برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1682 100 1
شبکه مترجمین ایران

exceed


معنی: تجاوز کردن، متجاوز شدن از، تجاوز کردن از، متجاوز بودن، بالغ شدن بر، قدم فراتر نهادن، تخطی کردن از
معانی دیگر: (از حد چیزی) تجاوز کردن، پافراگذاشتن، تخطی کردن، - تر بودن، فراتر بودن، گذشتن از (از حد یا انتظار و غیره)، فزون بودن، بیشتر بودن، چربیدن، عقب گذاشتن

بررسی کلمه exceed

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: exceeds, exceeding, exceeded
(1) تعریف: to go beyond (what is required, expected, or considered reasonable).
مترادف: outreach, transcend
مشابه: outdo, overachieve, overdo, overreach, overrun, overshoot, overstep, surpass

- He claimed that he was not exceeding the speed limit.
[ترجمه حسن پزشکی] او ادعا کرد که از حد سرعت مجاز تخطی نکرده است.
|
[ترجمه موسی] او ادعا کرد که از حد سرعت مجاز فراتر نمی رود.
|
[ترجمه ترگمان] او ادعا کرد که از حد مجاز تجاوز نمی‌کند
[ترجمه گوگل] او ادعا کرد که محدودیت سرعت را نداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- You shouldn't exceed the recommended dosage for this drug.
[ترجمه ترگمان] شما نباید از مقدار توصیه‌شده بر ...

واژه exceed در جمله های نمونه

1. to exceed one's expectation
از حد انتظار کسی بیشتر بودن

2. to exceed the speed limit
از سرعت قانونی تندتر رفتن

3. the fine shall not exceed $ 200
جریمه از 200 دلار متجاوز نخواهد بود.

4. Do not exceed the recommended maximum of three tablets a day.
[ترجمه ترگمان]از حداکثر سه قرص روز در روز تجاوز نکنید
[ترجمه گوگل]از حداکثر سه قرص توصیه شده در روز تجاوز نکنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Never exceed the recommended dose of painkillers.
[ترجمه نجمه] هرگز از مقدار دوز توصیه شده برای مسکن ها تجاوز نکنید
|
[ترجمه ترگمان]هرگز از مقدار توصیه‌شده مصرف سوخت تجاوز نکنید
[ترجمه گوگل]هرگز تجویز دوز توصیه شده از داروهای مسکن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Working hours must not exceed 42 hours a week.
...

مترادف exceed

تجاوز کردن (فعل)
impinge , molest , invade , encroach , trespass , exceed , overstep , supercharge
متجاوز شدن از (فعل)
exceed
تجاوز کردن از (فعل)
infringe , transgress , exceed , overpass
متجاوز بودن (فعل)
exceed
بالغ شدن بر (فعل)
number , mount , soar , exceed
قدم فراتر نهادن (فعل)
exceed
تخطی کردن از (فعل)
transgress , exceed

معنی exceed در دیکشنری تخصصی

exceed
[فوتبال] متجاوزشده از
[ریاضیات] بزرگتر بودن، بیشتر است، فراتر رفتن، متجاوز بودن از، تجاوز کردن از

معنی کلمه exceed به انگلیسی

exceed
• go beyond, pass; surpass, outdo, excel
• if something exceeds a particular amount, it is greater than that amount.
• if you exceed a limit, you go beyond it.
exceed expectations
• surpass what was anticipated, be more than predicted
exceed one's powers
• go beyond one's abilities, transcend one's capacity or capability
exceed the limits of one's authority
• go beyond one's rights
exceed the speed limit
• drive faster than the legally permitted speed, speed

exceed را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Tohid tizhi
زیاد تر شدن
حامد نیازی
از حد مجاز بالاتر رفتن.از بیش از حد مجاز استفاده یا از بیش از حد انتظار استفاده کردن
سامان نصیری
به هم خوردن
سامان نصیری
اضافی - بیشتر
هیرو شاهی
تجاوز از حد معمول
محدثه فرومدی
پیشی گرفتن، ورای چیزی رفتن
Maryaw
فراتر بودن
Dark Light
■بهتر از چیزی بودن/بیشتر از چیزی بودن
■از محدوده خارج شدن-تجاوز کردن-فراتر رفتن
مترادفش surpass هست
1 : to be greater or more than (something)
The cost must not exceed 10 dollars.
The cost exceeded our estimate.
The demand for new housing has already exceeded the supply.
: to be better than (something)
Their accomplishments far exceeded [=surpassed] our expectations.
He's trying to match or exceed last year's sales

2 : to go beyond the limit of (something)
Lawyers argue that the court exceeded [=overstepped] its authority in ordering a new trial.
Shayan
بیشتر بودن از / بیشتر رفتن از (معمولا ارقام)
Nima
از حد چیزی فراتر بون
m.javid
بیشتر استفاده کردن
Sunflower
To go beyond
فراتر رفتن


To be better than; surpass
سبقت پیشی گرفتن
موسی
1. He claimed that he was not exceeding the speed limit.
او ادعا کرد که از حد سرعت مجاز تخطی نمی کند.
2. Should the debt exceed the perceived value of debtor's total assets, then the debtor and his family would become the creditor's slaves as well.
اگر بدهی بیش از ارزش برآورد شده کل دارایی بدهکار باشد ، در این صورت بدهکار و خانواده او نیز برده طلبکار می شوند.
3. The circulation rates and readerships of newspapers greatly exceed those of medical journals.
میزان تیراژ و تعداد خوانندگان روزنامه ها بسیار بیشتر از مجلات پزشکی است.
4. Also, no single piece of luggage should exceed 70 pounds or 32 kilos in weight.
همچنین ، هیچ یک از چمدان ها نباید بیش از 70 پوند یا 32 کیلو وزن داشته باشند.
5. Anything closer than 80 kilometers to the perimeter of the storm system... will likely exceed safety tolerances.
هر چیزی که نزدیک به 80 کیلومتر به محیط سیستم طوفان نزدیک باشد ... احتمالاً از حد تحمل ایمنی فراتر خواهد رفت.

Exceed= فراتر رفتن،بیش از حد مجاز بودن،بیشتر از،تخطی کردن از
افسانه احمدلی
بیشتر مصرف کردن از (در مورد داروها)
بیشتر شدن از(در مورد اعداد، مقدار، و کیفیت)
فراتر بودن از (انتظار)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی exceed

کلمه : exceed
املای فارسی : اخکید
اشتباه تایپی : ثطزثثی
عکس exceed : در گوگل

آیا معنی exceed مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )