا از خمیر (اسدیان و دیگران، 166) است. چشمانی درشت، موهایی سفید (بلوکباشی، 590) و یا سرخ (اسدیان و دیگران، 166)، بینی قرمز رنگ، دو پستان بسیار بزرگ (ساعدی، 142) و بر دوش افکنده (آیلرس، 19)، گیسوان بلند طلائی (بهرام‎بیگی، 82) و تنی پشمالو (امینی، 26) دارد. در افغانستان آل به صورت زنی جوان، با دندانها و ناخنهای دراز، چشمانی اریب در امتداد دو سوی بینی و پاشنه‎های پا، برگشته به سوی جلو تصور می‎شود (هیستینگر، ذیل افغانستان).
نام این موجود خیالی در زبان امنی اَل و اَلک (صورت جمع) (آیلرس، 52؛ داویدیان و ساعدی، 23). در ترکی آذربایجانی، آل و ترکی آسیای مرکزی، اَل ـ بَستی (آیلرس، 48)، و در کردی، هال و آل است است (مردوخ). ظاهراً همة این نامها و جزء اول کلمة «اَلْ ـ بَستی»، از یک ریشة ایرانی و به معنی سرخ است. بنا به روایتهای عامه تا زمانی که زائو به حمام نرفته و ناپاک است، معمولاً تا شش روز یا ده روز پس از زاییدن، اگر تنها بماند آل از دیوار خانه یا راهِ پشت بام یا پنجره و روزن و درِ اتاق، به سراغش می‎آید و جگرش را می‎زند و می‎برد. اگر آل بتواند جگر زن تازه از را به آب برساند و یا از آب بگذراند، سبب بیماری و حتی مرگ او می‎شود. زائویی که آل جگرش را زده و برده اصطلاحاَ «آل زده» و بیماری ناشی از آن را «آل‎زدگی» می‎نامند. گاهی نیز ممکن است آل «جفت بچه » را ببرد. اگر آل جفت بچه را هم ببرد و بخورد، می‎گویند که زائو به بیماری آل‎زدگی دچار می‎شود. اصل و منشأ پیدایی آل و پندارهای مربوط به آن دقیقاً روشن نیست. ظاهراً باید این پندار برخاسته از ذهن و اندیشة مردم جامعه‎های آغازین و مربوط به فرهنگ و زمانی باشد که در آن اعتقاد به آنیمیسم و چیرگی ارواح خبیثه در زندگی مردم جامعه رواج داشته است. برخی از مردم جامعه‎های باستانی به موجودات وهمی و خبیثة تقریباً شبیه آل، مانند «اَلو»، «لَمَشْتُو» و «لی لیث» اعتقاد می‎داشتند. «الو» دیو خبیث و نفرت انگیزی بود که به عقیدة بابلیها با پرواز بر فراز بستر کودکان و ترساندن آنها و گاه مکیدن رایحة زندگیشان باعث مرگ آنها می‎شد (مکنزی، 69). «لمشتو» مادینه دیوی بود که مردم اَکَد و بین‎النهرین اعتقاد داشتند که دشمن نوزادان و ربایندة آنها بوده است (آیلرس، 48). «لی لیث»، که در ادبیات تلمودی نخستین همسر آدم معرفی شده است، در اسطوره‎ها و فرهنگ عامة یهودی، همچون ماده دیوی توصیف شده که دشمن کودکان نوزاد است و شبها به گشت و گذار و شکار می‎پردازد (جودائیکا). هرچند ممکن است که برخی از خصایل و اعمال این ماده دیوها و موجودات خیالی شبیه به آل باشند، لیکن شخصیت و خصوصیات آنها بیشتر با «اُمّ‎الصِّبیان»، ماده دیوی که نوزادان و کودکان را می‎رباید، مطابقت دارد. بعضی آل را با بختک یا فرنجک یکی گرفته و بینی او را مانند بختگ، گِلی توصیف کرده‎اند. بَخْتَک، که آن را «بینی گِلی» هم می‎نامند، به صورت دیوی سهمناک در شبها بر خفتگان پدیدار می‎شود و چون کوهی روی سینة آنها می‎افتد. شخص خفته فقط با گرفتن بینی او می‎تواند از آزارش رهایی یابد. آقاجمال خوانساری در کتاب عقاید انساء، معروف به کلثوم ننه، بینی آل را مانند بختک گلی ذکر کرده و در وصف او از زبان کلثوم ننه چنین نوشته است:
«آل به شناختن بود مشکل،
گیس او سرخ و بینی‎اش از گِل»،
گر بینی بگیر بینی او،
تا ز زائو جگر ندزدد و دل» (ص 15.
آیلرس هم از دیوی به نام «ایسیچی» نام می‎برد که به اعتقاد وایت مردم برخی از شهرهای تابع لصفهان (مانند نجف آباد و کَرسِگان) مانند بختک، بینی گلی دارد و روی اشخاصِ خوابیده می‎افتد و وقتی که بینی‎اش را بگیرند آنها را رها می‎کند. این مردم آل و ایسیچی را یکی می‎دانند و می‎گویند که ایسیچی بچه‎های بد می‎آورد (ص 44, 45). برخی دیگر آل را با «ام‎الصبیان» اشتباه گرفته و تصور کرده‎اند که آل نوزاد را هم می‎زند و می‎برد یا به او آسیب می‎رساند؛ از این‎رو برای حفظ نوزاد را هم می‎زند و می‎برد یا به او آسیب می‎رساند؛ از این‎رو برای حفظ نوزاد از آل‎زدگی نیز چاره‎اندیشی کرده‎اند. مثلاً همدانیها دو گهواره مانند هم درست می‎کنند و در اتاق زائو می‎گذارند تا آل از شناسایی نوزاد درماند و دچار اشتباه شود (ماسه، 1/44). خراسانیها هفت سوزن به لچک نوزاد و هفت سوزن به لچک زائو می‎زنند و به این وسیله از نزدیک شدن آل به زائو و نوزاد جلوگیری می‎کنند و در شبِ ششَ زائو صورت و بدن نوزاد را با سوختة باروت، سیاه می‎کنند تا آل از سیاهی و زشتی روی نوزاد بترسد و به او نزدیک نشود (شکورزاده، 115-116).
دفع آل: مردم برای دفع آل از زائو و پیشگیری از خطر بیماری آل‎زدگی و حفظ سلامت مادر نوزاد، آداب و کارهای مخصوص انجام می‎داده‎اند. از جمله اداب و اعمال آل‎زدایی در فرهنگ عامة ایران، رعایت بعضی تابوها (محرمات)، استعمال نَفِرات (رَماننده‎ها)ی مخصوص و انجام اعمال و شعائر خاصِ دفع آل بوده است.
محرمات: پس از اینکه زنی می‎زایید، تا روز حمام زایمان که معمولاً 6 یا 10 روز به درازا می‎کشید، از انجام برخی اعمال در اتاق او خودداری می‎کردند تا آل به سراغ وی نیاید. مثلاً نام زائو را به زبان نمی‎آوردند و او را به نام مریم، مریم عذرا یا مادر حضرت مسیح(ع) صدا می‎زدند. یا نزد زائو نامی از جن و آل و ارواح خبیث نمی‎بردند، یا زنان را، به جز زنانی که به هنگام زایش در نزد زائو حضور داشته‎اند، اجازه نمی‎دادند که وارد اتاق زائو شوند. زائو و نوزادش را لباسهای سرخ رنگ نمی‎پوشاندند و رختخوابهای آنان را از پارچه‎های سرخ نمی‎دوختند، چون باور داش ...
عسل
از اهل گرفته شده و به معنی کسانی است که به واسطه ی فرزندی ، (آل عمران ، آل ابراهیم ، آل یعقوب ) خویشاوندی (آل لوط ) و یا همشهری بودن ، (آل بویه، فرعون ) دارای جایگاه والایی نزد کسی باشند.
موری بازفت( بختیاری)
در گویش زبان بختیاری، آل به معنای موجودی افسانه ایست که آدمها را باخودمیبردوسربه نیست میکندو می کشد.که دراصطلاح گویش بختیاری به کسی میگویند،( آل ببرت) یعنی آل تو راباخودش ببرد، که بمیری.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جن آل   • آیا آل وجود دارد   • فیلم آل   • افسانه آل   • عکس آل   • معنی آل   • آل چیست   • عکس جن و آل   • مفهوم آل   • تعریف آل   • معرفی آل   • آل یعنی چی   • آل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آل

کلمه : آل
اشتباه تایپی : Hg
آوا : 'Al
نقش : اسم
عکس آل : در گوگل

آیا معنی آل مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )