برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1402 100 1

the

/ði:/ /ði:/

حرف معرفه، حرف تعریف (با a و an فرق دارد)، تا اینکه، مگر اینکه، برای اینکه، هر چه، حرف تعریف برای چیز یا شخص معینی

بررسی کلمه the

( definite article )
(1) تعریف: used before nouns or noun phrases in order to specify something already understood.

- The book (that I just mentioned) is a classic.
[ترجمه H] کتابی که گفتم یه کتاب کلاسیک است
|
[ترجمه ترگمان] کتاب (که ذکر کردم)یک کتاب کلاسیک است
[ترجمه گوگل] کتاب (که من فقط آن را ذکر کردم) یک کلاسیک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: used before titles.

- the Prime Minister
[ترجمه سجاد مصلحی] نخست وزیر - صدر اعظم|
[ترجمه ترگمان] نخست‌وزیر
[ترجمه گوگل] نخست وزیر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه the در جمله های نمونه

1. the "i" in "bride" has greater length than the "i" in "bright"
"i" در واژه‌ی "bride" دیرش بیشتری دارد تا "i" در "bright".

2. the "t" in "cattail" is geminated
حرف "t" در واژه‌ی "cattail" مضاعف شده است.

3. the "we" is more important than the "i"
((ما)) از ((من)) مهمتر است.

4. the (beating of the) pulse
(تپش) نبض

5. the (british) royal society
فرهنگستان سلطنتی (بریتانیا)

6. the (tree) branch broke
شاخه‌ی درخت شکست.

7. the 14 million tabbed for school districts
14 میلیونی که برای حوزه‌های آموزشی کنار گذاشته شده است

8. the 1st battalion of the infantry regiment
گردان اول هنگ پیاده

9. the 20th of mordad
بیستم مرداد

10. the 49th parallel
مدار جغرافیایی چهل و نهم

11. the abandoned child was found in a state of undress
کودک رها شده را لخت و پتی پیدا کردند.

12. the abased tips of some birds' wings
نوک خمیده‌ی بال برخی از پرندگان

13. the abatement of mutual hatred
...

معنی عبارات مرتبط با the به فارسی

هاویه، چاه دوز، چاه جهنم
دولت های بزرگ، دول معظمه
تنباکو، توتون
پسمان دست کشیدن از میگساری، قول نخوردن نوشابه
اسباط 21 گانه یهود
پنجم همین ماه، پنجم بماه جاری
برنامه دانشپایه ششم
صورت حساب ضمیمه
سوداگرمعمولی
خوانندگان کتابی
درستی ترجمه، صحت ترجمه
ظهورمسیح
خدای ازلی، خدای سرمدی، قدیم الایام
دوره بچگی
شام عمر
...

معنی کلمه the به انگلیسی

the
• definite article used to specify one person or item in particular (grammar)
• (grammar) word used to modify adjectives and adverbs and show relation between two conditions (i.e. the more i study, the more i learn)
the 1967 borders
• green line, limits which were set at the cease fire agreements after the war of independence (israeli history)
the 2004 tsunami
• great tsunami of december 26th 2004, devastating tsunami that occurred on december 26, 2004 which was triggered by an earthquake and caused about 225,000 casualties in 8 countries (thailand, india, indonesia, malaysia, maldives, seychelles, somalia and sri lanka) on 2 continents
the a team
• name of a television suspense series
the above mentioned
• that which was previously mentioned above
the absolute
• god, the lord
the academy awards
• the oscars, annual ceremony for presenting awards for outstanding achievement in the area of film and movie production (given by the academy of motion picture arts & sciences)
the accent falls on the last syllable
• the stress is placed on the final syllable
the accounts don't balance
• accounts and records do not balance
the accused
• 1988 united states movie starring jodie foster based on a true event about a woman who is raped by a gang in a rural bar
the aforementioned
• that which was mentioned previously
the aforesaid
• that which was previously indicated
the alamo
...

the را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی
the حرف تعریف برای چیز یا شخص معینی
برای همه
محمدحسین
پشت بعضی از کلمات به کار برده می شود. مانند :the taxi=تاکسی
محمدرضا ایوبی صانع
the' or 'theo' as a Greec's root in meaning of God or gods'
Reza
The خودش به تنهایی هیچ معنی نمی‌ده فقط وقتی معنی میده که قبل کلمه ای بیاد مثل The car
Momomo
The حرف تعریف برای چیز یا شخص معینی
برای همه
Salar mard
چند نمونه جمله با the
The men are watching TV
The squirrel has a cell phone
The man in the meadow
اگه دوست داشتید لایک فراموش نشه
رها
برای چیزی یا شخص معینی
مهسا
سوال: الان the comet معنی ستاره دنباله دار رو میده؟
حامد
نگاه کردن به چیزی یا شخصی
یاسین
The به معنی =این یابه معنی= آن میشود
ایوب نعمتی
the برای صفات عالی هم استفاده میشه
مثلا :
ثروتمندترین، بلندترین، باهوش ترین و..
the richest
the tallest
the smartest

برای معرفی گروهی از افراد هم از the استفاده میشه
مثل :
the American امریکایی ها
the rich ثروتمندان

یا برای معرفی کشور های ایالتی مثل
the USA
the UAE
محدثه فرومدی
1 همین، همان
2 گاهی لازم است "آن" ترجمه شود و بعد از کلمه قرار گیرد
Economists appreciate cities as a locus for understanding economic growth. The result was the new economic geography :
اقتصاددانان شهر را مکانی برای شناخت رشد اقتصادی ارزیابی کردند. نتیجه‌ی آن جغرافیای اقتصادی جدید بود.
I have only told part of the globalization story, the western version :
من فقط بخشی از روایت جهانی‌شدن، نسخه غربی آن را گفته‌ام.
Why not? The answer is to be found in the nature of Normal History :
چرا نه؟ پاسخ آن باید در ماهیت تاریخ طبیعی یافت شود.
Moein
حرف تعريف براي جيز بالشخص معين
S
ساده ترین تعریف اینکه که برای شناساندن به کار میره
توحيد
هوالعلیم

The: حرف معرفه است وبرای تعریف شخصی ، مکانی ، چیزی ، یا.....بکار میرود.
بعضیاً بعنوان حروف استثناء بکار میرود: مانند الا ، مگر
afsane
اگر با صفت یا adjective بیاید به معنا {ها} جمع است همانند the rich ثروتمندها
سعید
فقط برای مشخص شدن اسم است
یعنی آن اسم معرفه است
و برای مخاطب شناخته شده است
برای مثال a man یک مرد، برای مخاطب شناخته شده نیست
ولی the man یعنی مخاطب میشناسد آن مرد را
و اینکه تاثیری در ترجمه ندارد
بهاره
معنی خاصی ندارد در هر کجا که می خواهید میتوانید استفاده کنید
متین
حرف برای چیز یا شخص معینی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی the
کلمه : the
املای فارسی : تاه
اشتباه تایپی : فاث
عکس the : در گوگل

آیا معنی the مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )