برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
شبکه مترجمین ایران

بازار

/bAzAr/

مترادف بازار: بازارچه، بازارگاه، بازارگه، تیمچه، راسته، رسته، سوق، معامله، خریدوفروش، سروکار

متضاد بازار: میدان
بازار
سوق
بازار اوراق بهادار
بورس
بازار بی رونق
راکد
بازار بی مشتری
رکود
بازار پرمشتری
گرم
بازار خرید و فروش اوراق بهادار
بورس
بازار خرید و فروش اوراق بهادار و معامله
بورس
بازار سهام
بورس
بازار یا پاساژ سقف دار
ساباط
بازار یاب
ویزیتور
از فلزات اساسی در بازار جهانی
مس
از فلزات اساسی در بازار جهانی اقتصاد
فولاد
از مهم ترین انتقادات و ایرادات دولت نهم | تورم در این بازار است
مسکن
از مهم ترین ایرادات دولت نهم تورم در این بازار است
مسکن
اصلی ترین بازار صادرات ایران خودرو
روسیه
امامزاده ای در بازار تجریش
امامزاده صالح
بررسی های به عمل آمده نشان می دهد بازار تجاری این کشور | رشد سریع تری نسبت به کشورهای آفریقایی و آسیایی دارد
چین
پرفروش ترین داستان خارجی در بازار کتاب نوشته «خالد حسینی»
هزار خورشید تابان
در بازار بورس معامله می شود
سهام
گیاهی از تیره کاکتوس ها که خاصیت لطیف کنندگی و شفاف سازی دارد و اخیراً نوشابه آن نیز به بازار آمده است
الورا
مدیریت تجهیز و تخصیص منابع در بازار پول
بانکداری
میوه تازه به بازار آمده
نوبر
نبض بازار در دست آنان است
سرمایه داران
واحد اندازه گیری طلا در بازار جهانی
اونس
یک مدل اقتصادی که اثر قیمت را برروی مقدار در بازار رقابتی بررسی می کند
عرضه و تقاضا
از آثار تاریخی بازار تهران
مسجد سلطانی
از آثار تاریخی و معروف و دیدنی استان آذربایجان غربی که در جنوب بازار قدیمی خوی واقع شده
امرا
از آثار تاریخی و معروف و دیدنی کشورمان که در جنوب بازار قدیمی خوی واقع شده
دروازه سنگی
از اصلی ترین ابزار تحلیل فعالان بازار سرمایه
ترازنامه
از اصلی ترین بازار صادرات ایران خودرو
سوریه
از پرفروش ها در بازار موسیقی سنتی اثر استاد افتخاری
راز گشا
از فلزات اساسی در بازارهای جهانی
فولاد
از فلزات اساسی در بازارهای جهانی اقتصاد
مس
از کالاهای بسیار مهم در بازارهای مالی
طلا
از کالاهای بسیار مهم در بازارهای مالی و صادرات
نفت
این کالا به همراه نفت از کالاهای بسیار مهم در بازارهای مالی است
طلا
بازارچه سرپوشیده
پاساژ
بازارچه فرنگی
پاساژ
بها بازار
بورس
تقاطع میان بازار
چارسوق
جایگزین مناسب برای بازارهای راکد اوراق قرضه
بانک
درنوروز بازارش داغ بود
عیدی
رونق بازار
رواج
صورت خرید کالا از فروشنده بازار
فاکتور
قیم ت بازاری
فی
گرمی بازار
رونق
گرمی و رونق کالا و بازار
رواج
مجموعه آیتمی طنز شبکه سه و مشابه «خنده بازار» که نوروز روی آنتن شبکه سه رفت
کرکره
مدیر بازاریابی جهانی شرکت «هولت پاکارد» آمریکا
اسکاتبرگ
مسوول ارشد بازاریابی ساندویچ فروشی های زنجیره ای ساب وی در آمریکا
تونیپیس
معادل فارسی آن بازاریاب است
ویزیتور
نام شرکت ژاپنی پیشرو در ارائه را ه حل های تجاری مبتنی بر ICT در بازارهای جهانی
فوجیتسو
نام کوچک «سه» اقتصاددان فرانسوی متولد 1767 میلادی که مبتکر فرضیه بازارهای مختلف از جنبه زمان و مکان بود
ژانباتیست
نرخ بازاری
فی
هفته بازار
گوراب
کسادی بازار
رکود
علی اصغر
بازار (بخش اول) 1) واژه 2) شهر و بازار در دوره اسلامی بازار بزرگ شهری جایگاه بازار در شهر اسلامی 3) مهمترین خصوصیات بازارهای م ، قیصریه ، بدستان )؛ میدان ؛ دالان ؛ چهارسو
پیوستگی میان اجزای مختلف بازار با قدمتهای متفاوت
جدا بودن محل کار (بازار) از محل سکونت
تجمع پیشه وران مختلف در راسته ها
بخشبندی بازار و اصول اساسی آن
مهمترین گونه های بازار از لحاظ شکل و کارکرد: بازار خطی ؛ بازار چندمحوری ؛ بازار مرکزی با خانهای پیرامونی ؛ بازار صلیبی ؛ بازار محله ؛ بازار بیرون شهری ؛ بازار صحرایی ؛ بازار زیارتی ؛ بازار صنایع دستی
4) کلیاتی در معماری و مصالح ساختمانی بازار
5) نظام درونی بازار
اصناف بازار
تشکیلات صنفی
بازارهای صنفی
احتساب و نظارت
بازار، در حدیث و فقه
6) بازارهای شهری قبل از اسلام و در دورة اسلامی
دورة جاهلیت و صدر اسلام (عکاظ ؛ مربد)
دورة اسلامی (قلمرو مرکزی ؛ مناطق پیرامونی )
7) نقش بازار شهری در زندگی اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی
و دینی
اشارات و سوابق تاریخی
ــ در ایران دو قرن اخیر:
مجلس وکلای تجار (1301)
قیام تنباکو (1309)
انقلاب مشروطیت (1324-1329)
نهضت ضدجمهوری (1302)
نهضت ملی شدن صنعت نفت (1329-1332)
قیام 15 خرداد 1342
انقلاب اسلامی (1356-1357)
8) پیشینه و خاستگاه بازار بزرگ شهری
یافته های باستانشناسی ، داده ها، و شواهد کهن تاریخی
پیدایش راسته های خرده فروشی
پیدایش سراهای سرپوشیده برای کالاهای گرانبها
پیدایش خانها برای تجارتهای عمده و خارجی
9) بازارهای موقت
بازارهای روستایی در ایران و افغانستان
بازارهای موسمی در جهان اسلام
10) بازار در ایران
بازارهای روستایی
بازارهای شهری
بازارهای ایران : اراک ؛ اصفهان ؛ تبریز؛ تهران ؛ رضا (مشهد)؛ قزوین ؛ قیصریة لار؛ کاشان ؛ کرمان ؛ وکیل (شیراز)؛ یزد
1) واژه . بازار، در فارسی میانه وازار r ¦ za ¦ wa ] w'c'l ؛ در فارسی میانه مانوی w'c'r [ با ترکیبهایی چون وازارگ (بازاری )، وازارگان (بازرگان )، وازارگانیه (بازرگانی )، وازاربَدْ (رییس بازار، ملک التجّار رجوع کنید به کتیبة سه زبانة شاپور اول در کعبة زردشت ، س 35؛ ماریک ، ص 330، 331؛ باک ، ص 265؛ ژینیو، ص 35)؛ و نیز رَسْتَگ ـ یـ ـ وازار r ¦ za ¦ rastag-i-wa (راسته یا رستة بازار رجوع کنید به دینکرد مَدَن ، ص 757). در پارتی واژار r ¦ a § z ¦ wa (درخت آسوریگ ، ص 76 ـ 77، س ، 104؛ ژینیو، ص 66)، در پازند r ¦ za ¦ va ؛ در ارمنی ar § vac و از آن akan ar § vac (بازرگان رجوع کنید به هوبشمان ، 1895، ص 242)؛ در سغدی مانوی rn § n/w'c § w'c با گونه های مختلف در گویشهای محلی ایران (رجوع کنید به هُرن و هوبشمان ، ج 1، ص 219). این واژه احتمالاً از صورت مفروض ایرانی باستان rana- ¦ a § -c ¦ vaha * گرفته شده ، که ترکیبی است از " g ¦ waha ¦ - vaha * در فارسی میانه " «بها» در فارسی دری ، از مادة wah- ، از ریشة هند و اروپایی wes- * (خریدن )، بازمانده در صورتهای : vasnؤ- هندی باستان ؛ nos ¦ o یونانی ؛ num ¦ num/ue ¦ ve لاتینی (بسنجید با vendre و vend در زبانهای فرانسه و انگلیسی ) و جزء دوم آن rana- ¦ a § c (بارتولومه ، ستون 581) از ریشة " ar- § c " پسوند r ¦ -za در فارسی میانه و ـ زار در فارسی دری ؛ مجموعاً به معنی جایگاه دادوستد (هنینگ ، ذیل w'c'rg'n ؛ گرشویچ ، ذیل شماره های 356، 392، 399، 1028، 1220؛ بِیْلی ، ذیل "bahoysana" ؛ بنونیست ، ص 125 و 126؛ باک ، ص 265، 266؛ هُرن و هوبشمان ، ص 219، 302، 558).
نظریه ها و پیشنهادهای دیگر دربارة پیشینة این واژه ، مانند نسبت آن با § aris § abic فارسی باستان (کتیبة بیستون ، س 64)، نظر دارمِسْتِتِر (ج 2، ص 129-131) و دیگران که بارتولومه ، هُرن و هوبشمان آن را نپذیرفته اند و آبایف (ش 1، ص 3-7) آن را مردود شناخته است ؛ و نیز با واژة «با» به معنی آش و خوراک پخته ، و نیز با فعل «باز آوردن » بکلی بی پایه است . این واژة ایرانی ، از راه بازرگانی ، از یک سو به عربی ، ترکی عثمانی ، و زبانهای اروپایی ، و از سوی دیگر به زبان سرزمینهای هند و سیلان راه یافته است ( بریتانیکا، ذیل "bazzar" ). گفته اند که اشتهار جهانی بازارهای قسطنطنیه (استانبول ) در اشاعة این واژه میان زبانهای اروپایی سهمی داشته است (رجوع کنید به بلوخ و وارتبورک ، ذیل "bazar" ). این واژه در عربی به صورت بازار؛ در ترکی به صورتهای بازار/ پازار؛ در فرانسه bazar و چند گونة دیگر؛ در اسپانیایی و پرتغالی bazar ؛ در ایتالیایی bazzar (مایرلوپکه ، ذیل همین واژه )؛ در انگلیسی از طریق ایتالیایی bazaar و چندین گونة دیگر؛ در زبان آلمانی basar ؛ در زبان روسی bazar ؛ در زبانهای صربی و مجاری از 447/1055 vؤsؤr, pؤzؤr ( r ¦ ىa ¦ va رجوع کنید به سکوک )؛ در هندی r ¦ za ¦ ba و در لحن عامیانة آن بَزار/ بَژار r ¦ a § r/baz ¦ baza ( " فرهنگ اردو، هندی و انگلیسی " )؛ ترنر، ( " فرهنگ نپالی - انگلیسی " )؛ در زبان مالایایی pazar ( بریتانیکا، همانجا) دیده می شود.
از آنجا که نخستین شواهد این واژه در زبانهای اروپای شرقی از قرن پنجم / یازدهم و در زبان فرانسه از 836/1432، یعنی قبل از زبان پرتغالی 951/1544 دیده شده است ، ( " گنجینة زبان فرانسه " ، ذیل "bazar" )، این تصور که پرتغالیها اولین بار این واژه را از هند به اروپا برده باشند بی پایه است . این شواهد نشان می دهد که بازار ایرانی با ویژگیهای خود زبانزد جهانیان بوده و واژة ایرانی بازار به بسیاری از زبانهای جهان درآمده است . امّا در کشورهای اسلامیِ عرب زبان تقریباً همه جا واژة عربی سوق و مصغّر آن سُوَیقه (بازارچه ) به کار برده می شود. این واژه که در نام کویها، روستاها، و دیگر مکانهای جغرافیایی بوفور به کار رفته است به ع ...
آریا بهداروند
معنی بازار در زبان لری بختیاری
با:::باید.با
زار:::زار زدن.داد زدن.
فریاد زدن.جهت خبر دار شدن رهگذران از جنس فروشی خود در مغازه و خرید آن توسط رهگذران .با زار زدن

جمله لری بختیاری
خوی چیات بفروش ره
وازار زنی:::
اگر می خواهی
چیزهایت*اجناس*به فروش
برود باید زار بزنی*فریاد زدن*

وازار:::باید زار،باید فریاد.باید داد
زار:::فریادی که نوعی درخواست از مردم است .
بیاید و بخرید.نوعی خواهش
وا::باید
سروش دباغی
واجار ~ وازار
هومن کشاورز
بازار=باز آر
یعنی= باز بیار...
بازار، شخص است نه مکان!
به کسی که دائم پول یا کالا و یا خدمت می آورد و عرضه می کند، بازار گفته می شود.
به کسی که پول می آورد، بازار خریدار؛
و به کسی که کالا یا خدمت عرضه می کند، بازار فروشنده گفته می شود.

با این معنی، کلماتی همچون بازاریابی اصالت معنایی پیدا می کنند.
بازاریابی یعنی= مشتری یابی
هومن کشاورز
آترین
بازار یعنی مکانی که در آن خرید یا فروش انجام میشود و مردم زیادی در آن رفت وآمد میکند
علی باقری
بازار : به معنی کار و بار و رفتار و شیوه ی زندگانی
بدید،از بدو نیک ، بازارِ اوی ؛
به یزدان پناهید در کار ِ اوی.
نامه ی باستان ،ج ۳ ، داستان سیاوش ، دکتر کزازی ۱۳۸۴،ص ۱۹۰.
در جای دیگر می نویسد : (( بازار در پهلوی در ریخت واچار wāčār بکار می رفته است . ستاگ واژه ،" با " یا "وا " ، ریختی از " بها " در پهلوی وهاگ wahāg دانسته شده است و معنی بنیادین آن بهازار = جای بها . بازار دربیت زیر به کنایه ی ایما از رونق و رواج و روایی به کار رفته است .
((چو تهمورث آگه شد از کارشان
برآشفت و بشکست بازارشان.))
(همان ص 257.)
در مورد معنی بازار در بیت زیر می نویسد : (( بازار در بیت زیر به معنی نیرنگ و فریب ِ نغز و نهان به کار رفته است که نیرنگباز و فریفتار را در چشم فریفته می آراید و راستکار و بی رنگ و ریو جلوه می دهد .
((چو ضحاک بشنید گفتار اوی
نهانی ندانست بازار اوی))
(همان ، جلد اول ، ص 281.)

علی باقری
بازار رقابتی (اصطلاح بازاریابی و فروش) : به بازاری اطلاق می‌شود که در آن تعداد بسیاری خریدار و فروشنده به طور مستقل مشغول داد و ستد باشند؛ بنابراین هیچ عضو بازار نمی‌تواند به تنهایی تأثیری بر بازار داشته باشد.
علی باقری
بازار فروش(اصطلاح بازاریابی و فروش) : هنگامه که به هر دلیلی کالا در بازار کم می‌شود و مشتریان برای خرید به بازار وجود می‌آورند بدون تأمل و تفکر هر نوع کالایی با هر کیفیتی را می‌خرند اصطلاحاً به وضعیت بازار، بازار فروش می‌گویند.
علی باقری
بازار رو به ترقی :[اصطلاح اقتصای] بازاري که در آن افزايش متمادي در قيمت سهام مشاهده شود.
علی باقری
بازار (Market ):[اصطلاح بازارکسب و کار] محلی که خریداران و فروشندگان اقلامی را که ارزش دارند مبادله می کنند. فضایی است فیزیکی که خریداران و فروشندگان برای بهترین قیمت چانه زنی می کنند که یکی از مفاهیم اساسی تجارت است . فقدان یک بازار فیزیکی برای یک سری از کالاها معمولاً یکی از منابع اساسی ناکارآمدی اقتصادی است. در این بازار تقاضا برای محصول یا خدمت مورد نظر معمولاً از طریق طرح هایی با مدت زمان مشخص و معلوم سنجیده می شود.
شرقی
گمان میرودبازار به معنای مصطلح آن که محل دادوستدباشدرا باید با توجه به بارمفهومی آن معناکرد لذا معنی آن بیشتربه این میخورد که محلی که می باید اجناس درآن به صورت باز و درمعرض دید بودن آورده شود(باز= بدن پوشش آر= بیاور) و یا اینکه چنانچه جنس فروخته شده به هرعلتی مورد توجه خریدارقرارنگرفت،میتواند آن را بازگرداند(باز= برگرداندن آر= بیاور)


نام نویسی   |   ورود