برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1647 100 1
شبکه مترجمین ایران

Pass out

/ˈpæsˈaʊt/ /pɑːsaʊt/

معنی: مردن، ناگهان بیهوش شدن
معانی دیگر: 1- غش کردن، از حال رفتن 2- منتشر کردن، پخش کردن

بررسی کلمه Pass out

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to faint or lose consciousness.
مترادف: faint, keel over, swoon

واژه Pass out در جمله های نمونه

1. The teacher began to pass out the papers at 8:
[ترجمه زهرا موسوی] معلم به پخش صفحه ها شروع کرد.
|
[ترجمه محمد رضا داودی] معلم در ساعت هشت به پخش برگه ها کرد
|
[ترجمه فاطمه صالحی] معلم سر ساعت ۸ شروع به پخش برگه ها کرد
|
[ترجمه علی اصغر] معلم، ساعت 8 پخش برگه ها را شروع کرد.
|
[ترجمه ههههههههههه] معلم ساعت 8 پخش کردن برگه ها را آغاز کرد|
...

مترادف Pass out

مردن (فعل)
go off , expire , die , demise , perish , die down , be killed , drop off , be slain , pop off , decease , pass away , pass out , knock off
ناگهان بیهوش شدن (فعل)
pass out

معنی عبارات مرتبط با Pass out به فارسی

از میان رفتن، نابود شدن
از نظر ناپدید شدن، غیب شدن

معنی کلمه Pass out به انگلیسی

pass out
• faint, lose consciousness
• distribute, deliver to (e.g. "i will pass out the information sheets you handed me in class to all the students")
pass out of mind
• be forgotten

Pass out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Ayat
پخش کردن چیزی به گروهی یا افرادی
nikita
توزیع کردن چیزی
Ataie
پخش کردن چیزی
istella
پخش کردن
tata
پخش کردن وسیله ای
armin
توزیع کردن وسیله ای بین اشخاص
h
پخش کردن
سما
پخش کردن به صورت گروهی برای مثال:teacher wants to me pass out a homework
great
انتشار دادن،پخش کردن
SSS
پخش کردن، منتشر کردن
رکسانا
give something to each one of a group of people
H
پخش کردن در گروه یا جمعی Ted pass out paper please
Romina
give something to each one of a group of people
هخامنش
پخش کردن چیزی برای گروهی از انسان ها و دادن ان چیز به هر یک از انها
poiret
pass out the paper please برگه ها را پخش کن
a.s
پس دادن
rozhin
به معنی پخش کردن
Masi
بیهوش شدن
Vahid
1-پخش كردن -توزيع كردن
2-از هوش رفتن -غش كردن
Reza
پخش کردن
Ilia Mohammad zadeh
give something to each one of a group of people
ALI
توضیع کردن یا مردن
هادی عزیزی
بیهوش شدن
فوت شدن
Mohammadi
give someone somethinh
Narges
پخش کردن
Ali
توزیع کردن چیزی بین گروه یا افرادی
آتنا
درستش اینه سما : teacher asked me to pass out the pappers
sara
پخش کردن
مهران
پخش کردن
رهامی‌ماکانی
بخش کردن چیزی
😇
پخش کردن
Parla
پخش کردن
F
از حال رفتن
در کانون زبان ایران
Give something to each one of a group of people
a
از حال رفت
Hny_D
فارغ التحصیلی از یک مقطع
میلاد علی پور
تحویل دادن (سلاح و یا غیره در علوم نظامی)
سانافرخی
کاربرF در کانون زبان به معنی پخش کردن میشود نه از حال رفتن
باتشکر
M
پخش کردن چیزی بین افراد
Amir Mohammad
غش کردن ، از حال رفتن
Amir Mohammad
غش کردن ، از حال رفتن
faint
King 👑 amir
توضيع كردن چيزى
تقسيم كردن چيزى به گروهي
Nazikpoper
پخش کردن چیزی، مثل برگه یا....
tina
این کلمه در reach 2 کانون زبان ایران میشه:
معنی:پخش کردن


give something to each one of a group of people
به هر یک از گروه های مردم چیزی بدهید(پخش کنید).
دیانا
give something to each one of a group of people پخش کردن
محمد مهدی
پخش کردن ، توضیح کردن .
نصیرزاده
بی هوش شدن
فاطیما ابراهیمی
(Verb)
give something to each one of a group of people
پخش کردن
کانون زبان ایران
🎀💎
پخش کردن ... مثلا پخش کردن برگه امتحان یا تکالیف
lisa
بخش کردن یا به معنای دیگر مردن
Ghazal
این کلمه در reach 2 کانون زبان ایران میشه:
معنی:پخش کردن


give something to each one of a group of people
به هر یک از گروه های مردم چیزی بدهید(پخش کنید).
12

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی pass out

کلمه : pass out
املای فارسی : پاس آوت
اشتباه تایپی : حشسس خعف
عکس pass out : در گوگل

آیا معنی Pass out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )