برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1531 100 1
شبکه مترجمین ایران

Application

/ˌæpləˈkeɪʃn̩/ /ˌæplɪˈkeɪʃn̩/

معنی: ضمیمه، استفاده، درخواست، کاربرد، استعمال، درخواست نامه، ممارست
معانی دیگر: مالیدن به، زدن به، چیز مالیدنی یا زدنی (به ویژه دارو)، تقاضا، تقاضانامه، فرم، پشتکار، سعی، مداومت، ربط، اطلاق، وابستگی

بررسی کلمه Application

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act of putting to use.
مترادف: employment, exercise, operation, utilization
مشابه: exertion, practice, praxis, usage, use

- Her job requires the application of her math skills.
[ترجمه ترگمان] شغلش به کاربرد مهارت‌های ریاضی او نیاز دارد
[ترجمه گوگل] شغل او نیاز به کاربرد مهارت های ریاضی او دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: the quality of being relevant or usable.
مترادف: function, purpose, use
مشابه: bearing

- Those are interesting facts, but they have no application to this matter.
[ترجمه محمد حیدری] آن حقایق ها جالب و جذاب هستند, ولی آن ها هیچ کاربردی برای این مشکل ندارند.
|
[ترجمه محدثه فرومدی] این‌ها حقایق جالبی‌اند، اما هیچ کاربردی در این موضوع ندارند
...

واژه Application در جمله های نمونه

1. an application for employment
درخواست کار

2. an application form
درخواست کار

3. the application of an ointment
مالیدن مرهم

4. the application of cosmetics
بزک کردن

5. the application of paint to a wall
زدن رنگ به دیوار

6. the application of the title "doctor" to him is inappropriate
اطلاق عنوان ((دکتر)) به او نابجاست.

7. your application must be accompanied with three references
تقاضای شما باید همراه با سه توصیه‌نامه باشد.

8. a blank application form
فرم درخواست پر نشده

9. an oily application for dry skin
کرم چرب برای پوست خشک

10. fill this application and sign it on the bottom
این فرم را پر کنید و پای آن را امضا کنید.

11. i sent off my application yesterday
دیروز درخواست نامه‌ی خودم را فرستادم.

12. your suggestion has no application to this problem
پیشنهاد شما ربطی به این مسئله ندارد.

13. this job calls for t ...

مترادف Application

ضمیمه (اسم)
addition , accompaniment , attachment , annex , appendix , supplement , addendum , application , adjunct , adjunction , enclosure , appendage , appurtenance , postscript
استفاده (اسم)
gain , acquisition , use , usage , utilization , application , benefit , avail , beneficiary
درخواست (اسم)
suit , application , appeal , solicitation , request , demand , requisition , postulate
کاربرد (اسم)
use , usage , application
استعمال (اسم)
use , usage , application
درخواست نامه (اسم)
application
ممارست (اسم)
practice , application , assiduity

معنی عبارات مرتبط با Application به فارسی

کاربرد گرا
بسته کاربردی
برنامه کاربردی
برنامه نویس کاربردی
استعمال برونی یا خارجی
کاربرد جانشین

معنی Application در دیکشنری تخصصی

application
[حسابداری] کاربرد
[کامپیوتر] کاربرد- نگاه کنید به آپلیشن پروگرام - استفاده ؛ برنامه کاربردی ؛ کاربرد.
[برق و الکترونیک] کاربر
[نساجی] کاربرد - مورد استعمال - درخواست - تقاضا نامه - مداومت - پشتکار - کاربری
[ریاضیات] درخواست، عملکرد، پرسشنامه، اعمال، کاربرد، مورد استعامال، نگاشت، گسترش، کاربست، استعمال، اثر، تقاضانامه، کاربردی، استفاده، درخواست نامه
[آمار] کاربرد
[صنعت] A category of projects that have common elements not present in all projects. Application areas are usually defined in terms of either the product of the project (i.e., by similar technologies or industry sectors) or the type of customer (e.g., internal versus external, government versus commercial). Application areas often overlap.
[کامپیوتر] تمرکز برنامه کاربردی.
[حسابداری] کنترل کاربردی
[کامپیوتر] توسعه دهنده برنامه کاربردی.
[کامپیوتر] فایل برنامه ( کاربردی ) .
[کامپیوتر] چارچوب کاربردی - مجموعه ای از رویه یا برنامه های از پیش نوشته شده که برنامه نویس هنگام نوشتن یک برنامه نیازی به نوشتن آنها ندارد . نمونه هایی از این برنامه ها و چارچوب های کاربردی عبارتند از ماک آپ برای مک اینتاش توربو ورژن برای داس و انواع چارچوبهای کاربردی ویندوز کامپایلرهای و مکروسافت زبانهای برنامه نویسی جدیدتر مانند دلفی برای ویندوز مکروسافت ویژوال بیسیک برای داس و ویندوز ...

معنی کلمه Application به انگلیسی

application
• act of applying; request; implementation; persistence, diligence; (computer) computer program designed to perform a specific task for a user or other application (e.g. word processor, spreadsheet, web browser, etc.); preparation that soothes when applied to the skin, prepartion that has antiseptic or medicinal action when applied to the skin
• an application for a job or a place at a college is a formal written request to be given the job or the place.
• the application of a rule, piece of knowledge, or piece of equipment is the use of it in a particular situation.
• application is hard work and concentration on what you are doing.
• the application of something, for example a coat of paint or skin cream, is the act or process of putting it on to a surface.
application control menu
• menu which controls the window of an application in a windows environment
application form
• blank form one fills out in order to apply (for a job, loan, etc.)
application foundation classes
• (computers) collection of java class libraries used to build java-based applications (produced by microsoft), afc
application generator
• one who applies theory in production
application heap
• volume of the memory designated for user applications in macintosh computers
application icon
• small graphic symbol for a program in graphical user interfaces
application of fire
• firing or shooting or weapons
application of law
• administering of law, practice of law
application of the law
• administering of the l ...

Application را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
کارکرد
حامد شهابی راد
برنامه
محسن احمدیانی
آستانه تحریک
علی اکبر منصوری
تقاضانامه رسمی و معمولا بصورت مکتوب برای چيزي
روح الله جوادی
اعمال ( حقوقی )
Setayesh-Arya
تقاضا نامه/درخواست
مهسا خسروی
نرم افزار، اپلیکیشن
علی بهرامعلی
از آنجا که اپلیکیشن یک برنامه کاربردی است که کارهای مختلف در آن و بوسیله ی با آن راه اندازی و اجرایی و استفاده می شود پیشنهاد می شود برابر �کارافزار� در ترجمه فارسی آن بکار رود.
فارسی را پاس بداریم.
(در برنامه های تلفن همراه) کار افزار
Kiwnw
Formal written request
پوریا معصومی
حقوق : دادخواست
آرمان
کارویژه
tinabailari
to become a member , fill out the application form
برای اینکه یکی از اعضا باشی این فرم درخواست را پر کن
زینب زرمسلک
اجرا و بکارگیری
پ ص ر
نرم افزار
جواد علی اکبروند
درخواست مبتنی بر موافقت
mg7
درخواست
محمد
کاربست
شیرین
1- درخواست، فرم تقاضا یا تقاضانامه برای چیزی مثل شغل، یک موقعیت در دانشگاه یا اجازه‌ی استفاده از چیزی
2- کاربرد، استفاده
3- (کامپیوتر)برنامه
این ها رایج ترین معانی هستند اما معانی دیگری هم دارد.
naser
apply :درخواست میشه . یا ثبت نام

application :همون در خواست میشه با این تفاوت که ارسال شده و یا میخواد ارسال بشه
مهدیه
به کار گیری
داریوش آریافر
کار سازه
Shiva_sisi
Formal written request ,esp for a job or a place in a school,club,etc
پریا زین العابدین
تمرکز، توجه کامل، تمرکز فکر-متمرکزکردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی application

کلمه : application
املای فارسی : اپلیکیشن
اشتباه تایپی : شححمهزشفهخد
عکس application : در گوگل

آیا معنی Application مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )