برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

بدیع

/badi'/

مترادف بدیع: ابتکاری، بکر، بی سابقه، تازه، خوب، خوش، طرفه، عجیب، نادره، نادیده، نو، نوظهور، نیکو

متضاد بدیع: کهنه

برابر پارسی: تازه، نو، نغز، نوآفرید
بدیع
نغز, تازه, نو
ساخته سعید تهرانی با بازی خودش | سروش صحت | زنده یاد عسل بدیعی و ابوالفضل پورعرب
سربلند
ساخته سعید تهرانی با بازی خودش | سروش صحت | ابوالفضل پورعرب و زنده یاد عسل بدیعی
سربلند
فیلمی از پوران درخشنده با بازی بهرام رادان | شهاب حسینی | حسام نواب صفوی | آزیتا حاجیان و زنده یاد عسل بدیعی
شمعی در باد
فیلمی از فرزاد موتمن با بازی فریبرز عرب نیا | زنده یاد عسل بدیعی | مهدی احمدی و گلشیفته فراهانی
هفت پرده
فیلمی از فرزاد موتمن با بازی فریبرز عرب نیا | گلشیفته فراهانی | مهدی احمدی | مانی کسرائیان و زنده یاد عسل بدیعی
هفت پرده
از آثار کیانوش عیاری با حضور زنده یادان عسل بدیعی و لوریک میناسیان
بودن یا نبودن
عسل
بدیع (فن بیان). در لغت به­معنی چیز تازه و نوظهور و نوآیین و در اصطلاح عبارت است از آرایش سخن فصیح و بلیغ، خواه نظم باشد و خواه نثر و مرادف آن­را سخن­آرایی و نادره­گویی و نغزگفتاری می­توان گفت. موضوع علم بدیع سخن ادبی فصیح و بلیغ است و اموری را که موجب زینت و آرایش کلام بلیغ می­شود محسنات و صنایع بدیع می­نامند، مانند جناس و سجع و ترصیع. علم بدیع هم در اصطلاح امروز، علمی است که از آرایش­های سخن فصیح بحث می­کند.[1]
تا روزگار "سکاکی" (متوفی به سال 626 ه.ق) منظور از کلمه­ی بدیع تمام زیبایی­های لفظی و معنوی بود و کلمه­ی بدیع را تقریبا در مفهوم بلاغت و نقد علمی به کار می­بردند. سکاکی نخستین کسی است که میان علوم بلاغی تفاوت قائل شد و حد و مرز علوم سه­گانه­ی معانی و بیان و بدیع را مشخص کرد. او از انواع فنون بدیعی تحت اسم محسنات سخن گفت و آن­ها را به محسنات لفظی و معنوی تقسیم کرد.[2]
پس از سکاکی، "خطیب­ قزوینی" (متوفی 721 ه.ق) آن­چه را که سکاکی محسنات گفته بود علم بدیع نامید و تقسیم­بندی علوم بلاغی مشخص شد و اقسام آن معلوم گردید. در صورتی که در دوره­ی نخستین خلافت عباسیان شعرای نوآوری همچون "بشار بن ­برد" (متوفی 167) اذهان را به طرائف و ظرائف و بدیعه­های اشعار خود متوجه ساختند و در اشعار خود طباق، جناس و تشبیه و استعاره را به کار بردند و به ظرافت و زیبایی اشعار خود هم آگاه بودند ولی برای این بدایع اصطلاحی وضع نکردند. "جاحظ" (متوفی 255 ه.ق) نخستین کسی است که کلمه بدیع را تقریبا در مفهوم بلاغت و نوآوری و تازگی به کار برده است در واقع منظور "جاحظ" فنون بیان بوده که امروز از آن­ها به­طورکلی تعبیر به بلاغت می­کنند. در عصر او کلمه­ی بدیع در میان علما و نویسندگان در مفهوم معانی بدیع و عبارات شگفت­آور و خوشایند به کار رفته است و بیشتر استعاره و تشبیه در نظر بوده است.[3]
بعد از "جاحظ" و "مبرّد" به "عبدالله­ بن ­معتز" خلیفه­ی عباسی مقتول به سال (296 ه.ق) می­رسیم که کتاب "البدیع" را به سال (274 ه.ق) نوشته است. "ابن ­معتز" ضمن این­که بسیاری از محاسن کلام و شعر همچون التفات، اعنات، تجاهل­ العارف، تشبیه و کنایه و مطابقه را بیان کرده ولی به اعتقاد وی بدیع پنج نوع است: استعاره، تجنیس، مطابقه، رد، اعجاز کلام و مذهب کلامی. آنچه از کتاب "البدیع" "ابن ­معتز" نتیجه می­شود این است که اولا: وی نخستین کسی است که در فن بدیع کتاب نوشته است. دوم این­که مباحثی را که او در کتاب البدیع بحث کرده است مطالبی است که هم­اکنون در حوزه­ی علم بلاغت است و شامل علم بیان و بدیع می­شود و سوم ابن­معتز واضع کلمه­ی بدیع به مفهوم امروزی است. زیرا او خود در آغاز کتاب البدیع آورده: «در این کتاب کلمات زیبا و عبارات شیوایی را که در قرآن مجید و احادیث و گفتار صحابه و شاعران پیشین، که نوآوران و محدثان، آن فنون را بدیع گفته­اند گردآوردم.»[4]
بعد از ابن ­معتز "قدامه ­بن­ جعفر" (متوفی 337 ه.ق) کتاب "نقدالشعر" را نوشت که فنون دیگری به این علم اضافه کرد پس از او "ابو هلال عسگری" (متوفی 395 ه.ق) این علم را گسترش داد و هفت صنعت دیگر از جمله استشهاد و تلطف را به آن افزود. در قرون بعدی "ابن­ رشیق قیروانی" (456 ه.ق) کتاب "المعده فی صناعه­الشعر و نقد" را نوشت و نام برخی از فنون را تغییر داد و شصت و پنج فن نیز اضافه کرد. "ابن ­سنان­ خفاجی" (متوفی 466 ه.ق) در واقع دنبال­رو "قدامه" است و کتاب "سرالفصاحه" را در باب علوم بلاغی نوشته است. اما بین سه علم معانی، بیان و بدیع تفاوت قائل نشده و مثل پیشینیان همه را به صورت اختلاط بحث کرده است.[5]

بزرگان علم بلاغت
عبدالقاهر جرجانی که عالم علم بلاغت است دو کتاب معروف به نام­های "ابرارالبلاغه" و "دلائل­الاعجاز­" از خود به یادگار گذاشته است. از مطالعه دو کتاب او چنین استنباط می­شود که در نظر عبدالقاهر فصاحت بیان و بلاغت همان چیزی است که به آنها ابدع و بدیع می­گویند.[6]
اسامه­ بن­­ منقذ (متوفی 584) کلمه­ی بدیع را همچون پیشینیان به­طور عام به کار برده است. او در کتاب «البدیع ­فی­ نقدالشعر» از نود و پنج نوع فنون بدیعی بحث کرده و کتاب او جمع­آوری مطالب پیشینیان همچون ابن­ معتز و عسگری و ابن ­رشیق است.[7]

بدیع در ایران و ادبیات فارسی
هیچ پیدا و روشن نیست که نخستین رویارویی­های زبان و ادب فارسی و شگردهای بدیعی و بلاغتی فرهنگ عربی و اسلامی کجا و چگونه پیدا شده است. ارتباط میان شعر فارسی و عربی و متاثر شدن شاعران فارسی زبان از شعر عربی و کتب نقد ادبی نشان می­دهد که شاعران فارسی زبان از مصطلحات نقد عربی استفاده کرده و آن مصطلحات را بر ادب فارسی منطبق کرده­اند. تا چندی پیش برخی محققان می­پنداشتند که نخستین کتاب در بلاغت فارسی کتاب "حدائق­ السحر" رشید وطواط است. اما بعد از پیدا شدن نسخه­ی خطی "ترجمان ­البلاغه" توسط "احمد آتش" معلوم شد که نخستین کتاب موجود در علم بلاغت فارسی ترجمان ­البلاغه "محمد بن­ عمر رادویانی" است که تاریخ آن (507 ه.ق) یعنی قبل از تولد رشید وطواط است.[8]

نخستین کاربردهای بدیع در ادب فارسی
نخستین کاربردهای ترفندهای بدیعی در شعر فارسی به اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم بازمی­گردد. البته نمی­توان به­گونه­ای روشن دریافت که شاعران نخستین پارسی همچون رودکی، دقیقی و کسایی مروزی چگونه صنایع بلاغی و بدیعی را در می­یافته­اند و به کار می­بسته­اند، شاید متون بر باد رفته­ای باشد که شاعران و ادیبان آنها را نزد استادان فن می­خوانده­اند و اندک اندک به قریحه­ی ذاتی خود به کار می­بسته­اند. مثلا فردوسی در دو بیت زیر صنعت لف و نشر مرتب را پیش چشم داشته اما آیا آن­را از کتابی آموخته یا از طریق مطالعه و تامل در آثار پیشین به آن رسیده است.
به روز نبــرد آن یـل ارجـمند
به شمشیر و خنجر به گرز و کمند
برید و درید و شکست و ببست
یلان را سر و سینه و پا و دست
tinabailari
نو ، تازه
مرضیه
بدیع(عربي) 1- جدید، تازه، نوآیین؛ 2- زیبا؛ 3- جالب، شگفت انگیز، نادر؛ 4- (در ادبیات) از دانش های ادبی که در آن از آرایش ها و زیبایی های شعر و نثر بحث می شود؛ 5- از نام های خداوند، مبدع، آفریننده؛ 6- (اعلام) 1) امیرمهدی بدیع [1294-1373شمسی] تاریخ نگار و پژوهنده ی ایرانی، در همدان زاده شد. در همدان و سوئیس و فرانسه تحصیل کرد و تا پایان عمر در سوئیس ماند و به تحقیقات تاریخی روی آورد و هدفش آن بود که جایگاه ایران را در تاریخ آنچنان که هست نه آنچنان که خاورشناسان می گویند به دنیا بشناساند. مهمترین اثر او کتاب 13جلدی یونانیان و بربرهاست که جلدهایی از آن به فارسی ترجمه شده است. از آثار دیگر اوست: اندیشه ی روش علوم، و تصحیح دیوان امیرشاهی سبزواری؛ 2) بدیع اصطرلابی [قرن 6 قمری] ابوالقاسم هبة الله بن حسین، دانشمند، ستاره شناس و شاعر ایرانی عربی نویس؛ در ساختن اصطرلاب و وسایل مربوط به ستاره شناسی معروف است. زیج محمودی از آثار اوست.

بدیع : اسم بدیع موردتایید ثبت احوال ایران برای نامگذاری پسر است.

بدیعه : (عربي) (مؤنث بديع) ، نادر ، نو ، جدید ، تازه ، جالب ، زیبا ، نادره ، ابتکاری، بکر، بی سابقه، خوب ، خوش، مدرن، نوين .

بدیعه : اسم بدیعه موردتایید ثبت احوال ایران برای نامگذاری دختر است .
طوبا
بدیع : پدید آرنده
طوبا
یَا بَدِیعَ السَّمَاوَاتِ : ای پدید آورنده آسمانها
میرحسین سیاوشی خیابانی
نوبرآمد ، نوبرآمده


نام نویسی   |   ورود
پارچه گرامی