can

/kæn//kæn/

معنی: قوطی، حلبی، قوطی کنسرو، قادر بودن، قدرت داشتن، امکان داشتن، در قوطی ریختن، زندان کردن، اخراج کردن، توانایی داشتن
معانی دیگر: مخفف:، کانادا، کانادایی، توانستن، کاوستن، یارا بودن، یارستن، احتمال داشتن، (از نظر حقوقی و اخلاقی) حق داشتن، (عامیانه) اجازه داشتن (هم معنی may است)، (مهجور) دانستن، جعبه ی حلبی، ظرف حلبی (در انگلیس tin هم می گویند)، ظرف فلزی دردار، حلب، پیت، سطل دردار، (امریکا - خودمانی) زندان، هلفدان، در قوطی کردن، شیشه کردن (مربا یا ترشی و غیره)، کنسرو کردن، (خودمانی) اخراج کردن، موقوف کردن، جلوگیری کردن، به اندازه ی یک قوطی، کپل، مستراح فرنگی، ناوشکن، (نوار صوتی و غیره) ضبط کردن، امکان داشتن may

بررسی کلمه

فعل کمکی ( auxiliary verb )
حالات: can, could
(1) تعریف: to have the ability to.
مشابه: know

- She can play the piano beautifully.
[ترجمه 1234] او می تواند پیانو را به زیبایی بنوازد.
|
[ترجمه علی] او می تواند به زیبایی پیانو بنوازد
|
[ترجمه Ata] آن زن می تواند به زیبایی پیانو بزند
|
[ترجمه emily] آن زن میتواند به خوبی پیانو بزند
|
[ترجمه Reza] او میتواند پیانو را به زیبایی بزند
|
[ترجمه علیرضا] او می تواند به زیبایی پیانو را بنوازد
|
[ترجمه علیرضا] پیانو او می تواند به زیبایی پیانو را بنوازد.
|
[ترجمه علیرضا] وجود the در، جمله اصلی، پیانو را معرفه میکند. پس در ترجمه فارسی بعد از کلمه پیانو باید از "را" استفاده کنیم.
|
[ترجمه گوگل] او می تواند پیانو را به زیبایی بنوازد
[ترجمه ترگمان] او می تواند به زیبایی پیانو بنوازد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Can you swim?
[ترجمه Ata] آیا تو می توانی شما کنی؟
|
[ترجمه محمد حسین کریمی] آیا تو می تونی شنا کنی. . . . شنا بلدی
|
[ترجمه محمد حسین کریمی] شنا بلدی. . . . میتوانید شنا کنید
|
[ترجمه R] تو می توانی شنا کنی؟
|
[ترجمه علیرضا] شنا بلدید؟
|
[ترجمه MesterMohamad] Can: میتونی . You:شما. Swim:شنا کردن . در واقع جواب از کلمه سوالی شروع میشه . میتونی. بعد فعل توبی شما بعد سویم که شنا کردن هست میشه میتونی تو شنا کنی
|
[ترجمه گوگل] آیا می توانی شنا کنی؟
[ترجمه ترگمان] شنا بلدی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I can't cook, so I eat out a lot.
[ترجمه Setayesh-Arya] من نمیتونم آشپزی کنم، بنابراین زیاد بیرون ( منظور رستوران ) غذا می خورم
|
[ترجمه Reza] من نمیتونم آشپزی کنم، بنابرین من زیاد بیرون غذا میخورم
|
[ترجمه گوگل] من نمی توانم آشپزی کنم، بنابراین زیاد بیرون غذا می خورم
[ترجمه ترگمان] من آشپزی بلد نیستم، بنابراین زیاد غذا می خورم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to have the power or right to.

- Only the boss can hire and fire employees.
[ترجمه Setayesh-Arya] فقط رئیس می تواند کارکنانش را استخدام یا اخراج کند
|
[ترجمه علیرضا] فقط رئیسه که میتونه کارمندا رو استخدام یا اخراج کنه.
|
[ترجمه گوگل] فقط رئیس می تواند کارمندان را استخدام و اخراج کند
[ترجمه ترگمان] تنها رئیس می تواند کارمندان را استخدام و اخراج کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: to have permission to.

- Can I come in?
[ترجمه محمد حسین کریمی] من میتونم بیام داخل. . . . آیا میتونم وارد شوم. . . . میتونم بیام تو
|
[ترجمه علیرضا] میشه بیام تو؟
|
[ترجمه حورا] من می تونم بیام داخل
|
[ترجمه مهدیس] من میتونم داخل بشم؟
|
[ترجمه گوگل] آیا می توانم وارد شوم؟
[ترجمه ترگمان] میتونم بیام تو؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- You can't smoke anywhere in the hospital.
[ترجمه Setayesh-Arya] شما نمیتوانید در هیچ جای بیمارستان سیگار بکشید
|
[ترجمه گوگل] در هیچ جای بیمارستان نمی توانید سیگار بکشید
[ترجمه ترگمان] تو نباید هیچ جا تو بیمارستان سیگار بکشی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: used to express the potential for something to happen or to be as one expects.

- It can snow in this area even in May.
[ترجمه M.R.SHAKH] دراین منطقه میتواند برف ببارد حتی در ماه می.
|
[ترجمه گوگل] حتی در ماه مه ممکن است در این منطقه برف ببارد
[ترجمه ترگمان] در این منطقه حتی در ماه می هم برف می بارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- He can't be her father because he's too young.
[ترجمه گوگل] او نمی تواند پدر او باشد زیرا خیلی جوان است
[ترجمه ترگمان] اون نمی تونه پدرش باشه، چون اون خیلی جوونه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
(1) تعریف: a commercial metal container, often cylindrical, for food or other products.

- He prefers beer in a bottle to beer in a can.
[ترجمه Setayesh-Arya] او ترجیح می دهد آبجو در یک شیشه باشد تا در یک قوطی
|
[ترجمه گوگل] او آبجو در بطری را به آبجو در قوطی ترجیح می دهد
[ترجمه ترگمان] او آبجو را در بطری آبجو ترجیح می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Food lasts quite a long time when stored in cans.
[ترجمه گوگل] زمانی که غذا در قوطی ها نگهداری می شود، ماندگاری زیادی دارد
[ترجمه ترگمان] غذا مدت زمان زیادی است که در قوطی ها نگهداری می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the contents of such a container.

- She ate the whole can of peaches.
[ترجمه Setayesh-Arya] او تمام کمپوت هلو را خورد
|
[ترجمه گوگل] کل قوطی هلو را خورد
[ترجمه ترگمان] اون کل قوطی هلو رو خورد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- Add one can of condensed milk to the mixture.
[ترجمه گوگل] یک قوطی شیر تغلیظ شده را به مخلوط اضافه کنید
[ترجمه ترگمان] یک قوطی شیر عسلی را به مخلوط اضافه کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: a larger container for garbage or other waste.

- We bring the garbage cans out to the curb every Tuesday.
[ترجمه گوگل] ما هر سه شنبه سطل های زباله را به حاشیه می آوریم
[ترجمه ترگمان] ما هر سه شنبه سطل زباله را کنار می گذاریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: (slang) the buttocks.
مشابه: bottom

- How can you just sit there on your can and not help us?
[ترجمه گوگل] چگونه می توانید روی قوطی خود بنشینید و به ما کمک نکنید؟
[ترجمه ترگمان] چطور میتونی اونجا بشینی و به ما کمک نکنی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(5) تعریف: (slang) jail.
مشابه: jug, stir

- He spent two years in the can.
[ترجمه arh616] او دو سال را در زندان به سر برد
|
[ترجمه گوگل] او دو سال را در قوطی گذراند
[ترجمه ترگمان] او دو سال را در قوطی به سر برد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(6) تعریف: (slang) a restroom.

- The last time I saw him, he was in the can throwing up.
[ترجمه گوگل] آخرین باری که او را دیدم، در قوطی بود و داشت بیرون می زد
[ترجمه ترگمان] ، آخرین باری که دیدمش توی آسانسور بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: cans, canning, canned
(1) تعریف: to preserve (food) by sealing in a jar or can.

- We can tomatoes from our garden every summer.
[ترجمه گوگل] هر تابستان می توانیم از باغ خود گوجه فرنگی بگیریم
[ترجمه ترگمان] ما می تونیم هر تابستون از باغ مون پول بگیریم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: (informal) to fire.
مشابه: fire

- His boss canned him for now showing up to work last Friday.
[ترجمه گوگل] رئیسش او را فعلاً کنسرو کرد که جمعه گذشته سر کار حاضر شد
[ترجمه ترگمان] رئیسش او را در حال حاضر آماده کرده بود تا جمعه گذشته کار کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: (informal) to put a stop to.

- Please can that noise!
[ترجمه Setayesh-Arya] لطفا این سروصدا رو متوقف کن
|
[ترجمه گوگل] لطفا می توانید آن سر و صدا!
[ترجمه ترگمان] خواهش می کنم این صدا و صدا کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. can a singular person be understood apart from his culture?
آیا می توان یک شخص واحد را جدا از فرهنگش مورد پژوهش قرارداد؟

2. can anybody design a better schedule?
آیا کسی می تواند برنامه ی بهتری تنظیم کند؟

3. can i be of any help to you?
آیا می توانم به شما کمک کنم ؟

4. can i be of any service?
آیا خدمتی از دست من برمی آید؟

5. can i interest you in a cup of tea?
چای میل دارید؟،چای چطور؟

6. can i open the window now?
آیا حق دارم حالا پنجره را بازکنم ؟

7. can i open the window?
آیا می توانم (اجازه دارم) پنجره را باز کنم ؟

8. can i see your book for just a second ?
آیا می توانم کتاب شما را فقط برای یک لحظه ببینم ؟

9. can intelligence be inherited?
آیا می توان هوش را به ارث برد؟

10. can it be true?
آیا ممکن است (یا می تواند) صحت داشته باشد؟

11. can she account for her actions?
آیا می تواند رفتار خود را توجیه کند؟

12. can that branch hold your weight?
آیا آن شاخه می تواند وزن تو را تحمل کند؟

13. can you afford to buy this mansion?
آیا قدرت خرید این کاخ را دارید؟

14. can you cap this verse?
آیا می توانی جواب این شعر را بیاوری ؟

15. can you count to five?
می توانی تا پنج بشماری ؟

16. can you count?
می توانی بشماری ؟ (می توانی حساب کنی ؟)

17. can you differentiate between these two colors?
آیا می توانی این دو رنگ را از هم تشخیص بدهی ؟

18. can you drive a car?
می توانی ماشین برانی ؟

19. can you explain the significance of this part of the contract?
آیا می توانی فحوای این قسمت از قرارداد را توضیح بدهی ؟

20. can you give me a lift if you're mobile?
اگر اتومبیل داری ممکن است مرا برسانی ؟

21. can you give me more information about his parentage?
آیا می توانی درباره ی اصل و نسب او اطلاعات بیشتری به من بدهی ؟

22. can you help me with this suitcase, son?
پسرم،می توانی در حمل این چمدان به من کمک کنی ؟

23. can you identify every child in this photograph?
آیا می توانید هر یک از بچه هایی را که در این عکس هستند شناسایی کنید؟

24. can you lend me some money until tomorrow?
آیا می توانی تا فردا قدری پول به من قرض بدهی ؟

25. can you locate japan on the map?
آیا می توانی ژاپن را در نقشه پیدا کنی ؟

26. can you make it by yourself?
خودت به تنهایی می توانی ؟

27. can you meet your debts?
آیا می توانی از عهده ی قرض های خود بربیایی ؟

28. can you mend my sleeve?
آیا می توانی آستین مرا دوخت و دوز کنی ؟

29. can you operate this motor
می توانی این موتور را به کار بیاندازی ؟

30. can you place his face?
قیافه اش یادت می آید؟

31. can you prove the forty-seventh proposition?
آیا می توانی قضیه ی چهل و هفتم را اثبات کنی ؟

32. can you put us up for tonight?
آیا می توانی امشب به ما جا بدهی ؟

33. can you reach that apple?
دستت به آن سیب می رسد؟

34. can you read omar khayyam in the original?
آیا می توانی عمرخیام را به زبان اصلی بخوانی ؟

35. can you recommend a good dentist to me?
آیا می توانی یک دندانساز خوب را به من معرفی کنی ؟

36. can you repair this radio?
آیا می توانی این رادیو را درست کنی ؟

37. can you ride on a bicycle?
دوچرخه سواری بلدی ؟

38. can you rightly define this word?
آیا می توانی این واژه را درست معنی کنی ؟

39. can you sail?
قایق رانی بلدی ؟

40. can you spare me a few minutes of your time?
می توانی چند دقیقه وقت خودت را به من بدهی ؟

41. can you spell my name
می توانی نام مرا هجی کنی ؟

42. can you substitute for me at the meeting?
آیا می توانی به جای من به جلسه بروی ؟

43. can you swim underwater?
می توانی زیرآبی شنا کنی ؟

44. can you swim?
می توانی شناکنی ؟

45. can you tell the difference between these two rugs?
فرق میان این دو قالیچه را تشخیص می دهی ؟

46. can you tie your own shoestrings?
آیا می توانی بند کفش های خود را گره بزنی ؟

47. can you? sure i can!
می توانی ؟ بله که می توانم !

48. "i can sell the house" she mused, "but then where will i live"?
او پیش خود اندیشید: ((می توانم خانه را بفروشم ولی آن وقت کجا زندگی خواهم کرد؟))

49. can but
فقط می تواند،ممکن است

50. can not but
. . . چاره ای ندارد جز . . .

51. can not help oneself
از خودداری عاجز بودن،ناتوان بودن (در جلوگیری)،اختیار دست خود (کسی)نبودن

52. can of worms
(امریکا - عامیانه) مشکل بزرگ،مسئله ی پردردسر،مخمصه ی زیاد

53. can use
نیاز داشتن،احتیاج داشتن

54. can you beat this?
از این بهتر می توانی ؟،از من بهتر می توانی ؟

55. a can of beer
یک قوطی آبجو

56. a can of motor oil
یک قوطی روغن ماشین

57. a can of paint
یک قوطی رنگ

58. a can of sardines
یک قوطی ساردین

59. a can of sardines in brine
یک قوطی ساردین در آب نمک

60. a can of shoe polish
قوطی واکس

61. a can of vegetable oil
یک حلب روغن گیاهی

62. a can opener
در قوطی بازکن

63. adultry can be grounds for divorce
رابطه ی نامشروع جنسی می تواند (به عنوان دلیل کافی در دادگاه) منجر به طلاق شود.

64. alcohol can disinfect some sores
الکل برخی زخم ها را ضدعفونی می کند.

65. anyone can vote without respect to race or religion
همه می توانند از هر نژاد یا مذهبی که باشند رای بدهند.

66. books can be divided into five categories
کتاب را می توان به پنج دسته تقسیم کرد.

67. carbon can combine directly with hydrogen
کربن می تواند مستقیما با هیدروژن ترکیب شود.

68. cigarets can injure your health
سیگار می تواند به تندرستی شما صدمه بزند.

69. comradeship can fester into hatred
رفاقت می تواند به تنفر بیانجامد.

70. crime can be an outgrowth of poverty
جنایت می تواند ناشی از فقر باشد.

مترادف ها

قوطی (اسم)
tin, package, box, canister, can, packet

حلبی (اسم)
tin, can, tinfoil

قوطی کنسرو (اسم)
can

قادر بودن (فعل)
can, may

قدرت داشتن (فعل)
can

امکان داشتن (فعل)
can, may

در قوطی ریختن (فعل)
can

زندان کردن (فعل)
prison, can, lock up

اخراج کردن (فعل)
deport, out, exorcise, can, oust, send down, exorcize

توانایی داشتن (فعل)
can, may

کلمات اختصاری

عبارت کامل: Campus Area Network
موضوع: کامپیوتر
«شبکه دانشگاهی» که در بعضی برگردان ها به آن شبکه پردیس نیز گفته اند یک «شبکه رایانه ای» است که از اتصال چند «شبکه محلی» (LAN) که همه آنها محدود به یک ناحیه جغرافیایی هستند ساخته می شود، مانند محوطه یک دانشگاه، یک مجموعه صنعتی یا یک پایگاه نظامی. می توان آن را به عنوان یکی از انواع «شبکه های کلان شهری» (MAN) به حساب آورد که عموماً محدود به ناحیه ای کوچک تر از اندازه معمول یک شبکه کلان شهری است.

در حالتی که در فضای یک دانشگاه شبکه ای از نوع شبکه دانشگاهی داشته باشیم، شبکه مورد نظر محتملا ساختمان های دانشکده های مختلف شامل بخش های آکادمیک، کتابخانه دانشگاه و ساختمان محل اقامت دانشجویان را به یکدیگر متصل می کند. شبکه دانشگاهی بزرگ تر از یک «شبکه محلی» ولی کوچکتر از یک «شبکه گسترده» (WAN) است.

تخصصی

[خودرو] Controller Area Network. شبکه رابط بین سیستم مرکزی کنترل اتومبیل (ECU) و سیستم کنترل محیطی اتومبیل (ABS , AIRBAG , کولر ....)
[سینما] منعکس کننده 1000 واتی - فیلم دان - قوطی فیلم
[مهندسی گاز] ظرف، قوطی
[نساجی] ظرف - قوطی - جعبه فیتیله - بانکه

انگلیسی به انگلیسی

• tin, aluminum container; (slang) jail, prison; (slang used in canada and the usa) toilet, bathroom; dismissal, firing from a position (or job, etc.)
be able; be capable; be entitled
preserve in jars, preserve in cans (of food); dismiss, fire from a position (or job, etc.)
if you can do something, it is possible for you to do it or you are allowed to do it.
if you can do something, you have the skill or ability to do it.
you use can in questions as a polite way of asking someone to do something.
if you say that something cannot be true or cannot happen, you mean that you feel sure that it is not true or will not happen.
you use can't and can...not in questions in order to ask people to do something, and sometimes to show you are annoyed or unhappy.
a can is a sealed metal container for food, drink, or paint.
you also use can to refer to a can and its contents, or to the contents only.
when food or drink is canned, it is put into a metal container and sealed.
see also canned.

پیشنهاد کاربران

Can is a slang term for a toilet. It is often used in informal or casual settings.
اصطلاح عامیانه
توالت، دستشویی، اغلب در محیط های غیررسمی یا خودمانی استفاده می شود.
مثال؛
I’ll be right back, I need to use the can.
...
[مشاهده متن کامل]

In a conversation about plumbing, one might ask, “How much does it cost to replace a can?”
A parent might tell their child, “Make sure you flush the can after you’re done. ”

To “can” someone means to dismiss or fire them from their job.
کسی را از شغلش اخراج یا عزل کردن
مثال؛
“Did you hear they canned Sarah? She was always late. ”
In a discussion about layoffs, someone might ask, “How many people did they can?”
...
[مشاهده متن کامل]

A manager might say, “We had to can him because he violated company policy. ”

توانستن، توانا بودن
مثال: With practice, you can improve your skills.
با تمرین، می توانید مهارت هایتان را بهبود ببخشید.
Can: قوطی، توانستن
Tin:قوطی
توی عامیانه معنی دستشویی هم میده مثلا، I'm on the can
تفنگ ( محاوره ای )
تفاوت Can و Could:
can و could هر دو به احتمال، امکان و توان حدوث رخدادها اشاره دارن.
�can� به یک حقیقت کلی یا چیزی که احتمال رخداد قوی داره، اشاره میکنه.
�could� به چیزی اشاره داره که احتمال رخدادش ضعیفه، یا چیزی که ممکنه اتفاق بیفته، اما لزوماً یک حقیقت کلی نیست.
...
[مشاهده متن کامل]

در واقع could رو بیشتر از can میتونیم برای موقعیت های فرضی استفاده کنیم.

می تواند - نشاهدنده یک امکان یا قابلیت در متون استاندارد نظیر iso
can: قوطی
canal: آبراه
cancel: لغو کردن
cancer: سرطان
can: قوطی
can 2 ( n ) =a metal container in which liquids are kept under pressure and let out in a fine spray when you press a button on the lid, e. g. a can of hairspray.
can
can 1 ( n ) ( k�n ) =a metal container in which food or drinks are sold, e. g. a can of beans. a beer can.
can
اخراج کردن
To be or get cannef = اخراج شدن
سطل قوطی توانستن
1 - توانایی ( توانستن )
2 - احتمال ( ممکن است )
3 - اجازه
کنسرو کردن
به نظر من can به معنای توانستن است
قادر بودن
لحظه شماری کردن
If you can not afford it it means you do not have enough money
اگر توانایی مالی ندارید به این معنی است که پول کافی ندارید
can ( مهندسی بسپار - مجموعة بسته بندی )
واژه مصوب: قوطی
تعریف: گُنجایه ای استوانه ای با ظرفیت حداکثر 40 لیتر
صبر آدم لبریز شدن
طاقتمون طاق شدن
جون آدم به لب رسیدن
واژه can به معنای کنسرو
واژه can به معنای کنسرو یا قوطی به ظرف فلزی و معمولا استوانه ای شکلی گفته می شود که در آن غذا و نوشیدنی نگهداری می شود و به فروش می رسد. مثلا:
a coca cola can ( یک قوطی کوکا کولا )
...
[مشاهده متن کامل]

a tuna can ( یک کنسرو تن ماهی )
در انگلیسی آمریکایی can واژه ای است که هم برای غذا و هم نوشیدنی استفاده می شود. در انگلیسی بریتانیایی can همیشه برای نوشیدنی استفاده می شود اما tin هم برای نوشیدنی و هم برای غذا به کار می رود.
فعل مدال can به معنای توانستن
فعل can در زبان انگلیسی یک فعل مدال ( modal verbs ) نوعی از افعال هستند که توانایی، اجازه، امکان انجام و … را در جمله نشان می دهند. افعال مدال به طور کلی تنها در زمان حال مورد استفاده قرار می گیرند، و در سوم شخص مفرد s نمی گیرند.
- فعل can ( به معنای توانستن ) توانایی کسی را برای انجام دادن کاری نشان میدهد. مثلا:
?can you drive ( می توانی رانندگی کنی؟ )
she can speak four languages ( او می تواند به چهار زبان صحبت کند. )
- زمانی که سوال می کنیم یا درخواستی داریم معمولا میتوانیم از فعل can استفاده کنیم:
?can i have a glass of water ( می توانم یک لیوان آب داشته باشم؟ )
?can you feed the cat, please ( می توانی به گربه غذا دهی لطفا؟ )
در این کاربرد شکل رسمی تر و مودبانه تر فعل can شکل گذشته آن یعنی could است:
?could i have a glass of water ( می توانم یک لیوان آب داشته باشم؟ [می توانید یک لیوان آب برای من بیاورید؟] )
- فعل can به معنای توانستن برخی اوقات مفهوم اجازه داشتن دارد. مثلا:
we can't wear jeans at work ( ما نمی توانیم [اجازه نداریم] سر کار شلوار جین بپوشیم. )
?can i read your newspaper ( می توانم [اجازه دارم] روزنامه تان را بخوانم؟ )
- فعل can در حالت منفی ( can't ) معنای ممکن نبودن می دهد، به این معنی است که فردی در رابطه با درست بودن چیزی مطمئن نیست. مثلا:
that can't be mary—she's in new york ( او ممکن نیست ماری باشد - او در نیویورک است. )
he can't have slept through all that noise ( او ممکن نیست توانسته باشد در آن همه سر و صدا بخوابد. )
- فعل can می تواند برای بیان شک یا تعجب استفاده شود. در این صورت با اصطلاح یعنی ترجمه می شود. مثلا:
?can he be serious ( یعنی او جدی بود؟ )
?where can she have put it ( یعنی آن چیز را کجا گذاشته است؟ )
- فعل can در برخی اوقات به این معنی است که چیزی یا شخصی معمولا چگونه است. در این مفهوم می توان با معمولا و برخی اوقات جمله را ترجمه کرد. مثلا:
he can be very tactless sometimes ( او می تواند برخی اوقات بسیار بی ملاحظه باشد. )
it can be quite cold here in winter ( اینجا معمولا در زمستان خیلی سرد می شود. )
- فعل can برای پیشنهاد دادن نیز استفاده می شود. مثلا:
we can eat in a restaurant, if you like ( می توانیم در رستوران غذا بخوریم، اگر می خواهی. )
منبع: سایت بیاموز

can = پیت بزنین میشه
ارزشش یا ارزش زحمتش رو نداره
thing are going well , I'm fine
می تواند ، توانستن
توانستن ، میتوانی
Can یک فعل کمکی است درباره ی ability و skill ها
( توانایی و مهارت ) صحبت می کند .
I can speak English
من می توانم انگلیسی صحبت کنم
می تواند به صورت introgetive ( پرسشی ) به کار رود . به معنی ایا معمولا در فارسی ترجمه می شود
...
[مشاهده متن کامل]

؟Can he underestand encyclopedia
ایا او دایره معارف را درک می کند ؟

توانستن
قوطی
اخراج کردن، بیرون انداختن از کاری
he got canned from his post

آب پاش
خواستن ـ توانستن
I can do it by myself
من میتوانم به تنهایی آنرا انجام دهم
🚿🚿
یه معنی دیگش توانستن

یە معنی دیگە کە واژە can میتونە داشتە باشە ( درب قوطی ) هستش .
She always drink it out of the can .
توان چیزی را داشتن، توان داشتن بر چیزی
a settlement that can sustain economic expansion : سکونتگاهی که توان حفظ رونق اقتصادی را داشته باشد
قابل، پذیر
the building of walls can be contemplated : ساخت دیوار قابل تامل است
...
[مشاهده متن کامل]

the site can be generalized to the whole of Jomon culture : این محوطه به کل فرهنگ جومون تعمیم پذیر است

بیشتر به معنی توانستن به کار می رود ولی به معنی قوطی هم به از می رود.
( We can use old cans for hand work
ما می توانیم استفاده کنیم از قوطی های قدیمی به عنوان کار دستی )
در معنای واحد شمارش هم به کار میره مثل a can of soda
( یک قوطی نوشابه )
یه مثال جالب بلدم:
!!!!!i can can a can with a can
من میتونم باز کنم یه قوطی رو با یه قوطی باز کن{در باز کن}
پس به معنای1 ) توانستن 2 ) قوطی یا کنسرو 3 ) باز کردن 4 ) در باز کن

به قوطی هایی مانند نوشابه کوکاکولا - نوشابه لیمویی و. . . . .
توانستن
ظرف آزمایش
مشاهده ادامه پیشنهادها (١٠ از ٤٣)

بپرس