برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1435 100 1

turn up

/ˈtɜːrnˈəp/ /tɜːnʌp/

معنی: رخ دادن، خیش کشیدن
معانی دیگر: 1- دولا کردن، بالا زدن و دوختن، تو گرفتن، کوتاه کردن (لباس) 2- نمودار کردن، کشف کردن، پدیدار کردن 3- (جریان یا صدای چیزی را) زیاد کردن، بلند کردن، 4- (در جاده ی فرعی) پیچیدن 5- سیر صعودی داشتن، بالا رفتن 6- روی دادن 7- یافت شدن 8- پدیدار شدن، سررسیدن، ر  دادن، ظهور، ظاهر شدن

بررسی کلمه turn up

عبارت ( phrase )
(1) تعریف: to increase the power, volume, temperature, or brightness of, as by turning a dial.
متضاد: dim, lower, turn down

- I turned up the volume on the TV.
[ترجمه Mohaddese T] من صدای تلویزیون را بالا بردم
|
[ترجمه امین جهانگرد] صدای تلویزیون و زیاد کردم
|
[ترجمه دانیال آسیایی] من حجم صدای تلویزیون را بالا بردم(زیاد کردم).
|
[ترجمه ترگمان] من حجم تلویزیون را بالا بردم
[ترجمه گوگل] حجم صدا را روی تلویزیون تنظیم کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He turns up the air conditioning when we ...

واژه turn up در جمله های نمونه

1. Do you think many people will turn up?
[ترجمه Motahhareshirali] فکر می کنی افراد زیادی حضور پیدا می کنند؟
|
[ترجمه ترگمان]فکر می‌کنی تعداد زیادی از مردم از هم جدا میشن؟
[ترجمه گوگل]آیا فکر می کنید بسیاری از مردم در حال ظهور هستند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. What are the odds he won't turn up?
[ترجمه ترگمان]چه شانسی داره که بر نمی گرده؟
[ترجمه گوگل]شانس او ​​را نمی آفریند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Not only did he turn up late, he also forgot his books.
[ترجمه ترگمان]نه تنها دیر کرده و کتاب‌هایش را هم فراموش کرده بود
[ترجمه گوگل]او نه تنها دیر کرد، بلکه کتابهایش را نیز فراموش کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It wouldn't be quite the thing to turn up in jeans and trainers.
...

مترادف turn up

رخ دادن (فعل)
pass , arise , occur , happen , befall , outcrop , turn up , bechance , fall out
خیش کشیدن (فعل)
reclaim , turn , turn up , plow , furrow , cultivate , till , subsoil , fallow

معنی عبارات مرتبط با turn up به فارسی

اه و پیف کردن، دماغ خود را سربالا گرفتن، تکبر داشتن

معنی turn up در دیکشنری تخصصی

turn up
[ریاضیات] پیش آمدن

معنی کلمه turn up به انگلیسی

turn up
• fold; discover; increase; increase the volume; occur
• the turn-ups of a pair of trousers are the ends of the trouser legs, which are folded upwards.
• if you describe an event as a turn-up for the books, you mean that it is very surprising or unexpected; an informal expression.
turn up one's toes to the daisies
• die, pass away (slang)
turn up trumps
• be friendly, be sociable; was lucky, was fortunate

turn up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mehrdad Sayehban
بالا بردن صدای تلویزیون یا غیره
Uu
بالا بردن
محمد خ1
arrive
آرمین مظاهری
رسیدن (به مکانی مشخص)
Sanam
رسیدن ،ظاهر شدن
محمد علی کریمی
حاضر شدن،حضور یافتن،پیدا شدن،نمایان شدن،یافت شدن،واردشدن،رسیدن
zahra
پریدن وسط بحثی بین دو فرد دیگر
عطیه
پدیدار شدن، ظاهر شدن
Mahbod
ظاهر شدن
Tarpanjeh
بالا آوردن
امین جهانگرد
1- زیاد کردن،بالا بردن
turn up the radio.turn up the oven.
2- سر و کله پیدا شدن،ظاهر شدن،حاضر شدن،امدن(اغلب معنای منفی دارد)
he doesnt turn up سر و کلش پیدا نشد.
3- پیدا کردن/شدن
eventually my watch turned up in a coat pocket.
4- پیش آمدن
no one knows what may turn up tomorrow
5- BrE تا زدن لباس به بالا و دوختن آن
KiAnil
Arrive
Appear
رسیدن و یا ظاهر شدن
reza.s.m
ظاهر شدن که اغلب برای معانی منفی بکار می رود
Mobina😜
رسیدن ,رخ دادن
علی ماشا اله زاده
رو کردن، پیدا کردن(کشف کردن)
After seven months on the case,the police failed to turn up any any real clues
بعد از ۷ ماهروی این پرونده،پلیس نتوانست هیچ سرنخی رو کند
Mibinahmze
I turn up the volume on the music
من صدای اهنگ و بلند کردم
Mibinahmze
Can you turn up the volume on the TV

میتونی صدای تلوزیون و زیاد کنی؟
Mibinahmze
I wonder if you can turn up your city and forget everything

من حیرت زده میشم اگر به شهرت برگردی و همه چیز و فراموش کنی
پریسا خضریان
سر و کله کسی پیدا شدن
مجید
خوش گذروندن، ترکوندن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی turn up
کلمه : turn up
املای فارسی : ترن آاپ
اشتباه تایپی : فعقد عح
عکس turn up : در گوگل

آیا معنی turn up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )